‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





نادری پيدا نشد كاشكی اسكندری پيدا شود!
آياجنگ و اشغال نظامی به برقراری آزادی و استقلال سياسی در عراق مجالی ميدهد؟ 
 
سازمانهای جبهه ملی در امريكا
دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۲

جنگ نيروهای امريكا و انگليس عليه حكومت صدام حسين در عراق هم اكنون با آتشی ويرانگر و بی امان ، خرابی و بی خانمانی بسياری برای مردم بی پناه عراق آورده است كه خود اميد آينده ای روشن را بروی اين مردم می‌بندد.
در نگاهی به تاريخ چند دهه‌ی گذشته در اين منطقه بيش از هر چيز به نقش مخرب صدام در برقراری صلح منطقه روبرو ميشويم. صدام حسين در ادامه‌ی حكومت خودكامه و ستمگر خود جز فشار و زندان و اعدام و زبونی و خواری برای مردم عراق و آتش جنگ و گشتار بی امان و استفاده از گاز‌های سمی برای همسايگان خود بخصوص مردم ايران نياورده است. قدرت گيری صدام تنها اسباب تهديد بيشتر همسايگان او بخصوص مردم و مملكت ايران بوده و هست. صدام سالهاست كه به خوزستان و نفت ايران چشم دوخته و شعله‌های جنگ‌های خانمانسوز تحميلی صدام _ خمينی نيز ولع او را فرو ننشانده است.

دمكراسی پايه‌ی صلح در منطقه:
برقراری صلح در خاورميانه در درجه‌ی اول منوط بحل مساله‌ی فلسطين و اسرائيل ، و نيز برقراری حاكميت ملی و مردمسالار در كشور‌های منطقه ميباشد. حفظ صلح جهانی عملا در گرو برقراری صلح در خاورميانه ميباشد. آتش و جنگی كه امروزه عراق را در خود گرفته است همواره خطر سرايت بساير نقاط منطقه و شايد فراتر از آن را در بطن خود ميپروراند. گروههای ذينفع در سراسر جهان هر كدام راه حلی مناسب منافع خود برای برقراری صلح در خاورميانه پيشنهاد مينمايند. اين راه حل‌ها از پايان بخشيدن به معضل اسرائيل و فلسطينی‌ها شروع ميشود و به برقراری دمكراسی در همه‌ی كشور‌های خاورميانه و يا اشغال نظامی و تغيير جغرافيای سياسی منطقه خاتمه ميپذيرد. اكنون امريكا با ادعای آوردن آزادی و دمكراسی به عراق جنگ و برنامه‌ی اشغال نظامی را آغاز كرده است. رژيم صدام حسين مسلما از اين معركه جان سالم بدر نخواهد برد و مردم عراق از كابوس سهمناك آن آزاد خوهند شد. اما سویال اساسی اينستكه جنگ و اشغال نظامی چه مجالی برای اين آزادی باقی خواهد گذاشت؟ بعبارتی مردم عراق پس از رهائی از صدام چگونه با حضور ارتش امريكا ميتوانند آزادی و استقلال سياسی پيدا نمايند؟
دنباله‌ی بحث صلح و دمكراسی در خاورميانه بجاست يادآور شويم اينكه مثل هميشه عده ای ، بخصوص در غرب ، اين نغمه‌ی شوم را سر ميدهند كه برپاساختن دمكراسی در عراق و يا در خاورميانه غير عملی است! سخنی ناروا است. نادرستی اين انديشه‌های اغلب مغرضانه را در وجود دمكراسی در حكومت ملی دكتر مصدق در ايران ، و نيز پايه‌های رسيدن به دمكراسی را در بيداری مردم خاورميانه ، در حكومت مردمی نحاس پاشا در مصر (با همه‌ی ضعف و كاستی‌های آن) ، استقبال وسيع مردم خاور ميانه از جنبش ضداستعماری مردم ايران برهبری دكتر مصدق و نضج ناسيوناليسم عرب در زمان عبدالناصر ، باوجود آنكه در مسير خود از دمكراسی فاصله گرفت ، حتی جنبش روشنفكری بعث برای استقلال ، آزادی و جامعه‌ی
سوسياليستی در ميان مردم عرب ، تا قبل از آنكه نظاميان بعثی با كودتا بر سر كار آيند و جلوی حركت آزاديخواهانه‌ی مردم عرب را بگيرند و نيز پيدايش بسياری از جنبش‌های سياسی و فرهنگی ديگر درخاورميانه ميتوان يافت! اشاعه‌ی اين افكار مغرضانه اين ايده را می‌پروراند كه مردم خاورميانه را عقب مانده نشان دهند و بگويند كه در اين سرزمين‌ها دمكراسی قابل اجرا نيست و برای اداره اجتماع بيك نوع ديكتاتوری و نوعی استعمار خارجی نياز است! در حاليكه قدرت‌های استعماری كهنه و نو و ديكتاتور‌های دست نشانده‌ی ايشان مانع ادمه‌ی حركت دمكراسی در خاورميانه‌ی بوده اند!

جنگ و افكار عمومی جهان:
آنچه در دفع حمله‌ی عراق به كويت ، بوزنيا (در يوگسلاوی سابق) و بلاخره افغانستان گذشت با تمام اعتراضاتی كه در برابر قدرت نمائی امريكا برانگيخت باز اثرات مثبتی در جامعه جهانی داشت و مردم آزاديخواه جهان از آزاد سازی اين سرزمين‌ها و مردم اسير آن در جمع حمايت نمودند. ولی در مورد عراق مردم جهان به نيت حمله كنندگان و برنامه‌های آينده آنان در عراق و خاورميانه با نظر ترديد نگاه ميكنند و عدم حل مساله فلسطين و اسرائيل در منطقه نيز باين سوٴظن كمك فراوان مينمايد. و باتوجه به قدرت نظامی دولت صدام و پيش بينی مصيبت‌ها و عاقبت فاجعه بار جنگ برای سرزمين و مردم عراق و نيز مردم امريكا و سايركشورهای شركت كننده مليونها نفر در سراسر جهان به مخالفت از جنگ به خيابانها و ميدانهای شهر ريختند.

جنگ و رژيم صدام:
نيرو‌های صدام حمله امريكا را در درجه‌ی اول برای تصاحب نفت عراق اعلام كرده اند و اميدوارند كه بتواند از پشتيبانی بسياری از مردم عراق و نيز حمايت ساير ملل عربی بعنوان دفاع از ميهن بر خوردار باشند. هر چند با حضور قوای حكومت صدام ، حد اقل در بغداد ، كه مثل ساير ممالك دنيای سوم مركز ثقل مملكت است ، احساس واقعی مردم را نميتوان بروشنی شناخت. ولی مردم عراق به حضور يك نيروی نظامی غربی كه سوابق درخشانی هم در منطقه ندارد طبيعتا اعتمادی نخواهند داشت!
اگر اين جنگ ميتوانست مردم عراق را به بهای كمتری از چنگ جنايتكاری چون صدام رها سازد آرزوی بزرگی برای همه بود. ولی ديكتاتور عراق كه بلاخره پای سربازان غربی را بكشور خود باز نمود. بجنگی رفت كه بتواندكشتار بيشتری از عراقی‌ها و ويرانی بيشتری از عراق را بجهانيان نشان دهد. گوئی وظيفه‌ی ديگری در قبال اين جنگ ندارد. اين اولين جنگی است كه فرمانده مدافعين ميخواهد تلفات بيشتری در جنگ داشته باشند و مهاجمين بر عكس دنبال صدمات جانی كمتری هستند! و اين بار نيز مثل حمله در كويت جان و مال بيشتری از عراقی‌ها ، بخاطر ادامه‌ی بدون نتيجه‌ی جنگ از جانب صدام حسين در معرض نابودی قرارگرفته است!
طعنه‌ی تقدير اينست كه طبيعت بيرحم و بی شفقت جنگ از صدام حسين ، يك جانی سراسر عمر ، بظاهر ودر چشم گروه‌هائی از توده‌های ناآگاه عرب يك ناجی ملت عراق ساخته است!

جنگ و ساير كشورها:
اعتراض همه جانبه و وسيع مردم عرب در سراسر منطقه احتمال فروپاشی حكومتهای پوشالی و متكی به سر نيزه ساير كشور‌های غربی را زياد كرده است. حضور نيروهای وسيع افراطی در منطقه خطر ايجاد حكومتهای مذهبی افراطی را بالا برده است.
اعتراض مردم و دولت‌های اروپای غربی به حساسيت موضوع دامن می‌زند و بلاخره اثر اين آتش و خون در منطقه و در ساير كشور‌ها و اثرات اقتصادی آن در امريكا و دنيای غرب باحتمالی بنوبه‌ی خود دنيا را بمرز‌های جديدی از قراردادهای بين اللملی خواهدكشاند.
با حصور امريكا ، « شيطان بزرگ» ، در همسايگی شرقی و بزودی در مرز غربی گشور، بايد ديدكوته آستينان جمهوری اسلامی ، كه سالهاست منافع ملی ايران را پايمال كرده اند ، چه نيرنگ تازه ای در آستين خود پنهان كرده اند؟ بنظر ميرسد با اعزام پنج هزار نفر شيعه‌ی عراقی مسلح بكردستان بدنبال علم كردن آيت‌الله حكيم و مجلس اعلای اسلامی در عراق هستند بخيال اينكه اكثريت شيعی مذهب عراق را وسيله ای برای بقدرت رسيدن يك خمينی كوچك در عراق نمايند! ولی همانطور كه بارها هشدار داده ايم ملت ايران در تحت هيچ شرايطی نبايد اجازه دهد حكومت اسلامی با تمهيدات و تحريكات خود بهانه ای بوجود آورد كه كشور ما در برابر لبه‌ی تيغ نظامی امريكا قرار گيرد!
و باز در خاتمه به ياد ايران ياد آور ميشويم كه ما بر خلاف آنها كه بدنبال ظهور اسكندر در ايران اند هرگز حاضر نيستيم با آتش و خون و هجوم ارتش بيگانه جنايتكاران جمهوری اسلامی را بجمع دوزخيان تاريخ بفرستيم! و اعتقاد داريم رشد مردم ما تا بدانجا رسيده است كه بتواند اين مسووليت تاريخی را خود انجام دههد!

آوريل ۲۰۰۳
مقاله از سوی سازمانهای جبهه ملی در امريكا





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de