‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





مانورهای سياسی روسيه در قبال ايران

 
 
آلکسی ماکارکين
www.politcom.ru (2003/06/11)
برگردان : سيامک سلطانی
يكشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۲
 
روابط روسيه و ايران در حال گذراندن دوران سخت انتخاب است. غرب در قالب دولتهای پيشرفته‌اش ، با هدف وادار نمودن رهبران جمهوری اسلامی به عقب نشينی در قبال مسئله هسته‌ای ، بر ايران اعمال فشار می‌کند. روسيه علی رغم اينکه تنها عضو «گروه ٨» است که فعالانه در عرصه انرژی اتمی با ايران همکاری می‌کند ، با اين وجود وادار گرديد تا به قطعنامه تند اجلاس «گروه ٨» در ارتباط با اين معضل بپيوندد. در غير اينصورت روسيه نه فقط با دولتهای انگلوساکسون بلکه با فرانسه و آلمان نيز که در "مسالمت‌جويی" آمريکا ، ذينفع می‌باشند و دارای چنان منافع بزرگی هم در ايران نيستند ، به تقابلی سخت کشانده می‌شد. در عين حال سياست روسيه در قبال ايران خصلتی "مانوری" به خود گرفته است. از يک سو به غرب پيام فرستاده می‌شود که اگر ايران با اعمال کنترل سخت از جانب "مگات" موافقت ننمايد ، روسيه همکاری خود را با اين کشور در عرصه اتمی متوقف خواهد نمود ، اما از جانب ديگر اعلام موضع رسمی به شکل ديگری پيش می‌رود: روسيه فقط به اين اکتفا می‌نمايد که به ايران پيشنهاد پيوستن به پروتکل توافق بر روی عدم گسترش سلاحهای هسته‌ای را می‌کند ، و هيچ اشاره‌ای به امکان توقف همکاری‌های خود در اين عرصه مشخص را نمی‌شود.
با احتساب برخی فاکتورها است که مانورهای روسيه قابل تبيين می‌گردند. نخست اينکه مقامات بلند پايه روسيه در برخوردشان با مسئله ايران دارای موضع يکسانی نيستند ، زيرا که در رابطه با ميزان عقب نشينی روسيه در برابر آمريکا اتفاق نظر وجود ندارد. ايران در عرصه دفاعی جزو شرکای سنتی روسيه محسوب می‌گردد ، که اين نيز در مواضع اکثريت نهادهای مربوط به دفاع (از وزارت دفاع تا وزارت انرژی اتمی) تاثير تعيين کننده خود را می‌گذارد. در عين حال در دستگاه اداری رياست جمهور ، در قبال ايران محتاطانه‌تر از نهادهای ياد شده ، حرکت می‌نمايند. انعکاس اين استدلال را در بيانيه نماينده دومای دولتی ، آندره کاکوشکين می‌توان مشاهده نمود ؛ آندره کاکوشکين در بيانيه خود می‌نويسد: "تبديل ايران نظامی به قدرتی موشکی‌- هسته‌ای می‌تواند در تقابل کامل با منافع امنيتی روسيه قرار گيرد." طبق اظهارات کاکوشکين ، ايران قادر به توليد موشکهای با برد بسيار دور ، گرديده است ، لذا به اعتقاد وی لازم است که جامعه جهانی تدابيری اتخاذ نمايد تا از ادامه حرکت ايران در اين عرصه جلوگيری شود. واضح است که در گذشته اظهاراتی از اين دست ، فقط در سخنان نمايندگان اقلييت ليبرال در دومای دولتی شنيده می‌شدند. در چنين موقعيتی ، ولاديمير پوتين مجبور است در جستجوی خط ميانگينی باشد که منافع گروههای درگير را تامين نمايد.
دوم اينکه – عقب نشينی‌های بيش از حد در برابر آمريکا موجب بالا رفتن خطر تيره‌گی روابط با هر شکلی از رهبری ايران که هدايت کشور را در دورنمای ميان مدت بدست خواهد گرفت ، می‌گردد. حال اين رهبری ، محافظه کاران قاطع آيت‌الله خامنه‌ای ، و يا محافظه کاران پراگماتيک به رهبری رئيس جمهور سابق‌ هاشمی رفسنجانی ، باشند و يا اصلاح طلبان به رهبری خاتمی ، و يا اينکه (آنچه که به فانتزی بيشتر شبيه است ولی با توجه به ويژگيهای ايران حتمن بايستی چنين سناريويی را نيز در نظر داشت) بخشهايی از مهاجرين از سلطنت طلبان گرفته تا "مجاهدين خلق" ، که آمريکا تا اين لحظه نام آنها را از فهرست تروريستها حذف نکرده است ؛ در هر صورت قراردادهای از دست رفته قابل احيا نخواهند بود. اگر نيروهای "طرفدار غرب" پيروز شوند ، جای شرکتهای روسی را رقبای آمريکايی و يا اروپايی آنها خواهند گرفت. در صورت ايستادگی و ماندن رژيم اسلامی ، آنوقت ارجحييت به شرکتهای چينی داده می‌شود.
عامل سوم که لازم است حتمن در محاسبات در نظر گرفته شود ، افکار عمومی در روسيه است. در طول نيمه دوم سالهای دهه ٩٠ ايران در زمره شرکای تجاری و سياسی روسيه قرار گرفت ، و روسيه به اشکال مختلف از مواضع رهبری ايران در قبال مسئله "هسته‌ای‌" با تاکيد بر خصلت صلح آميز برنامه اتمی تهران ، دفاع نمود. اين امر منتفی نيست که ، بخشهای قابل توجهی از روسها می‌توانند برداشت منفی از چرخش تند در مواضع داشته باشند و چنين حرکتی را به عنوان تسليم بی‌قيد و شرط در برابر آمريکا که پی آمد آن شکست ديپلماسی روسيه خواهد بود ، ارزيابی نمايند. ماحصل قضيه اين می‌شود که روسيه شريک ديگری را نيز که مدت زمان طولانی در تقابل با آمريکا قرار داشت ، از دست می‌دهد و در زير سلطه کامل سياسی آمريکا قرار می‌گيرد. قبل از اين نيز ما با نمونه‌های "سرنگونی مسالمت آميز" ميلوشويچ و عمليات نظامی که منجر به نابودی رژيم صدام حسين شدند ، برخورد نموده‌ايم.
فاکتور چهارم ، که می‌بايست به آن توجه نمود سردی رابطه ايران و روسيه ، حتی بدون احتساب بيانيه «گروه ٨»، می‌باشد. سرچشمه اصلی اختلاف نظر هم دريای خزر است که کشورهای منطقه همچنان قادر به تقسيم کف آن نگشته‌اند. ضمن اينکه روسيه و ايران بطور غير رسمی رهبری دو ائتلاف جداگانه را بر عهده دارند وهريک هم نقطه نظر خود را در قبال معضل دريای خزر دارند. مواضع آذربايجان و قزاقستان در کنار روسيه قرار دارند و در موضع ترکمنستان هم نقطه نظرات تهران مطرح می‌گردند.
اين نيز مزيد بر علت می‌شود تا روسيه از اتخاذ مواضع کاملن يکسان با ايران خودداری نمايد.
بدين ترتيب مسئله ايران برای روسيه گرهی از تناقضات می‌شود که هرگونه تلاش در باز کردن آن به شکل راديکال ، تضعيف مواضع روسيه در يکی از چند سمت بسيار مهم را به دنبال خواهد داشت ؛ بدين معنا که : يا بايستی رابطه‌اش را با آمريکا که همين چندی پيش دوباره احيا گرديد ، تيره نمايد ، و يا سودهای کاملن معينی که از قراردادهايش با ايران نصيبش می‌شوند را از دست بدهد ، و يا اينکه موجب بروز نارضايتی در بين گروههای صاحب نفوذ در دستگاه دولتی و همچنين افکار عمومی روسيه گردد. در واقع سياست روسيه ، شطرنج بازی را تداعی می‌کند که از موضع ضعف مجبور به انجام حرکتی شده که به نفعش نيست ، و خروج از اين وضعييت را کرملين در يافتن راههای سازش ، جستجو می‌کند.
هنوز قبل از اجلاس "اويان" بود که روسيه برای نخستين بار ، بطور علنی از ايران خواهان پيوستن به پروتکلی گرديد که براساس آن برنامه‌های اتمی اين کشور را تحت کنترل شديد "مگات" قرار می‌دهد. اکنونيّت ويژه اين حرکت آشکارا همسو با آمريکا در آن بود که درست درآستانه اجلاس صورت می‌گرفت. ناگفته نماند که هنوز ولاديمير پوتين پايش به فرانسه نرسيده بود که مقامات ايران به اين اقدام روسيه پاسخ منفی دادند. ايرانيها دليل مخالفتشان را اينگونه توضيح می‌دهند که پروتکل مکمل سال ١٩٩٧ به قرارداد منع گسترش سلاحهای هسته‌ای را فقط ٣٠ کشور امضاء کرده‌اند ، و در اين شرايط جامعه جهانی تنها به ايران است که سخت گيری می‌کند.
در ادامه اين حرکت ، روسيه به بيانيه «گروه ٨» می‌پيوندد. دولت روسيه به همراه فرانسه و آلمان بر اين اعتقادند که مکانيزم "گروه ٨" نه تنها می‌تواند به عنوان وسيله اعمال فشار به کشورهای بازمانده " محور شرارت" عمل نمايد ، بلکه امکانی نيز خواهد بود برای جلوگيری از تکرار آنچه که در عراق اتفاق افتاد. در اين مورد ويژه کشورهای پيشرفته‌تر با اتفاق نظر فشار ديپلماتيک را (ضمن تاکيد بر اقتدار "مگات") ارجح بر اقدام يکجانبه نظامی ، می‌شمارند.
در جريان اجلاس "اويان" از کانال هيات نمايندگی بريتانيا خبری به بيرون "درز" نمود مبنی بر اينکه ولاديمير پوتين قول می‌دهد که در صورت امتناع رژيم اسلامی از امضاء پروتکل ، همکاری هسته‌ای با ايران را متوقف سازد. با احتساب حفظ موضع سخت ايرانيها در قبال اين مسئله ، اين خبر می‌توانست به معنای اعمال شانتاژ مستقيم بر رژيم ايران باشد. جالب است که اين خبر پس از "درز" ، از جانب روسها مورد تکذيب قرار نگرفت. بنظر می‌رسد که در رابطه با مسئله ايران ، دست بالا را در سياست روسيه خط "غربی" قبضه نموده است. بويژه که اين خبر باصطلاح "مخفيانه" به بيرون درز يافته ، به فاصله نه چندان زيادی در سخنرانی تونی بلر در برابر مجلس بريتانيا ، مورد تاييد قرار گرفت.
وليکن در ادامه اين روند ، مانوری ١٨٠ درجه‌ای با سمت گيری "طرفدار ايران" صورت می‌گيرد. نماينده رسمی وزارت امور خارجه آلکساندر ياکوونکو ، ضمن تکرار تزهايی اندر فوايد پيوستن ايران به اين پروتکل ، در همان جا اعلام می‌کند که حتی در صورت خودداری ايران از امضاء اين پروتکل ، روسيه به هر حال سوخت اتمی نيروگاه بوشهر را تامين خواهد نمود. مشابه چنين موضعی را نيز وزارت انرژی اتمی روسيه که در سالهای دهه ٩٠ از اين نيروگاه درآمد خوبی عايدش گشته بود ، اتخاذ نمود. و وزير انرژی آلکساندر روميانتسف اعلام نمود که ارسال اورانيوم به اين نيروگاه اتمی از سال آينده آغاز می‌گردد. نتيجه اينکه روسيه از طريق نجات قراردادش با ايران ، نخست وزير بريتانيا را در شرايطی نامطلوب قرار داده و به ميزان قابل توجهی نتايج بدست آمده از اجلاس «گروه ٨» را از اعتبار می‌اندازد.
واکنش بسيار تند وزارت خارجه روسيه درپاسخ به بيانيه معاون وزير خارجه آمريکا جان بولتن ، ازاين نيز پيش‌تر می‌رود. جان بولتن در بيانيه خود عملن روسيه را به ارسال تکنولوژی سلاحهای کشتار جمعی به ايران متهم نمود. البته از حق نبايد گذشت که در آن بخش از بيانيه که جان بولتن وعده "پيامدهای ناخوشايند " به کشورهای تامين کننده ايران از مواد لازم جهت توليد سلاحهای کشتار جمعی را می‌داد ، نامی از روسيه به ميان نياورد. بدين ترتيب با گذشت فقط چند روز از اجلاس‌های "پترزبورگ" و "اويان" ، يکبار ديگر اختلاف نظر ميان روسيه وآمريکا به معرض تماشای عموم گذاشته شد.
ناگفته نماند که ارسال سوخت هسته‌ای برای نيروگاه اتمی ايران منوط است به امضاء قرارداد مابين دوکشور مبنی بر پس فرستاده شدن اين مواد به روسيه ؛ و به همين خاطر بود که پوتين از توقف همکاری‌ها صحبت می‌نمود ، اما اين سند عملن مورد توافق قرار گرفته و بزودی به امضاء طرفين خواهد رسيد. مگر اينکه طرف روسی بخواهد که اين فرآيند را به بهانه‌هايی از قبيل " لزوم بررسی شرايط اکولوژيک (همان چيزی که مدتهاست از جانب حزب يابلاکا برآن تاکيد می‌شود) ، به تعويق بياندازد.
در چنين شرايطی برای روسيه فقط امکان مانور دادن است که می‌ماند. اين امکان برای روسيه وجود دارد که به اميد عقب نشينی ايران در برابر فشار افکار عمومی ، موضوع را کش بدهد ؛ به همين ترتيب نيز اين موضع روسيه تبديل به وسيله‌ای شود در دست آمريکا و انگلستان ، در جهت اعمال اين فشار ، زيرا که آمريکا و بريتانيا بارها بر پيوستن ايران به اين پروتکل اصرار ورزيده‌اند. برای ايرانيها هم موضع روسيه چندان هم دردناک نخواهد بود ، زيرا که هيچ گونه مانعی بر سر راه تحقق واجرای ديگر قراردادهای سودآور ايجاد نمی‌نمايد. پيشرفت امور بدين شکل ، برای افکار عمومی داخل روسيه نيز مناسب جلوه می‌نمايد. اما اگر ايرانيها نخواهند عقب بنشينند و شرايط براساس سناريوی تقابل متحول شوند ، آنوقت ديگر روسيه در برابر انتخاب بسيار مشکلی قرار خواهد گرفت.
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de