‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





 
 
بهای جنگ
 
ماريو مولر (فرانكفورتر روندشاو)
برگردان: جواد طالعي (دفتر اروپائي شهروند)
چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۱
 

كشورهاي صنعتي، يكي از شديدترين چرخه هاي بحران اقتصادي دوران معاصر را از سر مي گذرانند. به عنوان نمونه، پنج سال پيش، هنگامي كه ائتلاف سوسيال دموكرات ها و سبزها قدرت را در آلمان به دست گرفتند، تعداد بيكاران در اين كشور صنعتي به چهار ميليون و دويست هزار نفر رسيده بود. سوسيال دموكرات ها، در مبارزه انتخاباتي خود، سياست هاي نادرست دولت هلموت كهل (دموكرات مسيحي) را، كه شانزده سال در قدرت مانده بود، مسئول افزايش تعداد بيكاران دانستند و گرهارد شرودر نامزد آن ها براي احراز مقام نخست وزيري وعده داد كه تعداد بيكاران را به نصف كاهش دهد. اكنون، تازه ترين آمار ها خبر از وجود چهار ميليون و ششصد و بيست هزار بيكار در آلمان مي دهند كه بيش از يازده درصد نيروي كار كشور را در بر مي گيرد. همزمان با اين عقب گرد، دلار آمريكا نيز، هر روز ارزش برابري خود را بيشتر از دست مي دهد.
آيا آغاز يك جنگ تازه، كه ايالات متحده آمريكا از ماه ها پيش فضا را براي آن آماده كرده است، به تغيير اين وضعيت كمك خواهد كرد؟ يا منتهي به ركودي شديدتر خواهد شد؟
كارشناسان اقتصادي غرب، به اين پرسش پاسخ هائي متناقض مي دهند.
مقاله كوتاه و در عين حال جامع "ماريو مولر" در روزنامه آلماني فرانكفورتر روندشاو، اين ديدگاه ها را كنار هم قرار داده و تصويري نگران كننده به دست مي دهد: "تورم، ابعادي جهاني خواهد يافت".
برگردان متن كامل اين مقاله را، كه با عنوان "بهاي جنگ" به چاپ رسيده است، در اين جا مي خوانيد.
ج- ط

***
ژانويه 1991: حمله متحدين به عراق آغاز مي شود. بهاي نفت به سرعت كاهش مي يابد. همچنين بورس ها نفس مي كشند. اوراق سهام، به سقوط جهاني خود پايان مي دهند و نرخ آن ها آشكارا افزايش مي يابد. در پي يك  دوره ناامني عميق، تجارت جهاني دوباره جان مي گيرد. بعدها، نوميدانه اثر ترمزي جست و جو خواهد شد كه جنگ عراق بر روند اقتصاد جهان تحميل كرده  است.
 
***
دوازده سال بعد: ايالات متحده بار ديگر نيروهايش را در خليج (فارس) به حركت در مي آورد.  بار ديگر، خوش باوران روي يك عمليات كوتاه و كم هزينه حساب مي كنند كه تحركي  شتابناك را در بازارهاي نفت و اوراق بهادار جهان ايجاد خواهد كرد و جهان را از زيان هاي بزرگتر اقتصادي نجات خواهد بخشيد.
اين محاسبات كه آشكارا در كله هاي جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا و همرزمان او جاگرفته است، احتمالا ادامه خواهد يافت. كاخ سفيد، در واقع پيرامون زيان هاي جنگ سكوت اختيار كرده است و حدسيات مشارو اقتصادي پيشين خود "لاري ليندزي" را، كه بهاي جنگ را بين 100 تا 200 ميليارد دلار تخمين زده بود، بسيار اغراق آميز مي داند. دموكرات هاي مخالف، به ارقامي چون 48 و 60 ميليارد دلار اشاره مي كنند و كميته بودجه كنگره كه مستقل از احزاب سياسي است، به ارقامي مشابه مي رسد.
اين ارقام، تنها هزينه هاي نظامي خالص را در نظر مي گيرند و با توجه به قدرت خريد امروز، آشكارا پائين تر از هشتاد ميليارد دلاري هستند كه جنگ اول خليج فارس بلعيد و يك درصد مجموع خدمات اقتصادي ايالات متحده آمريكا را در بر مي گرفت و دردهاي مالي اش، محدود بود، زيرا كه صرفنظر از سهم كوچكي كه خود واشنگتن پرداخت، صورتحساب اصلي را متحدان پرداختند. تنها آلمان فدرال مجبور به پرداخت تقريبا 12 ميليارد دلار شد.
اين كه دنباله روهاي بوش از رقمي محدود حرف مي زنند، مي تواند منعكس كننده اعتماد كوركورانه آن ها به قدرت نظامي شان باشد، اما هدف هاي تبليغاتي را نيز تامين مي كند: اعلام يك بهاي بالا، مي تواند موافقت شهروندان آمريكائي را، كه نسبت به مساله خرج و دخل خود آگاهي دارند، با خطر مواجه سازد.
اما تاريخ به ندرت تكرار مي شود. از آنجا كه نه روند جنگ قابل پيش بيني است و نه مدت آن، هر محاسبه اي به فال قهوه مي ماند. اين را، "ويليام نوردهاوس" استاد دانشگاه ياله هم مي داند.
نوردهاوس، پيش بيني هاي خود را بر پايه دو سناريوي متضاد ارائه مي دهد: در سناريوي نخست، متفقين، مثل دوازده سال پيش، موفق به فرود آوردن يك ضربه پيروزمند خواهند شد كه در نتيجه آن بهاي نفت آشكارا كاهش خواهد يافت. كارشناس اقتصادي آمريكا، در اين حالت، مجموعه هزينه ايالات متحده آمريكا در ده سال آينده را برابر با 100 ميليارد دلار پيش بيني مي كند كه بخش عمده آن به مصرف ارتش خواهد رسيد.
اما اگر تنش ادامه يابد، تاسيسات صدور نفت ويران شوند و تمام منطقه به لرزه در آيد چه خواهد شد؟ در اين صورت، بهاي جنگ واقعا سنگين خواهد بود. به نظر نوردهاوس، تنها ايالات متحده آمريكا بايد براي يك دهه روي حدود 200 ميليارد دلار فشار مالي حساب كند كه يك چهارم آن صرف هزينه اقامت طولاني تر نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه خواهد شد.
اما پيش از هر چيز انفجار ديگري در بهاي نفت بر اين محاسبه اثر منفي خواهد نهاد: اين امر نه تنها در كشورهاي صنعتي بر تورم خواهد افزود، نرخ بهره را بالا خواهد برد، جيب و دخل مصرف كنندگان و كارفرمايان را خالي خواهد كرد و به خاطر تقاضاي كمتر كالا اقتصاد را دستخوش فلج خواهد ساخت، بلكه نتيجه آن يك ركود شديد جهاني و تعطيل بازار كار خواهد بود.
در اين صورت، به موجب پژوهش هاي بانك آلمان، رشد اقتصاد اين كشور مي تواند در همين سال به دو درصد محدود شود. اگر دلار در برابر يورو به شدت تضعيف شود ( كه هم اكنون شده است- م) ، چشم انداز، بسيار تيره خواهد شد.
نوردهاوس مي نويسد: "جنگ، بازي تهديد كننده اي با يك حاصل جمع منفي است كه در آن شكار طرف برنده آن آشكارا كمتر از باخت طرف بازنده خواهد بود". به عبارت ديگر: جنگ، به لحاظ اقتصادي فقط بازنده خواهد داشت.
و بهاي آن همواره دست كم گرفته مي شود.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de