| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
نامه به دبيركل
سازمان ملل
* سازمان ملل متحد ميبايد
قطعنامهاي صادر کند که دولتهاي هر کشور را ملتزم به انتخاباتي آزاد و دورهاي تحت
نظارت سازمان ملل کند
* سازمان ملل کشوري را مستقل
و برسميت بشناسد که دولت آن کشور با انتخاب آزاد مردم باشد
شنبه ٢٣ آذر
١٣٨١
Mr. Kofi Annan
Office Of the spokesman for the Secretary-General United Nation, S-378 New York, NY 10017 به عاليجناب کوفي عنان آقاي عنان ارجمند تراژدي وحشتناک 11 سپتامبر زنگ خطر را براي جهان ما بصدا در آورد. و بروشني نشان داد که جهان ما با چه موقعيت دشواري روبرو است. از يک طرف ديکتاتورهايي را که در بسياري از کشورها حکومت مي کنند نمي توانيم انکار کنيم. اين ديکتاتور ها براي بقاي خود الزاما شبکه هايي از ترور را براي سرکوب مردم خود ايجاد مي کنند. و اين بتدريج به مرکزي براي عمليات تروريستي تبديل خواهد شد که به آنسوي مرزهاي کشور هاي سرکوبگر خواهد رفت. و در پايان به ترور بين المللي مي انجامد که اکنون جهان تصميم به جنگ و نابودي آن گرفته است. از طرف ديگر بايد بيش از هميشه مسئوليت خود را در احترام گذاشتن به حق حاکميت کشور هاي مستقل را رعايت کنيم. هيچ کشوري هرگز نبايد کشور ديگري را بر پايه خواست و قضاوت خويش مورد تجاوز قرار دهد. چنين عملي تجاوز و جنايت است. تنها کافي نيست فقط اين چنين اعمال را محکوم کنيم و قطعنامه اي صادر کرده و بخواهيم به اين اعمال پايان داده شود. تجربه نشان داده است که موثر نيست. و حتي بعضي مواقع هم مي تواند احساسات خشمانه و ستيزه جوئي را تشديد کند و آغاز اعمالي شود که نتيجه آن شبيه فاجعه11 سپتامبر خواهد بود. هم چنين نمي توان از تحريم اقتصادي خشنود باشيم به گمان اينکه رژيم هاي خشونت گر و پست را تنبيه مي کنيم. قربانيان اصلي اينگونه تحريم ها در نهايت مردم بي گناه آن کشور خواهند بود. در همين زمان مردمان سرکوب شده سراسر جهان براي حقوق و آزادي خود از بندگي ديکتاتور ها فرياد بر مي آورند. و اين وظيفه وجداني دنياي آزاد است که به آنها کمک کنند. در نتيجه ما بايد راه حلي بيابيم که از تجاوز خود سرانه يک کشور قدرتمند به کشور ديگر جلو گيري کند. هيچ کشوري نبايد امنيت ملي و دستاويز هاي ديگري همانند آن را بهانه حمله به کشور ديگري قرار دهد. زيرا اگر يکبار کشوري چنين کند, مخصوصا کشوري مانند ايالات متحده که رهبر جهان است, سابقه قبلي ايجاد مي شود براي دولتهاي ديگر, بخصوص کشور هاي جهان سوم,که آماده هستند بر اثر اختلاف نظر با همسايگان خود دليلي پيدا کرده و از اين روش دنباله روي کنند. بر اين باور هستم که مسئله مهم اين واقعيت است که مردمان کشور هاي جهان سوم صداي واقعي خود را ندارند. در واقع آنان زير سلطه حکومتهاي غيرانتخابي خود قرار دارند. دولتهايي که مورد قبول مردم خود نيستند. اين دولتها با زور و ارعاب و سرکوب اجباري به مردم تحميل شده اند و نمايندگان واقعي مردم نيستند. زماني که جو ترور و وحشت ايجاد مي شود همانند مرض واگيري است که نه تنها بوجود آورنده آن را از بين خواهد برد, بلکه به هر کشور همسايه و غيره که ميزبان مخالفان است سرايت کرده و توسعه مي يابد.چرا که ديکتاتورها بعضي مواقع براي حفظ قدرت نامشروع خود عملهاي خود را به آنسوي مرزهاي کشور خود مي برند. طبق اطلاعات مطبوعات و گزارش رسانهها طالبان، صدام حسين، ... نمونه هايي از اينگونه ديکتاتور هاي مطلق هستند. در مورد رژيم صدام حسين، براي مدت 25 سال او با بيشرمي تمام مخالفان داخلي خود را نابود کرد، شهروندان عراقي را بکلي سرکوب کرد و جنگ عليه همسايه هاي خود را آغاز نمود. دستهاي او به خون ميليونها نفر آغشته است. روشن است که مردم عراق خواستار جنگ خانمان برانداز ديگري با ايالات متحده نيستند. اما صدام هنوز مايل نيست که کنترل قدرت را واگذار کند. او خود ميداند که اگر چنين کاري انجام دهد مردمش را از فاجعه هاي ناگفته نجات خواهد داد. هدف سازمان ملل گرد همائي ملتها براي گفتگو در مورد اختلافات، يافتن راه حلها و جلو گيري از جنگ است. دولتها در اين سازمان به نمايندگي ملتها يعني مردم يک کشور حضور دارند. سازمان ملل براي منافع دولتهاي کشور هاي جهان نيست، بلکه براي منافع مردم کشورهاي جهان است. در نتيجه اگر دولتي آزادانه و با روش دمکراتيک از طرف شهروندان خود انتخاب نشده باشد، نماينده قانوني و حقيقي مردم آن کشور نيست. به بيان ديگر اين نمايندگان زماني که دمکراتيک انتخاب نشده اند فقط صداي دولتها هستند و نه صداي مردمان کشور متبوع خويش. در جهان کنوني، تمام دولتها براي ادامه حيات سياسي خود بايد عضو سازمان ملل باشند. شرط عضو بودن در سازمان ملل اين است که هيچ کشوري نبايد زير سلطه و کنترل و نفوذ کشور ديگري باشد. به عبارت ديگر کشور بايد مستقل باشد. اما حکومتهاي ديکتاتوري اکثر کشورهاي جهان سوم به خواست مردم حکومت نمي کنند. در حاليکه مردم اين کشورها تحت سلطه و کنترل کشور ديگري نيستند ولي در واقع تحت کنترل و سلطه دولتهايي هستند که مورد خواست اين مردم نيست. و اين بدين معنا است که اين کشور ها مستقل هستند اما مردم آنها مستقل نيستند. تعريفي جديدي از استقلال مورد نياز است که منعکس کننده حل اين مشکل روز افزون سياسي مردم باشد. تعريفي که قدرت را به مردم انتقال دهد تا کنترل سرنوشت خويش را بدست گيرند، که همانا به رسميت شناختن دمکراسي به عنوان اساسي ترين حقوق و ضرورترين عنصر سياست امروزي جهان است. کشور مستقل بايد با انتخابات آزادانه دولت را تعيين كند تا معرف مردم خويش باشد. کشور هاي مستقل آن نهاد هاي سياسي هستند که خود سرنوشت خويش را تعيين مي کنند. آنها نبايد گروگانهاي ضروري يک فرد و يا گروه باشند که با قدرت زور حکومت مي کنند. در تحقق اين هدف، سازمان ملل متحد مي بايد قطعنامه اي صادر کند که دولتهاي هر کشور را ملتزم به انتخاباتي آزاد و دوره اي تحت نظارت سازمان ملل کند. سازمان ملل کشوري را مستقل و برسميت بشناسد که دولت آن کشور با انتخاب آزاد مردم باشد. بدين طريق هر دولتي تحت کنترل مردم آن کشور خواهد بود و قادر نخواهد بود با شبکه اي از خشونت و ترس خود را تحميل کند و هميشه پايدار بماند. تحت چنين مقرارتي کشور هاي جهان سوم بسيار سريعتر از زمان کنوني به دمکراسي دست خواهند يافت. زماني که پروسه دمکراسي فراگير و تسريع گرديد، سرانجام کشور هاي جهان سوم از قيد دولتهاي سرکوبگر رهايي خواهند يافت. و تحقير و شکنجه کنوني در سراسر جهان پايان خواهد يافت. و به ملت ها اجازه داده خواهد شد که خود بر سرنوشت خويش تصميم گرفته و رشد کنند. به نظر منطقي خواهد آمد که تمام اعضاي سازمان ملل متحد با اين طرح موافقت کنند. زيرا اگر دولتي مخالف اين طرح و پيشنهاد شود به معني يکي از دو حالت زير خواهد بود: کشور تحت کنترل ديکتاتوري است و يا جزء کشورهاي قدرتمندي است که ميخواهد کشور هاي ديگر را استعمار کند و خواسته آنها از طريق ديکتاتور هاي فاسد به دست آمدني است. در چنين جهاني سازمان ملل داراي چنان قدرتي خواهد شد که در وضعيتي همانند عراق کنوني، خواست سازمان ملل نمي تواند ناديده گرفته شود. سازمان ملل داراي چنان قدرت سياسي خواهد بود که مي تواند خواسته هاي ملل و مردم جهان را بقبولاند. اگر مسائل به اين طريق از طرف سازمان ملل حل شود، کشوري همانند ايالات متحده مورد نفرت و کينه واقع نخواهد شد. و اگر چنين شود فقط زماني خواهد بود که به تنهائي بر عليه شيطاني، که جهان را تهديد مي کند, عمل کند, حتي اگر اين عمل موجه باشد. من بسيار اميدوار هستم که چنين قطعنامه اي براي بحث و بررسي به سازمان ملل ارائه شود. ارادتمند شما، حسين زاهدي براي متن انگليسي اين نامه به آدرس ذيل مراجعه فرمائيد: http://www.ashena.com/november2002folder/Resources/Zahedi11.02.pdf |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |