‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز






موسسه تفكر سازی "اينترپرايز" آمريكا برای دسترسی به آن می‌كوشد
راه حل مشترك اروپائی- آمريكائی برای تعيين تكليف جمهوری اسلامی
  • دومين نشست موسسه تفكر سازی اينترپرايز آمريكا پس از لندن در برلين برگزار شد
  • حدود ٤٠ شخصيت مهم سياسی و اقتصادی انگليس، فرانسه و آلمان در اين نشست‌ها درباره سرنوشت ايران رايزنی می‌كنند
  • برای اولين بار دو ايرانی هم به نشست‌های اينترپرايز دعوت شدند
     
    جواد طالعی (دفتر اروپائی شهروند)
    چهارشنبه ١٨ تير ١٣٨٢

    ايالات متحده آمريكا، در برخورد با جمهوری اسلامی ايران، سياستی را پيشه خواهد كرد كه شباهتی به سياست اين كشور در برابر عراق نخواهد داشت. تلاش‌های پنهان و آشكار، برای يافتن يك راه حل مشترك با كشورهای اروپائی، از اين سياست جديد حكايت دارد: آمريكائی‌ها، مدت‌ها است به اين نتيجه رسيده‌اند كه برای حل مساله ايران، می‌بايست به يك استراتژی مشترك با اروپا برسند.
    روز بيست و هشتم ژوئن امسال، هتل "آدلون" برلين شاهد يكی از اين تلاش‌ها بود. حدود چهل نفر از مشاوران سياسی دولت‌ها، نمايندگان مجالس و رهبران برجسته نهادهای اقتصادی آلمان، فرانسه، انگلستان و آمريكا، در يك ميزگرد دور هم نشستند و درباره آينده عراق و سرنوشت ايران به رايزنی پرداختند. گروهی از نمايندگان معتبرترين روزنامه‌ها و شبكه‌های تلويزيونی آمريكا و اروپا، از جمله نيويورك تايمز، فاينشنال تايمز، سی ان ان و شبكه اول تلويزيون آلمان نيز، در اين نشست حضور داشتند و بحث‌ها را دنبال می‌كردند.
    نشست به دعوت "جفری گدمن" از اعضای با نفوذ موسسه آمريكائی اينترپرايز (AEI) برگزار شد. اينترپرايز (American Enterprise Institute) يكی از مهمترين بنيادهای پژوهشی و فكری ايالات متحده آمريكا است كه در پرورش سياست داخلی و خارجی جورج دبليو بوش نقشی تعيين كننده دارد. رئيس جمهور آمريكا، سخنرانی معروف بيست و ششم فوريه امسال خود را كه در برگيرنده خطوط اصلی سياست دولت او به ويژه در برابر عراق بود، در همين بنياد ايراد كرد. او، در سخنرانی خود به تجليل از نقش اينترپرايز پرداخت و گفت: "در AEI برخی از مهم ترين مغزهای ملت ما روی بزرگترين چالش‌هايی كه ملت ما با آن روبر است كار می‌كنند. شما، كارتان را چنان خوب انجام می‌دهيد كه دولت بيست نفر از چنين مغزهائی را مورد استفاده قرار داده است."٭
    اينترپرايز، با حدود پنجاه محقق، بيشتر حوزه‌های داخلی و خارجی سياست گذاری آمريكا را پوشش می‌دهد. افرادی كه در اين موسسه به كار توليد فكر مشغولند، همگی از گروه‌های دست راستی آمريكا هستند. "نيوت گينگويچ" رئيس مجلس نمايندگان كنگره آمريكا در سال‌های ١٩٩٥ تا ١٩٩٩، "جين كيركپتريك" سفير سابق آمريكا در سازمان ملل متحد، "ريچارد پرل" رئيس شورای مشاوران پنتاگون و يكی از طراحان اصلی حمله به عراق و "رابرت بروك" قاضی اسبق ديوان عالی ايالات متحده آمريكا از جمله اين افراد‌اند. موسسه اينترپرايز، نخستين بنياد آمريكائی بود كه نظريه حمله به عراق و تغيير رژيم برخی از كشورها را مطرح كرد.
    طراحان سياست كلی دولت جورج دبليو بوش، با استفاده از پيوندهائی كه با موسساتی نظير اينترپرايز داشتند، در بهار سال ١٩٩٧ طرحی را با عنوان "پروژه برای قرن جديد آمريكائي" تهيه كردند كه تقريبا تمام حرف‌ها و رفتارهای فعلی دولت بوش در آن منعكس است. مديريت اين پروژه را افرادی مانند "رابرت كيگن"، "دون گافنی كراس"، "بروس جكسون" و "جان بولتون" و رياست همه آن‌ها را "ويليام كريستون" بر عهده داشت. جان بولتون در حال حاضر معاون تندروی وزارت خارجه آمريكا است.
    "جفری گدمن" برگزار كننده ميزگردهای اينترپرايز، يكی از چهره‌های بانفوذ اين بنياد است كه در برلين زندگی می‌كند , و موسسه خواهر اينترپرايز را با نام "اپسن" در آلمان نيز ثبت كرده است. در آستانه جنگ آمريكا عليه عراق، هنگامی كه افكار عمومی اروپا به شدت عليه اين جنگ تهييج شده بود، او با شركت در ميزگردهای تلويزيونی متعدد می‌كوشيد سرسختانه از سياست‌های كاخ سفيد در برابر عراق، تروريسم و گسترش سلاح‌های اتمی دفاع كند. او، در واقع بيان كننده نظرات ديوانسالاری آمريكا در اروپا به حساب می‌آيد.

    القاعده در ايران است
    ميزگرد برلين، نخستين ديدار شخصيت‌های پرنقوذ سياسی و اقتصادی اروپا و آمريكا در زمينه مسائل ايران و خاورميانه نبود. آن‌ها، چندی پيش در لندن گرد آمدند و قرار است در ماه اوت امسال يكبار ديگر نيز در نيويورك تشكيل جلسه بدهند. در نشست برلين، حاضران موفق به جمع بندی و اعلام نتيجه قطعی و كامل بحث‌های خود نشدند و اين امر را به نشست اوت نيويورك حواله دادند. حاضران، در زمينه نحوه برخورد با ايران نظر واحدی نداشتند، اما همگی بر اين باور بودند كه نيروهای القاعده در ايران هستند و امكان ندارد كه رژيم ايران از حضور و فعاليت‌های آنان بی خبر باشد. آن‌ها، همگی بر اين نظر بودند كه بر خلاف عراق، در مورد ايران می‌بايست اروپا و آمريكا رفتاری مشترك پيشه كنند تا شكاف موجود ميان اروپا و آمريكا از اين طريق پر شود!
    جزئيات گفت و گوهای دو نشست اينترپرايز، به رغم حضور نمايندگان مهمترين شبكه‌های اطلاع رسانی غرب، تاكنون انتشار نيافته است. بنياد اينترپرايز، ظاهرا تصميم دارد رايزنی‌های خود را بدون انعكاس در رسانه‌های گروهی ادامه دهد.
    هدف، در هر حال دستيابی به يك استراتژی مشترك درباره آينده عراق و بيش از آن ايران است.

    توضيحات يك روزنامه نگار ايرانی
  • پيش از برگزاری نشست هتل آلتون برلين، برخی از شركت كنندگان آن اظهار تمايل كرده بودند كه برای بررسی مستقيم اوضاع ايران و عراق، چند روزنامه نگار يا پژوهشگر ايرانی و عراقی نيز دعوت به شركت در نشست شوند. در نتيجه، در نشست اخير برلين، دو ايرانی و يك عراقی نيز شركت داشتنند كه درباره كشورهای خود سخن گفتند.
    مجيد روشن زاده، روزنامه نگار ايرانی مقيم برلين و همكار آزاد برخی از روزنامه‌های آلمانی كه در عين حال به دليل مسئوليت‌های سابقش در بخش بين المللی دانشگاه آزاد برلين از سال‌ها پيش رابطه‌ای تنگاتنگ با جنبش دانشجوئی ايران دارد، يكی از دعوت شدگان بود ايرانی بود. او، پس از شنيدن نظرات آمريكائی‌ها و اروپائی‌ها، حدود پانزده دقيقه درباره اوضاع ايران و برداشت ناقص غربی‌ها در اين مورد توضيح داد.
    روشن زاده، در آغاز، سياست "گفت و گوی انتقادي" دولت‌های اروپائی و به ويژه آلمان با ايران را مورد انتقاد قرار داد و گفت: "تحت عنوان گفت و گوی انتقادی، به ويژه دولت آلمان با جمهوری اسلامی تنها معامله و گفت و گو كرده و در اين روند نشانی از انتقاد نبوده است. نيروهای مخالف حكومت ايران، در اين سال‌ها، بسيار كوشيدند اروپائی‌ها را مجاب كنند كه اين روش، برای جلوگيری از نقض حقوق بشر و سركوب مردم ايران كارساز نيست و جمهوری اسلامی بايد با روش‌های قاطعانه تری مجبور به رعايت قوانين بين المللی شود. اما گوش كسی به اين صداها شنوا نبود".

    هدف دموكراسی ايرانی حذف روحانيت نيست
    روزنامه نگار ايرانی، در ادامه توضيحات خود افزود: "احساس می‌كنم كه در اينجا دركی عميق و همه جانبه از اوضاع ايران وجود ندارد. بدون يك درك واقعی از مسائل ايران، نمی‌توان به يك راه حل مناسب دست يافت. به طور مثال، در تمام اين مدت، از روحانيون ايران، كه شما با اصطلاح ملا از آن‌ها ياد می‌كنيد، با تحقير صحبت شد، چنان كه پنداری تلاش‌های ما ايرانيان برای دموكراسی، الزاما به معنای مبارزه با روحانيت است و در يك نظام دموكراتيك، بايد روحانيت به كلی از جامعه حذف شود. من، شخصا چنين دركی ندارم و با توجه به شناختم از اپوزيسيون دموكرات ايرانی، چه در داخل و چه در داخل كشور، اطمينان می‌دهم كه در ميان آن‌ها نيز چنين دركی وجود ندارد. روحانيت، بخشی از تاريخ ايران است و مثل همه اقشار ديگر، دارای گرايشاتی به شدت متفاوت است. من، هم اكنون به حجت الاسلام حسن اشكوری فكر می‌كنم كه چند سال پيش در برلين با او آشنا شدم، همه شما می‌دانيد كه اين روحانی مبارز به خاطر بيان صريح افكار انتقادی خود اكنون در زندان به سر می‌برد. به نظر من، آقای اشكوری از بسياری مخالفان مقيم خارج از كشور رژيم دموكرات تر و فهيم تر است".
    روشن زاده در بخشی ديگر از سخنان خود مقايسه ايران را با افغانستان و عراق ناشی از عدم شناخت كافی نسبت به ايران و ناديده گرفتن قابليت‌های درونی اين جامعه برای تحول به سوی دموكراسی دانست و گفت: "در ايران و خارج از ايران، قشر وسيعی از روشنفكران در تلاش فكری خستگی ناپذير برای غلبه بر مشكلات عميقا فكری و فلسفی جامعه هستند. هم در ايران و هم در خارج از ايران، قابليت‌های زيادی هست كه متاسفانه تحت تاثير تبليغات بخشی از اپوزيسيون قدرت طلب و غير دموكرات ناديده گرفته می‌شود".

    جنبش دانشجوئی تا كجا رشد كرده است؟
    سخنران، كه از سال‌ها پيش در ارتباط تنگاتنگ با جنبش دانشجوئی ايران است و سرنوشت اين جنبش را از طريق نوشته‌های خود در برخی از روزنامه‌ها و هفته نامه‌های آلمانی زبان با جديت دنبال می‌كند، درباره وضعيت جنبش دانشجوئی گفت: "جنبش دانشجوئی ايران، هنوز خميرمايه‌ای بی شكل است كه اغلب درباره ابعاد آن اغراق می‌شود. جنبش دانشجوئی در جامعه ما يك پديده نوين نيست و از شصت سال پيش حضور داشته است. اما اين جنبش هرگز نتوانسته وضعيت ايران را دگرگون كند، بلكه اغلب توانسته و بازهم می‌تواند زمينه ساز آغاز دگرگونی‌ها شود. بسياری از دوستان خبرنگار من كه در اينجا حضور دارند می‌دانند كه من با دانشجويان بسياری از ايران در ارتباط بوده و هستم. هسته اصلی و هدايت گر جنبش دانشجوئی ايران خواهان دموكراسی است. همين هفته گذشته، با يكی از دانشجويان زندانی كه به مرخصی فرستاده شده بود، يك تماس تلفنی چند ساعته داشتم كه تمام متن آن روی نوار ضبط شده و حاضرم در اختيار شما قرار دهم. با شنيدن اظهارات او، شما درخواهيد يافت كه دانشجويان ايران دركی روشن و ترسيمی شفاف از آينده كشورشان دارند و به هيچ وجه حاضر نيستند ديكتاتوری موجود را با ديكتاتوری تازه‌ای جا به جا كنند. آن‌ها، تنها مخالف با جمهوری اسلامی نيستند، بلكه برای دموكراسی مبارزه می‌كنند. اما همانطور كه گفتم، اين مبارزه هنوز در ابعاد و سازماندهی خود شكل نهائی را نيافته و هرچند با برخی از اقشار جامعه ارتباط برقرار كرده، اما هنوز برای يك تحول واقعی ضعف‌های بسيار دارد".

    تلاش ايران برای دسترسی به اتم
    روشن زاده، پس از آن، به تلاش‌های جمهوری اسلامی در زمينه دستيابی به نيروی اتمی اشاره كرد و به بحث پيرامون پيچيدگی‌های منطقه در اين زمينه پرداخت و گفت: "بايد تاكيد كرد كه رژيم جمهوری اسلامی با سياست حمايت از تروريسم خود، طبعا خطری است كه نبايد ناديده گرفته شود. نگرانی آمريكا و اروپا در اين زمينه كاملا قابل درك است. اما تنها يك حاكميت دموكراتيك است كه می‌تواند از طريق همكاری صلح جويانه با همه كشورهای جهان و از جمله آمريكا برای مشكل منطقه راه حلی منطقی بيابد. سياست‌های متاثر از ديدگاه‌های ايدئولوژيك جمهوری اسلامی، عملا منافع ملی ما را ناديده گرفته، ما را در تقابل با جامعه ملل قرار داده و سرنوشتمان را به سرنوشت تروريست‌های رنگارنگ پيوند زده است. به اين دليل، تنها يك حاكميت دموكراتيك و منتخب واقعی مردم است كه خواهد توانست بر مشكلات غلبه كند و ميان ايران و جامعه جهانی پيوندی صلح آميز و مستقل برقرار سازد. به نظر من، تنها حمايت از نيروهای دموكرات ايران می‌تواند اقدامی مثبت از سوی جوامع متمدن امروزی تلقی شود".

    نفش نيروهای مسلح در ايران
    پيش از سخنرانی روزنامه نگار ايرانی، يكی از شركت كنندگان آلمانی ميزگرد با اشاره به نقش نيروهای مسلح در ايران گفت: "تغيير رژيم در ايران به معنای تغيير بنيادی نيروهای مسلح ايران است و به اين دليل عملی نيست."
    مجيد روشن زاده در پاسخ اين شركت كننده گفت: "نيروهای نظامی و انتظامی ايران، ارتش، سپاه و بسيج، به عنوان بخشی از جامعه دربرگيرنده تمام گرايشات موجود در جامعه هستند. از اين رو، مبارزه برای دموكراسی در جامعه ايران، الزاما به معنای مبارزه عليه نيروهای مسلح نيست، بلكه عليه گرايش اقتدارگرای حاكم بر جامعه است و اين گرايش طبيعتا در بسياری از لايه‌های اجتماعی و حتی روشنفكری وجود دارد. حركت دموكراتيك بايد به سود جامعه باشد و نه به سود توطئه گران و اقتدارگرايان، آنطور كه ما در انقلاب ١٩٧٩ ايران شاهد آن بوديم. اين درك كه گويا تمام نيروهای مسلح ايران طرفدار اقتدارگرايان هستند، به هيچ عنوان صحيح نيست. اين درك، لايه بندی درونی اين نيروها را ناديده می‌گيرد و همه آن‌ها را بنيادگرا معرفی می‌كند".

    حمله نظامی يا حمايت از نيروهای دموكرات؟
    بخشی از بحث‌های ميزگرد، به مساله حمله نظامی احتمالی آمريكا به ايران اختصاص يافته بود. در اين بخش، روشن زاده گفت: "من مخالف حمله نظامی به ايران هستم، زيرا معتقدم نيروهای مسلح ايران مقاومت خواهند كرد و اين تصادم بسيار خطرناك خواهد بود. به نظر من، گذار به دموكراسی بايد با تكيه بر قابليت‌های خود جامعه ايران صورت بگيرد و خصلت‌های يك جنبش همگانی را داشته باشد كه تمام اقشار مخالف گرايش اقتدارگرا در آن شركت جويند، حتی نيروهای مسلح. از اين رو، وظيفه دولت‌ها و انسان‌های مدعی دفاع از دموكراسی، پشتيبانی از اين حركت مردمی است، نه صرفا حذف جمهوری اسلامی و سپردن قدرت به يك سيستم ديكتاتوری ديگر. تنها يك حاكميت دموكراتيك متكی به مردم ايران است كه خواهد توانست مشكلاتی نظير تروريسم، سلاح اتمی و صلح در خاورميانه را برای هميشه حل كند".
     
    ...............
    ٭ فصلنامه سياست خارجی، سال شانزدهم، زمستان ١٣٨١ مقاله: كالبد شكافی موسسات پژوهشی آمريكا/ محمد كاظم سجادپور
     





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de