[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 
پيروزي شكننده سوسيال‌دموكرات‌ها و سبزها
در انتخابات آلمان
* خارجي هائي كه براي نخستين بار صاحب حق راي شده اند به صورت فعال در انتخابات شركت كردند و بيشتر آن ها به سوسيال دموكرات ها و سبزها راي دادند
* حزب سوسياليست برخلاف سال 1998 نتوانست به فراكسيون پارلماني دست يابد
* مخالفت نخست‌وزير و وزيرخارجه آلمان با جنگ عراق چپ‌ها و اقليت‌هاي خارجي را به حوزه‌هاي انتخاباتي كشاند
* تحليل‌گران آلماني: بوش دعا مي كرد ائتلاف راست و ليبرال به قدرت برسد
 
 
گزارش: جواد طالعي (دفتر اروپائي شهروند)
چهارشنبه ٣ مهر ١٣٨١
در انتخابات سراسري ي روز يكشنبه بيست و دوم سپتامبر، ائتلاف احزاب حاكم سوسيال دموكرات و سبز، با برتري ي اندك توانست براي چهارسال ديگر بر سر قدرت بماند. در اين دوره از انتخابات، احزاب سوسيال دموكرات و اتحاد مسيحي (CDU – CSU) هركدام 5/38 درصد آراي شركت كنندگان به خود اختصاص دادند. در سال 1998 حزب دموكرات به 9/40 درصد آرا و دوحزب اتحاد مسيحي به 1/35 درصد آرا دست يافته بودند. به اين ترتيب، در دوره اخير سوسيال دموكرات ها در مقايسه با دوره پيشين 8/5 درصد راي دهندگان خود را از دست دادند، در حاليكه ائتلاف دموكرات مسيحي و سوسيال مسيحي 4/3 درصد بر ميزان انتخاب كنندگان خود افزود.
گرهارد شرودر، نخست وزير سوسيال دموكرات آلمان، اكنون بقاي خود در قدرت را تنها مديون پيروزي ي چشمگير سبزها است. حزب سبزها، كه وزير خارجه فعلي ي آلمان "يوشكا فيشر" از رهبران برجسته آن است، در مقايسه با سال 1998 نزديك به دو درصد بر ميزان آراي خود افزود و با رسيدن به 6/8 درصد آرا توانست زمينه را براي ادامه كار ائتلاف حاكم فراهم آورد. تنها رقيب گرهارد شرودر، "ادموند اشتويبر" نخست وزير محافظه كار ايالت بايرن و رهبر حزب اتحاد سوسيال مسيحي بود كه در ايالت ثروتمند باير از پشتيباني ي 60 درصد راي دهندگان برخوردار است. اشتويبر، كه در محافل سياسي ي آلمان گفته مي شود روابط نزديك و دوستانه اي نيز با يورگ هايدر و برلوسكوني رهبران راست اتريش و ايتاليا دارد، از سوي حزب خود و حزب سراسري ي اتحاد دموكرات مسيحي نامزد شده بود.
حزب ليبرال آلمان (FDP) پيش از انتخابات اعلام كرده بود كه حاضر است با اشتويبر درصورت پيروزي ائتلاف كند. اما اين حزب، كه از ماهها پيش از برگزاري ي انتخابات، رسيدن به يك نتيجه 18 درصدي را در شمارش آرا به خود وعده مي داد، تنها 4/7 درصد آراي انتخاب كنندگان را به دست آورد و همين امر سبب شد كه ائتلاف راست و ميانه نتواند بر سوسيال دموكرات ها و سبزها پيشي بگيرد. از رخدادهاي غافلگيركننده انتخابات اخير، يكي هم شكست تلخ سوسياليست ها
(PDS) بود. اين حزب، كه در واقع بازمانده حزب كمونيست آلمان شرقي ي سابق است، پس از وحدت دو آلمان، پلاتفرم خود را تغيير داد و به عنوان حزب سوسياليست آلمان وارد صحنه سياست سراسري كشور شد. پي. دي.اس كه بيشترين نفوذ را در برلين و ايالات شرق آلمان دارد، در انتخابات سال 1998 با دست يافتن به 1/5 درصد آرا توانست براي نخستين بار به مجلس فدرال آلمان راه يابد. اما در انتخابات اخير تنها 4 درصد آرا را به خود اختصاص داد و در نتيجه نتوانست صاحب فراكسيون پارلماني شود. در عين حال، دو تن از نامزدهاي مستقيم اين حزب در شرق برلين موفق شدند كرسي هاي مجلس را احراز كنند.
تحليلگران انتخابات آلمان، بيش از هرچيز، از اين امر دستخوش اعجاب شدند كه حزب سوسياليست بخش قابل توجهي از طرفداران خود را در ايالات شرقي ي آلمان كه حوزه نفوذ سنتي ي آن بود، ار دست داد.

حكومت دشوار
به هر حال، اكنون سبزها و دموكرات ها توانسته اند قدرت را براي چهار سال ديگر به دست بگيرند. اما پيروزي ي آن ها نيز، يك پيروزي ي بسيار شكننده است. براي تشكيل دولت، دستيابي به نصف به اضافه يك كرسي هاي مجلس ضروري است. ائتلاف دموكرات و سبز، هرچند با دست يافتن به چهار كرسي ى بيشتر از حد لازم مي تواند دولت را تشكيل دهد، اما با فراكسيون مخالف قدرتمندي در مجلس فدرال روبرو خواهد بود. مجلس فدرال آلمان داراي 601 كرسي نمايندگي است كه در اين دوره به ترتيب زير ميان احزاب تقسيم مي شود: حزب سوسيال دموكرات: 252 كرسي، فراكسيون اتحاد مسيحي: 249 كرسي، حزب سبز: 55 كرسي، حزب ليبرال: 48 كرسي و حزب سوسياليست: 2 كرسي.
دشواري بزرگ ديگر ائتلاف حاكم، شوراي ايالات آلمان خواهد بود كه لوايح قانوني هميشه بايد پس از تصويب در مجلس به تصويب آن برسد. اين شورا، با عضويت نخست وزيران و معتمدان ايالات مستقل آلمان تشكيل مي شود و در حال حاضر اكثريت اعضاي آن را وابستگان احزاب اتحاد مسيحي بر عهده دارند. به اين ترتيب، همواره اين خطر وجود دارد كه لوايح قانوني، پس از تصويب مجلس فدرال با وتوي اكثريت اين شورا مسكوت بماند.
 
نقش خارجيان در پيروزي دموكرات ها
هنوز جزئيات مربوط به مشاركت گروه هاي مختلف اجتماعي در انتخابات اين دوره تجزيه نشده و انتشار نيافته است. روزنامه فرانكفورتر روند شاو، در شماره روز دوشنبه خود اعلام كرد كه تنها 77 درصد دارندگان حق راي در انتخابات شركت كرده اند. اين 2/5 درصد كمتر از سال 1998 است. اما يك نكته پيشاپيش روشن است: خارجيان مقيم آلمان، كه در سال هاي اخير با تغيير قانون خارجيان داراي تابعيت دوگانه شده اند، در حد خود، براي پيروزي ي سوسيال دموكرات ها و سبز ها ايفاي نفش گردند. ائتلاف دموكرات و سبز، در نخستين ماه هاي حكومت خود درسال 1998 اقدام به اعمال تغييراتي در قانون خارجيان كرد و سبب شد كه بسياري از غيرآلماني ها، با كسب تابعيت دوگانه، بتوانند در انتخابات شركت كنند. در هفته هاي پيش از انتخابات، از زبان مهاجران آلمان اين جمله بسيار شنيده مي شد: "دست كم اين بار را، به نشانه قدرداني به دموكرات ها راي خواهيم داد. هرچند كه آن ها نيز در چهار سال اخير كمكي به حل مشكلات فزاينده آلمان نكرده اند." مخالفت هاي نخست وزير و وزير خارجه آلمان، با حمله نظامي آمريكا به عراق نيز، در جذب آراي اقليت هاي خارجي و به ويژه مسلمان و همچنين هواداران آلماني ي صلح، بي اثر نبود. به طور كلي، توده هاي آلماني با توجه به تجربه تلخي كه از جنگ جهاني دوم دارند، نسبت به جنگ تمايلي نشان نمي دهند و جورج دبليو بوش، به خاطر سياست هاي جنگ طلبانه خود در آلمان محبوبيتي ندارد. اخيرا وزير دادگستري ي آلمان كه يك زن است، در يك گفت و گوي مطبوعاتي بوش را با هيتلر مقايسه كرد و جنجال بزرگي بر سر اين موضوع به راه افتاد. در روز انتخابات، همه تحليلگران آلماني بر اين نظر بودند كه جورج دبليو بوش براي پيروزي ي اتئلاف راست در انتخابات آلمان دعا مي كند!

سيستم انتخاباتي و احزاب آلمان
در سيستم انتخاباتي ي آلمان، تنها احزابي مي توانند وارد پارلمان شوند كه دست كم 5 درصد آراي مردم را كسب كرده باشند. در دوره اخير، مثل دوره پيشين، احزاب سوسيال دموكرات، اتحاد مسيحي، سبز، ليبرال و سوسياليست به اين حد دست يافتند و كرسي هاي پارلمان را نسبت به تعداد نمايندگان خود در اختيار گرفتند.
حزب سوسيال دموكرات آلمان، كه اكنون با ائتلاف سبزها براي چهار سال ديگر به حكومت ادامه خواهد داد، ريشه در انقلاب ماه مارچ سال 1948 آلمان دارد.
سلف سياسي و اجتماعي ي اين حزب، "اتحاديه عمومي ي كارگران آلمان" بود كه در سال 1863 ميلادي، از سوي "فرديناند لاساله" در لايپزيك تاسيس شد. اين اتحاديه، در سال 1875 با حزب كارگران سوسيال دموكرات به رهبري ي "آگوست ببل" و "ويلهلم ليبكنشت" يكي شد و از مجموع آن ها "حزب سوسياليست كارگران آلمان" پا به عرصه وجود نهاد. در سال 1890 اين حزب با تنظيم برنامه اي نو، خود را "حزب سوسيال دموكرات" ناميد و از آن پس نقشي تعيين كننده در تحولات سياسي و تاريخي ي آلمان برعهده گرفت. نخستين رئيس جمهوري ي وايمر، "فريدريش ابرت" از رهبران آن زمان اين حزب بود.
حزب سوسيال دموكرات، دردوران سلطه نازي ها بر آلمان، ممنوع و رهبران و كادرهاي آن تحت تعقيب شديد قرار گرفتند. سوسيال دموكرات ها، در تاريخ پس از جنگ آلمان، براي نخستين بار در سال 1966 از طريق شركت در ائتلاف بزرگ با اتحاد دموكرات مسيحي مسئوليت را در دولت پذيرفتند. سه سال بعد، ويلي برانت، شخصيت معروف و محبوب اين حزب به صدراعظمي ي آلمان برگزيده شد. هلموت اشميت و اسكار لافونتن، از ديگر شخصيت هاي نامدار اين حزب در صحنه سياسي آلمان و اتحاد اروپا هستند. اسكار لافونتن، در سال 1999 به علت اختلافاتي كه با برنامه هاي پراگماتيستي ي رهبري ي حزب داشت، از حزب سوسيال دموكرات كناره گرفت. اتحاديه هاي كارگري و كارمندي ي آلمان، متحدين طبيعي ي اين حزب به شمار مي روند.

مشاركت آلماني ها در انتخابات
در مقايسه با ساير كشورهاي اروپائي، ميزان مشاركت آلماني ها در انتخابات نسبتا بالا است. چهار سال پس از شكست آلمان هيتلري در جنگ جهاني دوم، نخستين دوره انتخابات آزاد پارلماني ي اين كشور، در سال 1949 برگزار شد. در اين سال، 5/78 درصد مردم آلمان فدرال در انتخابات شركت كردند. مشاركت مردم، در دو دوه دهه هفتاد، با پشت سر نهادن مرزهاي 7 /91 و 1/91 درصد، به اوج خود رسيد. در سال 1990، با توجه به وحدت دو آلمان و عدم تمرين مشاركت در آلمان شرقي ي سابق، درصد شركت كنندگان در انتخابات حتي از سال 1949 نيز پائين تر بود و به 8/77 درصد كاهش يافت. در سال هاي 1994 و 1998 درصد شركت كنندگان در انتخابات به ترتيب 5/79 و 2/82 درصد بود.
در انتخابات امسال، به استناد نخستين گزارش ها، تنها 77 درصد آلماني ها آراي خود را به صندوق ها ريختند. اين حتي از نخستين دوره پس از جنگ هم كمتر است و كاهش اعتماد جامعه را نسبت به سياستمداران نشان مي دهد.

كدام حزب، كدام انتخاب كنندگان
نگاهي به تحليل هاي آماري ي انتخابات دوره پيشين آلمان نشان مي دهد كه احزاب سوسيال دموكرات، سبز و سوسياليست، بيش از همه در ميان كارگران و بيكاران و احزاب اتحاد مسيحي و ليبرال بيشتر در ميان كارمندان نفوذ دارند.
جدول زير، دامنه نفوذ احزاب حاضر در پارلمان آلمان را، در ميان اين سه قشر، به روشني باز مي تاباند:
-----------------------------------------------------------------------------
حزب                       كارگران (درصد)   كارمندان (درصد)   بيكاران (درصد)
-----------------------------------------------------------------------------
سوسيال دموكرات       49                    37                     44
اتحادمسيحي            29                    35                      21
حزب سبز                  4                      14                      8
ليبرال                       3                       8                       4
سوسياليست           6                       3                       13
----------------------------------------------------------------------------
در بررسي هاي پژوهشي ي دوره پيشين انتخابات، انتخاب كنندگان به لحاظ تعلقات مذهبي به سه گروه كاتوليك، پروتستان و غير مذهبي تقسيم شدند. ارزيابي‌ي آماري‌ي شركت كنندگان نشان داد كه حزب سوسيال دموكرات در ميان پروتستان ها و غيرمذهبي ها بيشترين نقوذ را دارد، در حالي كه بيشترين طرفداران احزاب دموكرات مسيحي و سوسيال مسيحي كاتوليك ها هستند. 46 درصد پروتستان ها، 42 درصد غيرمذهبي ها و تنها 34 درصد كاتوليك ها اعلام كرده بودند كه به حزب سوسيال دموكرات راي داده اند. در نقطه مقابل، 49 درصد برگزينندگان احزاب اتحاد مسيحي را كاتوليك ها، 32 درصد آن ها را پروتستان ها و تنها 21 درصد آنان را غير مذهبي ها تشكيل داده بودند.
يك بررسي ي آماري ي ديگر نشان داد كه حزب سوسيال دموكرات هم در ميان جوانان و هم در ميان ميانسالان و سالمندان از محبوبيت تقريبا يكسان برخوردار است، حزب سبزها بيشتر در ميان جوانان و احزاب دموكرات مسيحي و سوسيال مسيحي بيشتر در ميان پيران طرفدار دارند. از ميان جوانان 18 تا 24 ساله، 35 درصد به حزب سوسيال دموكرات، 29 درصد به احزاب اتحاد مسيحي و 10 درصد به حزب سبزها راي داده بودند. ميزان طرفداران حزب سوسيال دموكرات در گروه هاي سني ي 25 تا 60 ساله به بالا، با 42 تا 45 درصد نوسان ناچيزي داشت، در حاليكه اين نوسان در ميان طرفداران احزاب اتحاد مسيحي و سبزها بسيار چشمگير بود. ميزان طرفداران سبزها، در سنين 18 تا 44 سالگي ده درصد و بدون تغيير بود، اما در گروه سني ي 45 تا 59 به 6 درصد و در ميان افراد بالاي 60 سال به سه درصد كاهش يافت. اين قاعده، در مورد احزاب اتحاد مسيحي، درست معكوس بود: در حالي كه تنها 29 درصد از جوانان زير 24 ساله به اين احزاب راي داده بودند، درصد افراد 45 تا 59 ساله طرفدار اين احزاب به 34 درصد رسيد و 39 درصد بالاي 60 ساله ها به اين احزاب راي دادند.
اين آمارها، در نهايت نشانگر آن است كه آلماني ها نيز، مثل ساير مليت ها هرچه پيرتر مي شوند، به انديشه هاي محافظه كارانه بيشتر دل مي بندند.
 
 
 

[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de