| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
گفت و گوی فرانكفورتر آلگماينه با جورج لايپزيتس، استاد رشته مطالعات آمريكا: نامزدی آرنولد شوارتزنگر: آميزش سرگرمی و سياست در جامعه آمريكا فرانكفورتر آلگماينه تسايتونگ برگردان: جواد طالعی (دفتر اروپائی شهروند) جمعه ۱٤ شهريور ۱۳۸۲
٭ آقای لايپزيتس! آرنولد شوارتزنگر
میخواهد فرماندار ايالت خودش بشود و از شانس خوبی برخوردار است. اين موضوع را شما
چطور میتوانيد برای ما خارجیها توضيح بدهيد؟
- قضايا، واقعا وارونه شده اند. آرنولد شوارتزنگر دارای آن صلاحيت هائی نيست كه ما از صاحبان مقامات اداری انتظار داريم. او، به هيچ وجه دارای تجربه حكومتی يا اداری نيست، هرگز يك اتئلاف سياسی به وجود نياورده، درباره بسياری از مسائل مهم سياسی اظهار نظر نكرده و در پنج مورد از يازده مورد انتخابات گذشته حتی به عنوان انتخاب كننده شركت نكرده است. ٭ به رغم اين، همه فقط از او حرف میزنند، چرا؟ - او، يك ترميناتور است. تنها كيفيت او آن است كه محبوبيتش به عنوان يك ستاره فيلمهای اكشن، او را از همه فرماندارانی كه تاكنون انتخاب شدهاند شناخته تر كرده است. بيهوده نبود كه او نامزدی خود را در برنامه پرطرفدار "Tonight Show " كه "جی لئو" اجرا كننده آن است اعلام كرد. به اين طريق، تحريريههای برنامههای خبری، بيشتر با بازی كانديدا در صحنههای ويژه فيلم هايش مشغول شدهاند تا با مواضع سياسی او. لطيفهای هم به سرعت بر سر زبانها افتاد كه به واكنش منفی ی تماشاگران سينما در برابر فيلم "ترميناتور 3" مربوط میشود: بايد به شوارتزنگر رای داد تا ديگر فيلمهای ترميناتور ساخته نشوند! ٭ پس اين نامزدی يك شوخی بی نظير خواهد بود؟ - اصلا و ابدا. از ديدگاههای متعدد، نامزدی شوارتزنگر، فقط تازه ترين مثال برای مشاهده نفوذ عميق فرهنگ عامه پسند در سياست آمريكا است. تاريخ، پر است از اين نمونه ها: در قرن نوزدهم، ديوی كراكت ** شكارچی افسانه ای، برای راه يافتن به كنگره، از محبوبيت داستانی كه درباره او نقل میكردند استفاده كرد. پس از جنگهای داخلی، شوهای Blackface Minstrel برای فريب بردگان آزادشده درباره حقوقشان نقشی مركزی بازی میكردند. در سينمای سابق، نخستين فيلمهای عوام پسند، از D.W.Griffits گرفته تا "تولد يك ملت" و برباد رفته بيشتر از ديدگاههای نژادپرستانه سياسی انباشته بودند. ٭ اما متقابلا بسياری از سياستمداران هم پيشاپيش از شوها كسب اعتبار كرده اند. - پرزيدنت روزولت پيش از هرچيز به خاطر Fireside Chats هايش محبوبيت يافت، در حاليكه جان اف كندی میدانست چطور از ظاهر و متانتش در تلويزيون استفاده كند. حتی در سال 1964، هنگامی كه "دايسی گايلسپي" اعلام كرد میخواهد رئيس جمهور شود تا زنگ سياه به كاخ سفيد بزند، ملكوم ايكس را به عنوان وزير دادگستری خود برگزيند و نژادپرستان سفيد پوست را به عنوان سفير به آفريقا بفرستد، از آميزش عجيب شو و سياست استفادهای شوخ طبعانه كرد. ٭ و رونالد ريگان؟ - او، اين هزل را به نقطه اوج رساند. در شرايطی كه اشارات او به كارگران، زنان و اقليتهای تحت فشار ديگر بامزه نبود. ٭ اما رئيس جمهور فعلی ديگر هنرپيشه نيست. - اما دوست شركتهای بزرگ است. در سالهای گذشته، اين رابطه ميان ميان سياست و سرگرمی تقويت شده است. به اين دليل كه صنعت سرگرمی سازی به هسته مركزی كسب و كار بسياری از تحريريههای روزنامهها و راديوتلويزيونها تبديل شده است. از اين رو، روشنفكرانی نظير نوام چامسكی، "دونا هاراوي" يا "گياتری اسپيواك" مطمئنا هرگز در تلويزيون ظاهر نمیشوند. آنجا چارلتون هستون و "رزی او دانل" درباره قانون اسلحه بحث میكنند، "دايكسی شيكس"ها به گفت و گو درباره جنگ عراق میپردازند و شوارتزنگر درباره سياست امور اجتماعی حرف میزند. ٭ اما منافع اقتصاد به حضور چهرههای پرتماشاگر در شوهای توام با گپ و گفت محدود نمیشود. - پرنفوذترين مردان دولت مركزی از شركتهای بزرگ اقتصادی بر میخيزند. و آنها همينطور هم فكر و حكومت میكنند. رئيس كاخ سفيد، "آندره كارد" مثلا گفته است: "دولت بهتر بود در سپتامبر 2002 برای جنگ عراق تبليغ كند، چون كه آن زمان همه در مرخصی بودند و كسی چيزی توليد نمیكرد"! ٭ جنگ عراق به عنوان توليد مناسب صنعت سرگرمی سازي؟ - جنگ عراق، از جنبه شو، دارای همه آن چيزهائی بود كه اقتصاد تبليغات و فرستندههای تلويزيونی، برای كسب مخاطب، به آن نياز داشتند: تصويرهای هيجان برانگيز از تكنولوژی پيشرفته تسليحات، مسابقات بی رحمانه، نفرت غير شخصی، قهرمانان عضلانی و انتقام به عنوان راه رهائی. ٭ بر اساس تحليل شما، در آينده نزديك ديگر هيچ فرمی از سياست جدی گرفته نخواهد شد. - من فكر میكنم در واقع اين موضوع تعمدی است. هدف راستهای راديكال تنها كنترل دولت نيست. كسر بودجه رشديابنده ناشی از كاهش مالياتها بر توان معامله حكومت اثر منفی گذاشته است. به اين ترتيب، مشكلات همواره بيشتر به پائين منتقل میشود: ثروتمندان و طبقه متوسط از حكومت ضعيف با پرداخت ماليات كمتر سود میبرند، زيرا میتوانند خدمات خصوصی را بخرند. لايههای پائين تر، برعكس، از اين امكانات محروم اند. آنها در حقيقت بار اقتصادی اين سياست را به دوش میكشند. 1998 "جسی ونتورا" به اين دليل توانست به عنوان فرماندار مينسوتا برگزيده شود كه خودش را مخالف حكومت نشان داد. كسی كه میخواست برای ساكنان فقيرحومه نشين بجنگد. به اين ترتيب، كمبود صلاحيت او، همزمان به نقطه قوت او تبديل شد. بعضا يك پيشقدم برای شوارتزنگر. ٭ ميان فيلمهای شوارتزنگر و طرحهای او (برای كاليفرنيا) رابطهای میبينيد؟ - مساله ترميناتور، بر پرده سينما بر سر "تستوسترون" و "اكشن مستقيم" است. شوارتزنگر، میبايست چنين شخصيتی را به اندازه كافی حفظ كند تا مورد پسند مردان سفيد پوست قرار گيرد كه چنين چيزی را جذاب میيابند و همزمان با آن میكوشند بر زنان و اقليتها امر و نهی كنند. يعنی كسانی كه در فيلمهای او همواره به عنوان "ديگري" ظاهر میشوند. او، به اين ترتيب اين استراتژی را دنبال میكند كه نقش ترميناتور را در برابر "گری ديويس" فرماندار فعلی بازی كند: يا شغلت رو درست انجام بده يا دخلت اومده بچه! در موارد ديگر، او میكوشد داستان موفقيتش را به عنوان مهاجر مورد استفاده قرار دهد، نقش يك موجود اهل خانه و خانواده و عضو قبيله ليبرال كندی را ارائه دهد و فراموش نكند كه مراقب بذله گوئی يی باشد كه پيش از اين برای رونالد ريگان سودمند بود. آرنولد، نسخه كاليفرنيائی محافظه كاری ی بوش است. در عين حال، شوارترنگر از همه جمهوری خواهان كاليفرنيا ليبرال تر است. او، با همجنس گرايان و سقط جنين مخالف نيست و با اسلحه موافقت ندارد. ٭ به نظر میرسد كه احزاب سياسی در كاليفرنيا ديگر به ندرت نقشی داشته باشند. - ايالت آنقدر بزرگ است كه نامزدهای پستهای اداری بايد به اندازه كافی تبليغات مطبوعاتی به راه بياندازند. و از آنجا كه نرخ آگهیهای تبليغاتی خيلی بالا است، آنها مجبورند از كمك دهندگانی با قدرت مالی زياد پول بگيرند. پس از انتخاب شدن، وقتی مساله بر سر جبران اين كمكها باشد، دموكراتها و جمهوری خواهان با هم فرقی نمیكنند. تفاوت، تنها آنجا است كه پشتيبانان، به رشتهها و شركتهای متفاوتی تعلق دارند! ٭ شوارتزنگر فرماندار خواهد شد؟ - انتخابات میتواند نتايج متفاوتی داشته باشد. ممكن است نيروهای ليبرال پشت سر "آريانا هافينگتون" جمع شوند يا پشت سر معاون فرماندار فعلی (باستيمنت). اما احتمالا شوارتزنگر با تاريخچه خود به عنوان يك مهاجر خوب سفيد پوست خواهد توانست ديدگاههای نژادپرستانه و ضدخارجی را تجهيز كند، ائتلافی فراتر از طبقه و نژاد به وجود بياورد و برنده شود. اين هم ممكن است. ........................................ ٭George Lipsitz ٭Davy Crockett |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |