| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
"پايان
بازی؟"
* به رغم تلاشها و فشارهاي
دولت بوش هنوز هم همه ظرفيتهاي ديپلماسي بينالمللي براي ممانعت از جنگ به آخر
نرسيده است
* علاوه بر تركيه و ايران ،
سوريه و عربستان نيز متاثر از تحولات آتي در منطقه برخي چرخشها و جهت گيريهاي
تازه را آغاز كردهاند
* با هماهنگتر شدن موضع
روسيه با آلمان و فرانسه در قبال بحران عراق ، سياست اروپا در مفهوم عام آن وزن و
اهميتي قابل اعتنا مي يابد
سعيد شروينی شنبه ١٩
بهمن ١٣٨١
سخنراني روز سه شنبه كالين
پاول ، وزير خارجه آمريكا در شوراي امنيت سازمان ملل نه برشمار موافقان جنگ عليه
عراق افزود و نه از تعداد مخالفان آن كاست. اسناد و مداركي كه پاول در سخنراني خود
براي اثبات عدم آمادگي و همكاري رژيم صدام حسين براي خلع سلاح عراق ارائه كرد در
عمل به تهاجمي ديپلماتيك و تبليغاتي شباهت داشت كه مي بايست افكار عمومي جهان را
براي حمله آمريكا به عراق آماده كند و شوراي امنيت را اگر قانع هم نمي كند دستكم در
چنان تنگنايي قرار دهد كه با اين قصد و نيت واشنگتن همراه شود و و با راي خود به
جنگ يادشده مشروعيتي بين المللي بخشد.
صرفنظر از اتهام مربوط به ارتباط رژيم صدام حسين با سازمان القاعده كه حتي خود سازمان هاي جاسوسي آمريكا و انگلستان هم آن را تاييد نمي كنند ساير اسناد و مداركي هم كه پاول براي اثبات تلاش رژيم بغداد جهت پنهان كردن سلاح هاي كشتار جمعي خود ارائه كرد مواردي نيستند كه بدون كار كارشناسي بتوان به صحت و سقم آنها راه برد. در ٥٠ سال گذشته اگر آمريكا در موردي مثل بحران موشكي كوبا در اوايل دهه ٦٠ توانست با ارائه مدارك و عكس هايي واقعي و غيرقابل انكار ادعاي خود دال بر استقرار موشك هاي اتحاد شوروي در خاك كوبا را ثابت كند در مواردي همچون صحنه سازي تروريستي در " تونك كينگ" ويتنام كه بهانه آغاز جنگ با اين كشور شد و يا ماجراي حمله به خليج خوك ها (كوبا) كه با استناد به عكس هايي جعلي انجام شد نيز نمونه هايي هستند كه ضريبي از شك و ترديد و نگه داشتن جانب احتياط در قبول اين گونه اسناد را دامن زده اند. كارشكني فقط يك چهره ندارد تجربه ١٢ سال گذشته نشان مي دهد كه در صداقت و نيات رژيم عراق و عدم تلاش آن براي حفظ دستكم بخشي از توان بالفعل و بالقوه خود در زمينه سلاح هاي غيرمتعارف يقين كامل به سختي حاصل مي شود. با اين همه شكي نيست كه چه فعاليت قبلي و چه تلاش هاي كنوني هيئت بازرسان سازمان ملل پيوسته بر ضريب اين يقين افزوده اند و رژيم عراق را براي پيشبرد مقاصد تسليحاتي خود با مشكلات بيشتري مواجه كرده اند. از اين رو سخنراني كالين پاول در سازمان ملل اين سوال را مطرح مي كند كه اگر قصد آمريكا واقعا واقعا خلع سلاح عراق است چرا اسناد و مداركي كه او اينك به شيوه اي تبليغاتي و با استفاده از رسانه هاي صوتي و تصويري به افكار عمومي جهان ارائه مي كند پيش از اين جهت تسهيل كار بازرسان و تحقيق دقيق تر به آن ها ارائه نشده است و آيا اين هم خود نوعي كارشكني و تعلل در همكاري با سازمان ملل نيست؟ مضافا اين كه اسناد و مدارك آقاي پاول به شرط درستي و انكارناپذيري آيا رژيم عراق را موجد چنان خطري مي كند كه جامعه جهاني را براي مهار آن آنچنانكه آمريكا وانمود مي كند هيچ گزينه اي جز دست يازي به جنگ نيست؟ واقعيت اين است كه اگر در سال هاي پيش از ٢٠٠١ تغيير رژيم در عراق هدف مطلوب ايالات متحده بوده از ١١ سپتامبر به اين سو به ضرورتي مبرم براي آن بدل شده است. فضاي ناشي از رويدادهاي تروريستي اين روز شرايط مساعدتري فراهم آوردند كه آمريكا و به ويژه نيرويي كه اينك در واشنگتن قدرت را در دست دارد زمينه را براي تحقق آماج خود يعني تحكيم بلامنازع قدرت سياسي و نظامي ايالات متحده بر جهان ، تامين منافع استراتژيك اقتصادي و انرژيتيك آن وممانعت از برآمد يك رقيب همطراز ،ميدان را گشوده تر بيابد. صرفنظر از اين كه اين آماج ها تا چه حد با روندهاي جهاني شدن كه حتي در بدترين و ناموزون ترين شكل آن نيز تمركز يك جانبه و كامل قدرت و برآمد يك امپراطوري كلاسيك را برنمي تابد سازگاري دارند تحقق آن ها اما به هرحال از ديد واشنگتن امكانپذير است و حمله به حلقه ضعيفي مثل عراق مي تواند بهترين گام در اين مسير باشد. نقش عربستان سعودي در رواج بنيادگرايي اسلامي و حضور چشمگير شهروندان آن در ترورهاي ١١ سپتامبر و نيز قدرت قابل اعتناي اين كشور در بازار نفت كه وابستگي شديد نفتي آمريكا به آن را موجب شده نيز، تسلط بر عراق يعني صاحب دومين ذخيره نفتي در جهان و رهايي از وابستگي يادشده را براي ايالات متحده جذاب و پركشش مي كند. سياستگذاران آمريكايي تسلط بر عراق و انتقال نفت آن از طريق بنادر تركيه ، سوريه و حتي اسراييل را محملي براي كاهش وابستگي مخاطره آميز به مسيرهاي نه چندان مطمئني همچون خليج فارس تلقي مي كنند. اين نيز هست كه از ديد برخي از نظريه پردازان آكادميك و نيز پاره اي از محافل نزديك به حلقه هاي قدرت در آمريكا ساختارهاي سخت جان سياسي و اجتماعي در كشورهاي خاورميانه اين منطقه را از مدرانيزاسيون (آمريكايي؟) بازداشته ، مانع ادغام آن در روندهاي جهاني شدن شده و زمينه بكري براي رشد بنيادگرايي در آنجا فراهم آورده است. "آزادسازي عراق " از نگاه اين نظريه پردازان مي تواند تحولاتي زنجيروار بسان سقوط ديوار برلين برجاگذارد و كشورهاي ديگر منطقه را نيز در مسير گشايش و تحولات قرار دهد. اين كه اهداف و نقطه نظرات فوق تا چه حد به انجام جنگ مشروعيت مي بخشند مسئله اي است كه در خصوص آن بحث هايي چه در اروپا، چه در منطقه و چه خود آمريكا جريان داشته دارد٠اما آن چه كه در عرصه عملي جريان دارد همانا تلاش بي وقفه واشنگتن براي راضي كردن جهان به درستي انجام چنين جنگي است. قيدوبندهاي متقابل در همين راستا آمريكا كه تا اوت گذشته با تاكيد بر خطر سلاح هاي عراق ، آشكارا و علنا رفع اين خطر را تنها با تعويض رژيم بغداد ميسر مي ديد و با بي اعتنايي به نهادهاي بين المللي رجوع به سازمان ملل را هم در اين باره ضروري تلقي نمي كرد از اين تاريخ به بعد با توجه به اينكه اين جنگ يك جانبه و فاقد مشروعيت مي تواند در عمل با مشكلات و موانع مواجه شود رجوع به سازمان ملل و دنبال كردن اهداف خود در پوشش تاكيد بر لزوم خلع سلاح عراق را ترجيح داد، با اين اميد كه با اهرم ها و فشارهاي خود بتواند سرانجام شوراي امنيت را نيز به عنوان عالي ترين مرجع بين الملللي موجود در مسير تاييد جنگ عليه عراق و سرنگوني قهرآميز رژيم اين كشور رهنمون شود. اين رجوع اما قيدوبندهاي دوطرفه اي بوجود آورده كه واشنگتن نيز كم و بيش ناچار است در متن و چهارچوب آن عمل كند. به اين معنا كه براي واشنگتن به رغم تاكيد گاه و بيگاهي كه بر آمادگي خود براي انجام يك جانبه جنگ و بدون تاييد شوراي امنيت مي كند كماكان گزينه بهتر آن است كه در متن قطعنامه ها و مصوباتي كه خود نيز آن ها را تاييد كرده بماند و از رهگذر تعاملات ، بده و بستان ها و اعمال فشارها و از طريق گرفتن تاييد اين شورا وجهه و مشروعيتي سياسي ، حقوقي و بين المللي به جنگ عليه عراق بدهد. تلاش روز سه شنبه كالين پاول را نيز بايد جزء مهمي از اين سياست تلقي كرد. حضور وزير خارجه آمريكا در شوراي امنيت بر اين انگيزه استوار بود كه اسناد و ادعاهاي وي ضمن تاثيرگذاري بر افكار عمومي داخلي و خارجي با گزارش دوم و احتمالا منفي يي كه بازرسان سازمان ملل روز ١٤ فوريه در باره عدم همكاري لازم بغداد به اين شورا ارائه خواهند كرد تكميل و بدرقه شود و زمينه براي تصويب قطعنامه جديدي فراهم آيد كه در آن ضمن طرح آخرين اتمام حجت ها با رژيم عراق ، راه براي اعمال قهر عليه اين كشور نيز قطعا گشوده شود. سياستي كه از جنگ آغاز نشده آسيب ديد قطعنامه جديد اگر از نظر واشنگتن ظاهرا چندان هم ضروري نباشد براي متحد اصلي آن يعني دولت توني بلر در انگلستان سخت حائز اهميت است ، چرا كه چه در متن جامعه انگلستان و چه در صفوف حزب حاكم كارگر مخالفت با حمايت بي قيدوشرط توني بلر از سياست هاي دولت بوش همچنان از حدت و شدت چشمگيري برخوردار است. سفر هفته پيش بلر به آمريكا از جمله به خاطر اقناع دولت بوش به حمايت از صدور چنين قطعنامه اي جهت راضي كردن افكار عمومي داخلي و خارجي صورت گرفت. مشكل اما اين جاست كه به رغم تلاش ها مشترك واشنگتن و لندن و به رغم جبهه بندي هاي جديدي كه به ويژه در اروپا شكل گرفته است هنوز هم در شوراي امنيت اكثريت اعضاء لزومي براي صدور قطعنامه جديد نمي بينند و بر تدوام كار بازرسان و اعطاي وقت لازم به آنها جهت پيشبرد كامل ماموريت اشان تاكيد دارند. علاوه برآلمان كه به عنوان عضو غيردائم شوراي امنيت از اين سياست حمايت مي كند در ميان اعضاي دائم شورا نيز، فرانسه همچنان صراحت بيشتري در ابراز پشتيباني از سياست مزبور و مخالفت با جنگ از خود نشان مي دهد. در يكي ، دو هفته اخير براي چين ، روسيه ، آلمان و فرانسه علاوه بر واهمه از بروز بي ثباتي بيشتر در خاورميانه و نيز نگراني از محدودشدن منافع و نفوذ ژئوپلتيكشان در اين منطقه به سود آمريكا، اين درنگ نيز جدي است كه جنگ عليه عراق اولين مورد از تحقق دكترين جنگ پيشگيرانه دولت بوش است كه از جمله نتايج آن بي اعتباري نهادها و پيمان هاي بين المللي و مقبوليت و مشروعيت يافتن تصميم گيري هاي خودسرانه و خودغرضانه عمده ترين قدرت سياسي و نظامي جهان است. وحدت نظر سياسي آلمان و فرانسه در قبال بحران عراق صدالبته از ابتدا هم از عيار و چگالي يكساني برخوردار نبوده است. فرانسه مثل بسياري از موارد ديگر در اتخاذ موضع فعلي خود راه را براي گزينش سياستي ديگر تمام و كمال نبسته است. تقاضاي شيراك از ارتش فرانسه براي انجام ماموريت هاي احتمالا جديد، و نوسان كردن ميان دو شعار "جنگ بدترين گزينه است" و "جنگ آخرين گزينه است" نشانگر آن است كه پاريس راه را باز نگه داشته تا در صورت ناكام ماندن موضع كنوني اش بتواند سريعا خود را با شرايط جديد تطبيق دهد و احتمالا در يك جنگ محتمل نيز شركت كند. گفتن ندارد كه موضع آلمان كه با صراحت و قاطعيت بيشتري با جنگ مخالفت مي ورزد نيز عاري از اشكال و خلل نبوده است . دولت برلين كه عمده ترين قدرت اقتصادي اتحاديه اروپا را رهبري مي كند از همان ابتدا كمتر به اين ضرورت اعتنا كرد كه سياست خود را با ساير كشورهاي عضو اتحاديه هماهنگ كند و در جهت دستيابي به يك سياست واحد اروپايي تلاش ورزد. صدالبته شايد همه كشورهاي اتحاديه با توجه به رابطه ها و مناسبات متفاوتشان با يك سياست مشترك اروپايي همراه نمي شدند، ليكن به هر صورت ا ز حركت آلمان درك و احساسي تك روانه بروز نمي كرد و سياست خارجي اتحاديه اروپا زمينه هاي بهتري براي قوام و انسجام مي يافت. هم اين ضعف و هم شكستي كه حزب حاكم سوسيال دمكرات آلمان در انتخابات محلي اخير محتمل شد برآمد قوي و پرقدرت برلين در عرصه سياست خارجي و تاكيد بر موضعش در قبال بحران عراق را بي آسيب نگذاشته است. رويكرد به اروپا در مفهومي عامتر؟ طبيعي است كه اين امر بر فرانسه كه به آلمان به عنوان يكي از متحدان خود در قبال بحران عراق نگاه كرده است بي تاثير نماند و به اين يا آن اندازه نوسان موضع آن را به دنبال داشته باشد. با اين همه و با وجود آنكه شماري از كشورهاي اروپايي متاثر از تلاش هاي واشنگتن ، با موضعگيري مشترك و آشكار خود به سود سياست آمريكا شكافي را در درون اتحاديه اروپا بوجود آورده اند ليكن هنوز هم به لحاظ نزديكي به افكار عمومي اروپا و جهان اين سياست مخالفت با جنگ آلمان و فرانسه و شماري ديگر از كشورهاي اروپايي است كه دست بالا را دارد. در اين ميان تاكيد بيشتر روسيه بر مخالفت خود با توسل به قهر در بحران عراق و هماهنگي بيشتر موضع اين كشور با آلمان و فرانسه وضعيتي را پديد آوره كه به سياست اروپا در مفهوم عام آن وزن و اعتبار بيشتري مي بخشد و غيبت يك سياست واحد در اتحاديه اروپا را به ميزان چشمگيري جبران مي كند. گفتني است كه علاوه بر اسپانيا، انگلستان ، ايتاليا و دانمارك كه حمايت دولت هايشان از سياست هاي واشنگتن با مخالفت نيروهاي اپوزيسيون و اكثريتي از مردم مواجه است در اروپاي شرقي نيز موضع دولت ها در همراهي با سياست آمريكا به ويژه اگر حمايت از جنگي بدون تاييد سازمان ملل باشد با مخالفت مردم همراه است. با اين وجود ضعف و پراكندگي اتحاديه اروپا در زمينه سياست خارجي امري واقعي است و تلاش آمريكا و متحد اروپايي آن يعني انگليس در تشديد اين ضعف هم كم و بيش قرين توفيق بوده است. به سختي هم مي توان گفت كه تلاش يونان به عنوان رييس دوره اي اتحاديه اروپا در متقاعد كردن كشورهاي عضو اين اتحاديه به اتخاذ يك سياست مشترك با كاميابي همراه شود. مسئله اين است كه كشورهاي عضو اتحاديه اروپا هركدام يك واحد ملي مستقل بوده اند با مناسبات و منافع خارجي تاريخا شكل گرفته ، كه با ورودشان به اتحاديه اي كه وحدت سياسي آن لنگان و مورچه وار از پي وحدت اقتصادي آن روان است آن مناسبات زايل و محو نمي شود. اين پديده در اروپاي غربي هم كه شماري از كشورهاي آن از سال ها و دهه ها پيش عضو اتحاديه بوده اند هنوز موجود و مشهود است ، چه رسد به كشورهاي اروپاي شرقي كه باز هم به خاطر ضعف اتحاديه اروپا، از آمريكا نفوذ و تاثير بيشتري پذيرفته اند و اينك نيز با ترغيب ، تطميع و فشار آمريكا با سياست واشنگتن به ضرر دستيابي به يك موضع مشترك اروپايي همراه مي شوند. كم نيستند در اروپا كساني كه اجراي قرارداد نيس از اول ماه جاري ميلادي و يا به ثمر رسيدن مذاكرات مجمعي كه مسئول تدوين يك قانون اساسي تا اواسط سال جاري است را محمل خوبي براي غلبه اروپا بر ضعف يادشده مي دانند. طبق قرارداد نيس كشورهاي اتحاديه اروپا در سه زمينه مهاجرت ، ماليات ها و سياست خارجي بايد (كماكان) به اتفاق آراء اتخاذ تصميم كنند. منافع و مصالح خارجي همچنان متفاوت كشورهاي عضو اتحاديه اما خوش بيني مزبور را دستكم در كوتاه و ميان مدت با شك و ترديد مواجه مي كند. شايد همين واقع گرايي است كه آلمان و فرانسه را به اين باور رسانده كه در زمينه سياست خارجي آن كشورهاي عضو اتحاديه اروپا كه هماهنگي بيشتري در سياست خارجي دارند بايد هسته اصلي يك سمت گيري منسجم در اين عرصه را بوجود آورند. اينكه در مواردي مثل شرايط كنوني مي توان به يك سياست خارجي فعال اروپايي در مفهومي گسترده تر نگاه كرد و روسيه را نيز در چنين سياستي مشاركت داد ظاهرا و به رغم چرخش چشمگيري كه روسيه به سوي واشنگتن كرده است هنوز هم فاقد مبنا و زمينه هاي واقعي نيست. سوريه هم سوار ميشود شكاف در سياست اروپا نسبت به موضع آمريكا در قبال عراق ظاهرا زمينه ساز رفع شك و ترديدهاي تركيه در همكاري با آمريكا شده است. دولت جديد اسلام گراي تركيه در ماه هاي اخير از دوسو زير فشار قرار داشت. از يك سو آمريكا خواهان آن بوده است كه براي حمله به عراق از بنادر و پايگاه هاي نظامي و امكانات م واصلاتي تركيه استفاده كند. علاوه بر فشار بر اتحاديه اروپا جهت تسريع در پذيرش تركيه به اين اتحاديه ، آمريكا قول كمك هاي مالي و كمك به مدرنيزه كردن پايگاه هاي نظامي تركيه را مطرح كرده است. كمك هاي مالي مزبور براي اقتصاد همچنان بحران زده تركيه مبالغي نيستند كه دولت آنكارا بتواند به سادگي از آن ها صرفنظر كند. از سويي اما هنوز هم بيش از ٨٠ درصد مردم تركيه و از جمله اكثر كساني كه به حزب حاكم عدالت و توسعه آقاي اردوغان گرايش دارند با شركت كشورشان در جنگ عليه عراق مخالفند. اين عامل به علاوه نگراني از وضعيت سياسي جديد عراق و تشكيل يك دولت خودمختار قوي در كردستان اين كشور نيز، از جمله عواملي بوده اند كه آنكارا را تا روزهاي اخير در موافقت با خواست هاي آمريكا با ترديد و تعلل دچار كرده بودند. اما سرانجام رفت وآمدهاي مكرر مقامات آمريكايي و قول و قرار و فشار آنها به علاوه برخي ژست ها و اقدامات ديپلماتيك دولت براي متقاعد كردن مردم به اينكه حداكثر تلاش خود را براي حل مسالمت آميز بحران عراق كرده است و نيز بروز شكاف بيشتر در اتحاديه اروپا راه را براي موافقت شوراي امنيت و پارلمان تركيه با تقاضاهاي آمريكا هموار كرد. به اين ترتيب علاوه بر قطر و كويت در جنوب ، تركيه نيز در شمال به جبهه اي براي حمله احتمالي به عراق تبديل خواهد شد. موافقت تركيه با استفاده از خاك و امكانات نظامي خود براي تداركات و انجام حمله نظامي آمريكا به عراق عملا سوريه را هم به رغم مخالفتي كه هنوز با سياست هاي آمريكا نشان مي دهد به طور غيرمستقيم مددكار تداركات جنگ كرده است. يكي از بنادر تركيه كه براي نقل و انتقالات نظامي مورد استفاده آمريكا قرار خواهد گرفت بندر مرسين است كه خط آهني كه آن را به شهر موصل در كردستان عراق وصل مي كند به اندازه ٨٠ كيلومتر از خاك سوريه عبور مي كند. دولت دمشق ظاهرا عللوه بر موافقت در اين زمينه اعلام آمادگي كرده است كه در صورت لزوم خط كشتيراني دجله به سوي شمال عراق را براي استفاده آمريكا فعال خواهد كرد. در جنگ سال ١٩٩١ عليه عراق سوريه نيز از جمله متحدين آمريكا در اين حمله بود. عربستان سعودي درها را ميگشايد جمهوري اسلامي نيز بسان تركيه و سوريه در هماهنگ كردن خود با سياست هاي آمريكا براي حمله احتمالي به عراق از قافله عقب نمانده است. هماهنگي ها و رفت وآمدهاي فشرده تر با اپوزيسيون عراق ، به ويژه با كنگره ملي عراق كه نزديك ترين متحد آمريكا به شمار مي رود، بازگذاشتن دست مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و شاخه نظامي آن براي هماهنگي بيشتر با سياست هاي آمريكا و نيز سفر اخير كمال خرازي ، وزير امور خارجه به انگلستان كه مسائل مربوط به جنگ احتمالي و سياست هاي آتي آمريكا در منطقه محورهاي آن را تشكيل مي داده اند را نيز بايد در همين راستا تلقي كرد. بد نيست به اين نكته نيز اشاره شود كه حزب الدعوه عراق به عنوان يكي ديگر از گروه هاي معارض عراقي نزديك به جمهوري اسلامي و نيزحزب كمونيست اين كشور كه اجلاس اپوزيسيون عراق در دسامبر گذشته در لندن را به سبب نفوذ و تاثير آمريكا در آن تحريم كرده بودند در اجلاس جديد اين اپوزيسيون كه در اربيل كردستان (عراق) تشكيل خواهد شد شركت خواهند كرد. برخي تحولات داخلي از جمله رفع حصر آيت الله منتظري و آزادي برخي از زندانيان و نيز اجازه بازديد هيئت هاي مدافع حقوق بشر و يا نمايندگان سازمان بين المللي انرژي اتمي از ايران نيز با نگراني جناح راست جمهوري اسلامي از نزديك شدن چالش نظامي احتمالي آمريكا با عراق بي ارتباط نيست. در آن سوي خليج فارس ، يعني در عربستان نيز متاثر از شرايطي كه انتظار منطقه را مي كشد تحولاتي در شرف تكوين است. هفته گذشته ، پس از ١٠ سال تقاضا، سرانجام دولت رياض با خواست سازمان ديده بان حقوق بشر براي بازديد از اين كشور موافقت نمود تا در مورد جنبه هاي مختلف مربوط به چگونگي نقض حقوق بشر در آنجا تحقيق كند. دوماه ديگر نيز هيئتي بزرگتر براي ماموريتي مشابه وارد عربستان خواهد شد. ديدار ملك عبدالله با ١٠٠ نفر از شخصيت هاي اصلاح طلب اين كشور كه خواهان تشكيل يك مجلس انتخابي و رواج آزادي هاي سياسي و اجتماعي هستند نيز، از نقطه عطف هاي تحولات سال هاي اخير در عربستان به شمار مي روند. ملك عبدالله كه خود تازه كشورش را تازه در ابتداي برخي گشايش ها قرار داده است به فكر كل جهان عرب هم افتاده و ظاهرا قصد دارد براي كاستن از خطز بي ثباتي در اين منطقه و فرونشاندن انتقاداتي كه متوجه نبود آزادي هاي سياسي و اجتماعي در كشورهاي عربي مي شود در اجلاس آتي سران اتحاديه عرب طرحي را براي انجام اصلاحات سياسي و اجتماعي در كشورهاي يادشده ارائه كند. اينكه تا اجلاس سران اتحاديه عرب عراق به صحنه يك جنگ تمام عيار تبديل خواهد شد و يا خطر چنين جنگي را از سر خواهد گذراند به عوامل متعددي وابسته است. گرچه جرج دبليو بوش در تازه ترين سخنراني خود "بازي" را "تمام شده" اعلام كرده است و با تحكم از شوراي امنيت خواسته است كه قطعنامه اي حاوي اجازه اعمال قهر عليه عراق صادر كند، اما هنوز، هم ظرفيت هاي همچنان موجود ديپلماسي بين المللي كه با واداشتن آمريكا و عراق به بازي در چهارچوب هاي متعارف چالش نظامي آنها را مانع شود ، هم مكانيزم هاي كمتر استفاده شده سازمان ملل (فراخواني اظطراري مجمع عمومي كه در موارد بحراني كارساز بوده است )براي تاثيرگذاري برتصميمات شوراي امنيت و هم بروز برخي تحولات احتمالي در داخل عراق گزينه هايي هستند كه به اين يا آن اندازه امكان واقعيت يافتن دارند و هنوز هم عواملي هستند كه قطعيت مطلق دست يازي آمريكا به جنگ را منتفي مي كنند. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |