[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





صف آرايى‌هاى فشرده ديپلماتيك بر سر بحران عراق
* اين كه در صورت رد قطعنامه پيشنهادي آمريكا و انگلستان ، اين دو كشور به طور يك جانبه دست به جنگ بزنند امري قطعي نيست
* اروپا و به ويژه فرانسه و آلمان در برخورد با بحران عراق مي توانند با كارت هاي مهمتر ديگري هم بازي كنند
* مورد عراق مي تواند يك بار ديگرنشان دهد كه ديپلماسي مي تواند در پناه تهديد نظامي به اهداف مطلوب برسد و خود عملا مانع تحقق آن تهديد شود
 
سعيد شرويني
sherwini@hotmail.com
سه‌شنبه ٦ اسفند ١٣٨١

بحران عراق بك بار ديگر رويارويي هاي ديپلماتيك را به اوج رسانده است.ديروز اعلام شد كه واشنگتن ، لندن و مادريد متاثر از تظاهرات عظيم صلح در سراسر جهان و نيز با توجه به مخالفت هاي داخلي با جنگ به ويژه در انگلستان و اسپانيا بهتر ديده اند كه با ارائه قطعنامه اي به شوراي امنيت سازمان ملل ، بغداد را به نقض قطعنامه ١٤٤١ وعدم همكاري با بازرسان تسليحاتي سازمان ملل متهم كرده و با تاكيد بر "عواقب سخت" چنين رفتاري از سوي عراق ، تلويحا جنگ را به عنوان گزينه اي اجتناب ناپذير در برخورد با اين كشور رسميت و مشروعيت بخشند. در يكي دو هفته اخير هم واشنگتن و هم لندن با تماس هاي فشرده ديپلماتيك و با تكيه به اهرم ها، فشارها و امتيازهاي مالي وسياسي كوشيده اند كه شماري از اعضاي غير دائمي شوراي امنيت (آنگولا، كامرون ، گينه ، پاكستان ، شيلي ، مكزيك و ...) را به تاييد قطعنامه مزبور واداراند. پس از آن كه وزير خارجه روسيه از اعمال برخي فشارها بر بازرسان سازمان ملل براي ارائه گزارشي منفي از عدم همكاري عراق براي اجراي قطعنامه سازمان ملل سخن گفت محافل خبري در سازمان ملل نيز تاييد كردند كه اولتيماتوم هانس بليكس به بغداد براي نابودي موشك‌هاي الصمعود٢ كه بردي بيشتر از حد مجاز دارند نيز از سوي واشنگتن و لندن به وي ديكته شده است. ظاهرا محاسبه آمريكا و انگلستان اين است كه يا رژيم صدام حسين به نابودي اين موشك ها دست خواهد زد و آنگاه و در حالي كه بنيه دفاعي عراق باز هم ضعيف تر شده مي توان با طرح اين ادعا كه اين موشك ها فقط جزيي از برنامه تسليحاتي غيرمجاز عراق بوده اند كماكان راه براي جنگ عليه اين كشور را بازنگه داشت. و يا بغداد از نابودسازي موشك هاي يادشده سرباز خواهد زد كه در اين صورت عملا مي توان اين خودداري را به عنوان نقض فاحش قطعنامه سازمان ملل معرفي كرد و جنگ عليه عراق را با استناد به آن مشروعيت بخشيد.

گرچه براي فرانسه ، آلمان و روسيه روشن است كه مسئله آمريكا لزوما خلع سلاح عراق نيست و مسائل و منافع ديگري در پس پشت سياست كنوني آمريكا در قبال اين كشورنهفته است ،اما آنها به هر صورت مي كوشند در متن و چهارچوب قيدوبندهايي كه واشنگتن با تبليغات در مورد خلع سلاح عراق براي خود ايجاد كرده باقي بمانند و موافقت عراق با نابودي موشك هاي الصمعود را نشانه ديگري از موفقيت آميزبودن فعاليت بازرسان معرفي كرده و ضمن تاكيد بر لزوم ادامه كار آنها دستيازي به جنگ را بي مورد و غيرضروري اعلام كنند.

در همين راستا و به عنوان طرحي در مقابل قطعنامه پيشنهادي آمريكا و انگليس ، سندي از سوي آلمان ، فرانسه و روسيه به شوراي امنيت ارائه شده كه در آن از ضرورت تداوم فعاليت بازرسان سازمان ملل ، تقويت پرسنلي آنها و فشرده ترشدن بازرسي هايشان سخن به ميان آمده است. آنچه كه در روزهاي اخير پاريس ، برلين و مسكو را به ايستادگي بيشتر در برابر سياست معطوف به جنگ واشنگتن و لندن ترغيب كرده علاوه بر تظاهرات بي سابقه ميليوني در مخالفت با جنگ، اجلاس مشترك رهبران كشورهاي آفريقايي و فرانسه در پاريس در هفته گذشته بود كه در آن بر سياست ژاك شيراك در قبال بحران عراق مهر تاييد گذاشته شد. همايش رهبران و بلندپايگان كشورهاي عضو جنبش غيرمتعهدها در مالزي كه از روز دوشنبه جريان دارد و تاكيد اين همايش بر لزوم حل مسالمت آميز بحران عراق نيز عملا به تقويت موضع فرانسه ، آلمان و روسيه منجر شده است. اين در حالي است كه چين كه به خاطر حساسيت روابطش با آمريكا كمي محتاطانه تر از كشورهاي يادشده عمل مي كند نيز، بلافاصله پس از ارائه سند مشترك فرانسه ، آلمان و روسيه به سازمان ملل حمايت خود را از آن اعلام داشت. با توجه به اين صف بندي ها آنچه كه در تصميم گيري شوراي امنيت تعيين كننده مي شود همان موضع اعضاي كوچك تر و غيردائمي اين شوراست. به رغم فشارها و امتيازدهي هاي واشنگتن و لندن باز بعيد به نظر مي رسد كه اغلب كشورهاي يادشده به گونه اي راي دهند كه ٩ راي لازم براي قطعنامه آمريكا و انگلستان فراهم شود. در چنين صورتي اين سئوال مطرح مي شود كه آيا واشنگتن و لندن آنگونه كه مدعي اند بي اعتنا به كنش و رفتار سازمان ملل و با اتكا به همراهي و كمك شماري از كشورهايي كه از برنامه جنگي آنها حمايت مي كنند حمله عليه عراق را آغاز خواهند كرد؟ و آيا افكار عمومي اين كشورها با چنين جنگي كه مشروعيت بين المللي ندارد همراه خواهد شد و از آن حمايت خواهد كرد؟ و آيا خود اين دو كشور و كشورهاي متحد آنها به تنهايي قادر به پرداخت هزينه سياسي ، اقتصادي و ديپلماتيك اين جنگ هستند و آيا ريسك چنين جنگي به ويژه اگر بيش از برنامه پيش بيني شده به درازا بكشد چنان بالا نيست كه عدم انجامش بهتر از انجام آن باشد؟

چه بالا گرفتن انتقادها و اعتراض ها در عراق و منطقه عليه برنامه آمريكا براي دخالت دادن نظامي تركيه در حمله به عراق و سپردن احتمالي امور اين كشور به يك ژنرال آمريكايي ، چه مخالفت افكار عمومي به ويژه در انگلستان ، اسپانيا و ايتاليا با حمايت دولت هايشان از سياست جنگي واشنگتن و چه بلندشدن برخي نداهاي مخالف و ابراز نگراني ها در ميان سناتورها و نمايندگان كنگره آمريكا عليه برنامه هاي يك جانبه دولت بوش به اين يا آن اندازه در مسير برنامه هاي واشنگتن در قبال عراق مشكل ايجاد كرده و مي كنند و دستيازي به يك جنگ فاقد مشروعيت بين المللي را با موانعي روبرو مي سازد كه بي اعتنايي به آنها هزينه كمي در برندارد. آنچه كه بر شمار اين موانع خواهد افزود همانا ثمربخشي فشارهاي بين المللي بر رژيم صدام حسين براي همكاري تمام و كمال با بازرسان سازمان ملل و اجراي كامل قطعنامه هاي سازمان ملل است. طبيعي است كه اگر طرح فرانسه ، روسيه و آلمان براي تداوم و تشديد فعاليت بازرسان دقيق تر و همراه با يك جدول زماني باشد به لحاظ ارزيابي نتيجه كار موثرتر خواهد بود و شايد كشورهاي بيشتري را به تاييد و همراهي با آن ترغيب كند. اينكه در وراي مسائل به مربوط به خلع سلاح عراق ، اتحاديه اروپا نسبت به مسئله رعايت حقوق بشر در اين كشور هم حساسيت و ابتكارات بيشتري از خود نشان دهد و رژيم صدام حسين را در اين زمينه نيز زير فشار گذارد طبعا به تقويت موضع اين اتحاديه بيش از پيش كمك خواهد كرد و تصعيف و زوال غيرقهرآميز رژيم بغداد با فشارهايي كه از جوانب مختلف بر آن وارد مي شود شتاب بيشتري خواهد گرفت.تلاش و ابتكار اروپا براي بازبيني تحريم ها عليه عراق و سامان دادن به آن به گونه اي كه كه به راستي رژيم صدام حسين را تضيعف و مهار كند و نه آنكه مثل اكنون به صورت اهرمي براي مجازات جمعي مردم عراق درآيد نيز از جمله برگهاي محكمي است كه مي تواند توان ديپلماسي اروپا و برنامه چندجانبه آن براي حل بحران عرااق را به نمايش بگذارد و ابتكارعمل را صرفا در دست واشنگتن باقي نگذارد. صد البته اروپا و به ويژه فرانسه و آلمان ضمن مخالفتشان با دسيتازي به اعمال قهر عليه عراق به اين نكته نيز واقفند كه بدون حضور نظامي آمريكا و ايجاد فضايي از تهديد عليه رژيم صدام حسين احتمالا همكاري اين رژيم با بازرسان متحقق نمي شد و خلع سلاح واقعي عراق امكان نمي يافت. ظاهرا در عرصه سياست مقاطعي پيش مي آيد كه ديپلماسي مي تواند با استفاده از تهديد نظامي به اهداف مطلوب برسد و خود عملا مانع از آن شود كه آن تهديد به راستي صورت عملي به خود بگيرد.

------------------------------------
آنچه كه در زير مي آيد نكات عمده سند مشتركي است كه فرانسه ، روسيه و آلمان به شوراي امنيت سازمان ملل ارائه كرده اند:
* گرچه همه شك و ترديدها در مورد خطر تسليحات عراق برطرف نشده اند، ليكن تا كنون نشانه اي يه دست نيامده كه اين كشور همچنان سلاح هاي كشتار جمعي باشد.
* بازرسي ها بدون مانع انجام شده اند و تا كنون به نتايجي هم انجاميده اند.
* شوراي امنيت بايد تلاش خود براي حل صلح آميز بحران عراق را تشديد كند. در اين راستا شورا بايديكپارچگي خود را حفظ كند و فشار بر عراق را افزايش دهد.
* بازرسان تسليحاتي سازمان ملل بايد بتوانند براي انجام ماموريت خود از وقت قيدشده در قطعنامه هاي معتبر سازمان ملل استفاده كنند . ارائه يك برنامه جامع كاري و نيز گزارش هاي منظم سه هفته اي به شوراي امنيت نيز جزيي از مفاد قطعنامه هاي ياد شده است.عراق بايد به تعهدات در زمينه خلع سلاح خود عمل كند.
* تدوين كنندگان اين سند برآنند كه تلفيقي از يك برنامه بازرسي روشن با يك برنامه زماني معين براي اين بازرسي ها همراه با حضور نظامي در منطقه به اعمال حداكثر فشار بر عراق منجر خواهد شد.







[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de