| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
چرچيل، بلر، بوش و نقش سازمانهای اطلاعاتی نوشته: جان دلون
(رييس سابق هيأت تحريريه روزنامه كريستين ساينس مانيتور)
ترجمه و تلخيص: سعيد آقاعليخاني مندرج در نشريه «تابان» چاپ قزوين سهشنبه ٢۱ مرداد ۱۳۸۲ سازمان اطلاعات برای هر دولتی، حكم آب حيات را دارد و آنچه باعث شد آمريكا و انگلستان در جنگ دوم جهانی به موفقيتهای چشمگيری دست يابند، وجود اطلاعات قوی و باقدرت نفوذ بالا بود؛ بالعكس آلمان نازی، ايتاليای فاشيست و امپراطوری ژاپن به دليل فقدان اطلاعاتی دقيق كه در لحظات حساس به شكل مؤثر وارد شود، ضربات سختی را متحمل شدند. در ژانويه گذشته بوش با حضور در كنگره به اطلاعات نادرست CIA در اقناع وی برای حمله به عراق اعتراف كرد شكی نيست كه اقدام نادرست سازمان اطلاعاتی اين كشور، آينده سياسی دولت و كشور ايالات متحده را دچار چالش جدی خواهد كرد و طبيعی است كه اين امر نشانگر تأثير مستقيم كاركرد نيروهای اطلاعاتی بر امنيت ملی يك كشور است. برای درك بهتر، لازم است به ماجرايی جالب اشاره كنم؛ میگويند: در دهه چهل، ونيسترن چرچيل نخست وزير وقت بريتانيا روزانه چندين ساعت را صرف بررسی اخبار و بررسیهای سازمان اطلاعات انگلستان میكرد دليل اين امر كاملاً واضح است او بهتر از هر كس ديگری میدانست كه اخبار نادرست و عدم توجه به حساسيت سازمانهای اطلاعاتی تا چه حد مخرب است اين تجربه چرچيل به سال 1934 برمیگردد كه او به عنوان يك عضو پارلمان با اشاره به بررسیهای اطلاعاتی نسبت به تلاش دوباره آلمان در تقويت نيروهای نظامی خويش هشدار داد. امری كه عملاً به معنای زير پا گذاشتن پيمان صلح ورسای منعقده در پايان جنگ اول جهانی بود. در آن هنگام يك سوم نيروی دفاعی بريتانيا شامل نيروی دفاع هوايی بود و چرچيل براساس اطلاعات به دست آمده مدعی شد كه تا سال 1936 ، آلمان بر انگلستان برتری هوايی میيابد. استانلی بولدوين رييس ائتلاف حاكم، با شنيدن اين سخنان عليه چرچيل سخنرانی كرد و مدعی شد كه براساس اطلاعات درست سازمانهای جاسوسی طی يك سال، نيروی هوايی انگليس برتری چشمگيری نسبت به آلمان پيدا میكند. اما مدت زمان زيادی نگذشت كه صحت ادعای چرچيل به اثبات رسيد و نيروی هوايی قدرتمند آلمان، اين كشور را در تهاجم فراگير به اروپا و بمباران انگليس، جسورتر كرد. چرچيل هيچگاه به خاطر اشتباه «بولدوين»، در پی سرنگونی او بر نيامد اما وقتی كه بعدها بولدوين از او خواست به مناسبت هشتاد سالگیاش نامهای تبريك آميز ارسال كند. چرچيل نوشت: «من بدخواه استانلی بولدوين نيستم اما بهتر بود كه او در كشور ما به دنيا نمیآمد!» در حال حاضر تونی بلر و بوش به خاطر اشتباه دستگاه اطلاعاتیشان، شديداً در تنگنا قرار گرفتهاند؛ اگرچه وضعيت بلر بدتر است و چه بسا مردم كشورش را به ياد استانلی بولدوين بياندازد. بد نيست مقايسهای بين چرچيل و ديگر افراد در نحوه برخورد با اطلاعات ارسالی داشته باشيم. چرچيل معمولاً اطلاعات را از «كميته اطلاعاتی مشترك انگلستان» دريافت میكرد. اين كميته اطلاعات را دسته بندی، تحليل و جمع بندی كرده و در اختيار نخست وزير میگذاشت. بنا به اطلاعاتی كه از كتاب خاطرات چرچيل به دست آمده است وی هيچگاه به تحليلهای كميته اطلاعاتی، اكتفا نمیكرد و چنانكه میگويد: «به جای استفاده از منابع دست دوم (Second hand) خودم به بررسی اطلاعات میپرداختم، آن را تحليل كميته مقايسه میكردم و گفتههای مقامات مسؤول و رسانههای مختلف را نيز بدان میافزودم». سرگرد «ريموند مورتن» نيز به عنوان كارمندی كه از نزديك شاهد شيوه چرچيل بوده است میگويد: «من بايستی هر روز اطلاعات دقيق را بيرون میآوردم؛ اگر نكتهای هم به ذهنم میآمد بدان میافزودم يك بار وقتی چرچيل يكی از اخبار را خواند پيش بينی كرد كه ماه میيا ژوئن هيتلر به شوروی حمله خواهد كرد دقيقاً 22 ژوئن اين اتفاق رخ داد و با اينكه چرچيل قبلاً به استالين، هشدار داده بود؛ اما استالين توجهی نكرده بود و آلمان در همان روز اول قسمت اعظم نيروی هوايی شوروی را از بين برد». و اما ايالات متحده؛ اين كشور پرونده اطلاعاتی متفاوت و پيچيدهای دارد. ايالات متحده در جنگ جهانی دوم توانسته بود كد رمز نامههايی كه برای سفارت ژاپن در آمريكا ارسال میشد به دست آورده و هر بار قبل از آنكه مسؤولان ژاپنی آن را تغيير بدهند كدهای جديد را كشف كنند؛ با اين وجود «فرانكلين روزولت» نتوانست حمله ناگهانی نيروی هوايی ژاپن به پرلهاربر را پيش بينی كند. علی رغم شكست اطلاعاتی آمريكايیها در پرلهاربر، سازمانهای اطلاعاتی لهستان، انگليس، فرانسه و آمريكا موفقيتهای بزرگی در نفوذ به ساختارهای امنيتی آلمانها به دست آوردند به نحوی كه ژنرالهای متفقين غالباً از چند و چون برنامههای عملياتی افسران آلمانی در جبهههای جنگ مطلع بودند؛ در عوض آلمانها توفيقات چندانی نداشته و شكست مأموريت نيروهايشان در دستگيری به موقع اسپيتفاير وهاريكين، دو جاسوس انگليسی، نمايانگر ضعف اطلاعاتیشان بود. شكست ديگر اطلاعات آلمان در از بين بردن رادارهای شنود بريتانيا بود كه شرح آن در كتاب «لين دايتون» مورخ انگليسی آمده است؛ طی يك برنامه هماهنگ، هواپيمای انگليسی سقوط میكند و خلبانانش اقدام به نصب دستگاه شنود در فرانسه اشغالی میكنند و پس از مدتی نيز توسط آلمانها –بیآنكه از اقدام خلبان انگليسی مطلع باشند- دستگير میشوند وقتی بازجوی آلمانی از آنها میپرسد فاصله زمانی سقوط تا لحظهای كه اسير شديد را چگونه سپری كرديد. خلبان انگليسی میگويد: در تمام مدت گوشهای مخفی شديم و مراقب بوديم تا به اسارت در نياييم!! نكته جالبتر آن بود كه آلمان تا پايان جنگ با وجود برجها و يگانهای مدرن ديده بانی و جستجو موفق به يافتن محل نصب اين دستگاه نشده بود. بله! اين يك واقعيت است كه، جاسوسهای بد كارشان را خوب انجام میدهند!! و يك نخست وزير خوب لزوماً شم اطلاعاتی درستی ندارد. --------------- پانوشت: متأسفانه يكی از دلايل ناكامی كشورهای جهان سوم، مصروف شدن تلاش اطلاعاتی بر نيروهای داخلی به جای نيروهای خارجی است نمود بارز اين مسأله در خاطرات «ولفانگ لوتس»، جاسوس يهودی است كه اطلاعات وی، باعث شكست اعراب در جنگهای شش روزه شد، بعدها «صالح مرسي» نويسنده مصري؛ در رمان «بيست سال جاسوسی در اسراييل»! سعی كرد زيركی اين افسر يهودی را به يك افسر مصری نسبت بدهد و غرور از دست رفته اعراب را احيا كند اين داستان تخيلی! اكنون در سريالی با عنوان «رأفت الهجان» در تلويزيون ايران در حال نمايش است. مترجم |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |