‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





مقاومت در عراق؛ گذشته، حال و آينده
  • با توجه به اطلاعات و تحليل‌ها به نظر مي‌رسد عاملين اصلی تهاجمات و مقاومت صورت گرفته در مقابل نيروهای آمريكايی اعراب سنی فلوجه، الرمادی و بغدادند. دليل بي‌برنامگی اين حملات نيز آن است كه اهل تسنن برخلاف تشيع فاقد مراجع و رهبران شخصی هستند كه طبق هماهنگی و برنامه‌ريزی آنها دست به عملی بزنند
     
     
    نوشته: ياسر الزعاتره
    منبع: الجزيره
    مترجم: سعيد آقاعليخانی
    مندرج در هفته‌نامه «تابان» چاپ قزوين
    پنجشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۲

    در تاريخ 22/5/2003 شورای امنيت به اشغال عراق توسط نيروهای آمريكايی به انگليسی وجه قانونی داد و پس از اما و اگرها در مورد صحت ادعای آزادسازی عراق گمان اشغال عراق به يقين مبدل شد. اين مسأله باعث شد كه حتی افرادی چون احمد چلپی از رهبران معارض عراقی و هم پيمان با آمريكا نيز معترض اين مسأله شوند.
    بحران كنونی صرفاً به تصميم سازمان ملل در مشروعيت بخشی به اشغال عراق ختم نمي‌شود بلكه اقدامات اخير آمريكا و انگلستان در عراق نيز مزيد بر علت شده است، اين اقدامات از برخوردهای خشونت بار در شهرهای مختلف عراق، تصميمات فراوانی كه در مورد تجديدنظر در ساختار حكومت عراق صورت گرفته مي‌شود تا تصميمات اتخاذ شده در مورد ارتش و وزارت اطلاع رسانی، اهمال نسبت به رهبران جنايتكار حزب بعث و در مواردی به كار گماردن آنها در شهرهايی كه مورد نفرت مردم هستند را شامل مي‌شود. به اين نارضايتي‌ها بايد فراز و فرودهايی پيش رو در تعيين حكومت انتقالی و اصرار بر تداوم اشغال صرف نظر از بازي‌های زبانی و… را نيز افزود.
  •  
    رويكرد جديد عراقي‌ها
    در فضای آكنده از طرح‌ها، پيشنهادات، سخنراني‌ها و ديد و بازديدها ، عده‌ای ديگر با جديت به درگيری با نيروهای آمريكايی مي‌انديشند. آغاز اين تفكر در شهر فلوجه (50 كيلومتری بغداد) بود. اولين درگيری بلافاصله پس از سقوط بغداد و پس از آنی روی داد كه اهالی خواستار خروج نيروهای آمريكايی از يك مدرسه شدند اما در پی خودداری نيروهای آمريكايی تظاهرات مسالمت آميز به درگيری منجر شد كه 13 كشته و ده‌ها مجروح عراقی برجای گذاشت.
    به دنبال اين حادثه درگيري‌های شبانه با نيروهای اشغال‌گر آغاز شد كه اين امر به خروج نيروهای آمريكايی از فلوجه به مناطق حومه - كه به الصداميه موسوم است - منجر شد.
    مدتی بعد اين نيروها به بهانه آنكه مورد تهديد قرار گرفته‌اند مجدداً به فلوجه بازگشتند كه اين اقدام باعث شد دوره تازه‌ای از درگيري‌ها آغاز شود. مقاومتی كه در فلوجه صورت گرفت به تدريج به نقاط ديگری نيز سرايت كرد و استان انبار، داخل شهر بغداد تا شمال موصل روزانه شاهد درگيري‌هايی ميان نيروهای آمريكايی و عناصر مقاومت، شده است و اين سؤال جدی را به ذهن فرماندهان آمريكايی انداخته است كه ماهيت سازمان دهندگان اين عمليات‌ها چيست؟

    چه كسانی مظنونند؟
    در خلال دو هفته گذشته مقامات آمريكايی، باقي‌مانده حزب بعث و فداييان صدام حسين را مسؤول اين عمليات‌ها معرفی مي‌كردند. «دونالد رامسفلد» طی اظهار نظری گفته بود كه سلسله تهاجماتی كه عليه نيروهای آمريكايی صورت مي‌گيرد يك عمليات سازمان يافته مقاومت ملی نيست بلكه اين نيروهای طرفدار صدام حسين در شمال عراقند كه اين عمليات‌ها را سازمان مي‌دهند. وی گفته بود كه ايالات متحده در واكنش به اين اقدامات نيروهای عراقی را در كنار نيروهای اشغالگر عليه مهاجمان سازماندهی خواهد كرد. در كل مي‌توان گفت كه به اعتقاد «رامسفلد» وجود صدام حسين عامل اصلی تداوم اين عمليات‌هاست. خصوصاً آنكه احمد چلپی طی سفری كه به واشنگتن داشت به اين نكته اذعان كرده بود كه شواهد نشانگر آن است كه صدام حسين در شمال بغداد و در قيد حيات است و به كسانی كه آمريكايي‌ها را به قتل برسانند كمك مالی مي‌كند از سوی ديگر «پل برمر» حاكم عراق در گزارشی كه به كميسيون وابسته به مجلس نمايندگان آمريكا ارائه داد مدعی شد كه اين مقاومت‌ها از سوی گروهك‌های پانزده نفره صورت مي‌گيرد. او اين سخنان را پس از آنی ابراز داشت كه يك هلی كوپتر آمريكايی در شمال عراق به دست نيروهای ناشناس سقوط كرده بود. اين هلی كوپتر مأموريت داشت تا در قالب عملياتی شبيه عمليات‌هايی كه برای سركوب باقيمانده نيروهای القاعده و طالبان صورت مي‌گرفت و به عقرب شبه جزيره موسوم شده است شركت كند در اين عمليات حدود صد تن از عناصر بعثی كشته شدند. سؤالی كه در اين جا مطرح مي‌شود آن است كه آيا دولت آمريكا واقعاً نيروهای صدام را مسئول اين عمليات‌ها مي‌داند و يا با چنين اظهارنظری به دنبال اهداف ديگری است؟
    به نظر مي‌رسد كه ايالات متحده با تأكيد عمدی بر ماهيت بعثی مهاجمان قصد دارد به نوعی ضمن نفی اعتراضات مردمی به حضور نظامی خود به نحوی توقف عمليات بازسازی عراق را با تداوم اقدامات خصمانه عليه نيروهای خود توجيه كند. بنابراين با ترويج اين تصور كه نيروهای صدام حسين قصد بازپس‌گيری قدرت را دارند سعی مي‌كند ضمن ايجاد اضطراب و تشويش اذهان عمومی آنها را به همكاری با نيروهای آمريكايی وادارد. اين اقدام با آگاهی از نفرتی كه مردم عراق از صدام حسين دارند صورت مي‌گيرد.
    اگر نگاهی عاقلانه به موضوع بياندازيم به خوبی درمي‌يابيم كه نيروهايی كه با وجود رهبرشان دست از مقاومت برداشتند ممكن نيست پس از سقوط نظام و متواری شدن رهبرشان ، هوس مقاومت به سرشان بزند. از همه اينها احمقانه‌تر تصور بازگشت مجدد صدام حسين بر اريكه قدرت است. ضمن آنكه بايد دانست مشاركت معدودی از عناصر حزب بعث در سمت‌های اجرايی امر غريبی نيست چرا كه اين امر نمي‌تواند به معنای بازگشت مجدد بعثي‌ها تلقی شود و اين حضور ربطی به گذشته اين نيروها ندارد.

    مقاومت از سوی چه كسانی صورت مي‌گيرد؟
    با توجه به اطلاعات و تحليل‌ها به نظر مي‌رسد عاملين اصلی تهاجمات و مقاومت صورت گرفته در مقابل نيروهای آمريكايی اعراب سنی فلوجه، الرمادی و بغدادند. دليل بي‌برنامگی اين حملات نيز آن است كه اهل تسنن برخلاف تشيع فاقد مراجع و رهبران شخصی هستند كه طبق هماهنگی و برنامه‌ريزی آنها دست به عملی بزنند. آنچه مشخص است آن است كه شيعيان به دليل ساماندهی بهتر تاكنون هيچ اقدام و عملی خاص را عليه نيروهای آمريكايی صورت نداده‌اند.
    اطلاعات جديد ديگر نيز نشان مي‌دهد اين جماعت سنی مذهب هيچ رابطه‌ای با سازمان‌های معروف نداشته و بيشتر چوپان‌ها و قبايل عشيره‌ای هستند كه سودای جهاد و تقليد از حماس، حزب الله لبنان و اسامه بن لادن را در سر مي‌پرورانند. البته عده‌ای از اين نيروها نيز داوطلبينی هستند كه از سوريه، لبنان و ديگر كشورها برای نبرد با نيروهای آمريكايی وارد عراق شده‌اند. اين گروه‌ها در بيانيه‌هايی كه گاه و بيگاه صادر مي‌كنند خود را گردان‌های الغارونق يا جنبش اسلامي… مي‌نامند ليكن تمامی اين اقدامات در چارچوبی غير رسمی صورت مي‌گيرد.

    موضع نيروهای سياسی و افكار عمومی
    مي‌توان گفت كه موضع نيروهای سياسی مبتنی بر مخالفت با هر گونه مقاومت مسلحانه است. حزب سنی مذهب اسلامی، مجموعه شيخ احمد كبليسی و ديگر مجموعه‌های شيعی داخل و خارج از اين دسته‌اند. ديدگاه نفی خشونت غالب گروه‌های سياسی به ديدگاه افكار عمومی عراق بسيار نزديك است چرا كه مردم عراق در برهه كنونی خواستار دولتی هستند كه لااقل قادر به ارايه حداقل خدمات اساسی يا برقراری مؤسساتی باشد كه به امور شهروندان رسيدگی و اوراق شناسايی موردنياز را صادر كند.
    البته اين امر به معنی آن نيست كه مردم به شكل كلی نسبت به اين عمليات‌ها نظری ندارند بلكه بدين معناست كه آنها باور نمي‌كنند صدام در ورای اين ماجرا قرار گرفته باشد. آنها بيشتر از آنكه به دنبال سردرآوردن از ماهيت اين وقايع باشند به دنبال حداقلی از خدمات اجتماعي‌اند. حتی شايد بتوان گفت شيعيان بيشتر از اهل تسنن مراقبند تا اوضاع آرام بماند چرا كه اميدوارند در سايه اين آرامش بتوانند به واسطه اكثريتی كه از آن برخوردارند به حقوق پايمال شده خود رسيده و قدرت را به دست گيرند.

    رويارويی سياسی و مردمی
    ديدگاهی در ميان شيعيان در حال شكل گيری است كه به رويارويی سياسی و مردمی با حضور نظاميان آمريكايی گرايش دارد اين ديدگاه بيشتر از همه از سوی عشاير كه تركيبی از شيعيان و اهل تسنن‌اند تقويت مي‌شود.
    بايستی متذكر شد كه اين شيوه نقش مؤثری در آينده تحولات ايفا خواهد كرد ، تحولی كه شيعه و سنی هر دو در آن سهيم‌اند. از اين روست كه هم اكنون شاهد بروز حوادثی شبيه به انتفاضه فلسطين در عراق هستيم يعنی نوعی خيزش خودجوش مردمی در كنار تهاجمات مسلحانه‌ای كه خارج از چهارچوب مردمی در جريان است. حس برتری جويانه ايالات متحده در كنار اراده عزب طلب مردم عراق مسأله‌ای است كه به شكل يك تناقض آشكار احتمال بروز درگيري‌های مسلحانه را منتفی نمي‌كند و هم اكنون نيز با ارزيابی جامعه عراق شاهد آنيم كه علي‌رغم صدمات وارده به مرور حضور نظامی آمريكا در اين كشور امری متناقض و ناهنجار جلوه مي‌كند و خود را در مراحل بعدی نشان خواهد داد و اگر چنين شود قطعاً مقاومت در برابر اشغال‌گران تنها گزينه پيش‌رو خواهد بود خصوصاً آنكه به ياد بياوريم عراقي‌ها در تاريخ يد طولايی در مبارزاتی اين چنينی داشته‌اند توجه به اين نكته آنگاه حائز اهميت مي‌شود كه در نظر داشته‌ باشيم اتخاذ چنين رويكردی از سوی مردم عراق قطعاً حمايت عربی اسلامی را نيز با خود به همراه دارد.





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de