‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





اسناد يك دوران سياه
• اسناد بازجويی‌های كميسيون مك كارتی پس از ٥٠ سال اينك انتشار علنی يافته‌اند
• بازجويی از نويسندگان و روشنفكران در كميسيون مك كارتی بی شباهت با بازجويی‌های "اداره اماكن نيروی انتظامی جمهوری اسلامي" نبوده است، با اين تفاوت كه در آمريكا كسی كارش به زندان و "ابراز ندامت" نكشيد
 
 
آندرياس كوهلر - نويه زوريخر سايتونگ
سه‌شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۲

اشاره:
آنچه كه در آمريكا به عنوان دوران مك كارتيسم شهرت يافته است از آنجا شروع شد كه "ژوزف مك كارتي" سناتور جمهوريخواه سال ١٩٥١با دامن زدن به هيستری ضدكمونيستی و با طرح اين ادعا كه وزارت خارجه لانه كمونيست‌ها شده است حمله تبليغاتی گسترده‌ای را عليه شماری از سياست مداران و به ويژه روشنفكران ، نويسندگان و دانشگاهيان ليبرال ، دمكرات و چپ آغاز نمود. مك كارتيسم به اين ترتيب توانست با ترساندن مردم آمريكا از "شبح سرخ" فرصت خوبی برای جمهوريخواهان فراهم آؤرد تا سال ١٩٥٢ برنده انتخابات شوند. از ژانويه ١٩٥٣ مك كارتی به رياست كمييسيون فرعی سنا برای تحقيق در مسائل امنيتی مربوط به ارگان‌های دولتی برگزيده شد و در طول ١٢ ماهی كه در اين سمت بود كارزار گسترده‌ای را عليه كسانی كه به نظر او چپگرا بودند به پيش برد. كسانی همچون اينتشتين ، چارلی چاپلين و لانگستون هيوز نيز از اين كارزار در امان نماندند. كميسيون تحت رياست مك كارتی شماری از روشنفكران ، نويسندگان ، سياستمداران و دانشگاهيان را با اتهام داشتن انديشه‌های چپ برای بازجويی احضار نمود. اسناد اين بازجويی‌ها كه تاريخ يك دوره سياه از دهه‌های معاصر آمريكا در آن بازتاب يافته است اينك به صورت علنی اجازه انتشار يافته‌اند. "آندرياس كوهلر" از روزنامه سويسی  "نويه زوريخر سايتونگ" اين اسناد را مطالعه كرده و در معرفی آنها مقاله‌ای در شماره  ١٠ مه اين روزنامه نوشته كه حاوی نكات درنگ انگيزی است. برای ما ايرانيان شيوه كار كميسيون مك كارتی بی شباهت به احضار نويسندگان و روشنفكران به "اداره اماكن نيروی انتظامی جمهوری اسلامي" و بازجويی از آنها دراين مكان نيست. با اين تفاوت كه هيچكدام از بازجويی‌های تحقيرآميز و روان سوز دوره مك كارتی به زندانی شدن و "ابراز ندامت" بازجويی شوندگان منجر نشد، اما اسامی آنانی كه از اداره اماكن به يكباره سر از زندان و بعضا اقرارهای تلويزيونی درآورده‌اند حالا برای خود سياهه‌ای را تشكيل می‌دهد.
ترجمه مقاله كوهلر را در زير می‌خوانيد.
احمد سمايی

در شرايط حاضر كه در آمريكا فرهنگ سوء ظن و متهم كردن هر منتقدی به "اقدام ضدميهنی‌"  دوباره رونق و رواجی يافته است  انتشار اسناد تعقيب و ارعاب دوران مك كارتی شايد كنايه‌ای تاريخی وتلخ باشد. اينك ٥٠ سال از آن زمان می‌گذرد كه سناتو ر جمهوريخواه ، يعنی ژوزف مك كارتی با ايده‌های خشك خود دوره‌ای از تاريخ آمريكا را آلوده و مسموم نمود، شخصيت‌هايی را به حقارت كشاند و كسانی را  به سوی خودكشی سوق داد. مك كارتی در تلاش برای يافتن يك سوژه داغ تبليغاتی كه به كار انتخابات بيايد به اين توهم و شايعه دامن زد كه گويا دستگاه حكومتی آمريكا و به ويژه وزارت خارجه پر از كمونيست‌های نفوذی است. اين تئوری توطئه كه ترسی هيستريك گونه از كمونيسم را دامن زد  آبشخور مساعدی برای جنگ سرد شد كه تازه در حال آغاز شدن بود. تنيجه تلاش مك كارتی اين شده است كه هرگونه افترا ، ارعاب و جاسوسی بی مورد دولت‌ها عليه شهروندان خود برای هميشه با نام او پيوند يابد. مك كارتيسم اصطلاحی بود كه كارتونيست معروف يعنی "هربلوك " بر اقدامات مك كارتی گذاشت ، اقداماتی كه بزرگانی همچون هومفری بوگارت ، چارلی چاپلين و آلبرت اينتشتين قربانی آن بودند.
سال ١٩٥٣ با روی كار آمدن جمهوريخواهان در آمريكا، سناتور مك كارتی به رياست " كميسيون تحقيق در مورد اقدامات ضدآمريكايي" گمارده شد. متن ١٦٠ بازجويی كه خود مك كارتی هم با اشتياق تمام در آنها شركت داشته اينك ، يعنی ٥٠ سال پس از آن بازجويی‌ها با حواشی و توضيحاتی كه چند تاريخدان بر آنها نگاشته‌اند از سوی "كميسيون سنا برای تحقيق در امور ارگان حكومتي" انتشار علنی  پيدا كرده‌اند. اين متن‌ها تا سال ٢٠٠١ به عنوان اسناد محرمانه در " آرشيو ملی آمريكا" در واشنگتن نگهداری می‌شدند. كسی كه  اين متن‌ها را می‌خواند با تحميق متكی بر قدرتی مواجه می‌شود كه به هر اتهام و افترای گاه مضحك و گاه پرهزينه‌ای عليه مخالفان خود دست می‌يازد تا زمينه تهاجم عليه آنها را فراهم كند.
دوران مك كارتی به عنوان يكی از سياه ترين دوران‌های دموكراسی آمريكا بيش از هر چيز عوام فريبی "شاهكارانه‌ای " بوده  كه در وجه عمده از اهرم و امكانات رسانه‌ای سود جسته است.  همزمان شايد شگفت آور باشد كه اندك سوء ظنی كفايت می‌كرده است كه افراد برای بازجويی به "كميسيون  تحقيق در مورد اقدامات ضدآمريكايی" احضار شوند. و به راستی هم كه شماری از اين احضارها تنها بر اساس اتهامات و سوءظن‌هايی بی پايه صورت گرفته است. از متن بازجويی‌ها چنين بر می‌آيد كه كسانی تنها به اين خاطر مورد پرسش قرار گرفته‌اند كه آشنای دورشان دارای تفكرات ليبرالی بوده است. يك كارمند شركت جنرال الكتريك را كميسيون مك كارتی مخفيانه مورد تعقيب قرار می‌دهد چون او كتابی در باره سيبری مطالعه می‌كرده است. و يك ديپلمات وزارت خارجه را چون در سفارت روسيه در استانبول به دنيا آمده بوده است مورد بازجويی قرار می‌دهند.ظاهرا كميسيون زحمت كوچكترين تحقيقی به خود نداده بوده است تا دريابد كه  تولد ديپلمات مزبور در ماه‌های پس از انقلاب اكتبر صورت گرفته يعنی در همان ايامی كه در استانبول دو  سفارت روسيه وجود داشته ، يكی متعلق به دولت بلشويكی و يكی هم متعلق به مخالفان اين دولت يعنی به روس‌های سفيد. و  والدين اين ديپلمات كه حالا به خاطر محل تولد از سوی كميسيون مك كارتی به هواداری از كمونيسم متهم شده، از قضا هوادار تزار سرنگون شده و از وابستگان به سفارت روس‌های سفيد در استانبول بوده اند!
"كميسيون تحقيق در مورد اقدامات ضدآمريكايي" در مورد همه كسانی كه برای بازجويی احضار می‌كرد اصل را بر مجرميت می‌گذاشت مگر آ نكه خلافش ثابت می‌شد. و برای متهمان هم اثبات بی گناهی خود  به ويژه از آن رو دشوار بود كه مك كارتی در تحريف و تخديش  اظهارات آنها  مهارت ويژه‌ای داشت  و درك و برداشت خود از بازجويی‌ها را با اهدافی تبليغی چنان باورپذير جلوه می‌داد كه شك و ترديدی بر نمی‌انگيخت و رسانه‌ها هم روايت مغرضانه وی از اظهارات متهمان را بی كم و كسر نقل می‌كردند. "دونالد ريچی " از تاريخدانانی كه متن بازجويی‌های مك كارتی را برای انتشار آماده كرده است با  مقايسه گزارش رسانه‌ها و اظهارات واقعی متهمان به اين نتيجه رسيده است كه مك كارتی نه تنها به اغراق گويی گرايش داشته بلكه به شك‌ها  و سوءظن‌های خود چنان باور پيدا كرده بود كه افسران بلندپايه و باسابقه ارتش را نيز از اتهام درامان نگذاشت.  و چنين بود كه سنا و رييس جمهور هم سرانجام با  اتهام زنی‌ها و بازجويی‌های او  از در مخالفت درآمدند. و در اين ايام مك كارتی خود نيز به فردی الكلی بدل شده بود. سال ١٩٥٤ وی از رياست " كميسيون تحقيق در مورد اقدامات..."  استعفاء داد  و سه سال بعد در حالی كه ٤٨ سال بيشتر نداشت در نتيجه مصرف بيش از حد الكل و ابتلاء به بيماری كبدی  جان سپرد.
در كنار نظاميان و سياستمداران اين به ويژه هنرمندان، دانشمندان و نويسندگان بودند كه به اتهام هواداری از "ديدگاه‌های ضدآمريكايي"  به شيوه‌ای تحقيرآميز مورد بازجويی قرار می‌گرفتند. بر اساس متن‌های انتشاريافته بازجويی‌ها ، نويسندگانی همچون "لنگستون هيوز" يا "داشيل‌هامت" بايد به اين پرسش كميسيون تحقيق پاسخ می‌داده‌اند كه  افكار و حرف‌های شخصيت‌های آثارشان تا چه حد با انديشه‌ها و ديدگاه‌های خود آنها همسان است . طرح چنين سوال‌هايی به خوبی نشانگر آن است كه بازجويان كوچكترين اطلاعی از عالم هنر و زيباشناسی نداشته‌اند.
در واقع به رغم تهديدهای شداد و غلاظ "كميسيون تحقيق ...." هيچ كدام از بازجويی شدگان سروكارشان به پشت ميله‌های زندان نيفتاد، اما خود اتهامها و افتراها و طرح پرسر و صدای آ ن‌ها در رسانه‌ها كافی بود تا شخصيت‌هايی را به لحاظ روحی به نابودی بكشاند . خانم "سوزان كالينز" نمايينده مجلس سنا كه در جمع آوری و نشر اسناد "كميسيون تحقيق ...." همكاری داشته  به روزنامه "نيويورك تايمز" گفته است كه  انتشار اين اسناد  با اين انگيزه صورت گرفته  كه نسل‌های آينده در برابر تكرار چنين وقايعی هشيار و گوش به زنگ باشند. و الحق هم كه شرايط فعلی كه آزادی‌های سياسی و مدنی در آمريكا در  معرض تهديد قرار گرفته‌اند بهترين فرصت برای انتشار چنين اسناد آ موزنده و زنهاردهنده‌ای است.





[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de