‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




قطعنامه شورای حكام و چالش‌های فراروی
  • از نظر كارشناسان مسايل ايران تصويب قطعنامه شورای حكام به معنای آن است كه اين شورا چندان اعتمادی به گفته‌ها و گزارش‌های مقام‌های ايرانی در مورد مراكز هسته‌ای خود ندارد
  • يك كارشناس می‌گويد: «آنچه ما را نگران می‌كند آن است كه پاسخ‌های اخير ايرانی‌ها با پاسخ‌های شش ماه پيش آنها تفاوت دارد و به نظر می‌رسد كه دارند داستانی را برای توجيه فعاليت‌های هسته‌ای خود می‌سازند كه با مدارك آژانس بين المللی انرژی اتمی تطابق داشته باشد.»
     
    سعيد آقاعليخاني
    مندرج در هفته‌نامه «تابان» - چاپ قزوين
  • جمعه ۲۸ شهريور ۱۳۸۲

    سرانجام پس از ماهها بحث و جدل در مورد تأييد يا تكذيب صحت گزارش مقامات ايرانی به آژانس بين المللی انرژی اتمی، اين سازمان، قطعنامه‌ای را عليه ايران تصويب كرد كه به موجب آن اين كشور تا پايان ماه اكتبر فرصت دارد نسبت به موافقت يا بازرسی از مراكز هسته‌ای ايران به اين آژانس جواب مثبت يا منفی بدهد. به عقيده تحليلگران سياسی با وجود بحران‌های ديپلماتيك قبلی چون بحران گروگان‌گيری، فتوای قتل سلمان رشدی، ماجرای رستوران ميكونوس و… بحران هسته‌ای اخير به دلايل متعددی منحصر به فرد است زيرا اولاً در اين مسأله برخلاف مسايل تنش زای قبلی، جمهوری اسلامی علاوه بر ايالات متحده، طيف متحدی از مخالفانی را در مقابل خويش دارد كه اميد می‌رفت حداقل به واسطه مناسبات تجاری، سياسی كه مقامات ديپلماتيك ايران با آنها ايجاد كرده بودند به اين صراحت به صف مخالفان نپيوندند ديگر آنكه تاكنون ايران به واسطه بافت متنوع ساختار سياسی‌اش كه تركيبی از نيروهای اصلاح‌طلب و محافظه‌كار بوده است به نحوی توانسته است با توسل به راه‌حل‌های بينابين از تنگناها رهايی يابد اما اين بار گويی اين شيوه چندان كارآمد نيست و جامعه جهانی جز پاسخ مثبت يا منفی در انتظار شيوه يا راه حل ديگری نمی‌نشيند.

    چرا قطعنامه تصويب شد؟
    از نظر كارشناسان مسايل ايران تصويب قطعنامه شورای حكام به معنای آن است كه اين شورا چندان اعتمادی به گفته‌ها و گزارش‌های مقام‌های ايرانی در مورد مراكز هسته‌ای خود ندارد. دلايل بسياری وجود دارد كه نشان می‌دهد، شورای حكام نگرانی عميقی نسبت به برنامه‌های هسته‌ای ايران داشته و گزارش‌های مقام‌های ايران را فاقد صداقت دانسته است اين دلايل عبارتند از:
    1- تأكيد مقامات ايرانی مبنی بر دستيابی به دانش هسته‌ای و همچنين تأكيد محمد خاتمی بر تصميم جمهوری اسلامی برای كنترل كامل چرخه سوخت هسته‌ای و درج اخباری در خصوص واردات و راه اندازی دستگاه سانتريفوژ (مخصوص غنی سازی اورانيوم) در تأسيسات هسته‌ای نطنز و ساير مراكز كه از نظر اين شورا نشانگر نزديك شدن ايران به مرحله استقلال هسته‌ای قلمداد می‌شود. اين در حالی است كه نماينده ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی در مصاحبه‌ای اعلام كرده است كه «ما به علم غنی‌سازی دست يافته‌ايم اما در نقطه مابين 30 – 35 هستيم و با نقطه پيشرفت صد فاصله داريم.»
    2- پاره‌ای گزارش‌ها از مراكز هسته‌ای ايران نشانگر تلاش ايران برای دستيابی به تسليحات اتمی بوده است. يكی از مهم ترين گزارش‌ها مربوط به گزارش بازرسان از شركت «كالای الكتريك» است ممانعت ايران از بازرسی اين شركت در دور قبلی بازرسی‌ها، يكی از نكات مورد توجه روزنامه آمريكايی لس‌آنجلس تايمز بود كه طی مقاله‌ای در مورد آن آمده است: «آزمايش به روی نمونه‌های اورانيومی كه ماه ژوئن توسط بازرسان سازمان ملل از ايران خارج شد نشان می‌دهد كه سطح غنی‌سازی آنها در حدی است كه می‌تواند نشانه تلاش برای ساخت سلاح اتمی باشد. براساس اين گزارش، ايران چندين آزمايشگاه تحقيقات نظامی و شواهد فعاليت‌های گذشته در كارخانه‌ای در اطراف تهران را كه رسماً به عنوان يك كارخانه ساعت سازی فعاليت می‌كند، مخفی كرده است و در ماه ژوئن مانع نمونه‌برداری بازرسان از اين كارخانه (كالای الكتريك) شده است.
    3- در نمونه برداری‌های آژانس در نطنز مشاهده شده است كه درصد بالايی از دو نوع اورانيوم غنی شده وجود دارد (نوع يو- 232 و يو– 238) كه اين امر مستلزم اقدامات بيشتر آژانس برای رسيدن به برنامه هسته‌ای ايران است.
    4- بعضی از اظهارنظرها و اسناد ارايه شده به آژانس بين المللی انرژی اتمی تغيير پيدا كرده است كه در نتيجه اين تغييرات، شمار نكات مهم اين گزارش كه می‌بايست برطرف شود، افزايش يافته است.
    5- علی رغم بيانيه ژوئن 2003 هيأت، مبنی بر تشويق ايران به جلب اعتماد كه ايران را به عدم استفاده از مواد اتمی در دستگاه گريز از مركز (سانتريفوژ) ترغيب می‌كرد ايران با ناديده گرفتن اين بيانيه از اين ماده استفاده كرده است.
    6- با وجود گذشت بيش از يك سال از تحقيق آژانس بين المللی هسته‌ای اتمی و اعلام نگرانی اين سازمان از برنامه‌های هسته‌ای ايران اين كشور هنوز نتوانسته است نگرانی اعضاء آژانس را برطرف كند. اين نگرانی‌ها شامل اعلام كليه‌ی فعاليت‌های هسته‌ای ايران می‌باشد كه بنابر معاهده تأمينی آژانس، ايران آن را پذيرفته است.
    7- آثار اورانيوم غنی شده در نطنز نيز از جمله مسايلی بود كه از نظر شورای حكام، مشكوك و قابل تأمل بود اگرچه ايران بارها دليل اين امر را آلودگی ماشين آلات وارداتی عنوان كرده است اما تبليغات رسانه‌های مختلف خبری اين امر را به عنوان شاهدی بر اقدامات غيرقانونی ايران قلمداد كرد. اگرچه «استفان شوارتز» ناشر بولتن «علوم اتمی» در ميان اين هجمه خبری طی مقاله‌ای 3 امكان را برای يافته شدن اين آثار محتمل دانسته است. «يكی از احتمال‌ها اين است كه تجهيزات وارداتی همان طور كه ايرانی‌ها می‌‌گويند آلوده بوده است چون تنها، آثار اورانيوم غنی شده كشف شده نه خود آنها، احتمال ديگر اين است كه ايران از منبعی ديگر غير از آنچه می‌گويد يا از كشور ديگری اورانيوم غنی شده وارد كرده باشد كه چنين احتمالی نگران كننده است اما آخرين احتمال اينكه ايران خودش اقدام به غنی سازی اورانيوم كرده و آلودگی ناشی از اورانيوم غنی شده بر اثر فرآيند غنی سازی در داخل ايران پديد آمده است.»
    8- كارشناسانی همچون «كروی هيندرشتاين» پرسش‌های بسياری مطرح كرده‌اند كه از نظر آنها بی‌پاسخ مانده است اين پرسش‌ها دقيقاً همان مسايلی است كه مدنظر شورای حكام نيز هست.
    آقای هيندرشتاين می‌گويد: «آنچه ما را نگران می‌كند آن است كه پاسخ‌های اخير ايرانی‌ها با پاسخ‌های شش ماه پيش آنها تفاوت دارد و به نظر می‌رسد كه دارند داستانی را برای توجيه فعاليت‌های هسته‌ای خود می‌سازند كه با مدارك آژانس بين المللی انرژی اتمی تطابق داشته باشد.»
    در هر حال به حق يا ناحق مسايلی از قبيل مسايل فوق در كنار فشار لابی‌های صهيونيستی و نيز شرايط دشوار منطقه‌ای كه باعث گرديده است موضع ايران به حد قابل توجهی ضعيف و ناكارآمد گردد همه و همه از شاخص‌های مؤثر بر تصويب قطعنامه شورای حكام قلمداد می‌شوند.

    موضع گروههای سياسی داخل
    به نظر می‌رسد مواضع گروههای سياسی داخل در قبال امضای پروتكل الحاقی (موسوم به 2 + 93) به ميزان زيادی تحت تأثير معيارهايی چون روابط تهران – واشنگتن، تغيير 18 ماهه حكومت عراق، تغيير بنيادين شماری از معادلات سياسی، نظامی، اقتصادی منطقه، نوع برنامه و نگاه بازيگران درونی به جايگاه خويش در عرصه قدرت و حاكميت و… باشد.
    در اين ميان محافظه كاران در مخالفت با پذيرش بازرسی‌ها، معتقدند كه اين امر به معنی «باز شدن پای جاسوسان غربی» به ويژه دشمنان استراتژيك جمهوری اسلامی است. عمده‌ترين اين مخالفت‌ها را در نامه‌های متعددی كه گروههای محافظه كار طی هفته‌های گذشته برای رياست جمهوری ارسال كرده‌اند به وضوح می‌توان مشاهده كرد برخی از افراد محافظه كار در مقام ارايه راه كار با مثال زدن عراق و تمكين اوليه اين كشور كه در نهايت نتوانست مانع از فروپاشی آن شود امضای اين پيمان را مقدمه‌ای برای درخواست‌های نامشروع بعدی دانسته و بهترين الگو را تبعيت از شيوه كره شمالی دانسته‌اند كه طی آن اين كشور از پيمان «NPT» خارج شد و با «خريد زمان» در دوران رياست جمهوری كلينتون بر توانايی‌های هسته‌ای خويش به ميزان زيادی افزود.
    شكی نيست كه علی رغم درك دغدغه‌های اين گروهها نمی‌توان بر صحت راه‌كارهای ارايه شده از سوی آنها چندان اطمينان كرد چرا كه كره شمالی تفاوت‌های بسياری با جمهوری اسلامی دارد زيرا اين كشور ضمن برخورداری از نگاه مثبت و جانبدارانه چين و روسيه به عنوان دو كشور كمونيست (حال و سابق) از ظرافت‌ها و ويژگی‌های ژئوپلتيك متفاوتی نسبت به ايران برخوردار است ضمن آنكه بايستی يادآور شد كه تفاوت خاص ميان اين كشور با ايران در ميزان پيشرفت واقعی پروژه‌های هسته‌ای است. ضمن آنكه به نظر می‌رسد محافظه كاران در تحليل‌های خود مبنی بر ضرورت پيروی ايران از پاكستان و كره شمالی در راستای ورود به كلوپ هسته‌ای به اين اصل توجه ندارند كه قدرت اتمی ايران از ديدگاه ژئوپلتيك و نظامی در چارچوب معادلات منطقه‌ای و جهانی چه تفسيری خواهد داشت؟
    برخلاف محافظه كاران گروه‌های موسوم به اصلاح طلب اگرچه در آغاز، مواضع مشابهی با محافظه كاران داشتند اما به مرور به تغيير ديدگاه‌های خود پرداختند. جبهه مشاركت به عنوان قدرتمندترين تشكل اصلاح طلب در اين راستا طی بيانيه‌ای اعلام كرد كه بايستی برای شفاف سازی فعاليت‌های هسته‌ای كشور اين پروتكل امضا شود تا بازرسان بتوانند بدون هيچ محدوديتی مراكز هسته‌ای كشور را بازديد كنند جبهه مشاركت در ادامه بيانيه افزوده است كه از جمله علل فراهم شدن زمينه‌های تصويب قطعنامه شورای حكام عليه ايران نقض حقوق شهروندان، جدايی ملت از حاكميت و ناديده گرفتن رای و اراده مردم در سال‌های اخير بوده است اين حزب راه حل اصلی برای برون رفت از وضعيت دشوار – از نظر جبهه مشاركت- را حاكميت قانون، مردمسالاری و گسترش آزادی‌ها در ايران می‌داند صرف نظر از مواضع موافق يا مخالف گروهها بايستی به اين نكته اذعان كردكه محمد خاتمی خود اگرچه موضع صريحی در قبال اين مسأله نگرفته است اما به نظر می‌رسد با توجه به گفته‌های صالحی نماينده ايران در آژانس كه معتقد است: «امضای پروتكل در ايران به خوبی برای افكار عمومی تشريح نشده است و اين مسأله تا حد زيادی تحت تأثير مسايل سياسی قرار گرفته» رييس جمهوری ايران نيز با زيرنظر داشتن تحولات، عميقاً نگران ايجاد فضای مشوش سياسی و يا به تعبير خود «رشته شدن تمام تلاشهای دو دوره رياست جمهوری» خود است.

    آمريكا، اسراييل تهاجم نظامی يا اقدام قانوني؟!
    عمده‌ترين مسأله مورد توجه تحليلگران در بحبوحه بحران هسته‌ای ايران آينده اقدامات خصوصاً رويكرد آمريكا و اسراييل به عنوان دشمنان استراتژيك ايران در قبال اين كشور است به عنوان نمونه لس آنجلس تايمز (4 اوت) نوشت: «سازمان CIA كه از مدتها قبل معتقد بوده است، ايران سرگرم توليد يك بمب اتمی است طرحی اضطراری برای حمله موشكی و هوايی از سوی آمريكا عليه تشكيلات هسته‌ای ايران تهيه كرده و رييس جمهوری آمريكا را در جريان اين طرح قرار داده است.» لس آنجلس تايمز در ادامه نوشته بود: «طراحان نظامی اسراييل و تحليلگران مستقل گفته‌اند كه منهدم كردن تأسيسات اتمی ايران دشوار خواهد بود زيرا اين تأسيسات در سراسر ايران پراكنده‌اند و برخی تشكيلات كوچك هنوز سری مانده است و حداقل يكی از اين تأسيسات در برابر حملات متعارف مقاوم است.»
    در تازه‌ترين مورد نيز «سيمون تيسدال» (نهم اوت) در روزنامه «گاردين» از اصرار «نومحافظه كاران» كابينه بوش برای به كرسی نشاندن سياست برخورد نظامی با برنامه‌های هسته‌ای ايران و كره شمالی خبر داد. چندی پيش نيز «كالين پاول» وزير خارجه آمريكا طی اظهار نظری صريح اعلام كرد كه: «دستيابی ايران به بمب هسته‌ای در سال 2005 منجر به واكنش اسراييل خواهد شد و تنها راه‌حل قاطع از ديدگاه ارتش اسراييل از بين بردن طرح هسته‌ای ايران است.» اين در حالی است كه خبرگزاری رويتر نيز (14 اوت) به نقل از «دانی ياتوم» رييس سابق موساد نوشت: «احتمال توسل اسراييل به اقدامی مشابه با عمليات هوايی سال 1981 برای نابودسازی موفقيت آميز رآكتور هسته‌ای عراق در مجتمع «اوزيراك»، بر عليه مراكز هسته‌ای ايران بسيار اندك است.»
    «جيم هاگلند» (13 اوت) نيز طی گزارشی در روزنامه‌ی آمريكايی واشنگتن پست نوشت: «آريل شارون نخست وزير اسراييل در آخرين سفر خود به آمريكا به اين كشور هشدار داد كه ايران به مرحله توليد بمب اتمی نزديك شده است و اسراييل حق خود در حمله پيشگيرانه عليه تأسيسات هسته‌ای ايران را محفوظ می‌داند.»
    براساس اين گزارش نخست وزير اسراييل با به همراه داشتن منشی نظامی خود كه يك ژنرال سه ستاره به نام «يوآف گالانت» است فضای مذاكرات را دراماتيزه كرده بود!
    با وجود نشانه‌ها و اظهارنظرهای فوق الذكر احتمال حمله نظامی اسراييل بسيار بعيد می‌نماياند عواملی چون شرايط پيچيده منطقه‌ای، توان موشكی ايران و ديگر اهرم‌های فشار اين كشور از جمله مسايلی است كه اسراييل را وادار به خويشتن‌داری می‌كند ضمن آنكه با توجه به موفقيت‌های حقوقی و ديپلماتيك ايالات متحده در قضيه بحران هسته‌ای ايران به نظر نمی‌رسد چندان ضرورتی در استفاده از شيوه نظامی احساس شود.

    ضرورت دستيابی به تسليحات هسته‌ای و آينده بحران
    در مورد اصرار ايران برای دستيابی به دانش هسته‌ای و به تعبير برخی تسليحات هسته‌ای دلايل متعددی اقامه گرديده است در اين ميان شايد هيچ كدام از تحليلگران و يا مطبوعات جهان نتوانسته‌اند مانند روزنامه انگليسی گاردين به شكل نسبتاً منصفانه‌ای به اين مسأله بپردازند اين روزنامه طی مقاله‌ای با عنوان «نگرانی‌های ايران واقعی است» به بررسی عواملی پرداخته است كه ايران را به ساخت بمب اتمی تشويق می‌كند. اين روزنامه می‌نويسد: «دليل اين برنامه‌های بلندپروازانه تسلط بر خليج فارس نيست و اگر كشوری در سال‌های اخير چنين طرح‌هايی در سر پرورانده از دنيای غرب بوده است. اين روزنامه «برنامه صدور انقلاب» را نيز منتفی دانسته و معتقد است دغدغه‌های مهمی چون مشكل اقتصادی و اشتغال، باعث كمرنگ شدن چنين طرح‌هايی گرديده است.
    به اعتقاد گاردين «اگر حكومت تهران در پی ساخت بمب اتمی باشد مهمترين دليل آن وضعيت همسايگان اين كشور است در يك سو اسراييل كه خصومت ديرينه‌ای عليه جمهوری اسلامی دارد و در سوی ديگر پاكستان سنی مذهب (كه هر دو قدرت اتمی هستند) و بعد هم حضور گسترده ارتش آمريكا در چهار جانب ايران از دريای سياه تا آسيای ميانه و افغانستان.» نويسنده سرمقاله گاردين می‌افزايد: «اگرچه ايران گفته است كه به امضای الحاقيه متعهد می‌شود اما با توجه به سرنوشت عراق معلوم نيست كه بازرسی‌ها – هر چقدر دقيق- منجر به جلب رضايت آمريكا شود» سرمقاله گاردين با اين جملات پايان می‌يابد كه در مواجهه با حضور رو به افزايش آمريكا اين باعث تأسف اما كاملاً قابل فهم است كه ايران به اين نتيجه برسد كه داشتن بمب اتمی برای تأمين امنيت‌اش حياتی است و شايد ايران تاكنون به اين نتيجه نيز رسيده باشد».
    در هر صورت با تصويب قطعنامه تا حد زيادی گزينه‌های متنوع از پيش پای مقامات تصميم گيرنده كشورمان برداشته شده است و آنگونه كه از اظهارنظرهای رسمی می‌توان دريافت به احتمال زياد ايران ناگزير از امضای پروتكل خواهد بود اما اين نكته كه آيا اين مسأله همراه با گرفتن حداقلی از امتيازات مانند گرفتن قول همكاری تكنولوژيك در امور صلح آميز اتمی خواهد بود و يا علاوه برتبعات زيانبار، مانند آنچه در عراق صورت گرفت به قيمت زير سؤال رفتن نظام حاكم بر ايران تمام خواهد شد، مسأله‌ای است كه با توجه به رويدادهای آتی مجال بحث و بررسی می‌يابند.





    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de