| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
ابوالحسن بنی صدر در گفت و گو با هفته نامه "فرايتاگ" آلمان: تهران مخالف دموكراسی در عراق است • در عراق ، سياستمداران هرچه به آمريكا
نزديكتر باشند ، از مردم خودشان دورترند. آمريكائیها ، سرانجام روزی مجبور به ترك
عراق خواهند شد و در آن زمان كسانی قدرت را به دست خواهند گرفت كه برای عقب راندن
اشغالگر بيشتر كوشيدهاند
• در صورت درگيری آمريكا با جمهوری اسلامی ، اپوزيسيون تبعيدی بايد ضمن حفظ استقلال خود از موقعيت برای تحقق حقوق بشر و مردم سالاری در ايران استفاده كند • اگر آمريكائیها با تكيه به ماجرای ميكونوس رژيم تهران را تحت فشار قرار دهند ، اروپائیها افسوس وقتی را خواهند خورد كه برای به دست گرفتن ابتكار عمل تلف كردند. آنها پس از گزينش خاتمی روی بازشدن جامعه ايران غوغا به راه انداختند و چشمشان را بر موارد متعدد نقض حقوق بشر بستند. برگردان: جواد طالعی (دفتر اروپائی شهروند) شنبه ١٠ خرداد ١٣٨٢
• فرايتاگ: ايران ، با اين كه در راه
سرنگون ساختن طالبان به ايالات متحده آمريكا كمك كرد ، اندكی پس از آن در كنار كره
شمالی و عراق ، در "محور شرارت" قرار گرفت. پس از سرنگونی صدام حسين ، كه ايران
بازهم به صورت غير مستقيم در آن سهم داشت ، بارديگر از واشنگتن تهديدهائی عليه اين
حكومت به گوش میخورد. اين بدان معنا است كه رژيم تهران ، هركار كند باز هم هدف
بعدی ايالات متحده آمريكا خواهد بود؟
•• ابوالحسن بنی صدر: هم در افغانستان و هم در عراق ، آمريكا بدون آن كه نسخه مناسبی برای زمان بعد از جنگ تهيه كرده باشد ، زمينه ساز شكست قدرت شد. رئيس جمهور حامد كرزای ، بيرون از كابل ، هيچ نقشی در اوضاع كشورش كه اساسا همچنان به وسيله جنگ سالاران اداره میشود ندارد. در عراق هم ، نظم بیثبات فعلی ، با تصور ساده آمريكائیها منطبق نيست. به اين دليل آمريكائیها میترسند كه ايران از اين موقعيت استفاده كند و نفوذ خود را در كشور همسايه گسترش دهد. تهديدهای تازه واشنگتن در اين ترس ريشه دارند كه در واقعيت توجيه پذير نيست: ايران در موقعيتی نيست كه بتواند به چنين قدرتی دست يابد. • بيشتر احتمال داشت كه سوريه به هدف بعدی تبديل شود. •• در هر حال میبينيم كه سوريه برای آن كه تسليم نقشههای ايالات متحده برای نظم نوين خاورميانه شود ، چگونه زير فشار قرار گرفت. اما صرفنظر از اين ، به هر حال ايران هدف بعدی خواهد بود. • تهران متهم میشود كه دارای يك برنامه توليد سلاحهای هستهای است و از ترور اسلامی پشتيبانی میكند. خطرات وابسته به اين امر تا چه حد واقعيت دارند؟ •• در عمل ، ايران برای توليد سلاحهای هستهای تلاش میكند. اما تنها بخشی از دشواریهای مربوط به مناسبات اين كشور با ايالات متحده آمريكا مربوط به اين امر است. اين مناسبات ، از سالهای دهه هشتاد در دو سطح جريان دارند: از يك سو هر دو حكومت به صورت پنهانی با يكديگر همكاری میكنند. يعنی ، در ظاهر امر ، دو كشور همچنان آشتی ناپذير در برابر هم قرار دارند ، اما هر دو از اين موضوع سود بردهاند. حكومت ايران از سياست ظاهرا ضدآمريكائی خود برای ثبات داخلی بهره میبرد و دگرانديشان را ، به اتهام جاسوسی برای ايالات متحده به زندان میاندازد. در زمينه سياست خارجی ، ايران ، از ضدآمريكائی بودن خود برای اعمال نفوذ بر كشورهای اسلامی استفاده میكند. آمريكائیها هم متقابلا از كمكهای ايران در جنگ عليه افغانستان و عراق بهره مند شدهاند. اين سياست ، اكنون ديگر برای حكومت بوش قابل اجرا نيست ، زيرا كه اين حكومت برای نظم نوين خود در خاورميانه به حكومتی در تهران نياز دارد كه در چارچوب اين نظم بگنجد. چنين حكومتی بايد حوزه نفوذی را برای ايالات متحده آمريكا بپذيرد كه از هند تا شمال آفريقا و از جنوب روسيه تا خليج فارس دامن خواهد گسترد. با حكومت فعلی ايران ، اين امر غير ممكن است. دهها سال تبعليغات ، در غرب تصوير كشوری را آفريده است كه مركز تروريسم اسلامی محسوب میشود. يك همكاریی بدون دردسر با اين بخش از "محور شرارت" عملی نيست. به اين دليل است كه در محاسبه محافظه كاران جديد پيرامون بوش ، تنها يك تغيير رژيم در ايران میتواند پيش بينی شود. • و همچنين به اين دليل كه ايران بر شيعيان عراق نفوذ دارد؟ •• هيچ شيعه عراقی ايران را نماينده مناسبی برای اعتقادات خود نمیداند. در تظاهرات شيعيان عراق ، هيچ كجا عكسی از روحانيون حاكم ايران ديده نشده است. (چندی پس از انجام اين گفت و گو ، در تظاهرات شيعيان عراق ، عكسهای آيتالله سيد علی خامنهای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی ايران نيز حمل شد.م) مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ، تحت رهبری باقر الحكيم بعضا به تهران نزديك است. اما اين سازمان در عراق قدرت محدودی دارد. • جامعه شيعی در عراق تا چه حد دستخوش دوگانگی است؟ آيا قتل عبدالمجيد خوئی به تاريخ دهم آپريل در نجف نشان دهنده چندپارچگی اين جامعه نيست؟ •• تا آنجا كه به خوئی مربوط میشود ، او يك فرد مورد اعتماد تونی بلر بود. او ، از سوی بريتانيائیها به عراق فرستاده شد تا موافقت حوزه علميه نجف را برای آمريكا و انگلستان جلب كند و از اين طريق زمينه قدرت آنها را در شهر فراهم آورد. همينجا روشن شد كه بريتانيائیها چقدر نسبت به واقعيت كم اطلاع هستند. اين كه خوئی با ماموريت آنها عمل میكرد ، با اعتراض روبر شد. به اين ترتيب ، سرنوشت او باعث تعجب نيست. صرفنظر از اين موضوع ، بين شيعيان دو ديدگاه وجود دارد: يكی ديدگاه سياسی و يكی ديدگاه روحانی. قدرت بیچون و چرای روحانی از آن آيتالله سيستانی است كه تجسم بالاترين درجه اخلاقی است و در حال حاضر دعوت به آرامش میكند. بدون ترديد از ايران تلاش شد كه گروههای مختلف شيعه متحد شوند ، اما اين تلاش به نتيجه نرسيد. • شما آينده عراق را چگونه پيش بينی میكنيد؟ در اين كشور نبردهای چريكی يا انقلاب اسلامی بروز نخواهد كرد؟ •• بيشتر سياستمدارانی كه در حال حاضر آنجا با ايالات متحده آمريكا همكاری میكنند و برای مذاكراه بر سر تشكيل حكومت دعوت شدهاند ، از پشتيبانی مردم برخوردار نيستند ، به اين دليل كه به عنوان دست نشاندگان ايالات متحده ظاهر میشوند. علاوه بر اين ، در اينجا تناقضی در شعار دموكراتيزاسيون آمريكائی به چشم میخورد: مشخصه يك دموكراسی اين است كه مردم حكومت كشور خودشان را انتخاب كنند. اما در مورد عراق ، اين امر از سوی يك قدرت خارجی تحقق میيابد. پيچيدگی موقعيت در آن است كه سياستمداران هرچه به اين قدرت نزديكتر باشند ، از مردم عراق دورترند. از نظر من ، چنين سياستی محكوم به شكست است. تا زمانی كه ايالات متحده و بريتانيا كشور را تحت اشغال دارند ، دموكراتيزه كردن هم وجود خواهد داشت. اما ايالات متحده آمريكا میبايست زمانی واقعيت را درك كند و عقب بنشيند و اين بدون ترديد شكست بزرگی برای آمريكا خواهد بود. در آن حالت ، قدرت حكومت به دست كسانی خواهد افتاد كه با قدرت بيشتر در عقب راندن اشغالگر سهيم بودهاند. يا اين كه عراق غرق از هم پاشيدگی خواهد شد. • در تازهترين خبرهای رسيده از ايران چنين آمده است كه ديوانسالاری آمريكا نقشه تازهای برای درگيری با ايران تهيه كرده است كه پس از تجديد انتخاب بوش بايد اجرا شود. همينطور از واشنگتن خبر میرسد كه قرار است موضوع دادگاه ميكونوس به عنوان توجيه قانونیی اين درگيری مورد استفاده قرار گيرد: موضوع بر سر يك حكم قانونی صادر شده در آلمان است كه به موجب آن محافظه كاران كنترل كننده قدرت در ايران رسما تروريست شناخته شدهاند. نظر بر اين است كه توسل به اين امر میتواند بخش قابل توجهی از مخالفان تبعيدی ايران را نسبت به نيات آمريكا متقاعد كند. ضمن آن كه حكومت ايالات متحده آمريكا میتواند يكبار ديگر ، برای پيشبرد نقشه خود ، تلاش در راه تحقق حقوق بشر را بهانه قرار دهد. نظر شما درباره اين برآوردها چيست؟ •• اين استراتژی ممكن است بتواند تحقق يابد. مهمتر از همه ، میتواند كشورهای اروپائی و بخصوص آلمان را در برابر افكار عمومی به يك موقعيت دفاعی فلج كننده بكشاند. اروپا ، در اين حالت ، احتمالا افسوس زمانی را خواهد خورد كه برای به دست گرفتن ابتكار عمل ، در زمينه تحت فشار قراردادن ايران به منظور كمك به تحقق دموكراسی و حقوق بشر ، از دست داده است. اروپا ، در پی انتخاب خاتمی ، درباره روند دموكراسی و بازشدن جامعه ايران سر و صدا به راه انداخت و بر موارد متعدد نقض حقوق بشر در اين كشور چشم دوخت. در مورد مخالفان تبعدی ايرانی ، آنها بايد استقلال خود را حفظ كنند و آلت دست نشوند. در عين حال ، وظيفه آنها است كه از چنين موقعيتی برای مبارزه در راه تحقق حقوق بشر و مردم سالاری در ايران استفاده كنند. • چه نوع حكومتی در عراق میتواند برای ايران مطلوب باشد؟ يك كشور اسلامی ، رقيب ايران خواهد بود و يك حكومت غير مذهبی به ايران سرايت خواهد كرد. در اين صورت ، مثلا شيعيانی كه معتقد به جدائی مذهب از سياست هستند و در ايران توان بيان نظرات خود را ندارند ، در عراق پناهگاهی خواهند يافت و میتوانند از آنجا افكار خود را گسترش دهند. آيا رژيم اسلامی بازنده بعدی اين تغييرات نخواهد بود؟ •• تهران هم به اين دليل به بن بست رسيده است كه تغييرات منطقه برای رژيم قابل تحمل نيست. سقوط صدام احساس بدی بر جای گذاشته است. چيزی كه تهران به هيچ عنوان آرزوی آن را ندارد ، دموكراتيزه شدن عراق است. اين موضوع ، در عين حال شامل حال عربستان سعودی ، كويت ، تركيه و سوريه هم میشود. برای تهران ، يك رژيم تحت نفوذ حكيم ، كه به خودش وفادار باشد ، مطلوبتر از همه خواهد بود. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |