| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
پايان شمارش
معكوس؟
* لحن رييس جمهور آمريكا در
تهديد عراق به جنگ درحالي قاطع تر مي شود كه ديپلماسي اين كشور در شوراي امنيت با
نشانه هايي از موفقيت همراه نيست * امكان حمله يك جانبه آمريكا و انگلستان به عراق امكاني واقعي ولي توام با خطرها و ريسك هاي چندگانه است * برژينسكي: از سال ١٩٤٥ به اين سو آمريكا هيچگاه مثل امروز در عرصه جهاني منزوي نبوده است سعيد
شرويني
شنبه ۱۷
اسفند ۱۳۸۱
كنفرانس مطبوعاتي و ناگهاني روز پنجشنبه جرج دبليو بوش كه در آن بار ديگر با لحني تهاجمي و تبليغاتي سعي در اقناع افكار عمومي آمريكا و جهان براي شروع جنگ عليه عراق نمود و نيز قطعنامه اي كه از سوي آمريكا و انگلستان روز جمعه جهت راي گيري به شوراي امنيت سازمان ملل ارائه شد و حاوي اعلان جنگ به عراق است را از جهات بسياري شايد بتوان به مثابه آخرين فاز شمارش معكوس براي حمله به اين كشور تلقي نمود. طرفه اين كه هر دوي اين اقدام ها در پايان هفته اي صورت گرفته اند كه با چندين ناكامي و عدم توفيق براي واشنگتن در همراه كردن جامعه جهاني براي شروع جنگ عليه توام بود. صرفنظر از راي روز شنبه پارلمان تركيه به عدم اجازه به آمريكا براي استفاده از خاك اين كشور جهت ايجاد يك جبهه شمالي عليه عراق ، كوفي عنان ، دبير كل سازمان ملل نيز روز سه شنبه در اظهاراتي صريح نسبت به هرگونه حمله اي به عراق كه از سوي شوراي امنيت مشروعيت نيافته باشد هشدار داد . يك روز بعدتر نيز فرستاده ويژه پاپ تاكيد كليساي كاتوليك بر حل مسالمت آميز بحران عراق را به جرج دبليو بوش گوشزد نمود و روز پنجشنبه در حالي كه واشنگتن به تغيير موضع مسكو و پكن در مخالفتشان با جنگ عليه عراق اميد بسته بود وزراي خارجه فرانسه ، روسيه و آلمان با صدور بيانيه مشتركي در پاريس بار ديگر با اشاره به موفقيت هاي بازرسان تسليحاتي سازمان ملل در خلع سلاح عراق بر تداوم كار اين بازرسان و وجود امكانات واقعي براي خلع سلاح مسالمت آميز عراق تاكيد نهادند و مخالفت خود با توسل به قهر در اين مسئله را بازگفتند. پكن نيز اندكي بعد حمايت خود را از اين بيانيه اعلام داشت. با گزارش سربازرسان سازمان ملل به شوراي امنيت در روز جمعه كه در آن نسبت به گزارش هاي قبلي آنها، از همكاري بيشتر بغداد در اجراي قطعنامه ١٤٤١ سخن رفته و اميدواري بيشتري نسبت به موفقيت كامل بازرسان در امر خلع سلاح عراق ابراز شده سياست مبتني بر تدارك و اعلان جنگ واشنگتن و لندن عليه عراق كه تا كنون با استناد به عدم آمادگي اين كشور براي خلع سلاح خود مدلل و توجيه مي شد با چالش ها و موانع بيشتري مواجه شده است. اين نيز هست كه در عرصه داخلي نيز مواضع جرج بوش و دولت وي در قبال بحران عراق و تضعيف رابطه آمريكا با اروپا با انتقادات شديدتر و علني تر مواجه شده است. تام داشل و نانسي پلسي رهبران اپوزيسيون دمكرات در سنا و مجلس نمايندگان روز پنجشنبه كاخ سفيد را متهم كردند كه آمريكا را بيش از هر زمان ديگري به انزواي بين المللي دچار كرده است و به جنگي وارد مي شود كه عواقب آن به درستي مورد تامل قرار نگرفته است. برژينسكي ، مشاور امنيت ملي آمريكا در دوران جيمي كارتر و از صاحب نظران ارشد آمريكا در مسائل سياست خارجي نيز در مقاله اي تحليلي نوشته است كه آمريكا از سال ١٩٤٥ به اين سو هيچگاه در عرصه بين المللي مثل امروز منزوي نبوده است. به عقيده وي بحران كنوني نه بحران عراق بلكه بحران تصعيف نقش آمريكا در گستره بين المللي است. با اين همه در جلوي صحنه همه فعل و انفعالات و همه موضع گيري هاي دولت هاي آمريكا و انگلستان از عزم جدي آنها براي شروع جنگ عليه عراق حكايت دارد. ولي آيا چنين جنگي با موافقت و تاييد شوراي امنيت همراه خواهد شد و آيا به ويژه اعضاي دائم اين شورا در روزهاي آتي با چرخشي ١٨٠ درجه اي با راي مثبت يا ممتنع خود مهر تاييد بر چنين جنگي خواهند زد؟ مهار يا "پيشگيري" مشكل اينجاست كه تغيير ناگهاني موضع اعضاي دائم سازمان ملل و موافقت آنها با قطعنامه اي كه صراحتا يا ضمنا شروع جنگ را مشروعيت ببخشد عملا نه تنها نافي ارزيابي نسبتا مثبت بازرسان سازمان ملل از خلع سلاح عراق و نقض فاحش قطعنامه ١٤٤١ است بلكه فراتر از اين ها، صحه نهادن بر اين تحليل بدبينانه است كه سازمان ملل تمام و كمال به نهادي براي مشروعيت بخشيدن به سياست ها و منافع بين المللي آمريكا بدل گشته و عملا مصداق اين سخن جرج دبليو شده كه سازمان ملل تا وقتي اهميت دارد كه مويد سياست هاي واشنگتن باشد. تصويب چنين قطعنامه اي عملا به معناي كاربرد قهر از سوي يك كشور عضو سازمان ملل براي تغيير رژيم در يكي ديگر از كشورهاي عضو اين سازمان هم هست كه منشور سازمان ملل آن را موكدا نفي مي كند. كمتر كسي است كه در اين واقعيت شك داشته باشد كه رژيم بغداد رژيمي ديكتاتور و جنايتكار است اما برانداختن اين رژيم نه از سوي مردم اين كشور ، بلكه توسط يك قدرقدرت جهاني كه در وجه عمده منافع خاص خود و نه لزوما مصالح بين المللي را در عراق دنبال مي كند به اين قدرقدرت اختيار خواهد داد كه از فردا بر خلاف بسياري از قواعد و مقرارت بين المللي هر حكومت ديكتاتور يا دمكراتي را كه مطابق ميل خود نيافت به زور جنگ و قهر براندازد.رسميت و وجاهت بخشيدن به دكترين جديد دولت آمريكا مبني بر لزوم به راه انداختن " جنگهاي پيش گيرانه " نيز از ديگر پيامدهاي تصويب قطعنامه اي است كه بدون توجه به حد اجراي قطعنامه ١٤٤١ راه را براي شروع جنگ بگشايد.بنا بر اين دكترين عليه هر كشوري كه بنا به ارزيابي واقعي يا غيرواقعي واشنگتن در فكر دستيابي به سلاح كشتار جمعي باشد يا تهديدي احتمالي براي امنيت آمريكا به حساب آيد مي توان پيشاپيش دست به جنگ و حمله زد و از كاربرد سلاح هاي غيرمتعارف نيز عليه آن ابايي نداشت . اين دكترين كه مصداق هاي آن را نه لزوما خطرها و تهديدهاي واقعي براي صلح و امنيت جهاني بلكه عمدتا مصالح و منافع آمريكا تعيين خواهد كرد از يكسو ناقض منشور سازمان ملل و شماري ديگر از معاهدات بين المللي است و از سويي هم نافي تمام تجربه دوران جنگ سرد و حتي تجربه مهار عراق در ١٢ سال گذشته است. در تمامي دوران جنگ سرد سياست غرب در قبال اتحاد شوروي و متعهدان آن مهار و كنترل اين كشورها با اتكا به فشار تسليحاتي از يكسو و امضاي قرادادهاي امنيتي و معطوف به خلع سلاح با آنها از سوي ديگر بود.اين سياست هم خطرجنگ و نزاع ميان دو اردوگاه را زايل كرد و هم سهم كم و بيش عمده اي در فروپاشي بلوك شرق داشت. در مورد عراق نيز، چه تهديدات نظامي و تحريم هاي اقتصادي ( به رغم نادرستي بخشي از اين تحريم ها براي مردم عادي عراق) و چه فعاليت بازرسان در دوره قبلي و كنوني ، رژيم بغداد را در وجه عمده به خلع سلاح خويش واداشته و خطر آن را به ميزان زياري مهار كرده است. اگر فشار بين المللي بر اين رژيم در ١٢ سال گذشته در عرصه هايي مثل رعايت حقوق بشر و آزادي هاي سياسي هم اعمال مي شد شايد پايه هاي حكومت صدام حسين تا كنون شكاف ها و ترك هاي بيشتري برداشته بود. و طرفه اين كه هم اكنون واشنگتن در مورد كره شمالي كه به لحاظ تسليحاتي خطري فزونتر از رژيم بغداد به شمار مي رود سياست مهار و كنترل تسليحاتي را دنبال مي كند و "جنگ پيشگيرانه " عليه اين كشور را به صلاح و "سودآور" نمي بيند. امكاني كه بي خطر نيست اين امكان كه واشنگتن و لندن به رغم عدم تصويب قطعنامه مورد نظرشان يعني بدون اجازه سازمان ملل وارد جنگ با عراق شوند گرچه امكان غيرواقعي يي نيست اما بدون ريسك و پيامدهاي نامطلوب هم نخواهد بود. دولت توني بلر كه با مخالفت هاي سخت داخلي در صورت شركت در جنگي بدون اجازه سازمان ملل مواجه است طبيعي است كه تا لحظه آخر هم بكوشد با بده و بستانها و جرح و تعديل در قطعنامه پيشنهادي راي مثبت ساير اعضاي شوراي امنيت را براي حمله به عراق جلب كند. اين كه لندن در اين تلاش با چه حد موفق بشود و آيا بدون چنين توفيقي هم جنگ عليه عراق را همراهي كند پرسش هاي حساسي هستند كه نوع پاسخ دولت بلر به آنها پيامدهاي پردامنه اي را مي تواند به دنبال داشته باشد. براي دولت جرج دبليو بوش نيز كه با تبليغ پيشاپيش در مورد لزوم تعويض رژيم در عراق و با بالابردن سطح توقعات عمومي نسبت به اعزام نيرو به منطقه حالتي بن بست گونه براي خود ايجاد كرده ظاهرا بهترين گزينه در قبال يك جنگ فاقد مشروعيت بين المللي حذف نسبتا آرام و بدون خونريزي صدام حسين و نزديكان وي از حكومت عراق است. هم كشورهاي عربي ، هم روسيه و هم كشورهاي اروپايي آشكار و پنهان از انديشيدن و اقدام براي تحقق چنين گزينه اي غافل نيستند. اين گزينه با توجه به مقاومت و موضع منفي ديكتاتور بغداد و همكاران وي و با توجه به اميد اينان به رفع خطر جنگ در صورت همكاري بيشتر با بازرسان سازمان ملل شايد هنوز از مولفه هاي عملي چنداني شايد برخوردار نباشد اما تشديد فشارها و بروز برخي تحولات در داخل عراق شايد جنبه هاي واقعي تري به آن بدهد. واقعيت اين است كه حمله يك جانبه و فاقد مشروعيت بين المللي به عراق علاوه بر آن كه به لحاظ اقتصادي ، ديپلماتيك و پايان سريع و موفقيت آميز جنگ براي آمريكا حاوي ريسك ها و صدماتي خواهد بود، همكاري جامعه بين المللي براي كنترل و بازسازي عراق در دوران پساصدام را نيز آسانتر نخواهد كرد. اين نيز هست كه در جهان به هم پيوسته كنوني كه مقرارت ، قواعد و نهادهاي عام منطقه اي و بين المللي روز به روز اهميت بيشتري مي يابند رفتار كنوني دولت آمريكا كه معطوف به تضعيف مقرارت و نهادهاي يادشده است كمتر با روح روندهاي عام بين المللي همخواني دارد و لذا جايي به مرز و حدهاي خود مي رسد. به ديگر سخن اگر آمريكا آنچنان كه برخي از دست اندركاران سياسي و آكادميكش مي گويند به قوي ترين امپراطوري تاريخ بشر تبديل شده باشد، باز هم اين امپراطوري را با توجه به روندها ، مناسبات بين المللي و وابستگي هاي متقابل از بازي در متن ها و چهارچوب هاي عام مورد قبول جامعه بين المللي گريزي نيست و اين گونه نيست كه صرفا خواست و منافع آمريكا تعيين كننده سرنوشت اين جامعه و نهادها و معيارهاي جاري و جاافتاده آن باشد. دولت بيل كلينتون به اين واقعيت توجه داشت و كم و بيش بر متن آن با جهان به تعامل مي پرداخت. همين امروز هم نداهاي انتقادآميزي كه در محافل مختلف آمريكا مبني بر انزواي بين المللي اين كشور و بروز بدبيني فزاينده نسبت به آن بلند شده شايد گوياي اين واقعيت باشد كه سياست جاري واشنگتن نه لازمه قدرقدرتي آمريكا ، بلكه ناشي از نگاه و برخورد نادرست دولت بوش به مناسبات بين المللي و گرايش به نوعي افراطگرايي در تاكيد يك جانبه بر منافع و مصالح آمريكا و يا دستكم اقشار و محافل صاحب نفوذي دراين كشور است. تا روز سه شنبه كه قطعنامه پيشنهادي آمريكا و انگلستان براي شور و راي گيري در دستور كار شوراي امنيت قرار خواهد گرفت طبعا مذاكرات فشرده و پشت پرده اي ميان همه بازيگران اصلي اين شورا در جريان خواهد بود و امكانات و گزينه هاي مختلفي به بحث گرفته خواهد شد. قطعي است كه اگر قطعنامه اي مورد توافق قرار بگيرد نه اولتيماتوم ١٠ روزي آمريكا و انگليس به عراق در آن جايي خواهد داشت و نه تدوام بي حد و مرز فعاليت بازرسان در آن راه خواهد يافت. هانس بليكس رييس بازرسان تسليحاتي سازمان ملل اين بار بر خلاف دفعات قبل فهرستي از ٢٩ موردي كه رژيم عراق بايد در باره آنها گزارش و سند ومدرك ارائه كند را به طور دقيق و تفكيك شده در گزارش خود ذكر كرده است و براي پايان موفقيت آميز كار بازرسان ، در صورتي كه بغداد همكاري فعالانه اي با آنها داشته باشد يك مهلت چند ماهه پيشنهاد كرده است. مي توان انتظار داشت كه مذاكرات و چانه زدن هاي پشت پرده احتمالا توافقي را به بار بياورد كه ميانگيني از اولتيماتوم واشنگتن و لندن و پيشنهاد هانس بليكس هسته آن را تشكيل دهد. چنين توافقي خطر جنگ را اگر منتفي نكند به عقب خواهد انداخت و بروز يا عدم بروز آن را به مولفه هاي تازه تر و قسما قابل پيش بيني پيوند خواهد زد. اين خطر هم البته كماكان باقي است كه "بازهاي " كاخ سفيد با استقرار كامل قواي آمريكا و انگلستان در منطقه و با چاره انديشي سريع براي ايجاد جبهه شمال كه راي منفي پارلمان تركيه آن را با مشكل مواجه كرده فارغ از همه ريسك هاي يك جنگ و يه ويژه يك جنك يك جانبه سلاح ها را به غرش درآورند. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |