| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
ايران، آمريكا ؛ تداوم روابط متغير
• ايالات متحده برای رسيدن به اهداف خود
نيازی به يافتن دليل و برهان ندارد و در اين زمينه بحران عراق همچنان شاهد خوبی
برای اثبات اين ادعاست بنابراين چندان عجيب نيست كه اين كشور همين فشارها را عليه
ايران نيز اعمال كند و به دنبال سقوط نظام حاكم بر ايران باشد
نوشته: صالح السيد باقر (كارشناس امور ايران) مترجم: سعيد آقاعليخانی منبع: الجزيره مندرج در هفتهنامه «تابان» چاپ قزوين شنبه ٢٤ خرداد ١٣٨٢ ايالات متحده و بازی دستاويز معمولاً ايالات متحده برای رسيدن به اهداف خود نيازی به يافتن دليل و برهان ندارد و در اين زمينه بحران عراق همچنان شاهد خوبی برای اثبات اين ادعاست. اگر نگاهی به گذشته بياندازيم میبينيم كه چگونه ايالات متحده با پشت سر گذاشتن شورای امنيت و تأكيد بر دستيابی عراق به تسليحات كشتار جمعی مدتی بعد از آنكه نتوانست ادعای خود را ثابت كند ماجرای خلع سلاح عراق را به سرنگونی ديكتاتور بغداد مبدل كرد. بنابراين چندان عجيب نيست كه اين كشور همين فشارها را عليه ايران نيز اعمال كند و به دنبال سقوط نظام حاكم بر ايران باشد. اكنون تحليلگران امور ايران نگاهشان معطوف اين كشور است و میپرسند كه هدف بعدی چيست؟ تنها تحليلگران عرب و غربی متوجه تهديدات عليه ايران نشدهاند كه، تحليلگران ايرانی نيز به اين امر پی بردهاند. محمدرضا تاجيك مشاور رييس جمهور ايران و استاد دانشگاه در اين باره میگويد: «قطعاً ايالات متحده بعد از پايان جنگ فشار سياسی، روانی و اقتصادی بيشتری را به ايران اعمال خواهد كرد.» عملاً نيز اين اتفاق در حال رخ دادن است. ايالات متحده چند روز پس از سقوط بغداد ايران را به دخالت در امور عراق و ايجاد آشوب در اين كشور متهم كرد و اوايل ماه جاری «جان بولتون» معاون وزير خارجه آمريكا طی يك كنفرانس مطبوعاتی از طرح قضيه توليدات هستهای ايران در شورای امنيت خبر داد. دلايل بهانهگيری آمريكا واقعيت اين است كه ايالات متحده در پس توجيهات ارايه شده به دنبال تسويه حسابهايی است كه آن را پنهان میكند. در صدر اين دلايل امنيت اسراييل است كه در قالب «حمايت تهران از تروريسم» پنهان و ارايه شده است. اگر هزاران دليل منطقی و قانونی در مشروعيت مقاومت ضد اشغالی فلسطين و لبنان ارايه شود باز هم واشنگتن و تل آويو، حماس، جهاد اسلامی و حزبالله را متهم به فعاليتهای تروريستی میكنند. از اين روست كه ايالات متحده و اسراييل برای توقف فعاليتهای اين گروهها حاميان بينالمللی آنها را (سوريه، لبنان و ايران) تحت فشار قرار دادهاند. اين نيمی از حقيقتی است كه واشنگتن اگرچه صراحتاً بدان اذعان نمیكند اما مسؤولان كاخ سفيد به نحوی بدان اشاره دارند. نيم ديگر واقعيت اين است كه مشی برخی دولتها اصولاً با اهداف ايالات متحده در تعارض است و بنابراين آمريكا سعی دارد تا بدون بحث و جدل و از طريق تعهدات الزام آور آنها را به اطاعت وادارد. برگ برندههای تهران شكی نيست كه سياستهای مستقلانه تهران به آسانی در برابر خواست ايالات متحده دچار تحول نخواهد شد، در واقع ايران از برگ برندههايی برخوردار است كه ايالات متحده را در استفاده از زور به تأمل و خويشتنداری وامیدارد، اين عوامل عبارتند از: ايالات متحده هنوز برآورد دقيقی از ميزان كمی و كيفی تسليحات نظامی ايران ندارد. بنابراين بعيد به نظر میرسد كه در استفاده از زور عليه اين كشور شتابزده عمل كند. فلذا ناگزير است مانند عراق قبل از هر تهاجمی با استفاده از شورای امنيت به عمليات بازرسی در ايران دست بزند. آمريكا میداند كه در ايران - برخلاف عراق - دهها هزار ايرانی وجود دارد كه دفاع از حكومت را واجب دينی میدانند و جنگ با آمريكايیها و شهادت در اين راه فرصتی دوباره برای گشودن درهای بهشت میدانند گروههايی چون سپاه پاسداران انقلاب و نيروهای موسوم به بسيج نمود بارز اين تفكرند. اگرچه مسؤولان بعثی عراق در آستانه جنگ با آمريكا، به دروغ مدعی بهرهمندی از هزاران شهادتطلب بودند اما چنين ادعايی از سوی ايران به گزافه نيست چرا كه ايران عملاً چنين نيروهايی را در اختيار دارد و علاوه بر آن نيروهای حزبالله لبنان نيز هستند كه به محض مشاهده خطر برای ايران آماده انجام عملياتهای تخريبی عليه منافع ايالات متحدهاند اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ايران طرفداران شيعه بسياری در كشورهای منطقه دارد كه برخی از آنها برای حفظ حكومت ايران و قربانی شدن در راه دفاع از آن آمادگی كامل دارند. يك مثال ساده برای اثبات نفوذ ايران در ايجاد خطر برای منافع آمريكا حوادثی است كه در اجلاس ناصريه و بغداد روی داد. زلمای خليلزاد نماينده بوش در امور عراق قبل از اجلاس ناصريه كه ١٥ ماه گذشته برگزار شد به صراحت گفت كه اين اجلاس به منزله لغو تمام توافقهايی است كه معارضان قبلاً بدان رسيدهاند. منظور وی از اين سخنان بیاعتبار كردن اجلاس رهبران معارض عراق بود كه به دنبال اجلاس اربيل (٢٩/٢/٢٠٠٣) برگزار شده بود. به دنبال اين سخنان ، مجلس اعلای انقلاب اسلامی اجلاس ناصريه را تحريم كرد و از آن پس تا برگزاری اجلاس بغداد تمام سخنان محمدباقر حكيم رييس مجلس اعلای عراق - وابسته به ايران - حاوی مطالب تهديدآميزی عليه ايالات متحده و تحريك شيعيان عليه حضور اشغالگران بود. وی بارها تأكيد كرد كه شيعيان منتظر پاسخ سريع به مطالباتشانند و قصد وی از اين مطالبات آن بود كه ايالات متحده، مجلس اعلا - كه عبدالعزيز حكيم عضو آن بود - را بپذيرد، مدت زمان زيادی نكشيد كه اجلاس بغداد با شركت عبدالعزيز حكيم برگزار شد و اين مجلس نيز در صف هيأت رييسه اجلاس قرار گرفت. برخی معتقدند كه زنجيره محاصره ايران با حضور نيروهای آمريكايی در عراق كامل شده است اما محسن رضايی دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با وجود اينكه چنين نظری را میپذيرد در سخنانی كه مدتی پيش در تهران ابراز كرد اين نكته را يادآوری كرد كه حضور ايران در عراق و افغانستان نقطه قوتی برای اين كشور تلقی میشود، رضايی در مورد چگونگی حضور ايران در اين دو كشور توضيح بيشتری نداد و به اين مسأله بسنده كرد كه «ما طرفدارانی در عراق و افغانستان داريم» تحليلگران در تفسير اين سخنان معتقدند كه ايران با اين سخنان نشان میدهد كه در صورت احساس خطر قادر به تحرك انداختن طرفدارانش در اين مناطق است. اين نكته را نيز بايد اضافه كرد كه ايران با بهرهمندی از دو شبكه جهانی العالم و سحر به زبان عربی - كه با آنتن هوايی عادی در عراق قابل دريافت است- نقش مؤثری نيز در افكار عمومی عراق دارد. اما آيا تمام اين نكات به معنی بیپايه بودن حمله آمريكا به ايران است و ايرانیها ترسی از آن ندارند؟ تهران نشان داده است كه تهديدات آمريكا را جدی گرفته است، سفر «آقازاده» به وين و ديدار با محمد البرادعی رييس آژانس بينالمللی انرژی كه همزمان با تهديدات ضمنی جان بولتون درباره تهديدات هستهای ايران در شورای امنيت، صورت گرفت به خوبی بيانگر اين مسأله است. كما اينكه رسانههای عربی زبان ايران پس از اين تهديدات به جای پرداختن به حضور نظامی آمريكايیها در عراق در يك گردش ١٨٠ درجهای برنامههای خود را بر جنايتهايی كه صدام عليه مردم عراق صورت داده بود متمركز كردند و نشان دادند كه تهران تهديدهای آمريكا را كاملاً جدی گرفته است. محاسبات مدنظر آمريكا اگر آمريكا بخواهد خيلی زود عليه ايران دست به تهاجم نظامی بزند نكتهای كه بايستی در تغيير حكومت در ايران به جد مدنظر قرار دهد آن است كه اين تهاجم ممكن است با توجه به اختلافهای جناحهای سياسی ايران تبديل به يك جنگ داخلی يا آشوب مردمی شود. ايالات متحده به خوبی میداند احساس تهديد خارجی مهمترين عاملی است كه میتواند باعث وحدت ايرانیها خصوصاً جناحهای سياسی شود بنابراين اگر احساس كند كه امكان فروپاشی داخلی نظام حاكم بر ايران وجود دارد حمله نظامی به ايران منتفی خواهد شد و آمريكا از هزينههای هنگفتی كه ممكن است مجبور به پرداخت آن شود رهايی میيابد. اين نكته را نيز بايستی مدنظر قرار داد كه تداوم رقابت جناحی اصلاح طلبان و محافظهكاران ايران برای گسترش نفوذ خود در حكومت میتواند باعث بروز آشوبهای مردمی و جنگ داخلی شود و تهديد خارجی از جمله عواملی است كه بر دامنه رقابت جناحی يا كاهش كشمكشها تأثيری مستقيم دارد. همچنان كه میدانيم، تنش زدايی از اصول بنيادين سياست خارجی خاتمی بوده است ليكن اين سياست در حد برقراری روابط گرم با كشورهای منطقه و تا حدودی اتحاديه اروپا باقی ماند و هيچ گام مثبتی در مورد رابطه با آمريكا برداشته نشد بلكه با سركار آمدن خاتمی در سال ١٩٩٧ فشار بيشتری متوجه ايران شد و با حادثه ١١ سپتامبر - خصوصاً زمانی كه رييس جمهور آمريكا ايران را جزيی از محور شر دانست - اين فشارها به حد نهايت خود رسيد. ناكامی خاتمی در كاستن از تهديدات آمريكا پس از ناكامی در بهبود وضعيت اقتصادی صرفاً محافظهكاران را تقويت نكرد بلكه حمايت مردمی اصلاح طلبان را نيز از بين برد اين نكته زمانی مشخص شد كه ٨٥ درصد مردم ايران در انتخابات شوراها (٢٩ فوريه) شركت نكردند و نشان دادند كه از اصلاح طلبان كه قبلاً اكثريت مجلس را به دست آورده بودند، نااميد شدهاند. شكست اصلاح طلبان صرفاً به سياست خارجی و بهبود وضع اقتصادی محدود نشد بلكه آنها در مورد كاستن از فشارهايی كه محافظهكاران بر روزنامهها و شخصيتهای ليبرال اعمال میشد نيز ناكام ماندند و اين به معنی شكست اصلاحطلبان در سياست تكثر و آزادسازی بود كه از زمان روی كار آمدن، وعدهاش را داده بودند. اين مسأله چندان دور از انتظار نيست كه اختلافات و رقابت جناحی به درگيریای منجر شود كه در آن هر يك از طرفين قصد تخريب ديگری و اثبات خود را داشته باشد اين مسأله اخيراً در ايران هم خود را نشان داد و جناح اصلاح طلب به شكل علنی گزارشی را به مجلس ارايه داد كه صدا و سيما را متهم به فساد مالی میكرد. همچنين نمايندگان اصلاح طلب مجلس قبلاً هشدار داده بودند كه در صورت عدم تصويب لايحه اختيارات رياست جمهوری از سوی شورای نگهبان از سمت خود استعفا خواهند داد - اين لايحه را خاتمی برای بررسی و تصويب به مجلس ارايه داده بود- اكنون با عدم تصويب اين لوايح به نظر میرسد ابرهای تيره بيش از پيش آسمان آينده سياسی ايران را فراگرفته است. با اين وجود تمام اين رويدادها نشانگر حتمی بودن جنگ داخلی و آشوبی نيست كه حكومت ايران نتواند از آن نجات يابد بلكه برعكس وقتی اختلافات بالا میگيرد آستينها بالا زده میشود. نشانههايی از اقدامات مثبت تجربه نشان داده است كه آيتالله سيد علی خامنهای رهبر ايران وقتی كه اوضاع رو به وخامت میرود به نحو مؤثری در جهت بهبود اوضاع دخالت میكند. تشكيل كميتهای برای حل اختلاف مجلس و شورای نگهبان نمونهای از اين اقدامات بود.(١) ايرانیها علاوه بر اقدامات داخلی تلاشهايی را نيز در سطح خارجی برای كاهش تنش با آمريكا صورت دادند عليرغم آنكه رسانههای ايران چنين وانمود كردند كه سفر خاتمی به سوريه و لبنان برای حمايت از آنها در برابر تهديدات اخير آمريكا بوده است. رسانههای غربی اين اقدام را تلاشی در جهت قانع كردن حزبالله در كاهش تنش و تسليم تسليحات به مقامات دولتی تلقی كردند، از سوی ديگر خبر رسيد كه طی مذاكرات پشت پرده ايالات متحده و ايران بر سر ورود محمدباقر حكيم به عراق و خلع سلاح گروه مخالف موسوم به مجاهدين خلق به توافق رسيده بودند. در نهايت نمیتوان گفت كه اوضاع به حال عادی خود بازگشته است و روابطی در سطح روابط قبل از انقلاب در شرف وقوع است اما شكی وجود ندارد كه تهران برای كاستن از فشار ايالات متحده بر خود نيازمند بازبينی مجدد روابط است و در عين حال اين نكته را مدنظر دارد كه بهبود روابط به منزله كاهش مطالبات آمريكا از ايران نخواهد بود. ------------------- پانوشت: ١) منظور از كميته همان مجمع تشخيص مصلحت نظام است. مترجم. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |