| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
تحليلی بر انتخابات پاكستان گامی ديگر به سوی
جنگهای صليبی
جواد
طالعی (دفتر اروپائی شهروند)
چهارشنبه ١ آبان ١٣٨١ تنش دائمي با هند بر سر كشمير، اختلاف همواره شدت يابنده ميان اكثريت سني و اقليت شيعي، نيروگاه هاي اتمي در كنار حلبي آباد ها و حصير آباد ها، و حالا، ناگهان سربركشيدن گروه هاي متعصب اسلامي در صحنه سياست روز. پاكستان، به يكي از جدي ترين بشكه هاي باروت جهان پيراموني تبديل مي شود. چرا؟ در سال 1997 بنيادگرايان اسلامي تنها توانستند چهار نفر را به نمايندگي افكار تعصب آلود خود وارد مجلس ملي ي پاكستان كنند. حالا، تعداد نمايندگان آن ها، بر اساس آخرين گزارش هاي غربي به 62 نفر رسيده است. گسترش نفوذي بيش از پانزده برابر در تنها پنج سال. چنين چيزي، شايد در هيچ كجاي ديگر جهان نمي تواند اتفاق بيافتد. منحني ي برد و باخت احزاب سنتي، معمولا ميان پنج تا ده درصد نوسان دارد. در پاكستان، يك گرايش، ناگهان چيزي حدود 1500 درصد رشد مي كند. از اين هم عجيب تر، در دو استان همجوار با افغانستان، از قضا همان گروه هائي به اكثريت مطلق در مجالس ايالتي دست مي يابند كه حتي امروز آشكارا طالبان را مرداني جدي و آفريننده صلح در افغانستان مي دانند و از آن ها به عنوان "برادران ايماني" ياد مي كنند. حسين احمد قاضي، رهبر بنيادگرايان، در گفت و گو با اشپيگل با صراحت بر اين نكته تاكيد مي ورزد. او، در برابر اين پرسش كه آيا هوادارانش فراريان طالبان و جنگجويان القاعده را پناه داده اند يا نه، با خونسردي ي مي گويد كه اصولا باور نمي كند چيزي به نام القاعده وجود داشته باشد. به اين ترتيب، جائي براي چون و چرا باقي نمي ماند. در يك سوي صفحه شطرنج، جورج دبليو بوش را مي بينيم كه تنها ساعاتي پس از انفجار يك ديسكو در بالي بدون هيچ سند و مدركي انگشت اتهام را متوجه غول تخيلي ي القاعده مي كند و در سوي ديگر شطرنج، رهبر ريش سفيد بنيادگرايان اسلامي ي پاكستان نشسته است كه اصولا وجود القاعده را انكار مي كند. در پاكستان چه پيش خواهد آمد؟ آيا سرنوشتي نظير الجزاير انتظار اين كشور را مي كشد؟ در سال 1991، بنيادگرايان اسلامي ي الجزاير، در يك انتخابات آزاد، 188 كرسي از مجموع 430 كرسي ي مجلس را به خود اختصاص دادند. اگر قواعد بازي ي دموكراتيك رعايت مي شد، آن ها مي توانستند در سايه اين پيروزي ي باورنكردني سهمي عمده در قانون گذاري داشته باشند. اين چشم انداز، حكومت الجزاير را، كه همواره مورد پشتيباني ي فرانسه بوده است، به وحشت انداخت و يك كودتاي نظامي را در پي آورد كه هدفش ظاهرا حفظ ارزش هاي مدني بود. اما حكومت نظامي، تنها توانست نيروهاي متعصب و زخم خورده اسلامگرايان را به زير زمين بكشاند و سپس، قتل عام هاي وحشيانه در بسياري از مناطق الجزاير آغاز شد. خونخواراني كه نام "جنگندگان خدا" بر خود مي نهادند، رمضان هاي خون به راه انداختند، نيمه شب ها به روستاها حمله بردند و كودك و پير و جوان را سربريدند، زيرا كه آن ها حاضر به همكاري با لشگر اسلام نبودند. آن ها، دختر بچه هاي معصومي را كه بدون روسري به مدرسه رفته بودند، جلوي چشمان وحشت زده پدران و مادرانشان سر بريدند و بعضا مورد تجاوز قرار دادند. ارتش، ادعا مي كرد كه با اين جنايتكاران مي جنگد، اما گزارش هائي نيز رسيد كه نشان مي داد نظاميان براي آشفته كردن اوضاع، خود نيز به جناياتي مشابه متوسل شده اند. قتل عام ها، به استناد آمار رسمي، حدود صد هزار نفر قرباني گرفت. دهها هزار نفر نيز ناپديد شدند كه پدران و مادران آن ها، هنوز نوميدانه به دنبال نشاني از آن ها يا جنازه هاشان مي گردند. در سال 1997 قانوني اساسي تازه اي از تصويب گذشت و دو سال بعد، بوتفليقه به رياست جمهوري ي الجزاير برگزيده شد. در همان سال، سياست عفو عمومي به رفراندوم گذاشه شد و اميد مي رفت كه با اجراي اين سياست، دوران سياه قتل عام ها به پايان برسد. اما، سينه ها پر نفرت بود. در نتيجه، هنوز هم، در الجزاير به نام خدا قتل عام مي شود. هدف قتل عام ها نيز، فقيرترين و بي دفاع ترين روستائيان كشورند. اكنون، پاكستان، با همان وضعيتي روبرو شده است كه الجزاير در سال 1991 از سر گذراند. اسلامگرايان، يعني شش حزب طرفدار قوانين شرع، به نيروئي تبديل شده اند كه نمي توان آن ها را ناديده گرفت. با تمام تقلب هاي انتخاباتي، حزب طرفدار ژنرال پرويز مشرف تنها 77 كرسي مجلس را از آن خود كرده است. 63 كرسي نيز، از آن طرفداران حزب خلق پاكستان به رهبري ي بي نظير بوتو شده است. تنها يك دولت ائتلافي مي تواند بر پاكستان حكومت كند و از هم اكنون روشن است كه پرويز مشرف به سختي حاضر خواهد شد با طرفداران بي نظير بوتو كنار بيايد، زيرا كه نخست وزير اسبق پاكستان، از تبعيدگاه خود در انگلستان، بارها خواستار محاكمه وي شده است. پس يك راه بيشتر باقي نمي ماند: ژنرالي كه بدون پشتيباني ي آمريكا قادر به ادامه حكومت نخواهد بود، بايد دست سياستمداران تازه از راه رسيده اي را بفشرد كه با اعتماد به نفس مي گويند: "خاك پاكستان نبايد به پايگاه نظامي ي آمريكا تبديل شود". از اين هم بدتر، احمد حسين قاضي، رهبر جماعت علماي اسلامي كه به خاطر مخالفت با همكاري ي دولت پاكستان با آمريكا در جنگ افغانستان چهار ماه به زندان افتاده است، به گونه اي غير مستقيم، عليه آمريكا حكم جهاد صادر مي كند: "قصد آمريكا تنها جنگ با اسلام است. با مردم مسلمان منطقه". اين، اعلام جهادي غير مستقيم است. جنگيدن با نيروئي كه بخواهد عليه اسلام بجنگد، يك تكليف شرعي است. در پاكستان چه پيش خواهد آمد؟ آيا نظاميان اين كشور همان راهي را طي خواهند كرد كه همقطاران الجزايري ي آن ها يازده سال پيش طي كردند؟ زير پا نهادن بازي هاي دموكراتيك، سركوب اسلامگرايان و هل دادن آن ها به سمت عمليات تروريستي؟ آيا، دولتمردان پاكستان از تجربه الجزاير درس خواهند آموخت و به اسلامگرايان امكان خواهند داد كه در مجلس ملي اين كشور بر سر اجراي قوانين شرع فرياد سر دهند؟ در قانون اساسي ي پاكستان، پس از اصلاحاتي كه ژنرال پرويز مشرف در آن اعمال كرده است، شصت كرسي ي پارلمان به زنان اختصاص خواهد يافت و ده كرسي ي آن به نمايندگان اقليت هاي مذهبي. تصور كنيد مجلسي را كه در يك سوي آن پشتيبانان طالبان نشسته باشند و در سوي ديگرش، زنان. زناني كه بي ترديد به اعطا كننده حق انتخاب خودشان بيشتر از رهبر جماعت علماي اسلامي وفادار خواهند بود. اوضاع، در پاكستان پس از انتخابات بسيار خطرناك است. اين سرزمين 798 هزار كيلومتر مربعي، با 140 ميليون جمعيت بومي و بيش از سه ميليون مهاجر افغاني، زمينه هاي بسيار متنوعي براي تنش و آشوب دارد. از كشمكش دائمي با هند كه بگذريم، از 97 درصد جمعيت مسلمان اين كشور، نزديك به بيست در صد شيعه و بقيه سني هستند. ميان طرفداران متعصب اين دو انشعاب اسلامي، در سال هاي گذشته، كشتارهاي بسياري رخ داده است و نفرتي خطرناك در حال ريشه دواندن است. يك و نيم درصد جمعيت را هندوها، بودائيان و زرتشتيان تشكيل مي دهند. هندوها، قرباني كشمكش ميان هند و پاكستان خواهند بود. علاوه بر اين ها، يك ميليون و هشتصد هزار مسيحي در پاكستان زندگي مي كنند. در همان روزهائي كه جورج دبليو بوش از محور شرارت سخن گفت و دو كشور اسلامي ي ايران و عراق را مهمترين اجزاي اين محور شناخت، بسياري هشدار دادند كه رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا، جهان را به شرايط آستانه جنگ هاي صليبي هدايت خواهد كرد. آيا چنين نشده است؟ رهبر بنيادگرايان اسلامي پاكستان به صراحت اعلام مي كند كه احزاب اسلامي، موفقيت چشمگير خود را مديون احساسات ضد آمريكائيي تشديد يافته مردم پاكستان اند. چه كسي اين فضا را ايجاد كرد؟ به راستي اگر بنيادگرايان پاكستان بتوانند توده هاي ناآگاه و متعصب اين كشور را مجاب كنند كه آمريكا پرچمدار يك جنگ صليبي عليه اسلام است، سرنوشت يك ميليون و هشتصد هزار مسيحي در پاكستان چه خواهد بود؟ چه كسي امنيت جهان را به خطر انداخته است؟ شايد نگاه مردم انگلستان، در يكي از تازه ترين نظر سنجي ها، بتواند به اين پرسش تلخ و غم انگير پاسخ دهد: اسامه بن لادن و صدام حسين خطرناك اند، اما جورج دبليو بوش نيز كمتر از آن ها براي صلح جهاني خطرناك نيست! |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |