|
بازگشت به صفحه اول |
Sun 20.02.05 | 20:32
نه برکهام که بميرم ...
پيرايه يغمايی
يكشنبه ٢ اسفند ١٣٨٣ نه برکهام که بميرم ، که جان زندهی رودم بريدهام سر خود را ، به قبلهگاه سرودم ز حجم مُردهی برفی ، روانهام به شگرفی ز خويش تا که گذشتم ، گذشتهام ز رکودم خروش روشن آبم ، به رنگ پای شتابم گشودهام چه گرهها ، ز بند بند وجودم در اين گذار گرانسر ، ز ناکسان به مکرر چه نازها که کشيدم ، چه هرزهها که شنودم ولی ز پا ننشستم ، از اين و آن نشکستم ستيزه کردم و سر را ، به سنگ حوصله سودم به راه عشقم و دانم ، درنگ را نتوانم که نيست گوش مجالی ، بههای و هوی حسودم سرود رفتن و رفتن ، نشسته روی لب من شتاب شد همه تارم ، گذار شد همه پودم به سوی دوست روانم ، ترانه گوی از آنم سزاست آنچه که هستم ، گذشت آنچه که بودم بر آن سرم که سبک پا ، رسم به آبی دريا که تا رسانم از آنجا ، به آفتاب درودم تو آفتاب جهانی ، که پرده پرده توانی ، به سادگی گذرانی ، ز هفت چرخ کبودم به اين تبار زمينی ، بتاب تا که ببينی ، چگونه باز به سويت ، حرير بال گشودم ... |
|
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك) Iran Emrooz (iranian political online magazine) iran emrooz©1998-2005 ........... editor@iran-emrooz.net |