‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





رابين هود سده ۲۱
* تاريخ مصرف حكومتهای مستبد گذشته است و اين دايناسورها در واپسين ايام تحولی خود بايد فرايندهای تحولات جديد و الزامات آن را يا سريع تر باز شناخته و با ادبيات جديد جهان سرمايه داری منطبق شده و ساختار متصلب و بسته سياسی و اجتماعی را بگشايند و يا بايد به فكر خرطوم جارو برقی پر مكش قدرت نظامی صاحبان قدرت و ثروت جهانی باشند
 
علی طايفي
شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۲

جامعه جهانی پس از ۱۱ سپتامبر كه نقطه وقوع و عطف تحول جديدی در ساختار و كاركردهای نظام سرمايه‌داری جهانی و ابر سرمايه‌داری و اولتراامپرياليزم در روابط بين الملل و بويزه با كشورهای كمتر توسعه يافته است - شاهد توسعه طلبی و استعمار نوين با نظم نوين ديگری است:

الف - روزگاری اسدآبادی ميگفت استعمار در لغت يعنی آبادانی. بدين معنا كه قبل از هرگونه اقدامی برای غارت نخست زيرساختها و بنيانهايی را تمهيد می‌كرد. بسياری از نمودهای اين خصيصه را ميتوان در ايران نيز از جمله در زمينه ساخت بنادر - لنگرگاه - راههای شوسه - برق - بيمارستان و حتی در حوزه‌های فرهنگی نظير موزه ايران باستان مشاهده كرد. به ديگر بيان با تغيير استراتژی‌های امپرياليستها حتی با گماشتن دولتهای دست نشانده بخش بزرگی از تاسيسات مدنی را نيز وارد آن كشورها می‌كردند. اين پديده در ايران پس از مشروطه و با روی كار آمدن رضا شاه و شروع فرايند شبه مدرنيزم آغاز شد. بگونه‌ای كه آموزش و پرورش - آموزش عالی - نهادهای قانونی وقضايی - دستگاه بروكراسی نوين - راهسازی - برق آب و توسعه مخابرات - بيمه اجتماعی و دهها نمود ديگر از زمره همين الزامات توسعه برونزا يا ادغام در سرمايه داری جهانی در آنوقت بشمار ميرود. در اين زمان وجود و تقويت دولتهای خودكامه با ظاهر ليبراليستی زمينه مبارزات و جنبش‌های مردمی را نيز منتفی می‌ساخت.

ب - با فروپاشی جغرافيای سياسی سوسياليزم موجود در شوروی و مهندسی مجدد ساختار اقتصاد سياسی اروپای شرقی و بلا منازع شدن توسعه طلبی امپرياليستها - قواعد بازی ديگرگون شد. ديگر استبداد با ساختار كهن سياسی و اجتماعی يارای پاسخگويی به نيازهای كاركردی توسعه سرمايه‌داری جهانی را نداشت. ارتجاع جهانی كه روزگاری صفت بارز امپرياليست‌ها بود امروزه نمی‌تواند در شرايط توتاليتر و استبدادی منافع خود را دنبال كند. عصر امروز برای دنيای توسعه يافته عصر «ارتباطات» و برای كشورهای واقع در اوج توسعه سرمايه داری عصر «اطلاعات» بوده و تاريخ مصرف جامعه بسته ديگر به اتمام رسيده است. در اين شرايط جوامع ضد دمكراسی و استبدادی (اعم از دينی يا غيردينی) بايد شرايط جديد ادامه حيات در جغرافيای اقتصاد سياسی و اكوسيستم سرمايه داری جهانی را درك كرده و در همين راستا حركت كنند. اين فرايند در كشورهای جنوب شرقی آسيا از حدود دو دهه پيش آغاز شده و امروزه اين منطقه را در چشم اقتصاد جهان جای داده و ببرهای كوچك و غول خفته (چين) را به ميدان آورده است. چنين شناختی از اقتصاد سياسی جهان سرمايه داری حتی بسياری از تهديد‌ها را به فرصت توسعه ملی آنها تبديل ساخته است.

پ - تاريخ مصرف حكومتهای مستبد گذشته است و اين دايناسورها كه گونه دينی آن سالهاست در جهان غرب به رحمت ايزدی و تاريخ پيوسته‌اند در واپسين ايام تحولی خود بايد فرايندهای تحولات جديد و الزامات آن را يا سريع تر باز شناخته و با ادبيات جديد جهان سرمايه داری منطبق شده و ساختار متصلب و بسته سياسی و اجتماعی را بگشايند ويا بايد به فكر خرطوم جارو برقی پر مكش قدرت نظامی صاحبان قدرت وثروت جهانی باشند كه در عرض بيست روز بساط استبداد ديرين تكريتی‌ها را برچيده و اكسيزن جديدی در فضای سياسی كشور عراق دميد. هرچند كه در اين فضا آنان كه صاحب سرمايه و ابزار توليد هستند و به امپرياليزم وفادارترند دنيای بهتری خواهند داشت وليكن دمكراسی برونزا و برونگرا نعمات درونی و درون مرزی بسياری نيز برای استبداد زدگان عراقی بدنبال خواهد داشت.

ت - يا توصيه: كشورهايی كه بنا بر ساختار تاريخی - اقليمی - دينی و يا هر دليل و ضرورتی ساليان بسياری در چنبره استبداد و استعمار داخلی بوده و هستند بايد بدانند رجزخوان‌های ديروز ديگر كسی را مرعوب نساخته و رعب مستبدان را از نيروی عظيم دمكراسی و مردم گرايی نيز پنهان نخواهد ساخت. صد البته چشم اسفنديار نظامهای استبدادی نيز همين جاست كه نه به جهل بلكه به ضرورت حفظ نظام خود كه اصلح بر هر چيز از زمين و زمان - از فرزندخود تا فرزندان ملت است - ناگزير از پايداری و سماجتهای شبه صدامی خواهند بود كه دستاورد آن نيز روشن... منجی ملت عراق از يوغ استبداد حيوانی و ددمنشانه حكومت بعثيون و همچنين ملت افغان از طالبانيهای كور و بدانديش امروز در لباس «رابين هودی» ظاهر شده است كه بی‌ترديد به شرط مشاركت مردم اين دو كشور در بازسازی همه جانبه كشور آينده‌ای به مراتب بهتر از دوران تلخ و ننگين قتل عامها و ترس و جور به ارمغان خواهد آورد. امروز بايد اين شعار محوری سرلوحه مبارزات سياسی مردم تحت ستم مستبدان قرار گيردكه:
مستبدان جهان متفرق شويد! 
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de