‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





بنی‌صدر در گفت و گو با جواد طالعی:
حزب‌الله لبنان هنوز هم از ايران كمك می‌گيرد
• حزب الله لبنان را علی اكير محتشمی هنگامی كه سفير جمهوری اسلامی در دمشق بود بنياد نهاد و برای سازماندهی آن اعضای سپاه پاسداران در دره بقاع مستقر شدند
• سوريه بدون موافقت جمهوری اسلامی نمی‌تواند به خواست‌های آمريكا در لبنان تحقق ببخشد
• شيخ حسن نصرالله رهبر حزب الله دائما با تهران در رفت و آمد است


چهارشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۲

اشاره:
جورج دبليو بوش، رئيس جمهور آمريكا، از مدت‌ها پيش از حمله به عراق، وعده داده بود كه پس از تعيين تكليف صدام حسين، برای استقرار صلح ميان فلسطين و اسرائيل تلاش خواهد كرد. اين تلاش‌ها، در هفته‌های اخير با ارائه طرح راه صلح و پشتيبانی اتحاد اروپا، روسيه و سازمان ملل متحد از آن، آغاز شده است. آمريكائی‌ها اميدوارند كه نخست وزير تازه فلسطين بتواند، از طريق كنترل گروه‌های مسلح فلسطينی، راه مذاكره با اسرائيل را هموار سازد.
مشكل فلسطين، اما تنها يك مشكل داخلی نيست. مخالفت‌های دائمی راستگرايان اسرائيل با خواست‌های برحق مردم فلسطين و سركوب دائمی آن‌ها، زمينه را برای دخالت‌های خارجی در فلسطين فراهم ساخته است. عراق، جمهوری اسلامی ايران و سوريه، هر سه از گروه‌های مسلح فلسطين پشتيبانی می‌كردند. پشتيبانی عراق اكنون قطع شده است. سوريه، تحت فشار آمريكا ناچار است از دخالت‌های خود در فلسطين بكاهد. اما اين تحولات چه تاثيری بر مناسبات "بيت رهبری" جمهوری اسلامی با بنيادگرايان فلسطينی خواهد داشت؟
در نخستين سال‌های انقلاب، محمد منتظری، فرزند درگذشته آيت الله منتظری سرنخ ارتباطات رهبران جمهوری اسلامی را، با گروه‌های فلسطينی در دست داشت. در همان دوران، دكتر ابوالحسن بنی صدر، به عنوان عضو شورای انقلاب و بعدا نخستين رئيس جمهور ايران، مسئوليت‌های سنگينی را بر عهده داشت.
جواد طالعی دبير دفتر اروپائی شهروند كوشيده است در گفت و گوئی با آقای بنی صدر روند گسترش مناسبات جمهوری اسلامی ايران را، با گروه‌های فلسطينی از آن زمان تا امروز دنبال كند. متن اين گفت و گو را، در اينجا می‌خوانيد:

- آقای بنی صدر! آمريكا، اتحاد اروپا، روسيه و سازمان ملل متحد، در چارچوب طرح تازه بوش، تلاش‌هائی را برای استقرار صلح ميان فلسطين و اسرائيل آغاز كرده اند. تحقق صلح را، تا به امروز، از يكسو پشتيبانی يكجانبه آمريكا از اسرائيل و از سوی ديگر حضور گروه‌های بنيادگرای مسلح نظير جهاد اسلامی، حماس، امل و حزب الله دستخوش اشكال كرده است. هدف گفت و گوی ما با شما، دست يابی به اطلاعاتی در زمينه دخالت‌های جمهوری اسلامی در فلسطين است. از جمله پشتيبانی رژيم تهران از حزب الله. هنگامی كه شما مسئوليت رياست جمهوری را در ايران به عهده داشتيد، محمد منتظری، فرزند درگذشته آيت الله منتظری تشكيلاتی را برای كمك رسانی به گروه‌های فلسطينی سازمان داده بود. درباره اين تشكيلات و روش كار آن چه اطلاعاتی داريد؟
بنی صدر: فعاليت‌های اين تشكيلات از دوران حكومت موقت مرحوم مهندس بازرگان شروع شد. آقای محمد منتظری نه تنها با گروه‌های فلسطينی، كه حتی با ليبی هم ارتباط داشت و نخست وزير ليبی را هم او به ايران آورد. در همان دوره بازرگان، قرار شد به اين ارتباطات نظمی داده شود. بحث بر سر اين بود كه چه نهادی بايد مسئول تنظيم ارتباط جمهوری اسلامی با نهضت‌های رهائی بخش باشد. يك طرح قانونی تهيه شده بود كه اختيار اين امور را به تشكيلات اطلاعاتی كشور می‌داد. اين طرح، در اوائل دوران رياست جمهوری من به شورای انقلاب آمد. من، در نشست شورای انقلاب گفتم: معنای حركت ما اين است كه می‌خواهيم دوباره سازمان امنيت را تجديد حيات كنيم و نظامی به وجود بياوريم كه مردم را به صلابه بكشد و روابطی هم با خارج برقرار كنيم كه شبيه روابط ما با مردم خودمان خواهد بود. در همان جلسه عنوان كردم كه اطلاعات دارای دوجنبه است. يكی اطلاعات خارجی و يكی اطلاعات داخلی. اطلاعات داخلی بايد به عهده وزارت كشور باشد و اطلاعات خارجی به عهده وزارت امورخارجه. به اين ترتيب، رابطه با نهضت‌های رهائی بخش هم از طريق وزارت خارجه و در چارچوب ديپلماسی رسمی كشور تنظيم خواهد شد. اين قانون، مورد تصويب قرار گرفت.

- به همان ترتيبی كه شما پيشنهاد داده بوديد؟
٭ بله. آن زمان، آن‌ها هنوز توانائی تجديد بنای ساواك را نداشتند. بعد از كودتای خرداد ٦٠ بود كه آقای سعيد حجاريان و همكارانش طرح ايجاد وزارت اطلاعات را در مجلس اول به تصويب رساندند. از آن به بعد، تنظيم مناسبات با نهضت‌های رهائی بخش تحت نظر سپاه قرار گرفت.

- سپاه يا وزارت اطلاعات؟
٭ سپاه. هنوز وزارت اطلاعات تشكيل نشده بود. اطلاعات سپاه وجود داشت، اما نه وزارت اطلاعات. در عين حال بايد يادآوری كنم كه به رغم قانون تصويب شده در شورای انقلاب، ارتباط با گروه‌های اسلامی، خارج از كنترل وزارت خارجه ادامه يافته بود. وزارت خارجه اصولا توانائی خارج ساختن اين اختيار را از دست سپاه نداشت. در سپاه پاسداران هم، اين امور از سوی سيد مهدی‌هاشمی و باند وی كنترل می‌شد. تا زمانی كه او را خلع كردند.

- خلع سيد مهدی‌هاشمی تا چه حد با سفر مك فارلين به ايران ارتباط داشت؟
٭ او، در آستانه سفر مك فارلين به تهران خلع شد. مك فارلين، در ماه می‌١٩٨٦ به ايران رفت و سيد مهدی‌هاشمی كه لو رفته بود راز اين سفر محرمانه را فاش كرد. البته‌هاشمی يكبار پيش از آن استعفا داده بود و فقط به اصرار آقای منتظری به كارش ادامه می‌داد. اما اندكی پيش از سفر مك فارلين او را كنار گذاشتند.

- يعنی بركنار كردن سيد مهدی‌هاشمی مشخصا در ارتباط با لودادن سفر مك فارلين بود؟
٭ نه. او، پيش از اين بركنار شده بود. و پيش از بركناری او نيز ارتباط‌های محرمانه با آمريكا از سر گرفته شده بود. مك فارلين در خاطرات خود به اين نكته اشاره می‌كند كه دستگيری و اعدام سيد مهدی‌هاشمی به خواست سرهنگ نوز صورت گرفت كه مقدمات روابط محرمانه ايران و آمريكا را فراهم می‌كرد. باند سيد مهدی‌هاشمی در سپاه قصد لودادن اين اسرار را داشتند كه او بركنار شد.

- اجازه بدهيد برگرديم به موضوع پشتيبانی جمهوری اسلامی از گروه‌های فلسطينی. چه گروه‌هائی در فلسطين و لبنان مورد پشتيبانی قرار می‌گرفتند و شكل كمك‌ها چگونه بود؟ آيا ميلياردها بشكه نفتی كه به صورت رايگان يا اعتباری در اختيار سوريه گذاشته شد ارتباطی به نقش سوريه در انتقال اين كمك‌ها داشت؟
٭ صدور نفت به سوريه از كودتای خرداد ٦٠ به بعد آغاز شد و همچنان ادامه دارد.

- يعنی تا پيش از آن نفت ايران به سوريه صادر نمی‌شد؟
٭ نه. من، در اين لحظه رقم دقيق حجم نفتی را كه به سوريه داده شده است، در ذهن ندارم. اما صحبت بر سر هشت تا چهارده ميليارد دلار طلب ايران از سوريه است. سوريه اين بدهی را به ايران نپرداخته است. دليل صدور نفت رايگان دوچيز بود. يكی انزوای مطلق ايران در منطقه و جهان. سوريه تنها كشور منطقه بود كه با جمهوری اسلامی روابط حسنه داشت و رژيم می‌خواست به هر قيمت اين روابط را حفظ كند. برای باز كردن بيشتر مساله بايد به تئوری كمربند شيعه اشاره كنم كه آقای خمينی فريب آن را خورد و جنگ را هشت سال ادامه داد. يك طرف اين كمربند ايران بود و يك سر ديگرش لبنان. به اين دليل بود كه لبنان اهميت يافت و آقای علی اكبر محتشمی كه سفير جمهوری اسلامی در سوريه بود ماموريت يافت حزب الله را در لبنان تشكيل بدهد. جنبش امل به سوريه نزديك بود و اين‌ها نيازمند تشكيلاتی بودند كه كنترل آن در دست خودشان باشد. به اين ترتيب شروع كردند به ايجاد حزب الله.

- پرسش دقيقا همين است: حزب الله لبنان از سوی جمهوری اسلامی بنياد نهاده شد؟ يا وجود داشت و مورد پشتيبانی اين رژيم قرار گرفت؟
٭ نه. حزب الله اصلا وجود خارجی نداشت. اين آقای محتشمی بود كه آن را به راه انداخت. بعد هم افراد سپاه را به آنجا بردند و در دره بقاع مستقر كردند. آن‌ها ماموريت آموزش افراد فلسطينی حزب الله را به عهده گرفتند و بسياری از آن‌ها را نيز برای ادامه آموزش نظامی و چريكی به ايران می‌فرستادند.

 - آگاهی داريد كه چه تعداد از افراد سپاه در جنوب لبنان مستقر شده اند؟
٭ به صورت عدد مشخص نه. اما تعدادشان آنقدر زياد بود كه می‌شد از آن‌ها به عنوان يك نيرو نام برد.

- فرماندهی نيروهای سپاه را در جنوب لبنان چه كسی به عهده دارد؟
٭ تا به حال چند بار تغيير كرده اند. اسامی فرماندهان الان در ذهن من نيست. اما مهم اين است كه بدانيد افراد سپاه الان هم در آنجا هستند. جمهوری اسلامی ادعا می‌كند كه نيروهای خود را بازگردانده است. اما اين ادعا درست نيست. سپاه، در فعاليت‌های نظامی حزب الله نقش مستقيم دارد.

- به لحاظ ايدئولوژيك حزب الله لبنان به كداميك از رهبران مذهبی ايران نزديك تر است؟
٭ آن‌ها در آغاز از خط منتظری تبعيت می‌كردند. اما بعد از خلع آقای منتظری، منطبق شدن بر خط آقايان‌هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای برای آن‌ها دشوار بود. برخوردهای شديد در همين زمينه ميان آن‌ها پيش آمد كه كنار نهادن شيخ طفيلی، رهبر حزب الله و روی كار آمدن شيح حسن نصرالله يكی از نتايج آن بود. شيخ طفيلی هوادارآيت الله منتظری بود. در حالی كه شيخ حسن نصرالله مستقيما در ارتباط با آقای خامنه‌ای است.

- از حجم بودجه‌ای كه جمهوری اسلامی برای كمك به گروه‌های فلسطينی تعيين كرده است اطلاع داريد؟
٭ حجم بودجه، بسته به موقعيت كم و زياد می‌شود. بخشی از كمك‌ها شامل تجهيزات نظامی است كه يا مستقيما از ايران فرستاده می‌شود و يا جمهوری اسلامی پولش را می‌دهد و آن‌ها از منابع ديگر دريافت می‌كنند. بخشی از بودجه را نيز، كمك‌های اجتماعی تشكيل می‌دهد. برای ساختن بيمارستان و مدرسه و امكانات ديگر.

- در شرايطی كه بيماران ايرانی به دليل نداشتن پول در برابر در بيمارستان‌ها می‌ميرند و ميليون كودك توان رفتن به مدرسه را ندارند؟
 ٭ بله. هدف، تقويت موقعيت حزب الله در ميان مردم فقير جنوب لبنان است. درباره حجم كمك‌ها ارقام مختلفی اعلام شده است. از بيست ميليون دلار تا صد ميليون دلار. البته من فكر نمی‌كنم صد ميليون دلار درست باشد.

- منظور كمك سالانه است؟
٭ بله.

- فشارهائی كه آمريكا روی سوريه آورده است می‌تواند سبب قطع كانال‌های كمك رسانی جمهوری اسلامی به لبنان بشود؟
٭ بر اساس اطلاعاتی كه من از منابع عربی به دست آورده ام، كالين پاول در سفرش به سوريه از اين كشور خواسته است كه دست كم پشتيبانی از حزب الله در بخش نظامی قطع شود. ظاهرا آمريكائی‌ها مخالفتی با حضور حزب الله به عنوان يك تشكيلات سياسی ندارند. بلكه نظرشان بر قطع فعاليت‌های تروريستی اين تشكيلات است. اما سوريه به دو دليل برای تحقق خواست آمريكا در لبنان مشكل دارد. در مورد ايران، ادامه دريافت نفت مجانی مهم است و اين كشور بدون موافقت جمهوری اسلامی به سختی خواهد توانست سياست خود را در فلسطين به صورت اساسی تغيير بدهد. دشواری سوريه با اسرائيل از اين هم مهم تر است. اين كشور تاكنون از حزب الله به عنوان وسيله اعمال فشار بر سر بلندی‌های جولان استفاده كرده است و بايد در برابر دست برداشتن از اين حمايت، به چيزی دست بيابد.

- گفتيد كه رهبران حزب الله لبنان مستقيما با دفتر آقای خامنه‌ای در ارتباط هستند. چه چيزی باعث می‌شود كه رهبر مذهبی ايران بر سر ادامه پشتيبانی از حزب الله پافشاری كند؟
٭ موقعيت او در دنيای شيعه. جمهوری اسلامی، توانسته است به جهان عرب نشان بدهد كه از طريق حزب الله و نفوذ بر شيعيان جنوب لبنان دشواری‌هائی برای اسرائيل ايجاد كرد است. حالا اگر بخواهد تحت فشار آمريكا از اين موفقيت چشم بپوشد، موقعيت خود را در جهان عرب از دست خواهد داد. بخشی از حاكميت ايران بر اين عقيده است كه حمله آمريكا به عراق نفرت شديدی را عليه اين كشور در منطقه برانگيخته و جمهوری اسلامی بايد رهبری مبارزات ضد آمريكائی مسلمانان را در دست بگيرد. رها كردن حزب الله، بر خلاف اين عقيده است.

- رهبران حزب الله لبنان هنوز هم به ايران رفت و آمد دارند؟
٭ بله. شيخ حسن نصرالله بارها به ايران سفر كرده. بعضی از اين سفرها كاملا علنی بوده و گزارش ديدارهای او با آقای خامنه‌ای هم با آب و تاب در رسانه‌های داخلی آمده است. برخی از سفرها نيز محرمانه انجام شده اند.

- برای آخرين بار او كی در ايران بود؟
٭ حدود يكسال پيش.

- گذشته از حزب الله، جمهوری اسلامی به كدام گروه‌های لبنانی كمك می‌كند؟
٭ چند گروه ديگر هم كمك می‌گيرند. از حمله حماس و جهاد اسلامی و حتی يك سازمان سنی به نام توحيد.

- مسئوليت نهائی تصميم گيری درباره اين كمك‌ها در حال حاضر به عهده كدام نهاد است؟
٭ دفتر آقای خامنه‌ای و سپاه پاسداران.

- چند درصد جمعيت لبنان را شيعيان تشكيل می‌دهند؟
٭ در لبنان، به اين دليل كه هميشه حاكميت در اختيار اقليت مسيحی بوده است، آمار دقيقی در اين زمينه ارائه نمی‌شود. اما می‌دانم كه اكثريت مردم اين كشور را شيعيان تشكيل می‌دهند. دومين گروه بزرگ جمعيت از سنی‌ها و اقليت از مسيحيان مارونی و دروزی تشكيل شده است.

- از شركت شما در اين گفت و گو سپاسگزاريم.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de