‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





حاميان شرمگين جنگ
* در ميان دو گروه عمده‌ی طرفدار و ضد جنگ، يك گروه كوچك ديگری هم هست كه شايد بتوان آنان را مدافعان شرم‌گين جنگ خواند
* گويا اين دوستان شرمگين جنگ‌طلب بنوعی نمك‌گير ينگه‌دنيا هستند و در عين حالی كه سياست‌های استعمارگرانه‌ی آمريكا را نمی‌توانند منكر شوند اما سعی دارند به هر طريق از آن نيرويی مثبت و سودمند برای منطقه نام ببرند
 
مريم پيشه‌وری
چهارشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۲
 
بر طبل جنگ كوبيدن دوستان ما در آمريكا بيشتر شبيه حكايت داماد شدن بدست ديگران است. اين روزها در ميان روشنفكران ايرانی ، مثل همه‌ی جاهای دنيا دو اردو تشكيل شده است. يكی اردوی درس گرفته‌گان از تمام نامرادی‌های دوران پس از انقلاب و تن دادن به خرد انسانی ، كه پيش از هر زمان ديگری به تهی ، بدوی و وحشيانه بودن جنگ پی برده است و بی مهابا در سرتاسر دنيا مقابل ميليتاريسم ، قلدری و حكومت زور قد علم كرده است. بخصوص خيل روشنفكران داخل ايران كه به اين جنبش پيوسته و كم و بيش همصدا با ديگر همرزمان خويش در مقابل جنگ سينه سپر كرده‌اند.
گروه ديگر لابی‌های قدرت ، توجيه‌گران خون‌ريزی و حتی قشرهای دانشگاهی و بخش تحقيقی صنعت اسلحه سازی و به همراه ايشان گروهی كه هميشه هر تغييری در جهان را دائی‌جان وار تنها به كف با كفايت صاحبان قدرت می‌دانند و از نظر ايشان تا عموسام نخواهد، هيچ كجا هيچ خشتی رو خشت بند نمی‌شود، نيز به تكافو افتاده و آشكارا با ساز جنگ‌طلبی بوش و بليَر می‌رقصند و هر آينه قند در دلشان آب می‌شود كه كی اين ماشين آدم سوز جنگ كارش در عراق تمام می‌شود (بخوان عراق را با خاك يكسان می‌كند تا آقايان راه وطن خود را به ايشان نشان بدهند)، تا مگر از اين نمد كلاهی حقير هم نصيب ايشان شود. و در اين ميان تا عرق شرم به گونه‌هايشان ننشيند و تا فرياد ناله‌ی كودكان عراقی را نشنوند، از سبعيت و خونخواری صدام می‌گويند و آزاديبخش شدن نيروهای خانمان سوز آمريكائی و انگليسی داد سخن می‌دهند كه بيشتر به يك شوخی غم انگيز شبيه است.
برای اين دسته‌ی آخری به اعتقاد اين قلم چندان نبايد وقت صرف كرد و بدنبال دليل و برهان گشت. چه ، اينان بخوبی می‌دانند كه ماهيت اين جنگ چيست و منافع چه گروه‌هايی را حفظ می‌كنند و خود از آتش بياران معركه هستند.
اما آنچه مرا واداشت تا اين مقدمه را بياورم اين است كه انگار در ميان اين دو گروه عمده‌ی طرفدار و ضد جنگ، يك گروه كوچك ديگری هم هست كه شايد بتوان آنان را مدافعان شرم‌گين جنگ خواند. راستش را بخواهيد پرداختن به اين گروه مشكل‌تر از آن دوی ديگر است. بنظر می‌آيد كه اين گروه به همان اندازه‌ی مخالفان جنگ قلبشان از اين همه خونريزی و كشتار آدم‌های بی گناه بدرد آمده است اما چون می‌بينند كاری از دستشان بر نمی‌آيد آرزو می‌كنند كه انشاالله بُز است. آنان در مطالبشان بخوبی از سبعيت و قلدری تاريخی نيروهای استعماری آگاه هستند اما در كنار آن هم سعی می‌كنند رسالتی آزادی خواهانه برای آنان قايل شوند. برای نمونه به نوشته‌ی آخير آقای مرتضی نگاهی تجت نام "آغاز پايان جنگ؛. .. "در ايران امروز تاريخ ١٩ فروردين نظری می‌اندازيم. ايشان بعد از ديدن تصاوير تلويزيون و ابراز احساسات كردها از تسخير مناطقی در شمال عراق می‌نويسند: "اينجا بود كه معنای آزادی عراق را درك كردم." و بعد كمی پايين‌تر می‌فرمايند"... فتح بغداد رويای هشت ساله ايرانيان بود كه حالا بگونه ای تحقق يافت".
بلی در واقع می‌شود گفت كه آقای نگاهی برای تحقق يافتن اين روياست كه شادی می‌كنند. اما بايد از ايشان پرسيد كه اين كدام ايرانيان هستند؟ و آيا ايشان اين همه سال بعد از آن جنگ خانمان سوز چنان آتش انتقام در سينه داشته‌اند كه برای رسيدن به اين هدف از هر وسيله‌ای استقبال می‌كنند. آيا آتش آن جنگ بيهوه ، بدون در نظر گرفتن مسبب اصلی آن ، كه صد البته صدام بوده است برای بخش اعظم ايرانيان خاموش شده نيست ، آيا بخش اعظم ايرانيان مثل همين امروز از آن جنگ متنفر نبوده‌اند؟ اما گويا اين دوستان شرمگين جنگ‌طلب بنوعی نمك‌گير ينگه‌دنيا هستند و در عين حالی كه سياست‌های استعمارگرانه‌ی آمريكا را نمی‌توانند منكر شوند اما سعی دارند به هر طريق از آن نيرويی مثبت و سودمند برای منطقه نام ببرند.
ايشان در بخش ديگر نوشته‌ی كوتاه خود اينچنين می‌فرمايند: "ما می‌دانيم كه آمريكا، بويژه پس از فروپاشی كشورهای كمونيستی ، (كه) به نوعی پرچمدار دمكراسی بوده و از شيلی و برزيل گرفته... تا كشورهای آفريقايی پرچم دار دمكراسی بوده است." و بعد اضافه می‌فرمايند كه "... ولی اين كشور در خاورميانه كارنامه‌اش بسيار لنگ است." خوب ملاحظه می‌فرماييد كه اين استنتاجات كلی جز برای كم رنگ كردن نقش مخرب سياست‌های استعماری و تجاوزگرانه‌ی آمريكا چيز ديگری نيست. آخر آقای نگاهی اولا بر اساس كدام تحقيق و استناد به كدام سند آمريكا را پرچم‌دار آزاديخواهی در جهان مثلا غيرمسلمان می‌پندارد. (لابد قصدشان از شيلی بخصوص سرنوشت آلنده می‌باشد) و حالا چطور شده است كه همين سرباز صلح و آزادی تا به بخش مسلمان و خاورميانه می‌رسد.. "كارنامه‌اش بسيار لنگ می‌شود" حالا اگر از اين موضوع هم بگذريم كه كارنامه نمی‌تواند لنگ شود و آن هم بسيار! (بنظر می‌آيد كه آقای نگاهی خواسته‌اند بنويسند كه مثلا كُميت ايشان لنگ بوده يا اين كه پرونده‌شان ننگين بوده است ولی ديده‌اند در شرايط فعلی به همچون گردن كلفتی با اين همه سلاح پيشرفته نمی‌توان ننگين گفت ، پس قضيه ، آن پرونده‌ی لنگ شده است. البته اين تنها حدسيات بنده است و صد البته كه پايه تحقيقی ندارد) و بالاخره آقای مرتضی نگاهی در خاتمه می‌فرمايند: "آمريكا جنگ را بد آغاز كرد اما می‌تواند با با صلح و دمكراسی كه ادعايش را دارد خوب به پايان ببرد." جل الخالق! يكی نيست از دوست عزيز آقای نگاهی سئوال كند اولا مگر كشتار و شلتاق مردم بی گناه را هم می‌شد خوب آغاز كرد، لابد آقای نگاهی پيشنهاد سازنده در اين مورد دارند. دوما كجای دنيا با زور دگنگ و با كشتار مردم صلح و آزادی بدست آمده است ، آيا اين همان تجاوز برای حفظ بكارت نيست.
اين گروه البته فقط به آقای نگاهی ختم نمی‌شود و كافی‌ست در مطالب منتشره اين روزها نظری بيندازيم بخصوص هرچه جريان جنگ پيشتر به پيروزی خون‌بار آمريكا نزديك شود صدای اين دوستان رساتر و دخيل پستن‌شان به امام زاده‌ی بوش مشهودتر خواهد شد. اين دوستان همانطور كه پيشتر آمد انگار بنوعی خود را وامدار نيروهای متجاوز و جنگ‌طلب می‌داند و سعی می‌كند هرطور شده است آنان را جدا از همه‌ی خون ريزی‌هايشان پيام آور دنيايی بهتر معرفی نمايد و بدين وسيله حمايت شرم‌گنانه‌ی خود از جنگ را ابراز نمايند
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de