| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
به بهانه گروگانگيری خونين مسكو چچن: گورستان
اميد
جواد
طالعی (دفتر اروپائي شهروند)
چهارشنبه ٨ آبان ١٣٨١ درست در لحظاتي كه گروه مسلح
چچني تئاتر "شمال و شرق" مسكو را اشغال مي كردند و تماشاگران و بازيگران را
گروگان مي گرفتند، وزير خارجه ايالات متحده آمريكا در "لاس گاباس" مكزيك، مشغول
مذاكره با دانشجويان بود. اين گفت و گو، به مناسبت برگزاري ي كنفرانس كشورهاي آسيا
و پاسيفيك انجام مي شد. آنچه پاول به دانشجويان مي گفت، مثل تفسيري درباره دلايل
گروگان گيري در مسكو به نظر مي رسيد. او مي گفت: "اگر انسان ها به آينده شان اميد
داشته باشند و ببينند كه شانسي براي زندگي بهتر دارند، حركات تروريستي را در جامعه
خودشان تحمل نخواهند كرد".
روزنامه تاگز تسايتونگ/ برلين/ 25 سپتامبر كالين پاول، يك ژنرال كهنه كار است. سوزان سانتاگ، نويسنده و كارگردان روشنفكر و معترض آمريكا و از بنيادگذاران جنبش ضد جنگ ويتنام، زن دلاوري كه يكي دو روز پس از واقعه تروريستي ي يازده سپتامبر جرئت كرد سياست دولت بوش را به زير سئوال بكشد، در يك مصاحبه مطبوعاتي، از اين ژنرال كهنه كار به عنوان "تنها عضو متمدن كابينه جورج دبليو بوش" نام برده است. ژنرال پاول درست مي گويد. تروريسم جهاني، تنها در صورتي مي تواند ريشه كن شود، كه ديدگاه اين سرباز متمدن، مبناي كار سياستمداران جهان قرار گيرد. ملت هاي راضي، هرگز از تروريسم پشتيباني نمي كنند. سرنوشت فراكسيون ارتش سرخ آلمان را به خاطر بياوريم. وقتي آن ها به ترور و هوااپيما ربائي دست زدند، بلافاصله روشن شد كه ملت آلمان نه تنها از آن ها پشتيباني نمي كند، كه تقريبا يكپارچه خواستار پايان دادن به اين داستان تلخ است. در ميان ملت آلمان نيز، بي ترديد نارضايتي هائي وجود داشت. اما در آن زمان، مردم اين كشور مي ديدند كه به قول پاول شانسي براي زندگي ي بهتر دارند. برخورد ملت هاي ناراضي با تروريست ها، درست برعكس است. آن ها، براي مردان و زناني كه حاضر مي شوند كمربند انفجاري ببندند و تكه پاره هاي تن خود را همراه با افراد بي گناه ديگر به هوا پرت كنند، كف مي زنند و هورا مي كشند و عكس هاي آن ها را به عنوان "شهيد" به در و ديوار مي آويزند. همانطور كه هر روز در شهرها و روستاهاي گوناگون فلسطين اشغالي مي بينيم. اين "اميد به آينده و شانس براي زندگي ي بهتر" را، يك ميليون مردم جمهوري ي كوچك و فقير چچن در ماوراي قفقاز، پس از دو قرن تحمل جنگ و سركوب، سرانجام در روز 30 اوت 1996 تا حدودي پيدا كردند. در اين تاريخ، مشاور امنيتي كاخ كرملين "لبت" و فرمانده نظامي ي نيروهاي چچن، يك قرارداد مقدماتي براي حل بحران ميان روسيه و چچن را امضا كردند و قرار شد تا پايان سال 2001 شكل حكومت چچن با توافق روسيه تعيين و تثبيت شود. با امضاي اين توافقنامه، اميد مي رفت كه سرنوشت مردم چچن ورق تازه اي بخورد و آن ها بتوانند با تكيه بر صلحي پايدار، "شانسي براي زندگي ي بهتر" را به دست بياورند. اما سه سال بعد، در اواخر پائيز 1999 نيروهاي روسيه، براي دومين بار به چچن حمله بردند و اشغال نظامي و درگيري هاي خونين، تا به امروز ادامه داشته است. بهانه اين حمله، چند انفجار در مسكو بود كه تعداد بي شماري از غير نظاميان قرباني آن شدند. مسكو، تروريست هاي چچن را مسبب اين انفجارها معرفي كرد. انتقال اطلاعات مربوط به جنگ ها، بمباران ها و كشتارهاي چچن به خارج از اين منطقه، از سوي مسكو به شدت كنترل مي شود. سيستم تبليغاتي ي پوتين مي كوشد بر كشتار و تجاوز گسترده ارتش روس در چچن سرپوش بگذارد و در مقابل، به پيشداوري هاي روس ها و اروپائي ها، در زمينه عقب ماندگي و تعصبات كور مذهبي ي مردم چچن، دامن بزند. اما در سال هاي اخير، روزنامه نگاران شجاعي توانسته اند بدون اجازه مسكو به "گروسني" پايتخت چچن سفر كنند و تصويرهاي روشني از كشتارهاي وحشيانه نظاميان روس در اين جمهوري ارائه بدهند. كشتارهائي كه اغلب نيز به جاي جنگندگان استقلال طلب، شهروندان بي طرف و بي گناه را طعمه خود قرار مي دهد. ولاديمير پوتين، رئيس كشور روسيه، در پي بروز واقعه تروريستي ي يازده سپتامبر، يكي از مهمترين هم پيمانان آمريكا در جنگ عليه تروريسم قلمداد مي شود. او، مبارزه با تروريسم جهاني را براي توجيه ترور دولتي ي خود در چچن بهانه قرار داد و بر فشار نظامي روي اين جمهوري افزود. ايالات متحده آمريكا و متحدان غربي اش، كه تا قبل از يازده سپتامبر دائما روسيه را به خاطر كشتار مردم چچن مورد انتقاد و نكوهش قرار مي دادند، از آن پس لب فروبستند و دست پوتين را، كه سوداي روسيه بزرگ را در سر دارد، در پيشبرد سياست سركوب خشن خود كاملا باز گذاشتند. در يك سال گذشته، دستگاه تبليغاتي ي پوتين كوشيده است افكار عمومي ي جهان را مجاب كند كه جنگ چچن به پايان رسيده، حنگحويان بنيادگراي مسلمان سركوب شده اند و صلح بر اين جمهوري ي كوچك ماوراي قفقاز حاكم است. اما گروگان گيري ي خونبار مسكو، كه گزارش هاي تكان دهنده آن، دو شبانه روز، لحظه به لحظه بر صفحه تلويزيون هاي جهان ديده مي شد، نشان داد كه مساله چچن، نه تنها به پايان خود نرسيده، بلكه فاز تازه اي را آغاز كرده است و جنگ در اين منطقه ممكن است حتي دامن گرجستان را نيز بگيرد. پوتين، تاكنون بارها "ادوارد شواردنازه" رئيس جمهور گرجستان را متهم كرده است كه به تروريست هاي چچن پناه مي دهد. "لوتس سي. كلومن" نويسنده كتاب "جنگ بر سر آتش مقدس، رقابت قدرت هاي جهاني در درياي خزر" در شماره 24 اكتبر نسخه اينترنتي ي اشپيگل، مقاله بسيار جالبي درباره وضعيت چچن دارد. او، در اين مقاله مي نويسد: "در چهار ماه گذشته، جنگ ميان چريك هاي چچن و نيروهاي امنيتي ي روسيه شدت يافته است. در جولاي، گروهي مركب از 60 جنگنده چچن، به مواضع نيروهاي روسيه حمله بردند و دهها نفر از آن ها را كشتند و خود نيز تعدادي قرباني دادند. يك ماه بعد، يك هليكوپتر عظيم نيروبر ام اي- 26، در مركز فرماندهي ي نيروهاي روس واقع در "خانكالا" به آتش بسته شد و 120 سرنشين آن، كه همه سرباز بودند، به قتل رسيدند. چند هفته پيش، مجاهدين چچن، براي نخستين بار در جمهوري ي همسايه "ايگوشت" به نبرد با روس ها پرداختند. هليگوپترهاي روسي، دوباره آتش گشودند و صد سرباز روسي و دشمنان آن ها كشته شدند. همزمان با آن، گروسني پايتخت چچن با انفجار بمب هاي متعدد به لرزه در آمد. در اين انفجارها، تعداد بي شماري از مردم چچن كه متهم به همكاري با روس ها بودند، به قتل رسيدند". كلومن، در برش ديگري از مقاله خود مي نويسد: "يلتسين، در سال 1991 نيروهاي روس را براي سركوب جدائي خواهان جمهوري ي چچن به اين ناحيه اعزام كرد و اميدوار بود چچن را در يك نبرد كوچگ و پيروزمند به زانو در آورد. اما اين نبرد كوچك به كشتار 6 هزار سرباز روس و 50 هزار شهروند چچني منتهي شد و پس از شكست سخت روس ها، در تابستان 1996، با عقب نشيني ي نيروهاي شكست خورده روس، به پايان رسيد". چچن در دو قرن گذشته جمهوري ي چچن در شمال قفقاز و جنوب روسيه واقع شده است. چچن ها، يكي از خلق هاي قفقاز به شمار مي آيند. تزارهاي روس، از قرن هيژدهم ميلادي، براي اشغال اين سرزمين كه اكثريت ساكنان آن را مسلمانان تشكيل مي دهند، بارها به آن لشگر كشي كردند و سرانجام در قرن نوزدهم توانستند مقاومت مردم را در هم بشكنند و چچن را به روسيه تزاري ملحق سازند. پس از پيروزي ي انقلاب 1917 ، چچن، خود به خود، به يكي از مناطق اتحاد جماهير شوروي تبديل شد. در سال 1934 ، منطقه چچن، با منطقه همجوار خود ""اينگوشت" متحد شد و ايالت خودمختار "چچن – اينگوشت" تولد يافت. در سال 1936 اين ايالت خودمختار به عنوان جمهوري ي خودمختار سوسياليستي و يكي از جمهوري هاي فدراسيون روس اتحاد جماهير شوروي به رسميت شناخته شد. كوچ اجباري در جريان جنگ جهاني دوم، استالين مردم چچن و اينگوشت را متهم به همكاري با آلمان هيتلري كرد و آن ها را، در يك برنامه گسترده، به آسياي مركزي كوچ داد. در پايان دهه پنجاه، كوچ نشينان اجازه يافتند به زادگاه خود بازگردند و جمهوري ي خودمختار سوسياليستي بار ديگر ايجاد شد. در دوران ميشائيل گورباچف، چچن ها نيز، مثل بسياري ديگر از مردم جمهوري هاي اتحاد شوروي، كوشيدند با استفاده از برنامه آزادسازي، استقلال كامل خود را كه از زمان تزارها زير پا نهاده شده بود، دوباره به دست بياورند. جنبش خودگرداني ي چچن به رهبري ي "جوخار دودايف" پا گرفت. اين ژنرال ارتش اتحاد شوروي، در اكتبر سال 1990 به عنوان رئيس جمهوري ي مستقل چچن برگزيده شد. با توجه به اين كه اكثريت مردم چچن را مسلمانان تشكيل مي دهند، دودايف، كمونيست پيشين، در مراسم سوگند خود به قرآن فسم خورد و يك ماه بعد استقلال چچن را اعلام كرد. 1991: نخستين حمله نظامي در نوامبر سال 1991 پس از فروپاشي ي بلوك شرق، بوريس يلتسين در واكنش به اعلام استقلال چچن، شرايط فوق العاده نظامي اعلام كرد و نيروهاي وزارت كشور را به سوي اين جمهوري روانه ساخت، اما مجلس روسيه از تصويب لايحه شرايط فوق العاده سر باززد و در نتيجه يلتسين ناگزير از بازگرداندن نيروهاي اعزامي شد. تا ژوئن سال 1992، تمام نيروهاي روس مستقر در چچن، اين سرزمين را ترك كرده بودند. در همين ماه، پارلمان روسيه قانون استقلال اينگوشت را تصويب كرد. اينگوشت ها، بر خلاف مردم چچن، كه مايل به استقلال كامل بودند، تصميم به ماندن در فدراسيون روس گرفتند. مخالفان دودايف، در دسامبر سال 1993 اقدام به كودتاي ناموفقي عليه او كردند و پس از آن روسيه آغاز به پشتيباني از مخالفان رئيس جمهور چچن كرد. 1994: نخستين جنگ چچن دسامبر سال 1994 ارتش روس روانه چچن شد. ژوئن 1995 و ژانويه 1996جنگندگان چچن به رهبري ي شميل باسايف، در عملياتي حيرت آور، دهها تن از نيروهاي روس را در داغستان و جنوب روسيه به گروگان گرفتند و خواستار بازگشت نيروهاي روس و به رسميت شناخته شدن استقلال كشور خودشان شدند. روسيه، به اميد يافتن يك راه حل نظامي، بار ديگر به اسلحه متوسل شد. اما چريك هاي چچن موفق شدند در ماه مارس 1996 گروسني پايتخت چچن را بار ديگر به تصرف خود در آورند. پس از آن، يلتسين اعلام آتش بس كرد و به دودايف پيشنهاد صلح داد. يكماه پس از اعلام آتش بس، دودايف در نتيجه انفجار يك موشك كشته شد. جانشين وي "جانداربيف" با يلتسين كه قصد داشت در انتخابات بعدي آراي مردم را به سوي خود جلب كند، يك پيمان صلح امضا كرد. اما پس از پيروزي ي انتخاباتي يلتسين، ارتش روسيه بار ديگر جنگ با جمهوري ي چچن را از سر گرفت. در روز 30 اوت همان سال، "لبت" كه آن زمان مشاور امنيتي كاخ كرملين بود، توافقنامه رفع تنش تازه اي را با فرمانده ارتش چچن امضا كرد و قرار شد تا 31 دسامبر سال 2001 وضعيت چچن روشن و در يك پيمان تازه براي هميشه تثبيت شود. اما آخر پائيز سال 1999 ارتش روسيه، به بهانه انفجار چند بمب در مسكو، بار ديگر به چچن حمله كرد. تروريسم: ثمره نفرت در گورستان اميد سپيده دم روز شنبه بيست و ششم اكتبر، پس از چهل و هشت ساعت هراس و دلهره، سرانجام يكان ضد چريكي ي آلفا، كه دست پرورده كا.گ.ب است، به سالن تئاتر جنوب شرق مسكو حمله برد و با كشتن بيش 35 جنگنده چچن و 67 گروگان، به درامي كه نفس را در سينه جهانيان حبس كرده بود پايان داد. 51 تن از گروگان هاي آزاد شده نيز، تا ظهر روز يكشنبه، به علت استشمام گاز سمي در بيمارستان ها جان سپردند. يك دختر 13 ساله روس و يك هلندي، تا آن زمان، آخرين قربانيان گاز سمي بودند. دعوت شهرداري ي مسكو از مردم، براي اهداي خون، نشان دهنده وخامت اوضاع در بيمارستان ها است. يكان ضد چريكي ي آلفا، در لحظات نخست يورش خود، براي خنثي كردن مقاومت چريك ها، از نوعي گاز اعصاب استفاده كرد كه مرگ زا بودن آن، پيشاپيش روشن بود. به گزارش خبرنگاران غربي كه در مسكو حضور دارند، احتمالا از نوعي سلاح شيميائي استفاده شده كه كاربرد آن، با توجه به پيمان هاي بين المللي، ممنوع است و مقامات امنيتي روس به همين دليل درباره نوع گاز مصرف شده سكوت اختيار كرده اند. روز يكشنبه، پزشكاني كه مسئوليت نجات گروگان هاي مسموم را در بيمارستان هاي مسكو به عهده دارند، شكايت كردند كه مقامات امنيتي از ارائه اطلاعات درباره نوع گاز مصرف شده و پادزهر احتمالي ي آن خودداري مي كنند و آن ها نمي دانند كه براي نجات افراد مسموم چه تدبيري بايد اتخاذ كنند. مجموعه اين اطلاعات ثابت مي كند كه براي دولت پوتين قدرت نمائي در درجه اول اهميت قرار دارد و نه نجات جان گروگان ها. شبكه هاي تلويزيوني ي غرب ، در پي اين واقعه، گزارش هاي مصوري از عمليات خشن و بي رحمانه آلفا پخش كردند كه نشان مي داد آن ها تاكنون در چند عمليات ضد گروگان گيري، بي تفاوتي ي خود را، در برابر مرگ گروگان هاي بي گناه ثابت كرده اند. 15 تن از چريك هاي چچن كه در يورش به تئاتر مسكو كشته شدند، زناني بودند كه پيش از اين شوهران يا پدران و برادران خود را، در سركوب ارتش روسيه از دست داده اند. روز يكشنبه گزارش رسيد كه يك شهروند چچن در بيمارستان و سه شهروند ديگر چچن كه مسلح بوده اند، در مسكو بازداشت شده اند. اما هنوز معلوم نيست كه آن ها با عمليات گروگان گيري ارتباطي داشته اند يا نه. پرونده بزرگترين گروگان گيري ي دهه هاي اخير جهان، با پاياني خونين و غم انگيز بسته شد. اما پرونده چچن همچنان باز است و تا زماني كه يك راه حل معقول سياسي براي آن پيدا نشده باشد، باز خواهد ماند و بي ترديد فصل هاي خونين ديگري نيز بر آن افزوده خواهد شد. سياست هاي سلطه جويانه روس و كشتارهاي بي رحمانه مردم غير نظامي ي چچن در دوازده سال اخير، از اين جمهوري ي كوچك يك "گورستان اميد" تمام عيار ساخته است. در چنين گورستاني، هيچ گياهي جز نفرت نمي رويد. تروريسم، ثمره تلخ چنين گياه شومي است. ....................................... منابع: دي تسايت، تاگس
تسايتونگ، اشپيگل، آرشيو شبكه اول تلويزيون
آلمان
|
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |