‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





امپراطوری نافرمانی
* پيش فرض مقامات كاخ سفيد در مورد آينده عراق مبتني بر شباهت‌هاي نزديك شرايط عراق با ژاپن پس از جنگ دوم جهاني است. ولي آيا شرايط امروز منطقه و عراق دقيقاً شبيه اواخر جنگ دوم جهاني و شرايط ژاپن است؟
* «هلنا كوبن» نويسنده مشهور انگليسي ساكن آمريكا مي‌گويد: «ما با آمريكايي متفاوت از آمريكاي قبل از 2001 روبروييم. با كشوري مواجهه‌ايم كه با همكاري دوست عزيزش شارون به دنبال خلق خاورميانه‌اي جديد است.»
 
سعيد آقاعليخانی
چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۱
 
پس از ماهها جنجال و هياهو و سيل اظهارنظرها برله و عليه حمله به عراق اينك شمارش معكوس اين تهاجم آغاز شده است. ايالات متحده كه در مرحله‌هاي آغازين اين ماجرا تأكيد بسياري بر پايبند بودن عراق بر قطعنامه 1441 و انهدام تسليحات كشتار جمعي داشت اينك حتي در صورت عملي شدن شروط مذكور، حاضر به صرف نظر از تهاجم به عراق و كنار گذاشتن صدام حسين نيست. اكنون ديگر زمان آن گذشته است كه تحليلگران ذهن خود را به اين مشغول دارند كه آمريكا به عراق حمله مي‌كند يا نه؟ چرا كه شواهد امر دلالت بر قطعيت اين اقدام دارد اما سؤال‌هاي اساسي كه در اين برهه مطرح شده و مي‌شود در مورد ماهيت و چگونگي برنامه هاي ايالات متحده براي عراق پس از جنگ است. آنچه در بيانيه‌هاي رسمي مقامات كاخ سفيد ابراز شده آن است كه عراق به مدت دو سال توسط يك ژنرال آمريكايي (تومي فرانكس) اداره مي‌شود و در اين مدت ضمن كوچك شدن حجم ارتش و از ميان بردن نهادهاي استبدادي زمينه لازم براي استقرار دموكراسي در اين كشور فراهم خواهد شد. نگاهي گذرا به اين الگو نشان مي‌دهد كه پيش فرض مقامات كاخ سفيد در مورد آينده عراق مبتني بر شباهت‌هاي نزديك شرايط عراق با ژاپن پس از جنگ دوم جهاني است. چرا كه ژاپن نيز به مدت دو سال و با نظارت ژنرال مك آرتور اداره شد و پس از آن اداره امور به دست خود ژاپني‌ها سپرده شد، الگويي كه با توجه به سياست‌ها و عملكرد ژاپن امروز و مواضع نزديك اين كشور با ايالات متحده و نيز نقش سازنده در معادلات منطقه‌اي و جهاني - برخلاف دهه‌هاي گذشته كه دائماً در حال تجاوز و تعدي به كشورهاي همسايه بود - الگوي موفقي به نظر مي رسد. سؤالي كه در اين مقطع به ذهن خطور مي‌كند اين است كه آيا شرايط امروز منطقه و عراق دقيقاً شبيه اواخر جنگ دوم جهاني و شرايط ژاپن است؟ و اصولاً آيا عملكرد ايالات متحده و برنامه‌هاي آتي اين كشور براي عراق مفيد و كارآمدند؟
براي پاسخ به اين سؤال‌ها مي‌توان از دو منظر به قضيه نگريست:
1-  آمريكا و رهبري جهان.
2- خاورميانه و پيچيدگي‌هاي منحصر به فرد.
 
آمريكا، از دفاع مشروع تا رهبري جهان
براي ارزيابي بهتر تحولات توجه به جايگاه و نيز «مشروعيت» ايالات متحده به عنوان مجري فعال و انحصاري پروژه عراق ضروري است. اين نكته از آن حيث موضوعيت مي‌يابد كه توجه داشته باشيم كه در عين بررسي تحولات جاري جهان و منطقه قصد داريم مقايسه ضمني ميان الگوي ژاپن با الگوي عراق داشته باشيم.
زماني كه ايالات متحده تهاجم هسته‌اي خود را عليه ژاپن آغاز كرد اگرچه در گوشه و كنار جهان به رويگرداني از اخلاق و مسايلي از اين دست متهم شد ليكن دو مسأله مانع از گسترده شدن دامنه اعتراضات به ايالات متحده شد مسأله اول آن بود كه در نظر افكار عمومي اين ژاپن بود كه با حمله ناگهاني به پرل هاربر ايالات متحده را ناخواسته وارد جنگ كرده بود.(1) و ايالات متحده اين حق را داشت كه پاسخي در خور دهد - اگرچه كيفيت آن همچنان مورد بحث است - و ديگر اينكه حمله به ژاپن عليرغم خساير مادي و انساني بسياري كه داشت متضمن اين فايده نيز بود كه با شكست ژاپن جنگ خانمانسوز جهاني پايان مي‌پذيرفت چرا كه ژاپن و اصرار تعجب برانگيزش بر تداوم جنگ مي‌توانست نتايج ناگوارتري در سطح جهان به وجود آورد بنابراين عليرغم غيرمتعارف بودن عملكرد ايالات متحده در بمباران هسته‌اي شهرهاي ژاپن اين اقدام قابليت آن را داشت كه در راستاي صلح جهاني تفسير شود اما در برهه كنوني ايالات متحده به دلايل عديده‌اي فاقد شرايط لازمي است كه در جنگ دوم جهاني از آن برخوردار بود، پس از حادثه 11 سپتامبر افكار عمومي جهان بر طبق اصول دفاع مشروع تا حدودي موافق عكس العمل شديد ايالات متحده با تروريزم بود ليكن پس از افغانستان و اصرار ايالات متحده درتهاجم به عراق و نيز كشورهايي چون ايران و كره شمالي - كه تعميم نسخه عراق بدانها چندان دور از ذهن نيست - ديگر مشروعيتي را براي اقدامات آمريكا قايل نيست «كارول نارا» روزنامه‌نگار آمريكايي كه 15 سال در لندن اقامت دارد مي‌گويد: «پس از 11 سپتامبر هر كس كه متوجه لهجه آمريكايي من مي‌شد به نحوي با من همدردي مي‌كرد اما با تداوم سياست‌هاي جنگ افروزانه بوش هر كس كه مي‌فهمد آمريكايي هستم توهين و فحاشي مي‌كند.» عامل ديگري كه كار را براي ايالات متحده دشوار مي‌كند ايفاي نقش به عنوان «رهبر جهان» است. منير شفق استاد علوم سياسي و مدير مركز پژوهش‌هاي خاورميانه‌اي دانشگاه سوربن طي مقاله‌اي كه در سايت الجزيره منتشر كرد با برشمردن 3 شرط اساسي براي رهبري جهان، ايالات متحده را  فاقد اين شروط دانست وي در اين شروط 3 گانه مواردي چون اعتقاد به گفتگو و اجتناب از رويكردهاي چالش برانگيز، اعتراف به حق ملتها و شيوه‌هاي پيشنهادي‌شان صرف نظر از قدرت اقتصادي يا نظامي و در نهايت در پيش گرفتن شيوه‌هاي مورد قبول جهانيان و رويگرداني شدت عمل را از ضروريات ايفاي نقش «رهبري جهان» دانست.
 
ايالات متحده و روابط ثانويه
عامل ديگري كه بر آزادي عمل ايالات متحده و اجراي برنامه‌هاي مطلوب آن در عراق - برخلاف ژاپن - تأثير منفي مي‌گذارد نسبت ميان ايالات متحده و صهيونيزم در داخل آمريكا و نيز منطقه است. علاوه بر تاريخچه بلند همكاري آمريكا و اسراييل و نيز نفوذ و گسترش صهيونيزم مسيحي در آمريكا و در كنار موارد مذكور تأثير مستقيم لابي‌هاي صهيونيستي در عملكرد دستگاههاي قانونگذار و مجري قانون در ايالات متحده آنچه در رابطه با بحران عراق مدنظر قرار مي‌گيرد انتصاب اليوت آبراهام به عنوان مسؤول خاورميانه‌اي شوراي امنيت ملي در كنار افرادي چون ولفوتيز، ريچارد پرل و داگلاس فيس است كه همگي يد طولايي در همكاري‌هاي گسترده با اسراييل دارند. چالش برانگيز بودن حضور اين افراد از آن روست كه بدانيم ايالات متحده قرار است در نقطه‌اي وارد عمل شود كه از ديرباز مسأله بحران فلسطين و نزاع ميان اعراب و اسراييل زخم غيرقابل مداواي آن محسوب مي‌شده است. خصوصاً آنكه از نظر افكار عمومي منطقه عراق - به عنوان حامي جدي فلسطين - جايي است كه در آن قرار است با همكاري پشت پرده اسراييل حوادث 1917 (اعلاميه بالفورد و اعلام حكومت يهودي اسراييل) تكرار شود. مواضع مشترك آمريكا با اسراييل در كنار طرح ارائه شده از سوي «اوريد ليون» استراتژيست صهيونيست مبني بر لزوم تغيير نقشه جغرافيايي – سياسي منطقه‌ به نفع اسراييل تا آنجا پيش رفته است كه (هلنا كوبن) نويسنده مشهور انگليسي ساكن آمريكا مي‌گويد: «ما با آمريكايي متفاوت از آمريكاي قبل از 2001 روبروييم. با كشوري مواجهه‌ايم كه با همكاري دوست عزيزش شارون به دنبال خلق خاورميانه‌اي جديد است.» در هر حال حضور مؤثر «راست ديني صهيونيست» يا «نئو محافظه كاران جمهوري‌خواه» امري است كه بر هيچ كس پوشيده نيست و سياست‌هايي كه بوش آن را دنبال مي‌كند بي هيچ ترديدي نسخه پيشنهادي لابي‌هاي صهيونيزم و گروه مذكور است امري كه بي‌شك حسن نيت و مشروعيت ايالات متحده را در به عهده گرفتن مأموريت مبارزه با تروريزم و برقراري صلح و دموكراسي زير سؤال مي‌برد.
 
سؤال‌هاي بي پاسخ
درآستانه حمله آمريكا به عراق سؤال‌هاي بسياري در مورد نحوه عمل آتي آمريكا در منطقه وجود دارد كه هنوز پاسخ در خوري بدان داده نشده است.
«ژوزف بادن» رييس كميسيون روابط خارجي سنا به همراه «شل هاگل» طي مقاله‌اي در واشنگتن پست به اين امر اذعان داشتند كه آمريكا به واسطه عدم وجود نيروي جايگزين قدرتمند در داخل عراق مجبور است ساليان متمادي به حضور نظامي خويش در اين كشور ادامه دهد. از سوي ديگر «ويليام باف» نويسنده مشهور  آمريكايي طي مقاله‌اي در هرالدتريبون اعتراف مي‌كند كه «هر آمريكايي ضمن آنكه در اين مدت از نظر مردم منطقه نقش يك اشغالگر را ايفا مي‌كند كافر نيز خوانده مي‌شود». در نظر داشتن اين دو نقل قول يك نتيجه بيشتر به همراه ندارد و آن اين است كه ايالات متحده چگونه مي‌تواند به حضور طولاني مدت خود در خاورميانه مشحون از احساسات ضد آمريكايي ادامه دهد راه‌كارهاي ارائه شده از سوي آمريكا (مانند دكترين پاول در برقراري دموكراسي در خاورميانه) نيز خود مولد شبهات بي‌شماري است اگر دموكراسي مزبور در قالب نظرخواهي از مردم منطقه در مورد آينده حكومت‌ها باشد چه تضميني وجود دارد كه آراء مأخوذه به نفع نظام‌هاي بنيادگرا نباشد؟! ايالات متحده با شيعيان عراق كه با جمعيت زياد خود و احساسات ضد آمريكايي‌شان متحدان ايران نيز محسوب مي‌شوند چه خواهد كرد؟
 
آمريكا و انزواي پيش رو
آنچه بر مشكلات و پيچيدگي‌هاي عملكرد آمريكا در عراق افزوده است انزواي بين المللي است كه دچار آن شده است. «پاتريك ژارو» طي مقاله‌اي در لوموند در اثبات انزواي بين المللي ايالات متحده به كتاب «پايان عصر آمريكا» نوشته «شارل كاپشن» (مشاور كلينتون) اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «تك محوري ايالات متحده به مرور باعث انزواي آن مي‌شود و نحوه عملكرد نظامي اين كشور او را به زورگويي و سپس انزواي كامل فرو مي‌برد.» امانويل والتراشتاين نيز طي مقاله‌اي در مجله «Foreign Police» (سياست خارجي) با اشاره به اقتصاد رو به ضعف ايالات متحده – كه برخلاف ژاپن صرفاً بر شيوه‌هاي نظامي متمركز شده است- مي‌گويد: «ديدگاه عقاب (آمريكا) اشتباه است و نتيجه‌اي جز سقوط و فروپاشي بنيان‌هاي نظامي، اقتصادي و سياسي ندارد». با تمام اوصاف ايالات متحده همچنان بر تركتازي‌هاي خود مصر است و به نظر نمي‌رسد نفوذ بي‌نظير «نئومحافظه‌كاري جمهوري‌خواه» اجازه هر گونه تغيير در شيوه‌ها و راهبردهاي ايالات متحده را امكان‌پذير سازد در بازار كساد همگرايي و احساسات صلح وستانه تنها اميد محافل مختلف سياسي – اجتماعي هنوز معطوف به افكار عمومي و درك عميقي است كه نقش مؤثر خويش را از دست نداده است. چه؛ همگان امروز به اين حقيقت رسيده‌اند كه آنچه از تسليحات كشتار جمعي خطرناك‌تر است امپراطوري قدرتمندي است كه بناي خود را بر نافرماني از معيارها و قواعد بين‌المللي بنا كرده است.
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de