| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
گفت و گوی اشپيگل با اهود
باراك نخست وزير پيشين اسرائيل:
شكست آمريكا در دموكراتيزه كردن عراق تمام نظم جهانی را به خطر خواهد انداخت
• آريل شارون میداند كه اگر درست عمل
نكند مسئول شكست طرح صلح بوش شناخته خواهد شد
• محمود عباس مردی است كه بايد او را جدی گرفت • بشارالاسد يك رئيس جمهور مدرن است و میداند كه كشورش نياز به نوسازی دارد. من با حمله نظامی عليه سوريه مخالفم. • اروپائیها تصوير غلطی از ديوار مرزی ميان اسرائيل و فلسطين دارند. ديوارهای بلند، همسايگان خوبی میآفرينند! برگردان: جواد طالعی (دفتر اروپائی شهروند) شنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۲
اشپيگل: آقای باراك!
كالين پاول وزير خارجه ايالات متحده آمريكا، به منظور تحكيم تلاش صلح رئيس جمهورش
جورج دبليو بوش سرگرم بازديد از منطقه است. شما برای اين حركت شانسی بيش از
تلاشهای پيشين میيابيد؟ اهود باراك: دست كم پيش شرطها بهتر شدهاند. آزادسازی عراق، موقعيت خاورميانه را در حد تعيين كنندهای تغيير میدهد. اسرائيل از يك تهديد استراتژيك رها شده است و احساس امنيت بيشتری میكند. برعكس، ياسر عرفات با سقوط صدام حسين يك دوست قديمی را، كه در جنگ عليه كويت مورد پشتيبانی قرار داده بود، از دست داده است. او، خانوادههای شركت كنندگان در عمليات انتحاری را مورد حمايت قرار میداد. اكنون، تروريستها پدرخوانده خود را از دست دادهاند. اشپيگل: مسلمانان بنيادگرا بدون ديكتاتور هم قصد دارند با اسرائيل بجنگند. باراك: اما ما حالا میدانيم كه بوش در زمينه نبرد با تروريسم جدی است. جنگ، اعلام خطری بود به تمام حكومتهای شرور. كسی كه از تندروها پشتيبانی كند، ديگر نمیتواند برای مدت زيادی امنيت داشته باشد، بلكه بايد روی انتقام ابرقدرت آمريكا حساب كند. اشپيگل: به اين ترتيب، در ميان همسايگان مستقيم شما، نوبت به سوريه میرسد: رژيم بشارالاسد مثل بغداد گروههای راديكال فلسطينی را مورد پشتيبانی قرار میدهد و شبه نظاميان شيعی حزب الله را تقويت میكند. باراك: در مورد سوريه من با يك حركت نظامی مخالفم. برعكس: در هفتههای گذشته كوشيدم سياستمداران بلندپايه را در واشنگتن متقاعد كنم كه از قضا موقعيت مناسبی برای نزديكی با سوريه فراهم شده است. اسد، رئيس كشور سوريه، احتمالا درك كرده است كه بايد شبه نظاميان حزب الله را از مرزهای اسرائيل دور كند. اشپيگل: شما در اين مورد بيش از حد خوش بين نيستيد؟ باراك: اسد، در لندن تحصيل كرده و يك زن مدرن سوری را به همسری برگزيده كه تحليل گر يك موسسه آمريكائی بوده است. لازم نيست به او توضيح بدهيد كه يك كشور نيازمند نوسازی است. او، در محاصره گارد قديمی رژيم است، اما اميدهائی وجود دارد. اشپيگل: و از طريق جنگ آمريكا عليه عراق ممكن است تجديد ساختمان نظام برای رئيس كشور آسان تر شود؟ باراك: اگر آمريكا به ايجاد مناسبات دموكراتيك در عراق موفق شود، اين امر بر سوريه به عنوان كشور همسايه نيز اثر خواهد گذاشت. اما اگر روند امور در مسيری معكوس حركت كند و عراق در آشفتگی غرق شود، آنهائی كه حاضر به يادگرفتن نيستند، دوباره نسيم سحری را استشمام خواهند كرد و تمام نظم جهانی به خطر خواهد افتاد. اشپيگل: پيش از همه حزب الله در جنوب لبنان كه از پيروزی آمريكا دستخوش ترس نشده است. باراك: اين شبه نظاميان، همچنان خطری برای مرزهای شمالی ما محسوب میشوند. اما ديگر آنقدر تهديد كننده نيستند كه مبلغان آنها میكوشند نشان بدهند. در هر حال راه پشتيبانی سياسی و نظامی از آنها قطع میشود. اشپيگل: در نگاه جهان عرب، اسرائيل، تا زمانی كه غرب اردن و خطوط غزه را تخليه نكرده است، همچنان يك قدرت اشغالگر خواهد بود. به اين دليل، بوش رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا میخواهد از طريق طرح صلح معروف به نقشه راه خود، موجوديت يك كشور مستقل فلسطينی را تا سال ٢٠٠٥ تضمين كند. شما اين طرح را منطبق بر واقعيت میيابيد؟ باراك: مشروط بر آن كه طرف فلسطينی شرايط ايالات متحده آمريكا را كاملا تامين كند، اين طرح میتواند تحقق يابد. بر فراز همه چيز، خلع قدرت كامل عرفات قرار گرفته است. بدون اين كار، صلحی وجود نخواهد داشت. در مرحله دوم، میبايست فلسطينیها تمام دستگاه امنيتی خود را از بنياد اصلاح كنند و به صورت موثر به مبارزه با گروههای تندرو مثل حماس، جهاد اسلامی و همچنين بريگاد الاقصای عرفات بپردازند. اشپيگل: اين منتهی به يك جنگ داخلی در مناطق خودمختار فلسطين خواهد شد. باراك: من ادعا نمیكنم كه اين كار آسان خواهد بود. اما اسرائيل میتواند راههائی برای راحت تر كردن زندگی روزمره فلسطينیها بيابد و فلسطينیها بايد خواست اصلاحات خود را در عمل ثابت كنند و ترور را متوقف سازند. اگر آنها موفق به اين كار شوند، آريل شارون میبايست به خواستهای "نقشه راه" تحقق ببخشد. مثلا با آغاز عقب كشيدن ارتش از مناطق خودمختار. اشپيگل: اما جانشين شما از تندروها به حساب میآيد. او در زمينه آشتی چقدر جدی است؟ باراك: من مطمئن هستم كه او هم در روح خود خواستار چرخش به سوی شرايط بهتر است. اما طبعا نمیتواند پوست خودش را ترك كند! شارون، پدربزرگ جنبش شهركهای مهاجرتی بوده و چنين نيز باقی خواهد ماند. اشپيگل: اين نوميدانه به نظر میرسد. دولت اسرائيل به همين تازگی در واشنگتن تغييرات زيادی را (در طرح صلح بوش) خواستار شد. باراك: اما نسخه پايه درست است. اين طرح شايسته پشتيبانی ی همه طرفها است، زيرا كه موفقيت آن اثرات خود را بسيار فراتر از اسرائيل نشان خواهد داد. من فكر میكنم كه شارون به اين دليل میخواهد با دست زدن به برنامههای جلب اعتماد سهم خودش را در پيروزی "نقشه راه" ايفا كند. اشپيگل: چگونه؟ باراك: به اين ترتيب كه او نيت خيرش را نشان بدهد و پستهای غيرقانونی را در غرب اردن و خطوط غزه برچيند. اين كار، برای شارون هم مشكل نيست، چون كه ما دارای يك حكومت متكی بر قانون هستيم و برخی از پستهای خارجی بدون اجازه رسمی مستقر شدهاند. اشپيگل: اما اين كار تغييری در اين امر به وجود نمیآورد كه اسرائيل همچنان مناطق اشغالی را زير و رو میكند، خيابانها را میبندد و مانع رفت و آمد فلسطينیها میشود. باراك: طبعا بايد شارون زندگی روزمره فلسطينیها را راحت كند و برای بهبودی قابل لمس شرايط بكوشد. من مطمئن هستم كه او چنين خواهد كرد. او میداند كه در غير اينصورت مسئوليت شكست طرح صلح متوجه او خواهد بود. اشپيگل: يكی از وسايل موثر در صلح جدی فشار خارجی است. بوش بايد هر دو طرف را به يك سازش مجبور كند؟ باراك: هيچكس. حتی آمريكائیها نمیتوانند ما يا فلسطينیها را مجبور به صلح كنند. اين قدم بزرگ، تنها میتواند در نتيجه اين ديدگاه برداشته شود كه صلح به نفع خودمان است. ما، بيش از يكبار ثابت كرديم كه آماده صلح هستيم. اما حالا بايد فلسطينیها سهم خودشان را، در ايجاد شرايط مناسب ايفا كنند. اشپيگل: با گزينش محمود عباس به عنوان نخست وزير، فلسطينیها به يكی از خواستهای تعيين كننده تحقق بخشيدند. باراك: تنها به لحاظ ظاهری اين مهم است. اما حالا عباس بايد ثابت كند كه آمادگی تثبيت موقعيت خودش را در برابر عرفات، كه تاكنون همواره تكروی كرده است، دارد. در غير اين صورت، عرفات در قدرت میماند و تمام نقشه حركت به سوی صلح تبديل به ورق باطله خواهد شد. اشپيگل: شما، عباس را، كه سال ٢٠٠٠ در جريان مذاكرات خود با عرفات در كمپ ديويد شناخته ايد، يك طرف قابل اعتماد میشناسيد؟ باراك: او مردی است كه بايد جدی گرفته شود. اما من نمیخواهم خيلی از او تعريف كنم. اين كار فقط سبب خواهد شد كه او اعتبارش را در ميان مردم خودش از دست بدهد. به هر حال او خردگرا و عمل گراتر از عرفات است. او، بيشتر از يكبار عليه ميليتاريزه كرده مقاومت فلسطين سخن گفته است. اشپيگل: او به اين ترتيب خشم مخالفان مسلح صلح را متوجه خودش میكند. در شرايطی كه اسرائيل تمام ساختارهای بنيادی نظامی و پليسی فلسطين را نابود كرده است، او چگونه میتواند مانع عمليات انتحاری و حملات انفجاری شود؟ باراك: با من اينطور برخورد نكنيد. عرفات با تندروها هم پيمان شد و نيروهای امنيتی اش را به بازوی ترور تبديل كرد. اگر يك رهبر فلسطينی واقعا بخواهد با خشونت مقابله كند، موفق به اين كار خواهد شد. اشپيگل: اگر نخست وزير عباس به اين وضعيت آشفته نظامی پايان بدهد، در پايان سال جاری بايد به موجب فاز دوم طرح صلح بر سر مرزهای موقت كشور آينده فلسطينی مذاكره شود. اين مرزهای تازه تا چه حد از مرزهای پيش از جنگ ژوئن ١٩٦٧ دور خواهد بود؟ باراك: به منظور حفظ امنيت اسرائيل، بازگشت كامل به پشت خطوط سبز ١٩٦٧ تحقق نخواهد يافت. بقيه مسائل بستگی به روند مذاكرات دارد. تا آن زمان، من توصيه به يك ديوار امنيتی میكنم كه اسرائيل و شهركهای يهودی نشين مهم را از مناطق فلسطينی جدا میكند. ديوارهای بلند همسايگان خوبی ايجاد میكنند! اشپيگل: نوعی ديوار برلين كه بسياری از روستاهای فلسطينی را از سرزمين خودشان جدا میكند بايد به صلح كمك كند؟ باراك: اين دوتا را اصلا نمیتوانيد مقايسه كنيد. ديوار برلين، آلمان را در قلب كشور جدا كرد و خانوادهها را از هم گسست. ديوار ما میبايست دو خلق مختلف را از هم جدا كند. علاوه بر اين، گذرگاههای متعدد يك رفت و آمد مرزی كنترل شده و يك همكاری ی خوب ميان همسايگان را، برای دو طرف تامين خواهند كرد. اشپيگل: به صورت مشخص، ديوار سبب تجزيه اردن غربی به مناطق متعدد و منفك فلسطينی خواهد شد كه در ميان شهركهای اسرائيلی، جادهها و پايگاههای نظامی قرار گرفتهاند. حتی خطوط غزه نيز قطعه قطعه خواهد شد. اين نمیتواند يك كشور فلسطينی مستقل و قابل زندگی باشد كه بوش چشم انداز آن را به دست داده است. باراك: اين تصوير پخش شده در اروپا، وارونه نشان دادن كامل واقعيت است. يك دروغ. با كشيدن اين ديوار مرزی قرار نيست فلسطينیها منزوی يا محدود شوند. ديوار، بيش از آن يك سند محكم است بر آن كه سلطه ما بر فلسطينیها میبايست پايانی داشته باشد. ما خواستار دو كشور برای دو خلق هستيم كه در كنار هم زندگی میكنند و نه به عنوان اقليتی در ميان يك ملت ديگر. اشپيگل: بدون چشم پوشی از شهركهای يهودی نشين، تحقق چنين نقشهای عملی نخواهد بود. در اين زمينه، ائتلاف راست و ميانه شارون از هم خواهد پاشيد. باراك: موتلفين او، تا زمانی كه بتوانند تصور كنند شارون با زمان بازی میكند، به او وفادار خواهند ماند. اما اگر او "تعهدات دردناك" خود را به صورت جدی عملی كند، به همكاری با او پايان خواهند داد. اشپيگل: شما از شارون پشتيبانی خواهيد كرد؟ باراك: به خاطر صلح، ما بدون ترديد در يك ائتلاف وحدت ملی مسئوليت خواهيم پذيرفت. اشپيگل: پس از كناره
گيری "آمرام ميزنا" دبيركل حزب كار، شما چشم انداز خوبی برای جانشينی او داريد.
خودتان را از همين حالا بر تخت حكومت میبينيد؟
باراك: من، در واقع از سياست روز عقب نشينی كردهام. اما وضعيت يك افسر ذخيره را دارم. اگر مرا بدون قيد و شرط بخواهند، آماده خدمت هستم. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |