[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





آيا ايران هدف بعدی «دن كيشوت»* است؟
* بيشتر تحليلگران بر برخورد احتمالي ايالات متحده با ايران صحه مي‌گذارند ليكن آنچه سبب اختلاف شده است نوع برخورد است
 
سعيد آقاعليخانی
هفته‌نامه «تابان» - چاپ قزوين
جمعه ٢٩ فروردين ١٣٨٢
سرانجام پس از ماهها هياهو و جنجال ايالات متحده، عراق را مورد تهاجم همه جانبه خود قرار داد و صدام –همان‌گونه كه انتظار مي‌رفت - به سرنوشت ديگر رهبران خودكامه تاريخ دچار شد. آنچه اكنون ذهن تحليلگران را به خود مشغول كرده است تكرار سناريويي است كه معمولاً پيش از آغاز هر جنگي از سوي دستگاه ديپلماسي ايالات متحده در دستور كار قرار گرفته است. اين سناريو كه معمولاً يك جبهه يا يك كشور شرور و يك جبهه يا كشور ناجي و قدرتمند را يكجا در خود دارد اين بار با حضور ايران و سوريه از يك سو و ايالات متحده و همپيمانان احتمالي‌اش از سوي ديگر در حال شكل‌گيري است. در اين راستا اگرچه نشانه‌ها حاكي از تكرار الگوهاي پيشين است ليكن هنوز نظريه‌ها بدان انسجام نرسيده‌اند كه به درستي بتوان بر سرنوشت محتوم يك پيش بيني خاص صحه گذاشت ليكن مي‌توان با بررسي ابعاد مختلف اين جريان به بازبيني تحولات كنوني مرتبط با ايران پرداخت.

خاورميانه قطعيت يا عدم قطعيت جنگي جديد
چند دليل وجود دارد كه اكثر تحليلگران به عنوان عوامل اصلي وقوع جنگ در عراق بدان مي‌پردازند: گسترش سيطره جهاني ايالات متحده، تسلط بر شريان‌هاي اقتصادي (نفت)، يكدست كردن بافت منطقه در جهت منافع ايالات متحده، افزودن و پيوند اسرائيل به بافت منطقه‌اي كه از آن طرد شده است، مبارزه با روند بنيادگرايي و ارايه آلترناتيو ليبرال دموكراسي، تأمين امنيت اسراييل و در نهايت امحاء تسليحات كشتار جمعي از جمله اين مواردند. در كل بايد اذعان داشت كه نگاه ايالات متحده در ترسيم افق‌هاي مطلوب همراه با بيم و اميدهاي چندي است. از نظر ايالات متحده، خاورميانه كنوني منطقه‌اي است كه شاهد رشد بنيادگرايي و افزايش احساسات ضد آمريكايي و در نهايت تروريسم است اما در عين حال بسياري از رهبران آن آرزوي داشتن روابط سياسي، اقتصادي و نظامي گسترده با آمريكا را دارند و عليرغم تفكر سنتي ضد آمريكايي در منطقه اين كشور به واسطه تكنولوژي مدرن خود كه توانسته است حضور فرهنگ آمريكايي را از طريق وسايل ارتباطي مدرني چون ماهواره و اينترنت در خاورميانه پررنگ‌تر سازد، از پتانسيل بالايي براي بهره‌وري بيشتر از موقعيت‌ها برخوردار است. اين وضعيت به خوبي در كتابي با عنوان «سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه 2005-2001» (1) «u.s policies in Middle east 2001-2005» نمايانده شده است: «نكته مثبت اين است كه چه در رام ا… و چه در تهران كساني كه عليه آمريكا شعار مي‌دهند شلوار جين لي وايز و كفش كتاني نايك پوشيده‌اند!»
اين وضعيت متناقض آمريكا را اميدوار كرده است كه عليرغم وجود احساسات ضد آمريكايي و آنچه تحت عنوان افزايش ويروس (Pax American) مشهور شده است به واسطه جذابيت‌هاي زندگي به شيوه آمريكايي براي جوانان منطقه به استحاله فرهنگي – سياسي منطقه به نفع خود اميدوار باشد.
از نظر استراتژيست‌هاي آمريكايي ايران يكي از بزرگترين معماهايي است كه مقامات اين كشور با آن مواجهه شده‌اند. «ايران افزون بر آنكه از گروه‌هاي تروريستي بين المللي و خشونت طلب عليه روند صلح خاورميانه حمايت مي‌كند از سيستم سياسي خاصي نيز برخوردار است، نظامي سركوبگر دارد و تهديدي عليه اسراييل محسوب مي‌شود»، موضوع توانايي هسته‌اي ايران از جمله مباحث چالش برانگيز ديگر است، روزنامه البيان (24 مارس 2003) در اين مورد مي‌نويسد: از دلايل توجه آمريكايي‌ها به برنامه هسته‌اي ايران، گزارش‌هاي فصلي مصادره از سوي بخش‌هاي مختلف در ايالات متحده آمريكا در مورد برنامه‌هاي ايران در زمينه سلاح كشتار جمعي به طور اعم و سلاح هسته‌اي به طور اخص مي‌باشد. در اين زمينه بايد گفت كه يك گزارش ويژه در هر شش ماه يك بار تحت عنوان گزارش 721 در اين باره منتشر مي‌شود. در اين گزارش‌ها بارها يادآوري شده است كه ايران نيروگاه هسته‌اي بوشهر را به عنوان پوششي جهت دستيابي به فن‌آوري‌هاي حساس مرتبط با سلاح هسته‌اي ايجاد كرده است». كاندوليزا رايس، مشاور امنيت ملي رييس جمهور آمريكا نيز مي‌گويد: «ما از مدتي پيش مي‌دانستيم كه ايراني‌ها بالاخره مشكل‌ساز خواهند شد». وي مي‌افزايد: «ما با همپيمانان خود در مورد مسأله نياز به ورود به ايران و دريافت آنچه در حال انجام است صحبت كرده‌ايم». به هر صورت ايران نيز همانند عراق تمامي آن چيزهايي كه طمع يك كشور قدرتمند را برانگيزاند، در خود دارد: بازار بزرگ، موقعيت استراتژيك و در نهايت نفت از جمله اين مواردند ضمن آنكه انسداد سياسي به وجود آمده در كشور و عدم مشاركت مردم در پاره‌اي فعاليت‌هاي اجتماعي كه نمود عيني خود را در انتخابات شوراها نشان داد، قدرت مانور دستگاه تبليغاتي ايالات متحده عليه مردم‌سالاري مورد ادعاي مقام‌هاي ايراني را افزايش داده است.
در جهت اثبات قطعيت حمله ايالات متحده به ايران، تحليلگران گفته‌هاي بسياري را نيز مورد بررسي قرار داده‌اند:
ريچارد پرل رييس كميسيون دفاعي پنتاگون مي‌گويد: «ايالات متحده اميدوار است كه پس از اتمام مأموريتش در عراق بتواند در مأموريت تغيير نظام ايران نيز موفق عمل كند». او تأكيد مي‌كند كه «سرنگون ساختن رژيم عراق راه را براي تغيير مشابه در ايران هموار خواهد كرد». (البيان)
دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا انتظار دارد، نظام اسلامي هر چه زودتر به فروپاشي نزديك شود ولي او در عين حال انتظار دارد كه فروپاشي در نتيجه مشكلات داخلي كه ايران به آن دچار شده است صورت پذيرد او اگرچه مي‌گويد واشنگتن مخالف گزينه‌ نظامي است ليكن آگاهان به مسايل ايران معتقدند كه آمريكا در هر صورت در امور داخلي ايران دخالت جدي‌تري خواهد كرد هر چند اين دخالت نظامي نباشد.
ديك چني معاون رييس جمهور آمريكا در حضور سردبيران و روزنامه‌نگاران مي‌گويد: «آمريكا براي شكست تروريسم هر كاري كه لازم باشد انجام دهد و با كشورهاي حامي‌ تروريسم روبرو شود». در واژگان مقامات كاخ سفيد منظور از «حامي تروريسم» كشورهايي چون عراق، سوريه و ايران هستند. (همشهري 24/1/1382)
مقامات تندروي آمريكا كه سقوط صدام را مقدمه يك «دومينوي دموكراتيك» در سراسر خاورميانه مي‌دانند توجه خود را معطوف به دو كشور سوريه و ايران كرده‌اند. سخنان تحليل گونه و هشدارهاي در لفافه مقام‌هاي آمريكايي در سه هفته گذشته اين روزها صراحت بيشتري يافته است و به حملاتي روشن و تهديدهايي مشخص تبديل شده است. برخي رسانه‌هاي تندرو آمريكايي به قلم كساني چون مايكل ليدن (از مؤسسه اينترپرايز) با عناويني چون «اكنون نوبت سوريه و ايران است» از فرا رسيدن زمان «پايين كشيدن رژيم‌هاي ديگر» سخن مي‌گويند و در اين ميان اقدام سريع در ايران را نمونه‌اي شكننده و تأثيرگذار بر سوريه مي‌دانند. (خبرگزاري رويتر).
خبرها حاكي از آن است كه انجمن «سبزهاي ايران» با دعوت از گروه‌هاي اپوزيسيون خواستار تشكيل مجلس نيروهاي معارض با جمهوري اسلامي شده است بنا به گفته محافل خبري اين اقدام نمي‌تواند بدون نظارت ايالات متحده صورت گرفته باشد. (سايت‌هاي اينترنتي).
واشنگتن خواستار ايجاد تغيير در ايران و سوريه است و آمريكايي‌ها مدعي‌اند كه مداركي دال بر وجود گاز اعصاب در كشور سوريه به دست آمده است. اين آغاز روندي است كه براي دنيا آشناست، ايران نيز از اهداف آتي آمريكا تلقي شده است زيرا آمريكا دل خوشي از نظام ايران ندارد و فكر مي‌كند اين كشور آماده يك شورش دموكراتيك است. (بي.بي.سي)
افرايم سنيه نماينده مجلس اسراييل كه قبلاً در كتاب «اسراييل پس از 2000» به صراحت لزوم برخورد جدي با ايران را گوشزد كرده است در تاريخ 4 مارس 2003 طي مقاله‌اي در لس آنجلس تايمز با لحني خشمگينانه خطاب به ريچارد آرميتاژ (2) –كه همكاري ايران در مبارزه عليه تروريسم را تا حدودي خوب ارزيابي كرده بود- مي‌نويسد: «ما نمي‌توانيم از گفته‌هاي افرادي چون آرميتاژ چشم پوشي كنيم شايد منظور وي اين است كه ايران از مصونيت برخوردار است و از رهگذر جنگ با عراق آسيب نخواهد ديد… اين آن چيزي است كه مرا نگران مي‌كند».
هلنا كوبن نويسنده انگليسي متخصص در امور خاورميانه نيز طي مقاله‌اي با عنوان «كودتا براي تغيير جهان» كه در الحيات به چاپ رسيد، صراحتاً كفايت اليوت ابرامز مشاور خاورميانه‌اي بوش را زير سؤال برده و او را به طرفداري افراطي از اسراييل و حزب تندروي ليكود متهم مي‌كند به گفته كوبن، اليوت آبرامز همان كسي است كه با عده‌اي از همفكرانش طي مطالبي با عنوان belif.net به نتناياهو نخست وزير وقت اسراييل توصيه مي‌كرد كه روند اسلو را ناديده گرفته و تنش را در منطقه خصوصاً با سوريه تا حد انفجار تشديد كند، اين عده قصد دارند خاورميانه را مطابق ميل شارون بازسازي كنند.

تصور يك جنگ ديگر غيرواقعي است
بسياري از تحليلگران برخلاف آن دسته كه جنگ عليه ايران و سوريه را قطعي مي‌انگارند معتقدند كه اين اتفاق نخواهد افتاد و دلايل اين عده كه علاوه بر نقل قول‌هاي حاوي پاره مستندات نيز هست بدين شرح است:
ديپلماسي ايران نمي‌خواهد فرصت باقي مانده را از دست بدهد از اين رو سعي دارد با آمريكا و انگليس «گفتگوهاي سازنده‌اي» را انجام دهد. براي مثال سفير بريتانيا از سوي متحدين به ايران اطمينان داد كه اجازه ندهد گروهك مجاهدين خلق در عراق حضور داشته باشند. ايراني‌ها نيز به نوبه خود تفهيم كرده‌اند كه كاري به «برگ برنده شيعه» در عراق نخواهند داشت با اين حال كمي زود است كه بگوييم اين «ابراز علاقه»‌ها بتواند به طور كامل آمريكا را تحت تأثير قرار دهد. (ايزوسيتا 25 مارس، 2003).
برخي آگاهان در واكنش به جنگ كلامي ميان ايالات متحده و ايران مي‌گويند كه دو كشور علاوه بر دشمني آشكار «مغازله پنهاني» نيز دارند… آمريكا تعهد كرده است كه در مقابل به رسميت شناختن نقش مجلس عراق، ايران نيز بايد موانع موجود براي تحرك هر چه بيشتر مجلس اعلاي عراق و سپاه بدر جهت شركت مؤثر در جنگ عليه عراق از ميان برود و اين نكته نشان مي‌دهد آمريكايي‌ها به خوبي درك مي‌كنند كه رويارويي با ايران هزينه‌هاي هنگفتي را در پي خواهد داشت. از سوي ديگر جلال طالباني رييس حزب اتحاديه ميهني كردستان عراق كه احتمالاً پيام‌هايي را براي دو طرف ردوبدل كرده است مي‌گويد: آمريكايي‌ها گفته‌اند كه كشورشان و ايران به وسيله منافع مشتركي به هم پيوند خورده‌اند. (البيان).
از ظاهر امر چنين برمي‌آيد كه ايراني‌ها لقب «محور شرارت» را چندان جدي نگرفته‌اند و به خوبي مي‌دانند كه اين عمل بخش از مبارزه روابط عمومي است كه دولت آمريكا براي ايجاد توازن ميان نيروهاي داخلي خود راه‌اندازي كرده است در مقابل آمريكايي‌ها هم شعار «مرگ بر آمريكا» را چندان جدي نمي‌گيرند و آن را شيوه نيروهاي راست ايران عليه اصلاح طلبان مي‌دانند. (البيان- كويت).
پل رينولدز نويسنده و تحليلگر سايت اينترنتي (بي.بي.سي) نيز طي يادداشتي مي‌نويسد: «عده زيادي معتقدند نظريه «دومينوي دمكراتيك» بعد از سقوط صدام در خاورميانه محقق نمي‌شود. نويسنده اين يادداشت از گزارش محرمانه وزارت خارجه آمريكا خبر مي‌دهد كه پيش بيني كرده است تحقق ليبرال دموكراسي در منطقه دشوار است و حتي اين امكان وجود دارد كه جو حاكم بر منطقه باعث ايجاد دولت‌هاي شبه نظامي اسلامي شود و اين برخلاف نظر افرادي چون پل ولفوتيز معاون وزير دفاع است كه مي‌گويد: عراق به عنوان نخستين دموكراسي عرب در دنياي عرب بر ايران و سوريه سايه خواهد افكند.
نگاهي گذرا به عبارات فوق چند نكته را مشخص مي‌كند اول آنكه بيشتر تحليلگران بر برخورد احتمالي ايالات متحده با ايران صحه مي‌گذارند ليكن آنچه سبب اختلاف شده است نوع برخورد است چرا كه عده‌اي از اين تحليلگران فضا و جو حاكم بر منطقه را براي اين كار مساعد ندانسته و معتقدند كه ايران برخلاف عراق ساختاري شبه دموكراسي دارد اين سخن بر اين فرض استوار است كه در ايران هنوز هم اين احتمال وجود دارد كه مشاهده به خطر افتادن مصالح ملي، آراء و افكار ديگر طيف‌هاي سياسي و حتي گروه‌هاي معارض مدنظر قرار گرفته و به نحوي عاقلانه و به دور از احساسات از تجاوز ديگر قدرت‌ها ممانعت به عمل آيد. اين واقعيت را نيز بايد پذيرفت كه تجربه عراق نشان داد كه ايالات متحده در دقايق واپسين هيچ امتيازي را قبول نمي‌كند و تمايلي هم به مغازله‌هاي پنهاني بي‌ثمر ندارد بلكه آنچه بيش از پيش مي‌تواند استراتژي اين كشور را به چالش بگيرد بيان آزادانه مطالبات مردمي است. امري كه در روزهاي اخير از سوي يكي از مقامات بلندپايه كشور (3) در قالب «برگزاري رفراندوم براي مشخص كردن مسأله رابطه با آمريكا» ارايه شد اين راه كار عاقلانه دقيقاً همان شيوه‌اي است كه ضمن مدنظر قرار دادن خواسته مردم راه را بر «دن كيشوت» جهان مدرن كه تركتازانه و به خيال موهوم «اصلاح طلبان و نجات مردم تحت ستم» آسياب‌هاي بادي را هدف قرار مي‌دهد، مي‌بندد.(4)
------------------
پي نويس‌ها: 
* دن كيشوت، قهرمان ساده لوح داستاني از «سروانتس» است كه قصد داشت جهان را اصلاح كند.
1. اين كتاب كه كاري از گروه مطالعات رياست جمهوري آمريكا وابسته به مؤسسه واشنگتن است كتابي است كه به شكل شيوه‌هاي مشورتي در اختيار جرج بوش قرار گرفته است.
2. معاون وزير امور خارجه آمريكا
3. هاشمي رفسنجاني، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام
4. در مقاله حاضر از كتب، مجلات و روزنامه‌هاي ذيل استفاده شده است: افرايم سنيه «اسراييل پس از 2000»، سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه، و روزنامه‌هاي ايزوسيتا، البيان، الحيات، لس آنجلس تايمز، شبكه اينترنتي بي.بي.سي و همشهري.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de