‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





جمهوری چاقوكش‌ها
بسياری از سلطه ملاها بر ايران ناراضی هستند، اما هيچكس تصور روشنی از آينده كشور ندارد
 
 
نويسنده: احمد طاهری (فرانكفورتر آلگماينه)
مترجم: جواد طالعی (دفتر اروپائی شهروند)
شنبه ٧ تير ١٣٨٢ 
 
آرامش فعلا به تهران بازگشته است. از آنجا كه امتحانات به علت تظاهرات به تاخير افتاده است، بسياری از دانشجويان شهرستانی پايتخت را به مقصد زادگاه خود ترك كرده‌اند. درگيری‌های خونين ميان دانشجويان و حزب اللهی‌ها – گروه‌های ضربت ملاها- هفت روز به درازا كشيد. در جمهوری اسلامی، ظرف سال‌های گذشته، بارها تظاهراتی عليه روحانيت حاكم برگزار شده است. اما راديكاليزه شدن ناآرامی‌های اخير تازه و حيرت انگيز بود. برای نخستين بار، فرياد مرگ بر آيت الله خامنه‌ای در خيابان‌ها طنين افكند. به اين ترتيب، در ايران يك تابو شكست. رهبر انقلاب، به موجب قانون اساسی جانشين مهدی، مسيحای شيعيان است. توهين به او، گناه كبيره محسوب می‌شود.
"گناه كبيره" به صورت غير منتظره پيش نيامد. در يك نامه سرگشاده كه به امضای بيش از ٢٠٠ روشنفكر، استاد دانشگاه، سياستمدار، روزنامه نگار و روحانی رسيد، تقدس خامنه‌ای در هم شكست. در اين نامه نوشته شد: "سرنوشت طالبان و رژيم صدام بايد هشداری باشد كه سركوب و خشونت، صرفنظر از اين كه چه هدف و چه شكلی داشته باشد، محكوم به شكست است".
...."ما آرزومند ايرانی آزاد و مستقل هستيم. ما، در واقع نگران سلطه بيگانه و حمله خارجی هستيم. اما از استبداد مذهبی و بی توجهی به آزادی‌های قانونی نيز بيزاريم.."
١٢٦ نماينده اصلاح طلب، چند هفته پيش از آن، در يك نامه سرگشاده به رهبر انقلاب نوشتند كه قدرت نامحدود او مخالف قانون اساسی است. پيش از آن كه دانشجويان فرياد مرگ بر خامنه‌ای سر بدهند، تخريب ستون‌های مقدس كشور خدای شيعی آغاز شده بود.
شورش، با يك مساله اجتماعی آغاز شد. در روز دهم ژوئن چند صد دانشجو در محوطه دانشگاه تهران جمع شدند تا عليه طرح حكومت، برای خصوصی سازی دانشگاه‌های دولتی، دست به تظاهرات بزنند. اما جو به سرعت تغيير كرد. دانشجويان شعار دادند: "مرگ بر طالبان، از كابل تا تهران".
دانشگاه تهران هميشه مركز اعتراضات بوده است. ناآرامی‌های بزرگ سياسی در قرن گذشته همواره از دانشگاه‌ها آغاز شده‌اند. حتی در آستانه انقلاب اسلامی سال ١٩٧٩ دانشجويان، پيش از آن كه ملاهای ريشو پرتره‌های خمينی را حمل كنند، عليه شاه به خيابان‌ها ريختند. در حال حاضر دوميليون جوان در دانشگاه‌های دولتی و خصوصی ايران سرگرم تحصيل هستند. آن‌ها در جمهوری اسلامی رشد و استبداد ملاهای حاكم را به صورت روزمره تجربه كرده‌اند. مردان ريشو، خودشان را حافظان "اسلام واقعی" می‌نامند و برای عدالت اسلامی موعظه می‌كنند. اما با دست درازی به اموال عمومی بر ثروت خود می‌افزايند و با استفاده از گروه‌های ضربت خود به ترور مخالفان می‌پردازند. يك روزنامه نگار ايرانی كه اكنون در لندن زندگی می‌كند، نوشته است: كشور خدای شيعی به "جمهوری چاقوكشان" تبديل شده است.
جوانان می‌بينند كه به نام ارزش‌های اسلامی بهترين سال‌های زندگی آن‌ها ربوده می‌شود. آن‌ها، از طريق راديوهای خارجی، تلويزيون‌های ماهواره‌ای و اينترنت، معنای زندگی آزاد را در می‌يابند. آينده‌ای مبهم بر اين افزوده می‌شود. تنها بخش كوچكی از فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها در ايران كار می‌يابند. اما برای آيت الله‌های فوق محافظه كار، تظاهركنندگان بازوی ايالات متحده آمريكا محسوب می‌شوند. خامنه‌ای به تازگی گفت: "آمريكائی‌ها از آنجا كه به لحاظ نظامی در موقعيتی نيستند كه بتوانند به كشور ما حمله كنند، می‌كوشند از طريق جاسوسان خريداری شده خود ايجاد ناآرامی كنند". مصباح يزدی، رهبر ايدئولوژيك عقاب‌ها، به تازگی در نمازجمعه ادعا كرد كه آمريكائی‌ها نيم ميليارد دلار ميان مقامات مسئول در دولت و مجلس (يعنی اصلاح طلبان) توزيع كرده‌اند تا كشور خدا را سرنگون كنند. مصباح يزدی، پيام آور خشونت و رئيس مدرسه حقانی قم كه بنيادگرايان در آن تربيت می‌شوند، اتهامات خود را تكرار می‌كند، بدون آن كه از سوی دادستان مورد تعرض قرار گيرد.
محافظه كاران، به عنوان سند نقشه‌های شيطانی آمريكا به سه فرستنده تلويزيونی فارسی زبان اشاره می‌كنند كه برنامه‌های خود را با استفاده از ماهواره از لس آنجلس به تهران می‌فرستند. آن‌ها، احتمالا به رضا پهلوی فرزند آخرين شاه ايران نزديك‌اند. اين شبكه‌های تلويزيونی، واقعا در جريان تظاهرات تصويرهای آن را پخش كردند و خبر محل‌های تجمع را به آگاهی مردم رساندند. اما تلويزيون‌های سلطنت طلب كمتر از فشار فعلی واشنگتن بر تهران سبب تشجيع دانشجويان بودند. سقوط صدام حسين در عراق و پايان سلطه طالبان بر افغانستان، اين اميد را در بسياری از جوانان بيدار كرده است كه دوران ملاها می‌تواند به سر آمده باشد. با اين حال هيچكس نمی‌تواند بگويد آينده ايران چگونه خواهد بود. در جمهوری اسلامی، اپوزيسيون غير مذهبی كه بتوان آن را جدی گرفت وجود ندارد و مخالفان مذهبی نيز مدت‌ها است بازی را باخته‌اند.
شش سال پيش، ايرانی‌ها پر از اميد بودند. با رای آن‌ها، روحانی ليبرال محمد خاتمی به قدرت رسيده بود. اما مخالفان بنيادگرای رئيس كشور مانع از اجرای اصلاحاتی شدند كه او وعده تحققش را داده بود. خاتمی از مقابله خودداری كرد. انتخاب كنندگان خاتمی، مايوس از رئيس جمهور كندرو، به او پشت كردند. اين نخستين بار نبود كه در روزهای گذشته شعار "خاتمی استعفا" در خيابان‌های تهران طنين می‌افكند.
امواج اعتراضات می‌تواند در سه هفته ديگر دوباره اوج بگيرد. در روز نهم جولای چهارمين سالگرد سركوب خونين دانشجويان در تابستان ١٩٩٩ فرار می‌رسد.
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de