‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





بازبينی طرح نقشه راه
  • «نقشه راه» طرح كلی است كه بر اساس آن مذاكرات اسراييل و فلسطينيان در سه مرحله و تا سال 2005 بايستی منجر به تضمين امنيت اسراييل و ايجاد كشور مستقل فلسطينی شود
  • صرف‌نظر از نتيجه‌بخش بودن يا نبودن اين طرح به نظر می‌رسد عاقلانه‌ترين روش آن باشد كه در راستای هم‌آواييهای جامعه جهانی و تبديل تهديدها به فرصت‌ها، اصل طرح و موضوع صلح‌خواهی مورد پذيرش قرار گيرد
  •  
    سعيد آقاعليخاني
    جمعه ٢٧ تير ۱۳۸۲
     
    آنچه در ماههای اخير در صدر مسايل خاورميانه خصوصاً مسايل مربوط به فلسطين و اسراييل قرار گرفته است طرحی است كه نام «نقشه راه صلح» را با خود يدك می‌كشد اگرچه به نظر می‌رسد عده‌ای عامداً با حذف واژه صلح تلاش دارند ناشيانه ابهام واقعی موجود در اين طرح را از همان ابتدا متذكر شوند اما بايد گفت كه آنچه رسماً عنوان شده بيانگر آن است كه اين نقشه قرار است راه صلحی پايدار را به طرفين درگير در منازعه خاورميانه (فلسطين- اسراييل) نشان دهد.
    «نقشه راه» طرح كلی است كه بر اساس آن مذاكرات اسراييل و فلسطينيان در سه مرحله و تا سال 2005 بايستی منجر به تضمين امنيت اسراييل و ايجاد كشور مستقل فلسطينی شود. «نقشه راه» در دسامبر گذشته توسط گروه چهارگانه مركب از آمريكا، اتحاديه اروپا، روسيه و سازمان ملل تهيه و تدوين شد اما دولت‌های آمريكا و اسراييل انتشار و آغاز مذاكرات بر اساس آنرا به خلع يد و يا محدود شدن قدرت ياسرعرفات در تشكيلات خودگردان و ايجاد يك پست جديد نخست‌وزيری در اين تشكيلات موكول كردند.

    مفاد نقشه راه صلح
    اين طرح شامل سه مرحله ذيل است
    مرحله اول (اكتبر 2002 تا 2003 ميلادی) زمينه‌سازی صلح و ايجاد شرايط مطلوب (مرحله تامينی)

    الف) الزامات فلسطينی‌ها و حكومت خودگردان
    1) توقف انتفاضه توسط حكومت خودگردان و پايان دادن به آشوب عليه اشغالگري
    2) انتخاب نخست‌وزير بدون حضور ياسرعرفات و كاهش قدرت او
    3) ازسرگيری هماهنگی امنيتی فلسطيني- اسراييلي
    4) تاكيد بر حق حيات اسراييل توسط دولت فلسطيني
    5) تشكيل كميته بررسی قانون اساسی و كميته انتخابات و تصويب قانون اساسی و تعديل قانون شهرداريها و اعطای صلاحيت به شوراهای محلي

    ب) الزامات اسراييل
    1- رعايت حقوق بشر در مورد فلسطينی‌ها
    2- خودداری از آسيب رساندن به شهروندان و دارايی آنها
    3- عقب‌نشينی از مناطق اشغالی 28 سپتامبر 2000 م «اين عقب‌نشينی منوط به ميزان پيشرفت همكاری‌های امنيتی دو طرف در جلوگيری از خشونت و حملات نظامی بويژه توقف انتفاضه است».
    4- برچيدن شهرك‌های غيرقانونی بر اساس طرح ميچل
    5- رفع ممنوعيت تردد و تسهيل در رفت و آمد شهروندان

    مرحله دوم در ژوئن 2003 تا دسامبر 2003 م) امتيازهای سياسي- امنيتی به اسراييل (مرحله تاسيسی)
    1- مذاكرات دو طرف بر محورهای اصلي
    2- تشكيل كنفرانس بين‌المللی برای آغاز مذاكرات در مورد احتمال تاسيس دولت فلسطينی با مرزهای موقت.
    3- تائيد اقدامات طرفين توسط كميته بين‌المللی ناظر بر روند اجرای طرح برای پيگيری مرحله بعدي
    4- برگزاری كنفرانس جهانی با هدف جمع‌آوری كمك مالی برای تقويت اقتصاد فلسطين
    5- تغيير وضعيت روابط كشورهای عربی با اسراييل به شرايط قبل از شروع انتفاضه دوم همچون بازگشايی دفاتر تجاری و گسترش روابط اقتصادی و تجاري
    6- شروع مذاكرات در خصوص مسايل اساسی همانند (آب، محيط زيست، توسعه اقتصادی، پناهندگان و …)

    مرحله سوم (سال 2004 تا 2005 ميلادی) مذاكرات نهايی تا حصول نتيجه در مرحله تثبيتی)
    1- برگزاری كنفرانس بين‌المللی برای نظارت برگفتگوی ميان دو طرف
    2- توافق بر سر ايجاد دولت مستقل فلسطينی با مرزهای موقت كه در نهايت منجر به قطع‌نامة دائمی 2005 می‌شود.
    3- موضوعات اساسی (مرزها- بيت‌المقدس- آوارگان- شهرك‌ها و …) و حمايت از روند پيشرفت حل اختلاف تا مرحله نهايی كه ميان كشورها مطرح می‌شود.
    4- حل مسايل موجود با لبنان و سوريه در راستای عادی‌سازی روابط
    5- برسميت شناختن اسراييل توسط كشورهای منطقه و برقراری روابط سياسی عادي
    موضعگيريهای رسمی در قبال طرح صلح «نقشه راه»:
    فلسطينی‌ها: حكومت خودگردان ضمن تأكيد كلی طرح، انتقاداتی را متوجه آن دانسته است كه مهم‌ترين آن، ايجاد پست نخست‌وزيری و كاهش قدرت عرفات بود چرا كه در اين صورت وی به يك رييس‌جمهوری تشريفاتی تبديل می‌شد. از سوی ديگر عليرغم نكات منفی طرح مبنی بر توقف انتفاضه و عدم التزام اسراييل به اجرای مراحل اين طرح مطابق برنامه، تشكيلات خودگردان اين طرح را تنها فرصت برای بازگشت به راه سازش دانسته و اعلام كرد كه در تلاش است تا اين طرح را عملياتی نمايد. در اين راستا تشكيلات خودگردان و جنبش فتح از طريق گفتگو با جنبش حماس در قاهره (نوامبر 2002) تلاش برای زمينه‌سازی اجرای اين طرح را منوط به تداوم اين روش دانسته است زيرا آنها می‌دانند توقف انتفاضه جز با موافقت گروههای جهادی و مردم فلسطين ميسر نخواهد شد زيرا اين طرح توسط اكثر گروههای فلسطينی مردود اعلام شده است.
    اسراييل: اين طرح ابتدا از سوی چند تن از مقامات عاليرتبه مورد انتقاد قرار گرفت تا آنجا كه رژيم صهيونيستی ابتدا در حدود 100 مورد اصلاح و درخواست و در مرحله بعدی 15 مورد تغيير در اين طرح را درخواست نموده است تا اين طرح را بپذيرد. در عين حال در يك مانور تبليغاتی از برخی گروههای سياسی خواسته شده است تا عليه اين طرح دست به تظاهرات زده و مخالفت خود را با اين طرح اعلام دارند.
    دولتهای عربی: دولت‌های عربی در برابر اين طرح موضعگيری يكسانی نداشته و به طور مشخص مواضع مصر و سوريه در اين خصوص قابل توجه است. مصر می‌كوشد نسبت به طرح مذكور انعطاف بيشتری نشان دهد مشروط بر آنكه تغييراتی اندك از سوی تشكيلات خودگردان در آن ايجاد شود. سوريه ضمن انتقاد از اين طرح تاكنون از رد آن خودداری كرده و وزير خارجه اين كشور در يك اظهار نظر صريح گفته است كه «به اعتقاد ما طرحی در اين زمينه وجود ندارد و آنچه در اذهان رهبران عرب شكل گرفته چيزی جز تصورات واهی نيست و نقشه راه جز آنچه در رسانه‌ها مطرح شده است وجود خارجی ندارد».
    عربستان نيز تاكنون اظهارنظر روشنی را ارايه نكرده است و اردن به صراحت حمايت خود را از اين طرح ابراز كرده است ساير كشورهای عربی مواضع مختلفی را اتخاذ كرده‌اند ذكر اين نكته نيز خالی از لطف نيست كه مشخصه اصلی نقشه راه حضور كمرنگ دولتهای عربی در مراحل مختلف آن است.
    گروههای جهادی: حماس و جهاد اسلامی به عنوان گروههای مبارز فلسطينی بارها و بارها مخالفت خويش را با اين طرح اعلام كرده‌اند از ديد آنها اين طرح فاقد آن جامعيتی است كه تامين‌كننده منافع مردم فلسطين باشد ضمن آنكه با پايان يافتن نقش عرفات و نياز مجدد به انتخابات عملاً ابومازن نمی‌تواند مدعی قانونی نمايندگی مردم فلسطين باشد.
     
    نگاه جامع‌تر به «نقشه راه»
    برای بررسی جامع و بی‌شائبه اين طرح شايد بهتر باشد كه آنرا با ظرف و شرايط سياسی و نيز مدنظر قرار دادن پيشينة تاريخی‌اش مورد مداقه و بررسی قرار دهيم در اين راستا بايد گفت كه اصولاً «نقشه راه» طرحی است كه قبل از حمله به عراق تهيه گرديده است طرح اين مسأله از آنرو حائز اهميت است كه بدانيم اين طرح برخلاف آنچه به عنوان ادامه مسأله «عراق» مطرح می‌شود طرحی است كه قبلاً و در چارچوب استراتژی كلی ايالات متحده برای خاورميانه تدوين شده است نكته ديگری كه بايستی مدنظر قرار داد اين است كه به شكل كلی دو نظر در مورد ماهيت اين طرح وجود دارد:
    الف) ماهيت اروپايی ب) ماهيت آمريكايی
    الف) استناد آن عده از تحليلگرانی كه معتقدند نقشه راه عمدتاً طرحی اروپايی است، بر اين فرض استوار است كه اصولاً وجود عنصر «زمانبندی دقيق» و نيز اصرار بر تعهدات الزام‌آور دو طرف و نيز تأكيد بر مسائلی چون حقوق بشر از ويژگی‌های اروپائيان است.
    ب) استناد آن عده از تحليلگرانی كه نقشه راه را طرحی آمريكايی می‌دانند آن است كه حضور مؤثر آمريكا در منطقه و ميدانداری چهره‌های آمريكايی در مراحل مختلف اين طرح خود به خوبی اين نكته را اثبات ميكند ضمن آنكه از ديرباز اين ايالات متحده بوده است كه به نحوی نقش مؤثری را در معادلات خاورميانه بر عهده گرفته است.
    در اين ميان اگر نظر معتقدان به «ماهيت اروپايی» طرح را بپذيريم بايستی نقشه راه را «نقشه راه صلح» دانسته و اگر با معتقدان ماهيت آمريكايی «هم‌آوا شويم آنرا «نقشه راه مذاكرات» بدانيم تفاوت ميان اين دو مسير اعلامی در آن است كه در شكل نخست نقشه راه طرحی است كه بايستی الزاماً به اجرای صلح بيانجامد اما در شكل دوم طرحی است كه به عنوان مقدمه مذاكراتی كه ممكن است به صلح بيانجامد، مدنظر قرار می‌گيرد. ذكر اين نكته نيز ضروری است كه در اين تحليل روسيه و سازمان ملل جزيی از جبهه اروپايی محسوب می‌گردند.
    اما براستی كداميك از تحليل‌های فوق‌الذكر را می‌توان بر واقعيات موجود منطبق كرد؟ به نظر می‌رسد در يك برآورد كلی نقشه راه طرح اروپايی باشد چرا كه اتحاديه اروپا امروز و خصوصاً پس از شتاب هراس‌انگيز يكجانبه‌گرايی ايالات متحده كه عمدتاً از مشی فكری فلسفی لئواشتراوس و حمايت نئو محافظه‌كاران تغذيه می‌شود بيش از هر زمان ديگری به درك ضرورت حضور مؤثرتر در معادلات منطقه مهم خاورميانه نايل آمده است. دليل ديگری كه ما را به اروپايی بودن ماهيت نقشه راه رهنمون می‌گردد آن است كه فرض قبول اين نكته كه ايالات متحده واقعاً بدنبال برقراری صلح و تأمين منافع طرفين مذاكره باشد با توجه به مشی نئو محافظه‌كاران جديد حاكم بر دولت ايالات متحده اين موضوع تا حدودی غريب می‌نماياند.
    خصوصاً آنكه توجه داشته باشيم كسانی همچون دونالد رامسفلد وزير دفاع ايالات متحده همچنان سرزمين‌های فلسطينی را «مناطق به اصطلاح اشغالی» می‌نامد و از نظر بسياری از محافظه‌كاران جديد، غلبه آمريكا بر عراق وضعيت مساعدی را برای اسراييل فراهم نموده است كه در آن نيازی به اعطای امتياز به طرف مقابل نيست كمااينكه همگان بر اين نكته واقفند كه «نقشه راه» به رغم جرح و تعديلاتی كه با درخواست اسراييل و فشار آمريكا در آن صورت گرفته است باز هم درخود دولت بوش مورد سوء‌ظن و ترديد است و اجرای آن به گرفتن امتيازهای بيشتر از فلسطينی‌ها مشروط می‌شود كانداليزا رايس مشاور امنيت ملی دولت آمريكا اخيراً طی سخنرانی در مؤسسه يهودی امنيتی اينترپرايز «نقشه راه» را طرح خوبی برای مذاكرات ندانست چرا كه از نظر وی اسراييل را مقيد می‌كند كه همزمان با اقدامات مثبت فلسطينی‌ها دست به اقداماتی مشابه بزند نه تنها به عقيده خانم رايس بلكه به باور بخش بزرگی از نمايندگان كنگره آمريكا، اين فلسطينی‌ها هستند كه ابتدائاً بايستی امتياز‌های متعددی را به اسراييل بدهند تا آنگاه مذاكرات صلح بر مبنای «نقشه راه» آغاز شود در نامه‌ای كه در همين راستا به امضای 87 نفر از 100 نماينده مجلس سنا و 297 نفر از 435 نماينده كنگره آمريكا رسيده است به دولت بوش هشدار داده شده است كه از هرگونه اعمال فشاری به اسراييل كه هدف آن امتياز‌دهی اوليه و متقابل دولت شارون به فلسطينيان باشد احتراز كند.
    با مدنظر قرار دادن نكات مهم فوق اين سؤال به ذهن می‌رسد كه با قبول چنين فرضی چه توجيهی می‌توان برای حضور جدی مقامات دستگاه سياست خارجی آمريكا در مراحل مختلف اين طرح داشت و اصولاً موضع واقعی ايالات متحده در اين رابطه چيست؟ در پاسخ به اين سؤال اساسی بايستی اذعان داشت كه ايالات متحده بنا بر دلايلی كه ذكر آن رفت با ماهيت واقعی «نقشه راه» بدين معنا كه موجب برقراری صلحی پايدار و مرضی‌الطرفين باشد مخالف است و دلايل اين مخالفت نيز ريشه در ساختار فكری محافظه‌كاران و پيوندهای تاريخی ميان ايالات متحده و اسراييل دارد است كه به هيچ وجه اعتقادی به توازن قوا و معادلات به نفع هر دو طرف نيست ليكن در عين حال بايستی اذعان داشت كه ايالات متحده بنا به دلايل ذيل خود را مقيد به حضور در پروژه صلح و اتخاذ «ژست سياسی صلح‌طلبانه» می‌بيند اين دلايل عبارتند از:
    الف) مخالفت ايالات متحده با چنين طرحی كه در مواضع اعلامی رسمی در راستای صلح تفسير می‌شود در افكار عمومی به منزله موافقت اين كشور با روند كشتار و سركوب فلسطينيان تلقی شده و با توجه به شرايط ضدآمريكايی حاكم بر منطقه كه اصطلاحاً (گسترش ويروس Pax Americana) ناميده می‌شود چندان عاقلانه به نظر نمی‌رسد.
    ب) مخالفت ايالات متحده با طرح «نقشه راه» آخرين ترديدهای مبتنی بر جانبداری ايالات متحده از اسراييل را در شرايطی كه اين كشور همچنان تلاش ميكند خود را يك ميانجی بيطرف نشان دهد به يقين تبديل خواهد كرد.
    ج) كناره‌گيری اين كشور از طرح «نقشه راه» باعث تضعيف جايگاه اسراييل در روند مذاكرات خواهد شد خصوصاً آنكه توجه داشته باشيم اسراييل بدون حمايت ايالات متحده از ابزارهای لازم مشروعيت و حقانيت برخوردار نيست.
    د) پس از 11 سپتامبر و عزم جدی ايالات متحده بر تسريع روند تغيير خاورميانه به نفع خود يكی از نيازهای اساسی دستگاه ديپلماسی آمريكا وجود كشورها يا عناصر معارض با اهداف به ظاهر انسانی و جهانی ايالات متحده است بروز چنين مخالفتی بهانه لازم برای پيشروی اهداف سياسی و نظامی ايالات متحده در خاورميانه را به دست می‌دهد و با توجه به مشی تاخيری اين كشور به عنوان همپيمان اسراييل در اجرای طرح صلح فرصت لازم را برای قلع و قمع جبهه‌هايی كه ممكن است در طول پروژه مشكل‌ساز باشند را فراهم ميكند. عراق شاهد مثال مناسبی در اين راستا است عامل مهم ديگری كه حسن نيت ايالات متحده در همراهی با كميته چهارجانبه را مورد ترديد قرار می‌دهد آن است كه اين كشور در قبال كارشكنی‌های اسراييل كه در قالب ترور رهبران جهادی آنهم در حين اجرای مذاكرات صورت می‌گيرد سكوت اختيار كرده است حال آنكه اجرای نقشه راه در مرحله اول مبتنی بر ايجاد آرامش و توقف عملياتهايی از اين دست است.
    ه) دليل ديگر ايالات متحده در همراهی با كميته چهارجانبه عليرغم مخالفت حقيقی با چنين طرحی در آن است كه ايالات متحده بيم آن دارد كه در صورت مخالفت جدی و كناره‌گيری از چنين طرحی دچار انزوای سياسی شده و اين امر به كاهش نقش اين كشور در جهان بيانجامد اين مسئله از دو جهت تشديد می‌شود اول آنكه به دليل همزمانی اين طرح با قضيه عراق و حوادثی كه منجر به اختلاف اتحاديه اروپا و ايالات متحده گرديده، می‌تواند و اين كشور را تا حدودی در انزوای سياسی قرار دهد. ولی مخالفت و كناره‌گيری دوباره اين كشور به شكل يكجانبه چنين روندی را تشديد می‌كند ديگر اينكه با توجه به آنكه حضور ميانجی اروپايی و سازمان ملل در كنار روسيه و در شرايطی كه مخالفت‌های عرفات نيز تا حدود زيادی بی‌اثر شده است ممكن است اين طرح را با موفقيت‌هايی همراه كند كه چنين امری آنهم در صورت عدم حضور ايالات متحده به تقويت رويای «صلح و امنيت بدون حضور آمريكا خواهد انجاميد امری كه باعث افزايش اعتماد به نفس طرف‌های اروپايی شده و نگرانی مقامات كاخ سفيد را بر خواهد انگيخت ضمن آنكه ضرورت حضور ايالات متحده در معادلات جهانی را با چالش روبرو خواهد كرد نتيجه چنين برآوردی آن است كه كاخ سفيد ضمن همراهی كميته چهارجانبه در چنين طرحی عملاً با اسراييل در ايجاد اشكال و مانع در مسير تحقق اجرای عملی طرح هم‌آوايی ميكند و در بيانيه‌های رسمی خود را حامی اجرای اين طرح معرفی می‌نمايد.

    آينده طرح و وظيفه ما:
    با توجه به شرايط منطقه‌ای و نيز كاستی‌های موجود در طرح نقشه راه شايد دل سپردن به اظهارنظرهای متناقض و جستجوی پاسخی برای اين سوال كه آيا اين طرح به نتيجه می‌رسد يا خير؟ چندان عاقلانه نباشد اما مشكل آن است كه روند پرشتاب تحولات سياسی چندان به تأمل ما در رسيدن به پاسخی كاملاً قرين به واقعيت وقعی نمی‌نهد. صرف‌نظر از نتيجه‌بخش بودن يا نبودن اين طرح به نظر می‌رسد عاقلانه‌ترين روش آن باشد كه در راستای هم‌آواييهای جامعه جهانی و تبديل تهديدها به فرصت‌ها، اصل طرح و موضوع صلح‌خواهی به عنوان تلاشی در جهت تحقق آرامش، رفع تنش و با شرايطی كه اين امر را متحقق سازد مورد پذيرش قرار گيرد. اين مسأله آنگاه ضروری می‌نماياند كه توجه داشته باشيم مخالفت صريح با طرحی كه به دليل شرايط پيچيده منطقه‌ای يقين به نتيجه‌بخش بودن آن تا حدودی خوشبينانه است چندان عاقلانه نيست خصوصاً آنكه بهانه‌های لازم را به دست ايالات متحده خواهد داد اما در عين حال نظر به عدم تناسب پاره‌ای از شرايط مندرج در طرح نقشه‌راه با واقعيت‌های موجود، سياست سكوت يا عدم تأييد و نه مخالفت صريح با آن گزينه مناسبی محسوب می‌گردد. فلذا در يك جمع‌بندی كلی هم‌آوايی با جامعه جهانی در تلاش جهت برقراری صلح از يك سو و سكوت در مورد بندهای مبهم آن شيوه رفتاری مطلوب خواهد بود. ضمن آنكه بايد يادآور شد، تاكيد بر گزينه‌های رفراندوم و تأسی از آرا واقعی مردم فلسطين در ترسيم آينده اين كشور با توجه به حاميان اروپايی و برخی كشورهای منطقه می‌تواند به عنوان تعاملی عاقلانه با اين طرح مدنظر قرار گيرد.
     
      





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de