‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





سرنوشت رژيم تهران در بغداد رقم می‌خورد
  • انحصارگران قدرت در جمهوری اسلامی برای نجات حيات خود به گسترش بحران عراق و شكست حزب جمهوری خواه آمريكا در انتخابات آينده اميد بسته‌اند. اما.... 
  •  
    جواد طالعی (دفتر اروپائی شهروند)
    شنبه ٢۸ تير ۱۳۸۲
     
    سه روز مانده به سالگرد واقعه خونين 18 تير ، صدای آمريكا شبكه تلويزيونی خود را در ايران به راه می‌اندازد. در جريان سفر وزير خارجه انگلستان به تهران ، مقامات رسمی جمهوری اسلامی به او قول می‌دهند كه در روز 18 تير حتی يك قطره خون از دماغ كسی نريزد. تعهد آن‌ها ، البته مثل هميشه يك اما نيز در بر دارد. آن‌ها می‌گويند: "به صورت خواسته و عمدی يك قطره خون از دماغ كسی نخواهد ريخت". يعنی ، اگر انصار حزب الله حمله بردند و صدها نفر را مجروح كردند و كشتند يا دزديدند ، حكومت مسئوليتی به دوش ندارد. "انصار حزب الله" نهاد رسمی نيستند كه دولت بتواند آن‌ها را تحت كنترل بگيرد!
    با اين همه ، تعهد رسمی مقامات به اين معنا است كه آن‌ها می‌دانند اوضاع چقدر حساس است. جنگ ميان ايالات متحده آمريكا و جمهوری اسلامی ، در واقع از دو ماه پيش آغاز شده است. در عراق.
    مخالفان حضور ارتش آمريكا در عراق ، ظرف اين دوماه بيش از شصت سرباز آمريكائی را كشته‌اند. اوضاع عراق ، روز به روز نا آرام‌تر می‌شود. سناتور جمهوری خواه Chuck Hagel كه از دوستان بسيار نزديك بوش به حساب می‌آيد ، در بازگشت از بغداد می‌گويد: "ما به كمك نياز داريم. آمريكا به تنهائی قادر نخواهد بود وظايف خود را در زمينه ايجاد ثبات ، حفظ جان نيروهای خود و همزمان با آن بازسازی عراق به درستی انجام دهد".
    در كنگره آمريكا بر تعداد نمايندگان و سناتورهائی كه معتقدند ناتو و سازمان ملل متحد بايد در خاك عراق به ياری كشورشان بشتابند ، هر روز افزوده می‌شود. بسياری از رهبران سياسی آمريكا اكنون به اين باور رسيده‌اند كه جورج دبليو بوش با به انحصار درآوردن رهبری عراق پس از جنگ و محدود ساختن نقش سازمان ملل متحد به كمك‌های انسانی ، مرتكب يك اشتباه بزرگ شده است و بايد آن را تصحيح كند.
    سرنخ چه تعداد از حملات نظامی عراقی‌ها عليه نيروهای آمريكا در دست جمهوری اسلامی است؟ اين پرسش ، اغلب در مذاكرات محافل سياسی تكرار می‌شود. جمهوری اسلامی از طريق لشگر بدر و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ، در ميان شيعيان اين كشور نفوذ دارد و برای گسترش دامنه اين نفوذ می‌كوشد. اما عمليات نظامی ، تاكنون ، بيشتر از سوی گروه‌های مخفی سنی عليه ارتش آمريكا هدايت شده است و همين نكته ، رسيدن به يك ارزيابی روشن را برای آمريكائی‌ها دشوار می‌كند. در عين حال ، به لحاظ نظری ، ترديد نيست كه رهبران جمهوری اسلامی از گسترش مقاومت عراقی‌ها در برابر نيروهای آمريكائی سود می‌بردند و از اين نكته بسيار شادمان هستند.
    پيش از حمله موتلفين به عراق ، بسياری از تحليل گران پيش بينی كردند كه عراق می‌تواند به ويتنام ديگری برای آمريكا تبديل شود. نشانه‌های تحقق اين پيش بينی اكنون آشكار شده است. اگر روند فعلی ادامه يابد ، ايالات متحده آمريكا چنان در دامچاله بزرگ عراق گرفتار خواهد شد كه ممكن است هرگز نتواند به استراتژی روشنی در برابر جمهوری اسلامی دست يابد.
    مانورهای ولاديمير پوتين در برابر جمهوری اسلامی و آمريكا ، بی ترديد نتيجه تغيير وضعيت در عراق است. او ، كه با توجه به منافع استراتژيك و اقتصادی كشورش در ايران ، در ميان جمهوری اسلامی و ايالات متحده آمريكا نقشی شبيه يك جاسوس دوجانبه را به عهده گرفته است ، در آغاز ماه ژوئن ، پس از ديدار جورج دبليو بوش از سن پترزبورگ به صراحت اعلام كرد كه تا جمهوری اسلامی قراردادهای جانبی كنترل سلاح‌های هسته‌ای را امضاء نكرده است ، دولتش از همكاری در زمينه راه اندازی نيروگاه بوشهر خودداری خواهد كرد. پوتين ، به اين ترتيب ، برای نخستين بار به درخواست‌های متعدد ايالات متحده آمريكا پاسخ مثبت داد. اما در نخستين هفته ماه جولای ، روزنامه فرانكفورتر روندشاو به نقل از مقامات روسی نوشت كه قرارداد فروش مواد مورد نياز برای ادامه طرح‌های اتمی ايران آماده مبادله است!
    بازی موش و گربه روسيه ، بی ترديد با توجه به اوضاع عراق دنبال می‌شود. ايالات متحده آمريكا اگر بتواند كنترل اوضاع را در عراق به دست گيرد و شرايط لازم را برای استقرار يك دولت كارگزار در اين كشور فراهم آورد ، قادر به گسترش نفوذ خود در منطقه و مهار جمهوری اسلامی به عنوان پرورشگاه ترور اسلامی خواهد شد. اين را ، سران جمهوری اسلامی نيز به خوبی می‌دانند و اگر ندانند ، آگاهی‌های لازم را ، سفارت روس در تهران در اختيارشان خواهد گذاشت. سفير روس از سال‌ها پيش پرنفودترين ديپلمات خارجی در ايران است و در قلب تهران چنان دم و دستگاه عظيمی به راه انداخته كه به قول يك روزنامه نگار آلمانی عظمت جنون آميز دوران تزارها را تداعی می‌كند؟
    راه اندازی شبلكه تلويزيونی آمريكا و پخش برنامه‌های آن در تهران ، در آستانه 18 تير ، نشان می‌دهد كه ايالات متحده آمريكا ، برای برخورد با مسئله ايران در قدم نخست پيشنهاد كبوترهای وزارت خارجه را پذيرفته است. آن‌ها معتقدند با توجه به اين كه مردم ايران خود درگير كارزای عظيم برای تغيير اوضاع كشورشان هستند ، حمله نظامی به ايران نمی‌تواند مفيد باشد. بلكه بايد با استفاده از امكانات تبليغاتی به پشتيبانی از مبارزات مردم پرداخت و آن‌ها را برای مقابله با انحصارگران قدرت در كشورشان ترغيب كرد. اما اين كه درست سه روز مانده به سالگرد 18 تير اين شبكه تلويزيونی راه اندازی می‌شود ، نشانه آن است كه آمريكائی‌ها با توجه به مقاومت درخشان دانشجويان در برابر رژيم ، اميد بسياری به اين روز بسته‌اند. و در اين نكته ، از قضا ديدگاه آمريكائی از ديدگاه بخش عمده مخالفان استبداد مذهبی در ايران دور نيست: در تمام كشورهای اروپائی و آمريكای شمالی ، بسياری از گروه‌های تبعيدی ايرانی در روز 18 تير در پشتيبانی از دانشجويان به خيابان‌ها ريختند. پشتيبانی از دانشجويانی كه در بدترين شرايط ، شكنجه و زندان و مرگ را به جان می‌خرند تا دريچه‌ای به فردای آزادتر بگشايند.
    ابراهيم نبوی ، طنزپرداز ايرانی كه اكنون سه ماهی است تن به تبعيدی خودخواسته داده است ، دو هفته پيش ، در كلن گفت: "در جمهوری اسلامی ، تماميت خواهان از غول آمريكا به شدت ترسيده‌اند. آن‌ها ، همه اميدشان اين است كه با اين دست و آن دست كردن مسائل به حيات خود تا برگزاری انتخابات آينده آمريكا ادامه دهند".
    منظور ابراهيم نبوی ظاهرا اين بود كه تماميت خواهان ايران تصور می‌كنند احتمالا جورج دبليو بوش در انتخابات آينده برگزيده نخواهد شد و پس از او سرو صدای "محور شرارت" خواهد خوابيد.
    با مرگ هر سرباز آمريكائی در عراق ، شانس جورج دبليو بوش و حزب جمهوری خواه برای پيروزی در انتخابات آينده كاهش بيشتری خواهد يافت. اگر بحران عراق بيش از اين تعميق شود ، افكار عمومی هم در داخل آمريكا و هم در ساير كشورهای جهان بار ديگر عليه جنگ افروزی‌های پنتاگون تهييج می‌شود و دولت آمريكا در شرايطی قرار خواهد گرفت كه توانائی بالقوه آغاز يك جنگ ديگر را نخواهد داشت. رهبران جمهوری اسلامی چنين روزی را آرزو می‌كنند. روزی كه ايالات متحده آمريكا نيز از "گفت و گوی انتقادی با جمهوری اسلامي" سخن بگويد. كاری كه كشورهای اروپائی در ده سال اخير كردند و در پناه آن تنها به معامله با اين رژيم پيشاقرون وسطائی پرداختند. برای رسيدن به اين روز ، جمهوری اسلامی بی ترديد سرمايه گذاری نيز می‌كند. پيش از جنگ هشت ساله ايران و عراق ، صدام حسين بارها جمهوری اسلامی را متهم به اعزام گروه‌های خرابكار به خاك عراق كرد. منافع جمهوری اسلامی اكنون بيش از آن سال‌ها ايجاب می‌كند كه گروه‌های خرابكاری را به عراق بفرستد. و آمريكائی‌ها نيز ، اين را می‌دانند. اگر به زبان نمی‌آوردند ، يك دليل بيشتر ندارد: آن‌ها نمی‌خواهند اعتراف كنند كه ملاهای حاكم بر ايران می‌توانند كار را برای ابرقدرت دشوار كنند.
    انحصارگران قدرت در ايران ، در اين پيش بينی كه ممكن است جورج دبليو بوش برای بار دوم انتخاب نشود ، اشتباه نمی‌كنند. اشتباه آن‌ها اما در اين است كه ظاهرا روند افكار را ، در سطح رهبری جامعه آمريكا دنبال نمی‌كنند. بسياری از رهبران حزب دموكرات آمريكا ، كه از قضا به جورج دبليو بوش رای نداده‌اند و در انتخابات بعدی نيز به او رای نخواهند داد ، در مصاحبه‌های هفته‌های اخير خود گفته اند: اگر كلينتون هم هنوز مصدر قدرت می‌بود ، راهی نداشت جز آن كه سياستی نسبتا شبيه سياست بوش را در پيش بگيرد. او نيز به اين نتيجه رسيده بود كه مساله خاورميانه با گفت و گو حل نخواهد شد و نيازمند اقدامی قاطعانه‌تر است. 





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de