‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




برای اعاده حيثيت از روزنامه‌نگاران شريف زمان شاه
اجازه می‌دهيد؟
 
 
جواد طالعی
شنبه ۱٥ شهريور ۱۳۸۲

 
دوستان گرامی هيئت تحريريه ايران امروز،
با سلام، روز جمعه پنجم سپتامبر سال 2003، شما، در متن تسليتی(*) كه برای شادروان هوشنگ وزيری نوشتيد، احتمالا به دليل عدم شناخت كافی نسبت به مسائل درونی مطبوعات زمان شاه، مطالبی را بيان كرديد كه نياز به يك بازنگری‌ی جدی دارد.
در متن خود نوشته‌ايد كه روزنامه آيندگان به وسيله گروهی از روشنفكران طرفدار رژيم شاه بنياد نهاده شد. چنين چيزی، الزاما درست نيست. بنيادگذار اين روزنامه، همانطور كه شما اشاره كرده‌ايد، آقای داريوش همايون بود كه بعدا هم به وزارت اطلاعات و جهانگردی منصوب شد. اين، اما بدان معنا نيست كه تمام روشنفكرانی كه در راه اندازی اين روزنامه شركت داشتند وابسته به رژيم شاه يا طرفدار آن بودند.
اصولا، در زمان شاه، برخلاف دوران حكومت جمهوری اسلامی، طرفداری از رژيم شرط پيوستن به تحريريه روزنامه‌ها نبود. بلكه معيار اصلی، توانائی‌های حرفه‌ای بود و به همين دليل است كه می‌توانم بی واهمه ادعا كنم روزنامه‌های آن زمان، همچنان به روزنامه هائی كه در دوران حيات جمهوری اسلامی، حتی از سوی اصلاح طلبان بعدا روزنامه نگار شده انتشار يافت، به لحاظ كيفی و حرفه‌ای بسيار بهتر بودند. شايد شما ندانيد كه مثلا خسرو گلسرخی نخستين نقدهای ادبی خود را- كه تصادفا هيچ سنخيتی نيز با فرهنگ حاكم نداشت- در همان روزنامه آيندگان می‌نوشت. و شايد شما از ياد برده باشيد كه شخصيت‌‌هائی مثل فيروز گوران (سردبير مغضوب جامعه سالم) يا عميد نائينی (سردبير مغضوب پيام امروز) يا هوشنگ گلمكانی (سردبير فعلی ماهنامه سينمائی فيلم) در آن روزگار از اعضای تحريريه روزنامه آيندگان بودند. آن ها، در كنار دهها عضو شريف ديگر آيندگان، در سال‌های 1356 و 1357 در نبرد جانانه جامعه مطبوعات ايران با سانسور حكومتی نقشی اساسی داشتند و بعد هم به دليل پافشاری شان بر آزادی مطبوعات از سوی جمهوری اسلامی پاكسازی شدند. اگر اين دوستان و همكاران ما هوادار رژيم شاه می‌بودند، چگونه حاضر شدند در برابر اين رژيم دست به اعتصاب و اعتراض بزنند؟
من می‌توانم ليست بلندی از روزنامه نگاران زمان شاه را در اختيار شما قرار دهم كه در تحريريه‌های روزنامه‌ها دستگير و روانه سلول‌های اوين شدند: خسرو گلسرخی، فيروز گوران، رحمان هاتفی، مجتبی راجی، صالح نيك بخت و ... تنها چند تنی از آنان بودند.
ضمنا لازم است بگويم كه آقای داريوش همايون نيز، پس از راه اندازی آيندگان، دست كم در چارچوب اين روزنامه به تنوع افكار و انديشه‌های روشنفكران احترام می‌گذاشت، كار را به كاردانان سپرده بود كه (آقای هوشنگ وزيری در آن زمان يكی از آن‌ها بود) و خود از دخالت مستقيم در كارها حتی المقدور پرهيز می‌كرد.
جامعه مطبوعات ايران، تا پيش از انتقال قدرت سياسی به حوزه علميه قم، دارای مديرانی بود كه صرفنظر از ديدگاه‌ها و وابستگی‌های سياسی شان، به دليل شناخت وسيعشان از روزنامه نگاری مدرن، نقشی شايسته در نوسازی مطبوعات و تربيت روزنامه نگاران خوب و جوان داشتند و دست كم به اين دليل می‌بايست همواره مورد احترام باشند. آقای همايون يكی از آن‌ها بود و آقای دكتر مصطفی مصباح زاده، كه هم اكنون در سال‌های كهنسالی كيهان لندن را اداره می‌كند يكی ديگر از آن ها. در مورد آقای مصباح زاده، دست كم اين شهادت تاريخی ضروری است كه او حتی حقوق و مزايای روزنامه نگارانی را كه به دلايل سياسی زندانی می‌شدند، تا زمان صدور حكمشان به كمال در اختيار خانواده هاشان می‌گذاشت. مدير كيهان، در برابر فشار حكومت با اين استناد محكمه پسند از اقدام خود دفاع می‌كرد: "انسان ها، تا زمانی كه حكم دادگاه صادر نشده است، بی گناه به شمار می‌آيند و در اين مدت، دست كم خانواده هاشان نبايد به خاطر خلاف احتمالی آن‌ها مجازات شوند." اين حقيقت را، خانواده‌های همه روزنامه نگارانی كه از تحريريه كيهان به زندان كميته يا اوين انتقال يافتند همراه با من گواهی خواهند داد.
به عنوان يك عضو كوچك جامعه مطبوعات ايران، از شما دوستان كه در حسن نيتتان ترديدی ندارم، خواهش می‌كنم در برخورد با مسائل تاريخی اندكی دقيق تر باشيد و آن گاه كه حافظه تان شما را برای جست و جوی حقيقت كامل ياری نمی‌دهد، دست كم با دوستانی كه همكار جدی تان هستند و اين دوران‌های تاريخی را، به عنوان شاهدی از درون سپری كرده اند، به مشورت بپردازيد. حافظه تاريخی جامعه ما به اندازه كافی مخدوش هست، شما كه هدفی جز پی جوئی حقيقت و راستی نداريد، آن را مخدوش تر از آنچه هست نكنيد.
اجازه بدهيد من به عنوان يك همكار، از طرف شما از شخصيت هائی نظير فيروز گوران و عميد نائينی و دهها عضو ديگر تحريريه آيندگان در سال‌های دهه پنجاه پوزش بطلبم، و درعين حال اعلام كنم كه از ديد من متاسفانه متن شما بازمانده تفكر سياسی‌ی بسته و حوزه‌ای همان دوران است، كه تصور می‌كرد چون مطبوعات تحت كنترل رژيم هستند، پس هركه با آن‌ها همكاری می‌كند هوادار رژيم است. از جمله روزنامه نگارانی مثل خود من، كه طول نزديك به ده سال همكاری با كيهان آن زمان، حتی يك بار يك خط به نفع رژيم ننوشت و هرگز هم از سوی مديريت روزنامه برای اين كار تحت فشار قرار نگرفت.
پنجم سپتامبر 2003- كلن
 
------------------
(*) متنی كه ايران امروز در خصوص درگذشت زنده‌ياد هوشنگ وزيری نوشت ، يكبار ديگر در زير آروده می‌شود. توضيح اينكه آنچه همكارمان آقای طالعی بدان اشاره كرده‌اند ، نه منظور ما بوده و نه از متن زير اساسا" می‌توان چنان برداشتی كرد.
 
هوشنگ وزيری روزنامه‌نگار با سابقه ايرانی درگذشت
هوشنگ وزيری، روزنامه‌نگار با سابقه ايرانی روز گذشته بر اثر بيماری كبد درگذشت. آقای وزيری در سال‌های اخير سردبيری هفته‌نامه «كيهان» چاپ لندن را به عهده داشت.
هوشنگ وزيری ‌در سال‌های دهه پنجاه سردبيری روزنامه «آيندگان»‌ را به عهده داشت. اين روزنامه توسط گروهی از روشنفكران جوان هوادار رژيم محمدرضا پهلوی بنياد گذاشته شده بود كه «داريوش همايون» چهره آشنای اين گروه بود و بعدا"عهده‌دار وزارت فرهنگ و اطلاعات در سال‌های آخر عمر سلطنت محمدرضا پهلوی‌ بود.
در سال‌های اخير حضور آقای وزيری در هفته‌نامه «كيهان لندن» تاثير مثبتی در جهت‌گيری و محتوای مطالب اين نشريه داشت. گرچه كيهان لندن هيچگاه از سمت‌گيری هواداری از رژيم برافتاده سلطنتی دست نكشيد، و اين اواخر اين سمت‌گيری حتی غليظ‌تر و پررنگ‌تر از گذشته در خدمت آقای رضا پهلوی است ، اما حضور وزيری در سال‌های گذشته در اين نشريه ميدان تاخت وتاز عناصر افراطی و هتاك سلطنت‌طلبی را بسيار محدود كرد. وزيری جدا از خط و خطوط سياسی‌اش ،‌ روزنامه‌نگاری توانا و مورد احترام جامعه مطبوعاتی بود.
«ايران امروز» درگذشت هوشنگ وزيری را به خانواده‌ی ايشان و همه دوستان و همكاران وی تسليت می‌گويد.





[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de