| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
روز شكستن قنديلهای يخ
نگاهی به تظاهرات صلح در
اروپا
* مفسران و روزنامهنگاران: تظاهرات
پانزده فوريه نشانه تغيير تفكر سياسي در اروپاي پس از جنگ جهاني دوم
است
جواد طالعي (دفتر اروپائي
شهروند)
چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۱ گروه بي شماري از دختران و پسران جوان، چهره هاي خود را با علامت صلح نقاشي كرده اند. سوپرمن، در ميان جمعيت است و پلاكاتي مقوائي را بر شانه حمل مي كند. روي مقوا مي خوانيم: "شرور واقعي من هستم، من، سوپر من!" چهره سوپر من، با اندكي دستگاري، به چهره جورج دبليو بوش بسيار شبيه شده است. آنسوتر، مجسمه آزادي پا در آورده و در حركت است. در دستي يك بشكه نفت و در دستي ديگر يك موشك. برلين، چهره روزهاي "كارناوال عشق" را به خود گرفته است. خيابان هاي مركزي، از دروازه براندنبورگ گرفته تا تيرگارتن، انباشته از جمعيتي است كه تصميم گرفته اند نشان بدهند وجدان انسان معاصر هنوز مي تواند بيدار باشد. مفسران پا به سن گذاشته شبكه هاي تلويزيوني آلمان كه تظاهرات صلح ويتنام را نيز ديده اند، مي گويند: "نه، اين بسيار عظيم تر از تظاهرات صلح ويتنام است. چيزي است كه از فرداي جنگ جهاني دوم تا به امروز، در آلمان سابقه نداشته است. نشانه اي آشكار از تغيير تفكر سياسي در اروپاي پس از جنگ." شنبه، پانزدهم فوريه سال 2003 ميلادي است. ديروز، رئيس هيئت بازرسان تسليحاتي سازمان ملل متحد آخرين گزارش خود را در شوراي امنيت قرائت كرده است. گزارش او، از يك سو در مورد ذخيره سلاح هاي ميكروبي و شيميائي عراق ترديد نشان مي دهد و از سوي ديگر ثابت مي كند كه عراقي ها به همكاري خود با بازرسان افزوده اند. گزارش سكه اي دو رو است. اما هيچ روي آن، به نفع عقاب هاي پنتاگون نيست، كه پس از اعزام 150 هزار سرباز به خليج فارس، براي فشردن تكمه ها لحظه شماري مي كنند. امروز، شنبه، پانزدهم فوريه سال 2003، يك روز پس از نشست شوراي امنيت، در حالي كه بحث پيرامون محتواي گزارش رئيس هيئت بازرسان ادامه دارد، اروپا چنان به پا خاسته است كه انگار قصد دوباره نشستن ندارد. يك سخنگوي تظاهرات برلين حتي اعلام مي كند كه مردم تصميم گرفته اند روز شنبه هفته آينده، يكي از مراكز نظامي آمريكا را در فرانكفورت اشغال كنند! هوا، منجمد است. قنديل ها را، آويخته بر شاخ خشك بسياري از درختان مي بينم. آدم دلش مي خواهد توي آپارتمان خودش، همه رادياتورهاي شوفاژ را تا آخر باز كند و زير پتو بخزد و كتاب بخواند يا با اندوه هميشگي بازهم خبرهاي هميشه تلخ شبكه هاي تلويزيوني را دنبال كند. اما به تخمين دوست و دشمن، چيزي حدود نيم ميليون نفر، در سرماي خيابان، با آهنگ دلاويز سرود صلح، تن مي جنبانند و گرم مي شوند. هنرمندان سرشناس و معترض آلمان، پشت سر هم بر صحنه ظاهر مي شوند، سخنراني مي كنند يا تصنيف هائي را در ستايش صلح و نكوهش جنگ مي خوانند. جمعيت، اغلب با آن ها همسرائي مي كنند. به خصوص آنجا كه نوبت به همسرائي سرود صلح تازه مي رسد كه ترجيع بند آن "مرحبا سلام" است. در فاصله برنامه ها، مجري زن، خبرهائي را كه از ساير كشورها و شهرهاي اروپا و جهان رسيده است، در اختيار حاضران قرار مي دهد. گرماي ناشي از همبستگي جهاني، يخ را زير مژه هاي دوستداران صلح آب مي كند و لبخند را بر لباني مي نشاند كه تا گشوده مي شوند، بخار نفس از ميان آن ها به هوا مي رود. مجري برنامه مي گويد: "همين حالا كه ما اينجا جمع شده ايم، در 660 شهر 66 كشور جهان، ميليون ها انسان به خيابان ها ريخته اند تا نشان بدهند كه از جنگ بيزارند و صلح و امنيت و آبادي مي خواهند. تنها در شهرهاي بزرگ اروپا بيش از 2 ميليون نفر در خيابان ها هستند. ما، به عنوان برگزار كنندگان اين برنامه، هرگز تصور نمي كرديم كه بيش از نيم ميليون نفر در سرماي سوزان برلين، از خانه هايشان بيرون بيايند." نحوه بيان زن آلماني، مرا به ياد نسلي مي اندازد كه در جريان دعواهاي سياسي خود، همواره افسانه سازي هم مي كنند. نسل دهه هاي 60 و هفتاد. دلم مي خواهد به مجري برنامه نزديك شوم و از او بپرسم: " شك ندارم كه وجدان اكثريت مردم اروپا بيدار شده و بيش از دو سوم آن ها از جنگ بيزاري مي جويند. اما شك دارم كه اين رقم هاي 660 شهر و 66 كشور دقيق باشد. چرا نه 659 شهر و مثلا 67 كشور؟!" اما اگر حتي اندكي شيرين كاري ايدآليستي چپ چاشني اظهارات مجري برنامه باشد، حق، در نهايت امر با او است. امروز در سراسر اروپا، و بسياري از كشورهاي قاره هاي آمريكا، آسيا و آفريقا، چيزي رخ داده است كه استخوان هاي انسان صلح طلب معاصر را، در اين سرماي سخت گرم و نرم مي كند: فرياد نفرت از جنگ و عشق به صلح جهانگير شده است. شب، شبكه هاي تلويزيوني رسمي، كه دليلي براي اغراق كردن ندارند، بخشي از آمار شركت كنندگان در تظاهرات صلح را چنين اعلام مي دارند: در لندن، برلين و رم، امروز روي هم رفته بيش از يك ميليون وسيصد هزار نفر به خيابان ها ريختند و براي صلح تظاهرات كردند. تا ساعت سه بعد از ظهر، شمار راه پيمايان خيابان هاي منتهي به باستيل پاريس، به بيش از دويست هزار نفر رسيده بود. اما از آنجا كه فرانسوي ها عادت دارند روزهاي تعطيل سه- چهار ساعت بر سر ميز ناهار بنشينند، انتظار مي رود كه تعداد آن ها، كه هم اكنون لحظه به لحظه در حال افزايش است، تا ساعاتي ديگر به مرز نيم ميليون نفر برسد. تظاهرات، همزمان در همه شهرهاي بزرگ فرانسه جريان دارد. در همين حال، شبكه هاي تلويزيوني فعالان جنبش صلح را در بغداد نشان مي دهند كه مشغول تظاهرات در خيابان هاي اين شهر هستند. با لباس هاي رنگارنگ و طبل هاي بزرگي كه به جاي جنگ، صلح را بر آن مي كوبند. تصويرها، اين اميد را در دل آدمي زنده مي كنند كه انسان معاصر هنوز از وجدان بيدار تهي نشده است. آخر شب، خبر مي رسد كه تعداد تظاهركنندگان در سراسر جهان از مرز ده ميليون نفر هم گذشته است. در قطعنامه پاياني گردهمائي تاريخي برلين،
نكات زيادي هست كه مي توان درباره آن ها نوشت، اما مهمترين آن ها، اين نكته
است كه موضوع خلع سلاح ميكروبي و شيميائي نبايد تنها به عراق محدود شود، بلكه
سازمان ملل متحد بايد ترتيبي بدهد كه بازرسان آن بتوانند زرادخانه هاي تمام كشورهاي
جهان را، براي كنترل اين سلاح ها تحت بازرسي قرار دهند. از جمله زرادخانه هاي
آمريكا، انگلستان و حتي آلمان را.
تظاهرات صلح برلين، كه بسياري از مفسران شبكه هاي تلويزيوني از آن به عنوان "چرخشي در تفكر سياسي مردم اروپا پس از جنگ جهاني دوم" ياد كردند، بسيار مرتب و خوب برگزار شد. بيش از پنجاه اتحاديه صنفي، حزب و سازمان سياسي و نهاد كليسائي، براي شركت در آن فرخوان داده بودند. در پايان برنامه كه دو ساعت به طول انجاميد، قطعنامه خوانده شد. در اين قطعنامه از دولت آلمان خواسته شد كه در شوراي امنيت سازمان ملل به هر قطعنامه اي كه راه را براي جنگ هموار مي سازد راي مخالف بدهد، تانك هاي خود را از كويت به آلمان بازگرداند، امكان بهره برداري از پايگاه هاي هوائي خود را به آمريكا ندهد و از پذيرش مسئوليت حفظ تاسيسات نظامي ايالات متحده در اين كشور خودداري كند. طبيعي است كه دولت آلمان نه مي خواهد و نه مي تواند به همه اين خواست ها تن بدهد. اما نخست وزير سوسيال دموكرات اين كشور، كه از آغاز مخالفت خود را با جنگ اعلام كرده است، در پي اين تظاهرات، احساس پشتگرمي بيشتري خواهد كرد. او، بيش از هر كس به اين پشتگرمي نياز دارد. زيرا كه از چند هفته پيش، از سوي رقباي خود در احزاب اتحاد مسيحي و ليبرال، هدف شديدترين حملات قرار گرفته است. آن ها او را متهم مي سازند كه با سياست ضد جنگ خود آلمان را به انزوا كشانده، ناتو را با خطر انشعاب مواجه ساخته و به مناسبات بسيار خوب آمريكا و آلمان به شدت ضربه زده است. اما خيابان هاي برلين، در روز پانزدهم فوريه امسال، فرياد كشيدند: آنكه به مخالفت با جنگ برمي خيزد، حرف ما را مي زند و مورد پشتيباني ما است. يكي از فعالان جنبش صلح آلمان، به تمثيل
مي گفت: "بعد از تظاهرات، هنگامي كه از برابر كاخ صدراعظمي آلمان در برلين مي
گذشتم، ديدم قنديل هاي يخ از لرزه فرياد ما شكسته و بر زمين ريخته اند! آنجا
اميدوار شدم كه بوش و رامسفلد صداي ما را شنيده باشند."
|
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |