‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





آمريكا و خاورميانه غيرقابل پيش‌بينی
  • آمريكا اگر به دنبال حل مشكلات است بايد بداند كه اشغال بايستی پايان يابد نه مقاومت و طبيعی است كه تحقق چنين امری يعنی اينكه آمريكا با لحاظ داشتن منافع مردمش يك «اعلاميه استقلال آمريكا»يی دومی را اعلام و در آن بر استقلال خود از راست‌گرايان افراطی اسراييل، حاميان صهيونيزم و لابی‌های آنها تأكيد كند
  •  
    نوشته: جان ويتبك*
    مترجم: سعيد آقاعليخانی
    مندرج در نشريه «تابان» - چاپ قزوين
    يكشنبه ٢٩ تير ۱۳۸۲

    از نظر آنانی كه سياست خارجی آمريكا به دست آنهاست و قصد تغيير خاورميانه در جهت خواست خود را دارند اين منطقه حقيقتاً غيرقابل پيش بينی است.
    مقاومت عراقی‌ها يكی از اين موارد غيرقابل پيش بينی بود كه در محاسبات توجه جدی بدان نشده بود، به راستی اگر كشورهای عربی عراق را تصرف و اعلام می‌كردند كه قصد استقرار طولانی مدت در اين كشور و شكوفايی عراق در چارچوب آموزه‌های اسلامی را دارند آيا آمريكايی‌ها، همراهان افراطی بوش و مابقی جمهوری‌خواهان ساكت می‌نشستند؟
    يكی ديگر از رويدادهای غيرمنتظره برای آمريكايی‌ها نتيجه انتخابات اخير كويتی‌ها بود جالب اينجاست كه قبل و بعد از جنگ عراق، طرفداران حمله نظامی به عراق با تئوری «دومينو»يی خود در پی تحول دموكراتيك در نظام‌های استبدادی منطقه بودند و آن را توجيه مناسبی برای آغاز جنگ می‌دانستند، مأموريتی دموكراتيك كه در سياست‌های خارجی آمريكا تاكنون مصداق عينی نيافته است چرا كه همگان به خوبی می‌دانند، حكومتی كه در خاورميانه واقعاً دموكرات و نماينده مردم خود باشد – مادامی كه آمريكا و اسراييل به عنوان متحدان نزديك عليه منافع مسلمانان عمل می‌كنند - دارای سياست‌های ضد آمريكايی خواهد بود.
    طبيعی است كه آمريكا طرفدار آن روش دموكراتيك و انتخاباتی است كه نتيجه آن با منافعش در تضاد نباشد (رونالد رامسفلد به صراحت اعتراف كرد كه حتی اگر تمام عراقی‌ها خواهان حكومت اسلامی باشند آمريكا اجازه برپايی چنين نظامی را نخواهد داد) در كل عده كمی وجود دارند كه واقعاً معتقد باشند، آمريكا به دنبال برپايی حكومت‌های دموكراتيك ولو ضدآمريكايی است و آنها را بر نظام‌های استبدادی ولی طرفدار آمريكا ترجيح می‌دهد.
    اكنون اين سؤال مطرح است كه عاقبت كويت كه تاكنون هم‌پيمان نزديك آمريكا در جهان عرب بوده است پس از انتخابات دموكراتيك اخير چه خواهد شد؟ در اين انتخابات ليبرال‌های كويتی كه خواهان فضای باز سياسی و حمايت از مدرنيزاسيون بودند ضربه سختی خوردند و از پنجاه كرسی پارلمان فقط هشت كرسی را به دست آوردند، مابقی كرسی‌ها را محافظه كاران و اسلام‌گرايانی به دست آوردند كه دارای تمايلات تندروانه‌ای نيز هستند و اين بدان معناست كه تأثير دومينوی آمريكا كه با هل دادن مهره عراق آغاز شد در نزديك‌ترين همسايه اين كشور (كويت) متوقف مانده و ختم به خير نشده است.
    اگر قضايا به اين شكل جلو برود تكليف دموكراسی كه قرار است در ساير كشورهای عربی با آن احساسات ضد آمريكايی مردمش رخ دهد چه می‌شود؟ آيا اين بدان معنی است كه مأموريت «نشر دموكراسی» در همين آغاز كار به خاطر عاقبت ضد آمريكايی‌اش! متوقف می‌ماند.
    خيال رو به تباهی ديگر، به دست آوردن دل اعراب از طريق اجرای «نقشه راه» است. دائماً گفته می‌شود كه اين طرح در واقع «نقشه صلح» است اما ارايه دهندگان آن از اين واقعيت غافلند كه اعراب صلح را در پايان اشغالگری می‌دانند نه سركوب مقاومت. در سرتاسر جهان عرب «صلح» را پديده‌ای می‌دانند كه مشخصه «عادلانه» بودن را به همراه داشته باشد يعنی همان عنصری كه در برنامه‌های صلح آمريكا مغفول مانده است.
    هركس به فرازهای آغازين نقشه راه نگاه كند به مقدمه ساختگی‌ای برمی‌خورد كه به هيچ وجه وجود خارجی نخواهد يافت. در اين مقدمه اشغالگری اسراييل به دوران پس از 1968 گفته شده است نه همان آغاز اشغالگری كه قبل از 1968 است. رهبران فلسطين نيز براساس اين طرح بايستی اولاً هرگونه مقاومت ضد اشغالگری را سركوب كنند و اجازه دهند كه تداوم روند اشغال برای اسراييلی‌ها متضمن هزينه‌ای نباشد و «آن وقت» است كه اسراييل مختار است به فلسطينی‌ها آزادی بدهد، دست از اشغال بردارد، از مرزهای شناخته شده بين‌المللی 1967 عقب بنشيند، شهرك‌ها را خالی كند، قدس را تقسيم و مسأله آوارگان را عادلانه حل و فصل كند.
    همه ما می‌دانيم كه اين «آن وقت» اسراييلی‌ها هميشه بهانه خوبی برای فرار از تعهدات بوده است. ممكن است به شكل تئوری اعتقاد به اينكه قدس شهر معجزات است درست باشد اما عملاً امكان ندارد «طرح نقشه راه» اين بار در اين سرزمين معجزه كند تناقض اين طرح در همان شروطش مشخص است زيرا اگر طراحان آن واقعاً حسن نيت داشتند و به دنبال صلحی عادلانه و در چارچوب قواعد بين‌المللی بودند لزومی نداشت اين مسأله را مشروط بر سركوب مقاومت مردمی كنند. اصولاً طرح اگر عادلانه باشد مقاومتی را برنمی‌انگيزاند و مگر امكان دارد كه انسان عاقل در برابر طرح عادلانه مقاومت كند؟! اعراب احمق نيستند و حتی اگر «نقشه راه» را نخوانده باشند حساسيت يك جانبه بوش و پاول بر توقف خشونت آن هم صرفاً خشونت فلسطينی‌ها به آنها می‌فهماند كه هدف آمريكا واقعاً «صلح» نيست، بلكه در خوش بينانه‌ترين حالت، فلسطينی است كه در آرامش می‌توان اشغالش كرد و حاضر است به هر شرطی كه اسراييل بر ملت لگدكوب شده‌اش تحميل می‌كند تن در دهد حالت بدبينانه اين وضعيت نيز شعله‌ور شدن جنگ داخلی است.
    برنامه‌های صلحی از اين دست در شرايطی كه اشغال يك كشور عربی باعث افزايش احساسات ضد آمريكايی شده است و اين كشور را محكوم به رويارويی با مقاومتی رو به افزايش كرده، مشكلی را حل نمی‌كند و دل هيچ عربی را به دست نمی‌آورد اما آيا راهی برای فرار از بحران جنگ تمدنی وجود دارد؟ در واقع مثل اين طرح در مارس سال 2002 از سوی اتحاديه عرب و در اعلاميه بيروت به شكل دراماتيكی طرح و در آن شناسايی اسراييل و عادی سازی روابط سياسی، اقتصادی ميان اعراب و اسراييل به شرط پايان اشغال سرزمين‌های عربی سال 1967 پيش بينی شد اما بايد دانست تا عزم جدی در پايان اشغال‌گری وجود نداشته باشد اين طرح‌ها بی‌فايده است.
    آمريكا اگر به دنبال حل مشكلات است بايد بداند كه اشغال بايستی پايان يابد نه مقاومت و طبيعی است كه تحقق چنين امری يعنی اينكه آمريكا با لحاظ داشتن منافع مردمش يك «اعلاميه استقلال آمريكا»يی دومی را اعلام و در آن بر استقلال خود از راست‌گرايان افراطی اسراييل، حاميان صهيونيزم و لابی‌های آنها تأكيد كند، امری كه تقريباً غير ممكن است! اگرچه بسيار ضروری است.
    «نقشه راه» حقيقی كه عراق، فلسطين و تمام منطقه محتاج آنند با نسخه غربی كه با احساسات حاميان آمريكايی‌اش پيچيده شده است و در راه رسيدن به صلح چندان جدی نيست، تفاوت دارد. جهان اكنون چندان به دنبال حل واقعی مشكل نيست و صرفاً دست به دامان راه‌كارهای عجولانه است و مادامی كه چنين است بايستی خود را بر لبه پرتگاه تباهی بدانيم.
     
    -----------
    * وكيل بين المللی و كارشناس نزاع اعراب و اسراييل
    1- دومينو بازی‌ای است كه مهره‌ها را به دنبال هم می‌چينند و با هل دادن مهره اول سبب سقوط خود به خود ساير مهره‌ها می‌شوند. اشاره به اين بازی به شكل كنايی سقوط نظام‌های استبدادی به تبع سقوط صدام را مدنظر دارد.





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de