‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





ضرورت عمليات نظامی عليه تاسيسات اتمی ايران
• يك حمله نظامی می‌تواند خشم زيادی را در ايران بر انگيزد. ولی در عين حال ممكن است سيستم قفل شده سياسی ايران را باز كند. وقتی كه خشم ملی‌گراها فروكش كند و مردم به زندگی عادی خود تحت سلطه ملاها برگردند آنوقت درگيری‌های سياسی تشديد خواهد شد.
• ضرر ندارد اگر جورج بوش و ديگر مقامات آمريكايی می‌خواهند كه از سياست فشار برای حمايت از ليبرال دمكراسی در ايران بيشتر استفاده کنند. اما اگر اين نقشه عملی نيست پس احتمالا بهتر است وقت، ‌پرستيژ آمريكا، پول، و نيز جان ايرانيان را بيهوده تلف نكنيم. عمليات نظامی عليه تاسيسات اتمی ايران البته كار زياد جالبی نيست ولی تنها راه حل است.

 
Monday, 9 June 2003
رائول مارك گرچت‌ Reuel Marc Gerecht
عضو ارشد AEI، انستيتوی ابتکار امريکايی
مترجم: سعيد سلطان‌پور
شنبه ٢٤ خرداد ١٣٨٢ 
 
امروز جمهوری اسلامی ديگر همان ايران در ١٩٥٣ نيست که در آن يک گروه کوچک از مردم نقش کليدی در سياست ايفا می‌کردند. ايران امروز جامعه‌ای بزرگ و مدرن با يک ماتريس بزرگ قدرت است. گرچه مردم به وسعت از رژيم تئوکراتيک بدشان می‌آيد اما در عين حال ميليون‌ها ايرانی نيز در اين سيستم سرمايه‌گذاری دارند ميليونها نفر از آنان كه از ملاها متنفر هستند هنوز خوب می‌دانند كه به رژيم وابسته هستند. نا آرامی‌های مدنی توسط مردم متنفر می‌تواند سيستم را سرنگون كند و ملاها ازين احتمال در هراسند. اما ملا‌ها خوب می‌دانند كه چگونه با ناراضيان طرف بشوند. آنها از طريق قوه قضائيه مزاحمت ايجاد می‌كنند و اعدام هم می‌كنند ـ به حد كافی - كه جامعه را بترسانند اما نه به اندازه‌ای كه مخالفان را به خشونت تحريك كند.
جامعه ايران بطور عميق از انقلاب و جنگ ايران و عراق زخمديده است همچنان بنظر می‌رسد كه از خشونت که بطور اجتناب ناپذيری با يک رودر رويی سخت همراه است واهمه دارد. تا وقتی كه جوانان اين چنين فكر می‌كنند، ‌خيلی سخت بتوان تصور كرد كه يك جنبش انقلاب جديد گسترده شود. اين قابل تصور است كه يك نقشه پنهانی عليه ملا‌ها چگونه بايد طراحی شود اما نكته در اين است كه احتمال به نتيجه رسيدن اين نقشه قبل از اينکه ايران به بمب هسته‌ای (كه برای ساختن‌اش فقط ٢ سال زمان لازم دارد) بسيار کم است.
ضرر ندارد اگر جورج بوش و ديگر مقامات آمريكايی می‌خواهند كه از سياست فشار برای حمايت از ليبرال دمكراسی در ايران بيشتر استفاده کنند. ميليونها ايرانی می‌خواهند آزاد باشند. خوب است به آنان فرصت دهيم بدانند آمريكا از ستمکاران حمايت نمی‌كند. هر گونه كمك به مردم ايران بايستی از تقيبح رژيم ايران شروع شود. اما اگر اين نقشه عملی نيست ، پس احتمالا بهتر است كه ما، چه در عمليات پنهان و يا اقدامات آشکار، وقت، ‌پرستيژ آمريكا، پول، و نيز جان ايرانيان را بيهوده تلف نكنيم.
اين بحث ما را به آخرين راه حل می‌برد: عمليات نظامی عليه تاسيسات اتمی ايران. البته كار زياد جالبی نيست ولی تنها راه حلی است كه در دستيابی ايران به بمب اتمی تاخير ايجاد می‌كند.
البته ما می‌توانيم راه‌های ديگر راهم امتحان كنيم. ولی نمی‌توانيم خودمان را گول بزنيم.
مگر اينکه ما اطلاعات موثقی داشته باشيم كه نشان دهد برنامه اتمی ايران بدليل فعاليتهای دپپلماتيك ما به سردخانه فرستاده شده است . ما بايد کمترين زمانی كه رژيم برای دست يابی به بمب اتمی نياز دارد را تصور کنيم تا بتوانيم تصميم بگيريم چگونه می‌خواهيم با بمب‌های اتمی رفسنجانی و خامنه‌ای زندگی كنيم.
ممكن است كه حمله عليه تاسيسات اتمی شكست بخورد زيرا آنها در اعماق زمين ساخته شده‌اند. ما فكر می‌كنيم كه می‌دانيم آنها كجا هستند ، البته ممكن است كه اشتباه كنيم. يك حمله نظامی می‌تواند خشم زيادی را در ايران بر انگيزد. ولی در عين حال ممكن است سيستم قفل شده سياسی ايران را باز كند. وقتی كه خشم ملی‌گراها فروكش كند و مردم به زندگی عادی خود تحت سلطه ملاها برگردند آنوقت درگيری‌های سياسی تشديد خواهد شد. آنگاه خامنه‌ا‌ی و رفسنجانی ايران را در مسير درگيری مرگبار با آمريكا قرار خواهند داد. هيچ ايرانی زنده‌ای، منجمله رفسنجانی و خامنه‌ای، نيست كه ندانند بازنده اصلی اين چالش ايران خواهد بود.
بنا براين ما می‌توانيم به ديپلماسی شانسی بدهيم. اما در نهايت اگر ما از يك اقدام پيشگيرانه preemptive) (action خودداری كنيم آنوقت بايد تز «محور شرارت»‌ را هم منتفی شده تلقی کنيم.
دولت بوش اگر همچنان در آن زمان در قدرت باشد، ‌ممكن است كه چنين چيزی را بروی خود نيآورد. ولی روحانيون حاکم در تهران وقتی كه بمب را داشته باشند بدون شك به اين موضوع اشاره خواهند كرد. 
 
-----------------------
رائول مارك گرچت‌ (Reuel Marc Gerecht) عضو ارشد AEI، انستيتوی ابتکار امريکايی، يكی از شاگردان به نام برنارد لوئيس و از نظريه پردازان نومحافظه کار در امريکاست. گرچت محقق در زمينه مسايل افغانستان، آسيای ميانه و شوروی سابق، ايران، خاور ميانه و تروريسم است و يک کتاب در نقد برخی سياست‌های سيا نوشته است. او قبلا در سالهای ١٩٨٥-١٩٩٤ جاسوس ارشد سيا در خاورميانه و مشاور وزارت خارجه در مسايل منطقه بوده است. او از سال ٢٠٠١ تاکنون مدير پروژه خاورميانه در AEI است.
 
يادداشت مترجم: مطالب نويسنده هر چند كه عميقا با باورهای من از تحقق دموكراسی برای ايرانيان توسط مردم ايران در تقابل است ولی از آنجا كه بسياری از انديشمندان و دلسوختگان ايرانی داخل كشو ر امكان دسترسی به اين منابع را ندارند .من بعنوان بخشی از وظيفه خودم برای ترجمه اين مطالب انرژی می‌گذارم. مسلما كسانی هستند كه می‌توانند رساتر اين ترجمه‌ها را انجام بدهند. اميدوارم كه با همت دوستان داخل كشو ر و خارج كشور سايتی مرجع بو جود‌ايد كه تمامی مطالب موسسات تحقيقاتی غرب را در آن منتشر كرد كه از دوباره كاريها و پراكنده كاری‌ها جلو كيری كرد.
 
يادداشت ايران امروز: ترجمه فارسی مقاله فوق از وب لاگ مترجم بر گرفته شده و فقط بخش انتهايی آن اديت و با انتخاب تيتر در اينجا چاپ شده است. خوانندگان علاقه مند می‌تواند متن کامل فارسی و انگليسی را در آدرس‌های مربوطه تحت عنوان The Mullahs' Manhattan Project مطالعه کنند.
آدرس وب لاگ مترجم:
http://didgahino.blogsky.com
 
آدرس منبع مقاله:
http://www.aei.org/news/newsID.17665,filter./news_detail.asp
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de