‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





راهبرد ايالات متحده برای عراق پس از صدام
• مردم منطقه دلايل بسياری دارند كه به برنامه‌های دموكراتيك ايالات متحده به ديده ترديد بنگرند
• ايالات متحده تاكنون از دموكراسی در هيچ كشور عربی حمايت نكرده است بلكه برعكس حامی اصلی حكومت‌های ديكتاتوری منطقه بوده است.
• درست است كه ايالات متحده نقش مؤثری در دموكراتيزه شدن آلمان و ژاپن داشت ، ليكن بايد گوشزد كرد كه آمريكای آن روز توسط افراد بلندنظری چون جرج مارشال و… كه اعتقاد راسخی به ارتباط منافع آمريكا با مبانی اصلی تأسيس اين كشور داشتند ، هدايت می‌شد نه مثل امروز كه راست‌گرايان افراطی سكان سياست داخلی و خارجی آمريكا را به دست گرفته‌اند
 
 
 
نوشته: دكتر نجيب الغضبان (استاد علوم سياسی دانشگاه آركانزاس)
مترجم: سعيد آقاعليخانی
منبع: الجزيره
مندرج در هفته‌نامه «تابان» چاپ قزوين
دوشنبه ١٢ خرداد ١٣٨٢
 
پس از مدت‌ها سكوت سرانجام جرج بوش طی سخنرانی (٢٦ فوريه) در مركز «امريكن اينترپرايز» از آينده عراق و خاورميانه در مرحله‌ای كه به «مرحله پس از صدام» مشهور شده است ، سخن به ميان آورد نگاهی گذرا به اين سخنان نشانگر آن است كه مبنای عملكرد ايالات متحده در عراق مبتنی بر مبانی اعتقادی اين كشور كه آزادی ، صلح و رفاه است خواهد بود به نحوی كه عراق در اين زمينه‌ها مثال زدنی شود اما گذر از اين برداشت تأملی بيشتر ما را به دو نتيجه اساسی رهنمون می‌كند:
اولاً: با وجود مخالفت‌های جهانی عليه سياست‌های جنگ طلبانه بوش و تلاشی در جهت جايگزين كردن شيوه‌های مسالمت جويانه به جای استفاده از زور برای خلع سلاح كشورها ، دولت بوش در برپايی جنگ و استفاده از زور عزم راسخی دارد.
ثانياً: ايالات متحده مدت زمان زيادی در عراق باقی خواهد ماند و طبق سخنان بوش اين استقرار طولانی ربطی به خلع سلاح عراق ندارد بلكه برای نهادينه كردن دموكراسی ، آزادی و رفاه در عراق است.
بهتر است در ابتدا گوشزد كنم كه انتخاب اين مركز تحقيقاتی برای سخنرانی بوش به شكل اتفاقی نبوده است بلكه:
- اولاً اين انتخاب از آن روست كه راست محافظه‌كار توجه زيادی به اين مركز دارد و به همين دليل ، بوش در ابتدای سخنانش با ذكر عبارت «به كمك اين مركز تحقيقاتي…» به اين نكته اشاره كرد كه ٢٠ تن از مشاوران و اعضاء دولت وی از محققان مركز اينترپرايز هستند.
- نكته مهم ديگر آن است كه بوش با يادآوری حوادث اسفناك ١١ سپتامبر و درس‌هايی كه از آن گرفته شد به اين مسأله اشاره كرد كه ايالات متحده به هيچ وجه اجازه تهديد يا تجاوز به آسمان و زمينش را به كسی نمی‌دهد بلكه چنين اقدامی را حتی قبل از آنكه روی دهد در نطفه خفه خواهد كرد به عبارت ديگر اين بيان اشاره به استراتژی «جنگ پيشگيرانه» به عنوان اصل اساسی استراتژی امنيت ملی آمريكاست.

راهبرد ايالات متحده و محتوای آن
ديدگاه راهبردی آمريكا حاوی دو نكته مهم است كه اولی به عراق و دومی به شكل اعم به خاورميانه مربوط می‌شود. قسمت مربوط به عراق مبتنی بر ارايه تصويری از آينده عراق آزاد ، متحد و برخوردار از رفاه و نيز خالی از سلاح‌های كشتار جمعی است. نكته‌ای كه صرفاً به عراق محدود نخواهد شد بلكه عراق الگوی ديگر كشورهای خاورميانه كه بايستی آزادی ، صلح و دموكراسی در آنها نهادينه گردد ، مبدل می‌شود. در اينجا می‌توان نكات چندی را استنتاج كرد.
- نكته اول ، ايالات متحده برای هدايت پروژه ايجاد تحول دموكراتيك ، بازسازی و رفاه در عراق يك حاكم نظامی آمريكايی يا عراقی را بر سر كار می‌آورد. بديهی است كه نيروهای معارض هماهنگ با آمريكا شكل اول را نمی‌پسندند اما در عين حال می‌دانند كه كاری از دستشان برنمی‌آيد خصوصاً اگر در رسيدن به اتفاق نظر در ميان سه طايفه اصلی عراق ناكام بمانند.
- نكته دوم ، اينكه بوش دائماً صدام را به مخفی كردن نيروهايش ميان شهروندان غيرنظامی متهم می‌كند در واقع نوعی آماده كردن افكار عمومی آمريكا و جهان برای اين مسأله است كه ممكن است كشتارهای فراوانی در عراق صورت گيرد كه بيشتر قربانيان آن شهروندان غيرنظامی‌اند.
- نكته سوم ، تأكيد بوش بر تعهد جدی در حمايت از تأسيسات نفتی در مراحل اوليه جنگ بيانگر آن است كه ايالات متحده برای تأمين نيازهای اساسی مردم عراق در دوران اشغال و نيز تأمين منافع بلندمدت خود قصد دارد به مدت طولانی و به شكل مستقيم تأسيسات نفتی اين كشور را به كنترل خود درآورد.
- نكته چهارم ، سخنان بوش در اعلام مأموريت نيروهای آمريكايی برای ايجاد عراق دموكرات و شكوفا به معنی آن است كه ايالات متحده يقين دارد كه مدت زمان طولانی در اين كشور باقی بماند و پروژه گسترش دموكراسی و تداوم مراحل بعدی جنگ با تروريزم را از همان جا آغاز كند.

ديگر دولت‌ها
سهم ديگر كشورهای منطقه از استراتژی بوش همان چيزی است كه به عنوان مطالبات آمريكا و افكار عمومی جهان عرب خصوصاً در حوزه فرهيختگانی كه خواستار اصلاح سياسی ، گسترش مشاركت مردمی ، سياست درهای باز و تشويق تجارت آزادند ، خلاصه می‌شود. به عبارت ديگر دولت‌های غيردموكراتيك (اكثر دولت‌های عربی) در صورت اتخاذ سياستی متضاد با منافع ايالات متحده در مرحله عراق پس از صدام بايد در انتظار فشارها و مجازات‌های سختی باشند. جرج بوش برای اطمينان دادن به حسن نيت ايالات متحده در بازسازی عراق مكرراً تجربه برقراری دموكراسی در آلمان و ژاپن پس از جنگ و كمك به شكوفايی اقتصاد اين دو كشور را يادآوری می‌كند و در كنار آن با بيان اينكه ملت‌های مسلمان چون ساير ملت‌ها حق دارند از ثمرات آزادی بهره‌مند گرديده و از ديكتاتوری نجات يابند در جهت همراهی افكار عمومی منطقه با سياست‌های ايالات متحده تلاش می‌كند.
ضمانت اجرای اهداف ايالات متحده چه فرصت‌هايی برای تحقق اهداف آشكار آمريكا وجود دارد؟ و ضمانت اجرای تعهدات ايالات متحده چيست؟

ترديد و نفرت
مردم منطقه دلايل بسياری دارند كه به برنامه‌های دموكراتيك ايالات متحده به ديده ترديد بنگرند مهم‌ترين اين دلايل عبارتند از:
اولاً: ايالات متحده تاكنون از دموكراسی در هيچ كشور عربی حمايت نكرده است بلكه برعكس حامی اصلی حكومت‌های ديكتاتوری منطقه بوده است.
ثانياً: تداوم رژيم‌های ديكتاتور منطقه به شكل مستقيم و غيرمستقيم مرتبط با امنيت اسراييل است پس چگونه ممكن است دولتی كه شارون آن را صميمی‌ترين دوست اسراييل می‌داند در برهم زدن بافت ديكتاتوری منطقه به نفع دموكراسی تلاش كند.
ثالثاً: درست است كه ايالات متحده نقش مؤثری در دموكراتيزه شدن آلمان و ژاپن داشت ، ليكن بايد گوشزد كرد كه آمريكای آن روز توسط افراد بلندنظری چون جرج مارشال و… كه اعتقاد راسخی به ارتباط منافع آمريكا با مبانی اصلی تأسيس اين كشور داشتند ، هدايت می‌شد نه مثل امروز كه راست‌گرايان افراطی سكان سياست داخلی و خارجی آمريكا را به دست گرفته‌اند و بعد از ١١ سپتامبر به شكل‌های مختلف بر طبل جنگ می‌كوبند.
رابعاً: در گذشته تمامی طرح‌های استعماری از شيوه‌های يكسانی چون «آماده كردن ملت‌های مستعمره برای حكومت بر خودشان» استفاده می‌كردند تكرار اين شعارها از سوی مقامات آمريكايی مردم منطقه را به اين باور رسانيده است كه اين شعارهای به ظاهر دموكراتيك بيانگر مرحله امپرياليستی جديد آمريكاست.

آزمون واقعي
ايالات متحده برای اثبات حسن نيت در ادعاهای جديدش آزمون سختی را پيش رو دارد خصوصاً آنكه به ندرت يك كشور اشغالگر بيگانه اسباب دموكراسی و آزادی مناطق اشغالی را فراهم كرده است زيرا نفس اين ادعا با هدف حكومت مردم بر خودشان در تضاد است. عراق بعد از صدام بايستی به شعور بالای سياسی مردم عراق و در رأسشان مخالفين مجتمع در اربيل تكيه كند و برای تدوين قانون اساسی مبتنی بر تكثر ، تساهل و قائل به مشاركت در قدرت ، تلاش كند و از سوی ديگر مخالفان بايستی از دولت آمريكا بخواهند به تعهدات خود عمل كرده و به بهانه رهايی عراق از ديكتاتوری فرزندان اين كشور را سركوب نكند. درك مخالفان در ضرورت استيفای مطالباتشان از ايالات متحده آزمونی حقيقی برای شناخت ظرفيت آتی آنها برای اتخاذ استراتژی مناسب در قبال حضور آمريكايی‌هاست.
بهترين ضمانت برای دولت‌های عربی كه خواستار كاهش آثار منفی عراق بر كشورشان هستند ، اتخاذ رويكردی مناسب در جهت تحولی دموكراتيك است. قبلاً روشنفكران عرب بارها از دولت عراق خواسته بودند كه با در نظر گرفتن منافع كلان ملی از گسترش ديكتاتوری جلوگيری كند اما صدام به اين هشدارها توجهی نكرد اكنون اين توصيه در مورد حكومت‌های مجاور عراق خصوصاً آن دسته كه تن به ديكتاتوری داده‌اند نافذ است همچنين مسأله نزاع ميان اعراب و اسراييل از جمله مسايلی است كه افكار عمومی منطقه با دقت و در چگونگی سلوك رهبران خود آن را مدنظر دارد ، در نهايت بايد اذعان داشت كه عزم جدی دولت آمريكا در گسترش دامنه تغييرات در منطقه در وهله اول به عكس العمل سريع نيروهای نظامی‌اش در منطقه و در مرحله بعد به گسترش شكاف ميان حكومت‌ها و مردم كشورهای همسايه عراق بستگی دارد چرا كه بايستی اذعان داشت استبداد سياسی حكومت‌های منطقه چون اسب راهواری است كه به تحقق اهداف ايالات متحده در مرحله پس از صدام كمك می‌كند. 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de