‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





شهاب - ۳ و پيامدهای استراتژيك آن
  • بهره‌مندی ايران از موشك‌های (شهاب-۳) و تداوم برنامه‌های اتمی، بدون هيچگونه عقب نشينی، امتيازدهی و امضای پروتوكل عدم گسترش تسليحات اتمی –كه بارها از سوی «البرادعی» پيشنهاد شده است- می‌تواند استراتژی و چالش خطرناك جديدی را بر منطقه حاكم كند
     
    نوشته: نبيل خليفه
    منبع: الوسط
    ترجمه و تلخيص: سعيد آقاعليخاني
    sagaalikhani@yahoo.com
    شنبه ١١ مرداد ۱۳۸۲
     
    سقوط صدام حسين برای اسراييل و آمريكا امر مغتنمی بود، امری كه به اذعان تحليلگران اسراييلی تحول عظيمی را در وضعيت استراتژيك خاورميانه ايجاد كرد و توازن قوا را به نفع اسراييل تغيير داد. جنگ عراق باعث شد كابوس اسراييلی‌ها كه بعد از شليك 29 موشك بالستيك عراقی در ژانويه و فوريه 1991 به سوی اسراييل به وجود آمده بود از بين برود. اما اين آرامش ديری نپاييد چرا كه درست در زمانی كه محمد البرادعی مدير آژانس بين المللی انرژی اتمی آماده سفر به ايران می‌شد، ابتدا اسراييلی‌ها و سپس خود ايرانی‌ها اعلام كردند (9 جولای سال جاری) كه موشك شهاب 3 با برد نهايی 1300 كيلومتر با موفقيت آزمايش شده است.
    به راستی اين موشك جديد چه ويژگی‌هايی دارد؟ اهميت استراتژيك آن در چيست؟ و تأثير احتمالی رويداد در معادلات تسليحاتی آمريكا و اسراييل چگونه است؟

    1) موشك «شهاب – 3»
    اين موشك زمين به زمين 1300 كيلومتر برد دارد و قادر به حمل كلاهك جنگی 1000 – 750 كيلوگرمی است. (كلاهك‌های تسليحاتی كشتار جمعی، اتمی، شيميايی و بيولوژيك معمولاً 800 كيلوگرم وزن دارند) دليل آنكه ايران اخيراً اين موشك را در اختيار نيروهای خود قرار داده، اين است كه موفقيت اخير آزمايش موشك، پس از 8 بار آزمايش طی سال‌های 1998 – 2003 به دست آمده است. ايران در آزمايش‌های قبلی اصرار داشت، بگويد كه قصد استفاده تهاجمی از اين موشك عليه هيچ كشوری را ندارد و در عين حال ارتباط خود را برای دستيابی به فن آوری موشكی ادامه می‌داد. موشك شهاب –3 در واقع الگوبرداری شده از موشك نودونگ (Nodong) كره شمالی است كه ايرانی‌ها آن را پيشرفته‌تر كرده‌اند و اين مسأله نتيجه همكاری‌های تسليحاتی بين دو كشور بود كه مسير تدريجی آن به شرح ذيل است:
    - با آغاز دهه هشتاد، ايران تسليحات موشكی از نوع «اسكاد بی» با برد 300 كيلومتر و «اسكادسی» با برد 600- 500 كيلومتر را برای استفاده در جنگ با عراق از كره شمالی خريداری كرد.
    - بعد از اينكه جبهه ايرانی در جنگ موشكی با عراق (1988) رو به ضعف رفت، ايرانی‌ها به اهميت فن‌آوری موشكی در معادلات جنگی پی بردند و برای دستيابی به موشك‌های پيشرفته در روابط تسليحاتی با كره، سرمايه گذاری كردند. بديهی است كه كره‌ای‌ها از درآمد مشقت بار اما بابركتی!! كه از فروش تكنولوژی نظامی به دست می‌آوردند، بدشان نمی‌آمد؛ در نتيجه مدتی بعد ايرانی‌ها موفق به خريداری 12 موشك «نودونگ» با برد 1300 كيلومتر شدند.
    - در مرحله سوم ايرانی‌ها با كمك كارشناسان روسی و اكراينی و با تبديل سوخت مايع موشك به سوخت جامد توانستند موشك نودونگ را پيشرفته‌تر كنند.
    - در آخرين مرحله ايرانی‌ها توانستند با تكيه بر توان داخلی به جای تكيه بر خارج و خريداری تسليحات موشكی، خود به توليد و بهينه سازی موشك «شهاب 3» دست بزنند تا جايی كه (طبق اطلاعات سازمان جاسوسی تركيه) تاكنون 150 موشك شهاب 3 توليد كرده‌اند. اين در حالی است كه طبق برآورد اسراييل، ايرانی‌ها قادر به توليد 20 موشك شهاب 3 هستند، ليكن بايد اذعان داشت كه پروژه موشكی آنها با «شهاب 4» با برد 2000 كيلومتر «شهاب 5» با برد 5500 كيلومتر و «شهاب 6» با برد 10000 كيلومتر تداوم خواهد يافت.
    ايالات متحده و اسراييل با علم به اهميت پيشرفت موشكی ايران از آغاز، تمام فعاليت‌های اين كشور را از طريق ماهواره‌ای و جاسوسی زيرنظر داشته‌اند و شاهد شكست آزمايش‌ها در هفت مورد قبلی بوده‌اند (اگرچه برخی معتقدند ايرانی‌ها در هر مرحله، آزمايش‌ها را به شكل موفقيت‌آميزی انجام می‌دادند اما برای گمراه كردن ماهواره‌ها پس از اطمينان از موفقيت آزمايش‌ها، موشك‌ها را در آسمان متلاشی می‌كردند در نتيجه دستگاه‌های اطلاعاتی آمريكا از يك طرف شاهد سقوط موشك‌ها و از طرف ديگر شاهد عكس‌های ماهواره‌ای بودند كه موتورهای پيشرفته موشكی خريداری شده از سوی ايران را در بنادر كره شمالی نشان می‌داد!!) به هر حال موفقيت نهايی ايرانی‌ها در هشتمين آزمايش باعث شد كه آمريكا به شكل غيرمستقيم، كره شمالی را تحت فشار بگذارد؛ همين رابطه كره‌ای – ايرانی بود كه باعث شد، بوش دو كشور مزبور را جزيی از محور شرارت قرار دهد. بنابراين چندان عجيب نيست كه اولين بار روزنامه اسراييلی «هارتص» (جولای 2003) و سپس وزير خارجه ايران خبر از آزمايش موفقيت آميز آن دادند؛ شكی نيست كه اعلام اين مطلب قبل از سفر البرادعی به تهران برای صحبت در مورد نيروگاه اتمی ايران، گزارش و اقدامی هدفدار از سوی اسراييلی‌ها بود؛ گزارشی كه بعداً ايران صحت آن را مورد تأكيد قرار داد.

    2) اهميت استراتژيك شهاب-3
    موشك زمين به زمين ميان برد و دوربرد، معياری اساسی در محاسبات استراتژيك منطقه‌ای و بين‌المللی است و تا حدودی می‌توان گفت كه ورود «شهاب-3» در معادلات منطقه بار ديگر ورق را برگرداند و چالش جديدی را در برابر جبهه فراگير آمريكايی- اسراييلی ايجاد كرد. اولين كسی هم كه به اين نكته پی برد خود ايران است، چرا كه به خوبی می‌داند كه در جنگ با عراق، مرحله «جنگ موشكی»، عاقبت جنگ را به ضرر ايران تغيير داد. يادآوری چند نكته در اينجا ضروری است:
    1- عراق در مارس و آوريل 1988 با حمله موشكی به تهران، قم و اصفهان، جنگ موشك‌ها، مشهور به جنگ شهرها را آغاز كرد، امری كه معادلات نظامی را به نفع اين كشور تغيير داد.
    2- كاربرد موشك‌های كلاهك‌دار در وارد ساختن خسارت به نيروها، پايگاه‌ها، فرودگاه‌ها، تأسيسات و مناطق حياتی دشمن (پايتخت و صنايع مختلف نظامی) است.
    3- دارا بودن توان موشكی برتر، اين قدرت را به دولت‌ها می‌دهد كه دشمنان خويش را وادار به تسليم كنند؛ ضمن آنكه جايگاه منطقه‌ای و بين‌المللی خاصی نيز به دولت‌های مزبور می‌بخشد.
    4- از نظر نظامی، اهميت موشك‌ به عوامل متعددی چون: برد، دقت در هدف‌گيری، وزن و نوع كلاهك، اهداف رهگيری شده و مدت زمان فعاليت موشك بستگی دارد.
    اولين چيزی كه پس از اعلام موفقيت آميز موشك ايرانی به ذهن خطور می‌كند توانايی آن در هدف قرار دادن اسراييل است. ضمن آنكه بايستی يادآور شد كه موشك شهاب – 3 به راحتی می‌تواند شبه جزيره عربستان، خليج فارس (نيروهای آمريكايی مستقر در آن)، اقيانوس هند، پاكستان، افغانستان، قسمتی از هند، اطراف چين، آسيای مركزی، قسمتی از روسيه، قسمت عمده‌ای از تركيه، خاور نزديك، صحرای سينا، كانال سوئز و قسمت عمده‌ای از دريای سرخ را هدف قرار دهد.
    5- ايالات متحده از همپيمانان خود خواسته است كه مانع از دستيابی ايران به «فن آوری حساس» شوند و سخنگوی رسمی كاخ سفيد نيز، برنامه‌های هسته‌ای و موشكی ايران را «تهديدی واقعی برای ثبات منطقه‌ای و جهانی» دانسته است، ليكن مسأله‌ای كه بيش از همه ذهن كارشناسان غربی را سرگردان ابهام خود كرده است؛ قدرت موشك شهاب – 3 و كلاهك 800 كيلويی آن است كه می‌تواند هسته‌ای، شيميايی و بيولوژيك باشد.
    6- «آوی بازنر» سخنگوی دولت اسراييل با نگرانی گفته است: «ما به شدت نگران دستيابی ايران به تسليحات اتمی هستيم و مراتب نگرانی خود را به دوستان آمريكايی و اروپايی‌مان اعلام كرده‌ايم. از نظر ما ممانعت از دستيابی ايران به تسليحات اتمی، امری ضروری است و جمع ميان موشك «شهاب-3» و سلاح هسته‌ای، خطری جدی برای منطقه محسوب می‌شود». با كمی تأمل می‌توان دريافت كه اسراييل در تنگنای شديدی قرار دارد؛ موشك‌های شهاب-3 ايران كه توان رهگيری اهدافی در عمق خاك اسراييل را دارند و نيز موشك‌های كوتاه برد، «حزب ا…» در مرزهای شمالی‌اش.

    3) ايران، اسراييل و «گفتگوی موشكی»
    برای روشن كردن اهدافی كه ايران در برنامه‌های موشكی خود به دنبال آن است می‌توان به اختصار موارد ذيل را برشمرد:
    1- بالا بردن توان نظامی و به تبع آن گسترش نفوذ منطقه‌ای و بين‌المللي
    2- تكميل برنامه‌های هسته‌ای، چرا كه از نظر نظامی- استراتژيك، صرف داشتن كلاهك اتمی مشكلی را حل نمی‌كند؛ بلكه اين كلاهك، نيازمند وسيله‌ای برای حمل و اصابت آن به هدف است كه اين مهم، توسط موشك انجام می‌پذيرد. موشك بدون كلاهك (كشتار جمعی) مانند موشك‌هايی كه عراق به سال 1999 به اسراييل شليك كرد، دامنه تخريب محدودی دارد و نيز كلاهك اتمی قدرتمند بدون موشك، خطری برای صدها كيلومتر دورتر ايجاد نمی‌كند.
    3- هزينه دستيابی به تسليحات موشكی بسيار كمتر از هزينه تسليحات هوايی پيچيده است.
    4- برخلاف تسليحات اتمی، تسليحات موشك‌های بالستيك، مقررات و محدوديت‌های روشنی كه افرادی چون «البرادعی» بتوانند بدان استناد كنند، را شامل نمی‌شود؛ بلكه صرفاً يك «سيستم كنترل فن آوری موشكی» (MTCR) وجود دارد كه آن هم بيشتر از آنچه تعهدآور و متضمن مجازات باشد، ساختاری ارشادی دارد؛ اين نظامنامه مورخه 16/4/1987 در رم منعقد شد ليكن در بيشتر موارد، اقدامات موشكی شامل آن نمی‌شود؛ كره شمالی بهترين نمونه آن است و ايران نيز هماهنگ با اين كشور، با تلاش در جهت بهره‌مندی همزمان از مخزن هسته‌ای و موشكی، توان خود را در مواجهه با ايالات متحده بالا می‌برد.
    5- ايران دشمنی خود با «دولت عبری» را پنهان نمی‌كند و مقامات محافظه‌كار ايرانی به صراحت مسأله مركزی در اهداف دينی و ژئواستراتژی خود را، محو اسراييل اعلام می‌كنند. مطابق برآورد امروز ايرانی‌ها –كه ديروز نيز عراقی‌ها بر آن مبنا می‌انديشيدند- امكان حمله موشكی به اسراييل امتيازات نظامی ذيل را دربرخواهد داشت:
    - زير سؤال بردن مفهوم «عمق استراتژيك دولت عبری»
    - تعرض به مرزهای اسراييل و تغيير تاكتيك جنگ
    - كشاندن اسراييل به جنگ و در نتيجه ايجاد طيف متخاصم يهودی – اسلامي
    - ايجاد تشويش روحی در شهروندان اسراييلي
    - وارد آوردن خسارت‌های بشری غيرقابل تحمل و تصور، به اسراييل.
    - ايجاد توان استراتژيك با اسراييل دارای برتری هسته‌ای و هوايی.
    - تبديل كل اسراييل به جبهه‌ای واحد
    6- اسراييل نيز با آگاهی تمام به خطراتی كه امنيت او را تهديد می‌كند برنامه ريزی دقيقی را برای آينده پيش رو و تهديدات موشكی و هسته‌ای احتمالی، سامان داده است و گزينه‌های ذيل را مدنظر دارد:
    1- خطر را در نطفه خفه كردن. اسراييل در مواجهه با خطر بالقوه پايگاه اتمی «اوزيراك» عراق، قبل از هر اقدامی آنجا را بمباران كرد؛ چندان بعيد نيست كه مراكز ساخت تسليحات موشكی ايران و نيروگاه اتمی بوشهر نيز به چنان سرنوشتی دچار شوند.
    2- استفاده از سيستم‌های ضد موشك نظير «پاتريوت». اگرچه اين سيستم موشكی در جنگ خليج دوم جواب نداد و فقط 15 موشك از 39 موشك عراقی را منهدم كرد.
    3- پيشرفته كردن سيستم ضد موشكی اسراييل موسوم به «حيتس» و يا بهره‌مندی از حمايت‌های مالی آمريكا. چرا كه اسراييل بيشتر از آنكه به قدرت نظامی آمريكا متكی باشد به فن آوری خود متكی است و از حيث نظامی چندان محتاج به نظر نمی‌رسد.
    4- تقويت سيستم‌های شنود و فن آوری اطلاعاتی (ماهواره‌ها) و موشك‌های پيشرفته (اريحا 1و2) برای اطلاع دقيق از فعاليت‌های ايران و ممانعت از اقدامات تهاجمی اين كشور.
    5- فشار بر ايالات متحده و همكاری با اين كشور برای سرنگونی نظام حاكم بر ايران و يا ايجاد آشوب‌های منجر به جنگ داخلی.
    به هر حال بهره‌مندی ايران از موشك‌های (شهاب-3) و تداوم برنامه‌های اتمی، بدون هيچگونه عقب نشينی، امتيازدهی و امضای پروتوكل عدم گسترش تسليحات اتمی –كه بارها از سوی «البرادعی» پيشنهاد شده است- می‌تواند استراتژی و چالش خطرناك جديدی را بر منطقه حاكم كند. اگرچه در برهه كنونی، ايران فاقد توان اتمی‌ای است كه خطری مستقيم ايجاد كند اما آمريكا و اسراييل هر دو خود را بر لبه خط قرمزی می‌بينند كه به جد، منافعشان را به خطر انداخته است؛ بنابراين بر دو راه كار عمده متمركز شده‌اند كه عبارتند از: ضربه وارد كردن به ساختار نظامی ايران و يا تلاش در جهت كودتا يا آشوب داخلی. از اين حيث دولت بوش با سرلوحه كار قرار دادن نظريه «جنگ بازدارنده» -كه در عراق اجرا شد- تلاش‌های خود را آغاز كرده است و اگر در قضيه عراق اثبات وجود تسليحات كشتار جمعی موجب اختلاف ميان متحدان آمريكا شده بود اين مسأله در مورد ايران با وجود اطلاعات دقيق ماهواره‌ای جاسوسی تقريباً منتفی است. البته راه‌كار منطقی‌تری نيز وجود دارد كه طی آن ايالات متحده می‌تواند با مشاركت سازمان ملل نظامنامه جهانی جديدی را سامان دهد كه طبق آن بتوان تمام دولت‌های جهان را به پروتوكل‌های بازدارنده موشكی و اتمی متعهد كند.
     
     





  • [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de