‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




ترور حكيم، حدس‌ها و ابطال‌ها



سعيد آقاعليخانی
مندرج در نشريه «تابان» - چاپ قزوين
شنبه ۱٥ شهريور ۱۳۸۲
 
حرارت آفتاب تند نجف در برابر كلمات پرشور روحانی شيعه رنگ می‌باخت و ذهن‌ها بيش از پيش بر گفته‌های رهبر بانفوذ عراق متمركز می‌شد. نهمين نماز جمعه‌ی نجف، شاهد سخنان غرای مردی بود كه دشمنان مردم عراق را در دسته‌بندی چهارگانه‌ی خود معرفی می‌كرد: «دشمنان عراق چهار دسته‌اند، اول؛ صدام و مزدورانش كه به دنبال ايجاد چالش‌اند، دسته‌ی دوم؛ نواصب هستند كه منظورم به هيچ وجه اهل تسنن نيست زيرا كه آنان برادران ما هستند، دسته‌ی سوم؛ اشغالگران كه شاهد حملات مكرر آنها به مقر نيروهای مردمی بوده‌ايم و دسته‌ی چهارم؛ همسايگانی در اطراف خليج كه به مزدوران و خانواده‌ی صدام پناه می‌دهند… من از همه‌ی ملت می‌خواهم كه وحدتشان را در برابر اين دشمنان حفظ كنند».
ساعاتی بعد صدای مهيب انفجاری كه مردم حاضر در صحن و اطراف حرم را وحشت زده كرده بود به خوبی بر درستی دغدغه‌های مردی كه اينك از او مشتی استخوان سوخته باقی مانده بود صحه می‌گذاشت.
آيت‌الله سيد محمد باقر حكيم فرزند آيت الله العظمی سيد محسن طباطبايی حكيم، 66 سال پيش در نجف متولد شد. منسب خاندان حكيم كه از سادات طباطبايی‌اند به امام حسن مجتبی (ع) برمی‌گردد. جد اين خاندان يعنی آيت الله سيد مهدی حكيم از بزرگان عصر خود بوده است، آيت الله العظمی سيد محسن حكيم، ده فرزند پسر (از دو همسر عراقی و لبنانی) داشتند كه محمدباقر، پنجمين آنها بود و از مادری لبنانی متولد شد؛ اگر چه ذكر اين نكته حائز اهميت است كه خاستگاه تاريخی خاندان حكيم به شهر اصفهان بازمی‌گردد.
سيد محمدباقر نزد آيات عظام سيد يوسف حكيم، سيد ابوالقاسم خويی و سيد محمدباقر صدر تلمذ كرد و در سن 25 سالگی از سوی آيت الله ياسين به درجه‌ی اجتهاد رسيد. وی از بنيادگذاران «حزب الدعوه الاسلاميه» و در خلال سال‌های 1964 تا 1965 استاد علوم قرآنی دانشكده‌ی الهيات بغداد بود. علاقه‌ی وی به امور سياسی باعث تعقيب و گريزهايی شد كه سرانجام با صدور حكم اعدام وی و فرار او به ايران در سال‌های آغازين انقلاب تداوم يافت. طی 24 سال شمار 50 تن از خاندان وی توسط حزب بعث به قتل رسيدند؛ ضايعه‌ای كه علاوه‌ بر خاندان حكيم خاندان‌های برجسته‌ی ديگری چون «بحرالعلوم»، «شبر» و «صدر» را نيز تحت الشعاع قرار داده است. آيت الله حكيم 22 سال در ايران اقامت داشت و به جز يك دوره‌ی 30 ماهه كه آيت الله شاهرودی رياست مجلس اعلاء شيعيان عراق را به عهده داشت، عهده‌دار اين مسؤوليت بود. وی 20 ارديبهشت 82 با بدرقه‌ی آيت‌الله جزايری از طريق مرز ميان ايران و عراق وارد شهر بصره شد و در نقاط مختلف مورد استقبال پرشور مردم قرار گرفت. از آن زمان تاكنون تلاش آيت الله حكيم بر ساماندهی امور مردم عراق در جهت استيفای حق قانونی خود متمركز بود، امری كه نهايتاً با ترور وی ناكام ماند.
 
پس از ترور
با در نظر گرفتن اين نكته كه بمب‌گذاری اخير نجف طی 20 سال گذشته در نوع خود و در محدوده‌ی منطقه‌ی خاورميانه چه از نظر حجم تلفات و چه از نظر تأثير غيرقابل انكار بر آينده‌ی تحولات سياسی عراق، بی‌نظير بوده است؛ به راحتی می‌توان به درك اين نكته پی برد كه تلاش عمده‌ی تحليل‌گران اين حادثه، آگاهی از ريشه‌ها، عوامل و تأثيرات حادثه‌ی مذكور متمركز شده است.
آيت الله حكيم از جمله كسانی بود كه به دلايل مذهبی و تاريخی جايگاه والايی را در ميان مردم عراق خصوصاً شيعيان به خود اختصاص داده بود. از همين رو «بيل كلينتون» رييس جمهور پيشين ايالت متحده او را رهبر معنوی ميليون‌ها تن از مردم عراق ناميده بود. ويژگی حكيم آن بود كه با درك درست، ريشه‌ی مشكلات عراق كه در تعدد قومی و بافت نامتجانس ساختار سياسی آن بود سعی داشت تا با ملحوظ داشتن تمامی گروه‌ها بر روند اتحاد و حاكميت مردم عراق سرعت بخشد. از اين رو وی چه در تبعيد و چه در دوران بازگشت از ايران مذاكرات پيوسته‌ای را با گروه‌های مختلف سنی و كرد صورت داد، در شورای حاكميت كنونی شركت جست و برادرش عبدالعظيم را به آن شورا فرستاد.
بزرگ‌ترين چالش آيت الله حكيم در اين تلاش‌ها، خود گروه‌های شيعی متشكل از روحانيون سنتی نجف – كه با دخالت روحانيت در سياست مخالف بودند- از يك سو و جوانان تندروی شيعه مستقر در شهرك‌های فقيرنشين اطراف بغداد به رهبری مقتدا صدر از سوی ديگر بود.
قسمت عمده‌ی سؤالاتی كه پس از ترور حكيم از محافل مختلف به گوش می‌رسد معطوف به عاملان اين حادثه و اهداف آنهاست، اما به نظر می‌رسد بهترين راه برای اين موضوع مدنظر قرار دادن تقسيم بندی آيت الله حكيم در آخرين نماز جمعه باشد.
بر اين اساس عوامل اصلی حادثه را در چهار گروه ذيل می‌توان بررسی كرد:
 
1- صدام حسين و مزدوران حزب بعث
قبل از حادثه‌ی خون بار چند روز پيش و در طول ساليان گذشته، آيت الله حكيم هشت بار از سوی استخبارات مورد سوءقصد قرار گرفته بود؛ با اين حال صدام حسين در پيامی كه اخيراً از طريق شبكه‌ی الجزيره قرائت شد با ذكر آيه‌ای از قرآن كه سفارش می‌كند به هنگام اعلام خبر از سوی فاسق، بايستی به تبيين آن پرداخت به نوعی خود را از اتهام دست داشتن در ترور حكيم مبرا دانست، اما با اين وجود بايستی اذعان داشت كه بنا به تحليل‌های موجود، صدام و مزدوران بعثی، متهمان رديف اولند زيرا، اولاً شكی نيست كه ترور حكيم به معنی تداوم آشفتگی‌ها و پيچيدگی‌هايی است كه بيش از همه برای نيروهای اشغالگر‌ نامبارك است؛ امری كه بی‌شك موجب خرسندی حاكم مخلوع عراق را فراهم می‌آورد. ثانياً، ترور حكيم در واقع مهر تأييدی بر بی‌كفايتی نيروهای اشغالگر در تأمين امنيت مردم عراق است و اين امر باعث تشديد نارضايتی‌ها از حضور اين نيروها خواهد شد. ثالثاً، شيوه‌ی انفجاری مذكور همچون حمله به مقر سازمان ملل، حاكی از برنامه‌ريزی دقيق و توان اجرايی بالای آن است. اين مشخصه ضرورتاً به نيروهای ورزيده گارد رياست جمهوری و ديگر گروه‌های وابسته به حزب بعث اختصاص دارد؛ خصوصاً آنكه به ياد آوريم بسياری از فرماندهان فراری وابسته به صدام هم اكنون آزادانه، به انجام فعاليت‌های خرابكارانه‌ی خويش مشغولند و دسته‌ی ديگر كه به درخواست نيروهای اشغالگر همچنان در مراكز اجرايی و امنيتی مشغول به كارند، علايق خويش را به طور كامل با رهبر انتقام‌جوی خود قطع نكرده‌اند و حداقل از بعد اطلاعاتی بر تداوم رابطه‌ی خويش اصرار دارند.
 
2- گروه‌های معارض شيعی، خصوصاً طرفداران مقتدا صدر
اگرچه گهگاه اخباری مبنی بر درگيری‌های خشونت بار ميان نيروهای «سپاه المهدی» وابسته به صدر با طرفداران آيت الله حكيم به گوش می‌رسيد اما به نظر نمی‌رسد وی چندان دخالتی در اين ماجرا داشته باشد زيرا اولاً، در برهه‌ی كنونی، تمامی گروه‌های شيعی صرف نظر از اختلافات، بعضاً عميق به اين حقيقت واقفند كه استيلای بافت شيعی بر ساختار نامتجانس سياسی عراق كه تاكنون به قيمت زير پا گذاشتن حقوق شيعيان تمام شده است از اولويت‌های ضروری است كه نبايستی از آن غافل ماند. بنابراين حذف فيزيكی چهره‌ی قدرتمندی چون حكيم به مصلحت آينده‌ی سياسی شيعيان نيست.
ثانياً، گروه مقتدا صدر فاقد توانمندی‌های عملياتی برای اجرای اين بمب‌گذاری است، ضمن آنكه وی به عنوان يك شيعه‌ی معتقد و افراطی به نظر نمی‌رسد كه به تخريب يكی از مراكز مهم شيعی يعنی حرم امام علی (ع) رضايت دهد.
 
3- نيروهای اشغالگر
بسيار بعيد است كه تصور كنيم ايالات متحده از ترور حكيم طرف چندانی ببندد؛ زيرا اولاً، در برهه‌ی كنونی ايالات متحده به اين واقعيت رسيده است كه شيعيان به عنوان عنصر اساسی در تحولات سياسی، اجتماعی عراق بايستی ملحوظ شوند.
ثانياً، اين قشر عظيم و مؤثر، نيازمند رهبری مقتدر و بانفوذند كه در عين حال روحيه‌ی ديپلماسی و ظرفيت لازم برای نشستن بر سر ميز مذاكرات را داشته باشد؛ ويژگی‌های مهمی كه آيت الله حكيم توأمان در خود داشت. ثالثاً، ايجاد فضای رعب و وحشت كه در يك برآورد كلی به معنی بی‌كفايتی نيروهای اشغالگر خواهد بود چندان مورد رضايت ايالات متحده و همپيمانانش نخواهدبود.
رابعاً، حذف عناصر معتدل، منجر به قدرت گرفتن عناصر افراطی می‌شود كه قادرند منافع ايالات متحده را به خطر بياندازند.
 
4- همسايگان خليج
اين ديدگاه وجود دارد كه انفجار اخير نجف، تلاشی در جهت مبارزه با مركزيت دوباره‌ی حوزه نجف در جهان تشيع بوده است.
اين ديدگاه بنا به دلايل عديده‌ای كه اينك مجال پرداختن بدان نيست نمی‌تواند چندان تطابقی با پيشينه آيت الله حكيم و روابط مستحكم وی با برخی كشورهای منطقه داشته باشد اما گزينه‌های ديگری وجود دارند كه ذكر آنها خالی از لطف نيست.

عربستان: منابع امنيتی عراق اعلام كرده‌اند كه در بين دستگيرشدگان، دو تبعه‌ی سعودی وجود دارند. از اين دو تن مداركی به دست آمده كه بر روی يكی از آنها نوشته شده است: «مأموريت انجام شد، […] مرد».
اگرچه شيوه‌ی اعلامی در مقصر جلوه دادن عربستان تا حدودی كودكانه می‌نماياند و دولت عربستان اين اقدام را تلاشی در جهت تخريب وجهه اين كشور و دامن زدن به اختلاف شيعه و سنی تلقی كرده است، اما نبايستی اين نكته را انكار كرد كه به دليل عدم كنترل مرزهای عراق با همسايگان، اين احتمال وجود دارد كه پاره‌ای از عناصر افراطی عربستان نيز در كنار عوامل مؤثر در انفجار، حضور داشته‌اند؛ اگرچه در اين ميان نقش دولت عربستان بسيار بعيد می‌نماياند.

شبكه الجزيره: اگرچه «الجزيره» را نمی‌توان به عنوان بخش رسمی دولت قطر و در شمار واحدهای جغرافيايی موجود در منطقه محسوب كرد اما پاره‌ای اقدامات اين شبكه باعث بروز ترديدهايی گرديده است:
الف) «عبدالباری عطوان» از تحليل‌گران برجسته اين شبكه، به عنوان يك تحليل‌گر طرفدار صدام، عنصری شناخته شده است.
ب) اين شبكه با بروز مخالفت‌های «مقتدا صدر»، روحانی افراطی مخالف حكيم، بارها و بارها از اين روحانی جوان با عنوان «امام مقتدا صدر» ياد می‌كند.
ج) اين شبكه با اطلاق «مقاومت ملی عراق» به مجموعه تلاش‌های خرابكارانه‌ی گروهی معدود از عشاير طرفدار صدام و بزرگنمايی مخالفت‌هايی كه با نيروهای اشغالگر می‌شود تلاش بی‌وقفه‌ای را مصروف اهدافی كرده است كه نهايتاً نمی‌تواند به مصلحت گروه‌های شيعی‌ای شود كه با فعاليت‌های خود به دنبال آرامش در جهت تحقق استيفای حق تاريخی شيعيان‌اند.
با وجود دلايل فوق در كنار پيام‌های مجهولی كه گه‌گاه از جانب صدام در اين شبكه پخش می‌شود بايستی اين نكته را اذعان داشت كه نمی‌توان يك رسانه‌ی خبری را متهم به نقش مؤثر و اجرايی در يك عمليات خرابكارانه كرد، بلكه غرض از بيان نكات فوق، تأكيد بر نقش حاشيه‌ای و شايد ناخواسته اين رسانه‌ی خبری پرقدرت در تحولات نامبارك اخير است.
در نهايت اينكه، فضای سياسی عراق در برهه‌ی كنونی و با ترور آيت الله حكيم، بيش از گذشته دچار ابهام و پيچيدگی شده است. تحليلگران معتقدند: عبدالعزيز حكيم، مهره‌ی كليدی ديگری است كه می‌تواند عهده‌دار نقش برادرخود باشد؛ اگرچه نمی‌توان منكر خلأ ناشی از حضور محمدباقر حكيم شد؛ چرا كه وی مرجعيت شيعی، درك دقيق آسيب‌های فراروی دين سياسی در مدت تبعيد، ظرفيت سياسی بالا و مقبوليت مردمی را همزمان به همراه داشت از اين رو فقدان وی در كوتاه مدت ضربه‌ای شديد به امنيت ملی، وجهه‌ی نيروهای اشغالگر و تلاش‌هايی است كه مصروف به ايجاد عراقی با حاكميت باثبات است، وارد می‌كند.
 
----------------------
توضيحات:
1- نقل قول از سيد ابوالقاسم ديباچی، نماينده آيت الله سيستانی در كويت
2- واژه «مخدوف» عبارت ناشايستی بود كه ضرورتی در ذكر آن وجود نداشت.
3- عطوان، قبلاً نيز در روزنامه القدس العربی به چاپ پيام‌های صدام حسين خطاب به ملت عراق اقدام می‌كرد.





[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de