| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
كرملين و شكست سياست
مبتنی بر قهر محض در چچن
* آنچه كه در قلب مسكو در
جريان است تروريسمی است كه بر خلاف ادعاي كرملين از لاينحل ماندن يك بحران سياسي و
تكيه يكجانبه بر قهر و سركوب دولتی تغذيه می كند
سعيد
شروينی
sherwini@hotmail.com جمعه ٣ آبان
١٣٨١
در حالي كه آمريكا در چهارچوب
سياست آمريكايي "مبارزه با تروريسم" مشغول بحث بر سر مقابله با "خطر تسليحات كشتار
جمعي عراق" است حملات تروريستي در جاهاي ديگر با حدت و شدت جريان دارد. در واشنگتن
زير چشم مقامات كاخ سفيد جان ١٢ نفر را مي گيرد، در بالي ١٨٠ نفر را به كام مرگ مي
فرستد، سرباز آمريكايي را در كويت هلاك مي كند، كشتي فرانسوي را به قراضه اي بدل مي
سازد ، در شمال اسراييل مسافران اتوبوسي را تكه پاره مي كند و زير چشم ولاديمير
پوتين رهبر كشوري كه خود را از اجزاي "ائتلاف جهاني ضد تروريسم " به حساب مي آورد
٧٠٠ نفر را به گروگان مي گيرد.
در پس اين اقدامات تروريستي انگيزه هاي لزوما مشابه اي نهفته نيست. اما تجربه نشان مي دهد كه اكثر آنها داراي ريشه ها و پس زمينه هايي هستند كه با برخورد نظامي صرف نمي توان مهارشان كرد ويا از جهان حذفشان نمود. دستكم در دو مورد از موارد يادشده يعني در فلسطين و چچن ترورها بيش از آنكه به گروه ها و شبكه هايي همچون القاعده مرتبط باشند به مسائل سياسي ،ملي و قومي لاينحلي برمي گردند كه قهر دولتي (اسراييل و روسيه) خود اگر به وجودآورنده آن ها نباشد نه تنها نتوانسته به تضعيف آنها بيانجامد بلكه به تشديد آن ها نيز راه برده است. در مورد چچن اگر تاريخ كشمكش با روسيه را تنها تا سال ١٩٩٠ يعني سال فروپاشي اتحادشوروي دنبال كنيم رشته اي از برخوردهاي نادرست ، متناقض و كوته نگرانه را مي يابيم كه اكثرا به جاي آن كه معطوف به حل واقعي مسئله قومي و ملي در چچن باشد به تسويه حساب ها و رقابت هاي محافل صاحب قدرت در مسكو و يا برانگيختن احساسات ملي مردم روسيه براي پيروزي در اين يا آن انتخابات ارتباط مي يافته است. اين برخوردهاي متناقض از قبول حق مردم چچن جهت همه پرسي براي استقلال اشان از روسيه تا لشكركشي و اشغال كامل چچن را شامل مي شد. و هنوز شايد از يادها نرفته باشد كه يكي از شعارهاي اصلي پوتين براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري در سال ٢٠٠٠ "مهار تروريسم و تحكيم قدرت روسيه در چچن" بود. و از سال ١٩٩٩ كه چچن دوباره در تصرف كامل نيروهاي روسي است هنوز هم به نطر نمي رسد كه كرملين مايل به ارائه راه حل سياسي مطلوبي جهت حل بحران اين منطقه باشد. در اين ميان جنگجويي و خشونت طلبي پرشدت و هيبت پاره اي از گروه هاي مسلح چچني كه كه از بنيادگرايي اسلامي كشورهاي عربي خليج فارس و حمايت هاي مالي آنها متاثرند نيز در واكنش به شدت و حدت قهر دولتي مسكو، ميدان عمل بيشتري يافته است و طرفه ا ين كه غرب و به ويژه آمريكا نيز دستكم تا ١١ سپتامبر با مسئله چچن برخوردي متناقض داشته است ، برخوردي كه به نوع سياست آمريكا در قبال كرملين گره خورده بود و حمايت يا عدم حمايت از جدايي طلبان آن را تابعي از امتيازگيري يا امتيازدهي به مسكو ساخته بود. از ١١ سپتامبر به اين سو كه روسيه خود را در ائتلاف كامل با آمريكا در "مبارزه ضد تروريستي" قرار داده است توانسته مسئله چچن را موردي تمام و كمال تروريستي معرفي كند و سكوت غرب را در مورد تعدي و تجاوزي كه ارتش روسيه در حق شهروندان عادي چچن اعمال مي كند بخرد. از همين روست كه مسئله نقض حقوق بشر در چچن كه در ١٠ سال گذشته كم يا بيش به رسانه هاي گروهي آمريكا و اروپا راه مي يافت اينك به مسئله اي فراموش شده بدل شده و شايد كه راي مثبت روسيه به حمله آمريكا به عراق تضمين دوباره اي براي تداوم اين سياست و يكه تازي روسيه در خاموش كردن هر صدايي براي حل عادلانه مسئله چچن باشد. گفتن ندارد كه نه اين سياست روسيه و نه آن سكوت تاييدآميز غرب و به ويژه آمريكا گشاينده گره تروريسم در اين منطقه نيست بلكه خود تشديدكننده آن و تامين گر نيرو براي آن از ميان همه آن مردمي است كه ياس و سرخوردگي و نيز نااميدي اشان از هرگونه راه حل سياسي بستر مناسبي براي اشاعه گرايش هاي تروريستي است ، همچنان كه در فلسطين نيز بوده است. اينك در پي يك تجربه ١٢ساله به درستي مي توان گفت كه تروريسم و گروگانگيري به جزيي از شيوه هاي مقابله برخي از گروه هاي تجزيه طلب چچن تبديل شده كه با توجه به فروبستگي فرهنگي و سنن قبيله اي اين منطقه و نيز نفوذ بنيادگرايي مذهبي در آن جا چندان هم عجيب و غريب نيست. با اين همه خطاست كه بر نقش دخالت ها و برخوردهاي وحشيانه و غيرانساني نيروهاي نظامي روسيه در بروز و ميدان داري اين نيروها و به حاشيه رانده شدن نيروهاي مسالمت جوي چچن چشم فرو پوشيده شود. گروگانگيري كنوني كه جنگ چچن را به مركز مسكو كشانده است از جمله نشانگر آن است كه سياست هاي مبتني بر قهر نه بحران چچن را پايان داده و نه تروريسم برخاسته از اين بحران را مهار كرده است. اين گروگانگيري با خونريزي و يا بدون خونريزي خاتمه خواهد يافت، ولي آيا كرملين درس لازم را از آن خواهد گرفت و آيا به ناكارايي قهر محض در برخورد با مسئله پيچيده قومي و ملي در چچن پي خواهد برد؟ |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |