| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
وقتی دبيركل پيشين
ناتو نيز ضد جنگ میشود!
* افكار عمومي جهان امروز
همانقدر مخالف جنگ است كه در اوج جنگ ويتنام بود
* اگر جنگ عراق برخلاف محاسبات "بازهاي پنتاگون" طولاني شود، گرايشهاي ضد آمريكائي زمينه مناسب را براي رشد مهارناپذير تروريسم اسلامي فراهم خواهد ساخت جواد
طالعی (دفتر اروپائي شهروند)
شنبه ١٢ بهمن ١٣٨١ گزارش رئيس هيئت بازرسان
تسليحاتي سازمان ملل متحد در نشست روز بيست و هفتم ژانويه، راه را براي نقشه هاي
جنگي بوش و "باز" هاي پنتاگون هموار كرد. در اين گزارش، عراق متهم شده كه
احتمالاسلاح هاي كشتارجمعي خود را پنهان كرده و با بازرسان، همكاري همه جانبه نمي
كند. به اين ترتيب، ادعاي جورج دبليو بوش، در اين زمينه كه عراق همچنان سلاح هاي
كشتار جمعي را در اختيار دارد، مورد تاييد ضمني قرار گرفت. بازرسان سازمان ملل،
براي تكميل كار خود، از يك سو خواستار دست كم يك ماه وقت بيشتر و از سوي ديگر
خواستار همكاري همه جانبه عراق شدند. اما كولين پاول وزير خارجه ايالات متحده
آمريكا، اعلام كرد كه كشورش ممكن است به تنهائي جنگ را آغاز كند.
شليك نخستين راكت ها و فروريختن نخستين بمب ها دور نيست. با اين كه فرياد ضد جنگ در سراسر جهان هر روز رسا تر مي شود، بعيد نيست كه آمريكا، ماجراجوئي خطرناك خود را، همين روزها آغاز كند. اما در برخورد با افكار عمومي جهان، آمريكا با شرايطي حتي دشوارتر از سال هاي اوج جنگ ويتنام روبرو است. در روزهاي آخر هفته گذشته، بسياري از شهرهاي اروپا شاهد تظاهرات گسترده مردم عليه جنگ بودند. اعتراضات، به ويژه در آلمان دامنه اي بسيار گسترده داشت و جنبش صلح ويتنام را، در روزهاي اوج خود به ياد مي آورد. روز شنبه بيست و پنجم ژانويه، بيش از ده هزار نفر در خيابان هاي مركزي شهر كلن عليه جنگ فرياد كشيدند. در همين روز و يكشنبه پس از آن، دهها شهر ديگر آلمان و اروپا نيز، شاهد تظاهرات گسترده صلح طلبان بودند. آنچه اكنون در صحنه خيابان ها بروز مي كند، اهميت خود را دارد. اما مهم تر از آن، شكاف عميقي است كه پافشاري آمريكا روي جنگ، ميان اين كشور و قاره اروپا ايجاد كرده است. در كنار رهبران آلمان و فرانسه، بسياري از سياستمداران اروپائي، از هفته ها پيش هشدار مي دهند كه جنگ تنها راه حل بحران نيست و بايد راه هاي مسالمت جويانه را يافت و دست كم به بازرسان سازمان ملل متحد فرصتي را كه خواستار آن شده اند داد. ديوانسالاري كاخ سفيد، كه آشكارا منافع كنسرن هاي نفتي و تسليحاتي را نمايندگي مي كند و به منافع واقعي مردم آمريكا كمتر اهميت مي دهد، بسيار اميدوار است كه بتواند جنگ عراق را، در عملياتي برق آسا و ظرف چند هفته به پايان برساند. شايد اگراين نقشه خوش بينانه تحقق يابد، آمريكا بتواند اوج گيري نفرت افكار عمومي جهان را، به مثابه روندي كوتاه مدت و گذرا، از سر بگذراند. اما چه خواهد شد اگر جنگ، آنطور كه حتي برخي از منابع آمريكائي پيش بيني كرده اند، چند ماه يا چند سال به درازا بكشد و تصوير قتل عام ها در رسانه هاي گروهي غرب انعكاس يابند؟ وقتي كه مخالفت با جنگ از سطح روشنفكران معترض و دولتمداران پراگماتيست اروپائي فراتر مي رود و حتي دبيركل پيشين ناتو به آن مي پيوندد، ديگر خطر انزواي آمريكا را نمي توان كوچك شمرد. "جاويار سولانا" در فاصله سال هاي 1995 تا 1999 دبيركل پيمان ناتو بود و در روز بيست و سوم مارس 1999 فرمان آغاز نخستين عمليات نظامي ناتو را، در طول تاريخ اين پيمان، صادر كرد. به موجب اين فرمان، جنگنده هاي ناتو، هدف هاي نظامي و اقتصادي يوگوسلاوي را بمباران كردند. سولانا، از پائيز همان سال، مسئوليت سياست خارجي و امنيتي اتحاد اروپا را به عهده گرفت. ببينيم دبيركل سابق ناتو و بالاترين مسئول سياست خارجي و امنيتي اتحاد اورپا درباره سياست هاي جنگ طلبانه آمريكا چه مي گويد. حرف هاي سولانا را، مي توان به عنوان عصاره نظر ديوانسالاري اتحاد اروپا ارزيابي كرد. او، روز ششم ژانويه امسال، در گفت و گوئي با نشريه تايمز مالي اعلام كرد كه جنگ عليه عراق سبب عمق يافتن بيشتر شكافي مي شود كه ميان آمريكا و اتحاد اروپا وجود دارد. او گفت: "آمريكائي ها، انگيزه اي مذهبي و ديدگاهي دوآليستي نسبت به جهان دارند و براي آن ها يا همه چيز هست و يا هيچ چيز نيست. اين ديدگاه، براي ما اروپائي ها كه نگاهي سكولاريستي داريم، به دشواري قابل فهم است. ما، دنيا را سياه و سفيد نمي بينيم". دبيركل پيشين ناتو، اين تفاوت ديدگاه را، يك پديده فرهنگي دانست كه بيش از هر چيز با نفوذ نيروهاي مذهبي در سياست ارتباط دارد. او، به عنوان نمونه مشخص، به اصطلاحاتي نظير "محور شرارت" و "يا با ما يا عليه ما" اشاره كرد كه بوش در سخنراني هاي خود به كار مي بندد. واقعه تروريستي يازده سپتامبر و نبرد با تروريسم، نمونه ديگري بود كه دبيركل پيشين ناتو و مسئول سياست خارجي و امنيتي اتحاد اروپا، به عنوان مشخص كننده تفاوت ديدگاه آمريكا و اروپا از آن ياد كرد. وي گفت: "براي واشنگتن، واقعه يازده سپتامبر به مثابه يك اعلام جنگ و ابراز وجود بدها تلقي شد، در حالي كه اروپائي ها بدترين و شديدترين شكل يك جنايت سياسي را در اين واقعه مي ديدند و در جست و جوي ريشه هاي سياسي و رواني اين جنايت بودند. تروريسم، در منظر اروپائي ها، يكي از مشكلات جهان است. فقر، تنش هاي منطقه اي و تغيير آب و هوا نيز دشواري هاي مهم ديگري هستند كه جهان با آن درگير است." تفاوت ديدگاه ها ميان آمريكا و اروپا، از زمان روي كارآمدن جورج دبليو بوش، كيفيتي حادتر از گذشته پيدا كرده است. اظهارات سولانا، به عنوان يكي از پرنفوذترين شخصيت هاي سياسي اتحاد اروپا، زماني انتشار مي يابد كه آمريكا با سياست هاي جنگ طلبانه خود خشم مجامع اروپائي را برانگيخته است. يكي از مهمترين دلايل خشم سياستمداران اروپائي، سياستي است كه آمريكاي دوران بوش، در برابر بحران فلسطين درپيش گرفته است. از زماني كه كاخ سفيد دست اسرائيل را كاملا باز گذاشته و ارتباط با ياسر عرفات را به اين بهانه كه او يك تروريست است قطع كرده، تمام تلاش هاي اروپائي ها براي ميانجيگري بين اسرائيل و فلسطين بي ثمر مانده است. از سوي ديگر، بسياري از دولت هاي اروپائي، نگران آن هستند كه تمركز ايالات متحده آمريكا روي جنگ عراق، نيروئي را كه جهان براي مبارزه با تروريسم بين المللي ذخيره كرده است، هدر بدهد. مهمترين نكته در مصاحبه سولانا اين است كه او در شكاف ميان آمريكا و اروپا، شانس تازه اي هم مي بيند. دبيركل پيشين ناتو مي گويد: "از آنجا كه بعضي از ما ها نظري متفاوت با بوش داريم، ممكن است اتحاد اروپا مجبور شود در عرصه سياست جهاني بسيار فعال تر شود". سولانا، معتقد است كه اروپا در اين زمينه وظيفه سنگيني بر دوش دارد. ايالات متحده آمريكا ممكن است با آغاز جنگ عراق، پا به دامچاله اي بگذارد كه بيرون خزيدن از آن بسيار دشوار خواهد بود. اگر اين جنگ به درازا بكشد و برخلاف انتظار "باز"هاي پنتاگون به گونه اي برق آسا به هدف خود كه سرنگون ساختن رژيم صدام است دست نيابد، گرايش هاي ضد آمريكائي در اروپا و خاورميانه آهنگي يگانه خواهند يافت. گرايش هاي ضد آمريكائي، در خاورميانه، نهايتا به گرايشي ضد اسرائيلي تبديل خواهد شد، در اروپا آب به آسياب ناسيوناليست هاي راست خواهد ريخت و در خاورميانه جبهه بنيادگرايان اسلامي را تقويت خواهد كرد. اين دور باطل است. كاخ سفيد، يازده سپتامبر را بهانه نبرد عليه تروريسم كرد، اما در تعقيب سياست هاي سلطه جويانه خود، مناسب ترين زمينه ها را براي رشد مهارناپذير تروريسم فراهم مي كند. مهمترين قرباني تروريسم، اما نه آمريكا، كه اروپا است. بنيادگرايان اسلامي، در حالي كه به دشواري مي توانند خطري متوجه ايالات متحده آمريكا كنند، از راه جمهوري هاي آسياي مركزي تا بالكان، به مرزهاي اروپا دسترسي سريع دارند. سرويس هاي مخفي كشورهاي اروپائي، بي ترديد مي دانند كه مثلا بخش قابل توجهي از كادرهاي ارتش بوسني هرسگوين را پاسداران انقلاب اسلامي ايران تشكيل داده اند. چه كسي مي تواند تضمين كند كه هدف سفرهاي همه ساله احمد جنتي به "سارايه وو" رساندن پول و امكانات به هسته هاي تروريستي نباشد؟ |
| [iran emrooz 1998 - 2003] editor@iran-emrooz.de |