[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 
 
سياست يك بام و دوهواى واشنگتن
پينگ‌پونگ با پيونگ‌يانگ، قهر عليه بغداد
* به رغم اذعان كره شمالي به برنامه تسليحات اتمي خود، آمريكا كماكان به فشار سياسي عليه آن بسنده خواهد كرد، در مورد عراق اما جز جنگ فوري به گزينه ديگري رضايت نمي‌دهد
 
سعيد شرويني
جمعه ٢٦ مهر ١٣٨١

اظهارات مقامات دولت آمريكا مبني بر اذعان كره شمالي به تداوم تلاش خود براي دستبيابي به تسليحات هسته ‌اي  گرچه از سوي مقامات پيونگ يانگ تاييد يا تكذيب نشده است، ليكن همين سكوت زا مي‌توان نشانه آن دانست كه در جريان ديدار جيمز كلي معاون وزارت خارجه آمريكا از كره شمالي در اوايل ماه ميلادي جاري مقامات اين كشور سخناني بر زبان رانده‌اند كه بر تداوم برنامه اتمي آنها دلالت داشته است. عدم توقف برنامه ا تمي كره شمالي از آن رو حساس و حائز اهميت است كه اين كشور در تواقفنامه‌اي كه  سال 1994 با آ‚مريكا به امضا رساند متعهد شده ‌است كه برنامه مزبور را به حال تعليق درآورد.طبق توافقنامه يادشده، پيونگ يانگ مي‌بايست مجموعا از ادامه كار و يا ايجاد سه نيروگاه گرافيتي و اتمي كه مي‌توانستند مواد اتمي لازم را براي ساختن بمب اتمي تامين  كننند   دست بكشد و در برابر از  كمك‌هاي آمريكا ،كره‌جنوبي و ژاپن براي برپايي دونيروگاه آب سبك بهره‌ ‌مند شود.اين توافق به رغم سياست‌هاي  سرسختانه ‌تر جرج واكر بوش در قبال كره شمالي و جزيي از اجزاي محور شرارت خواندن اين كشور از سوي كاخ سفيد نيز، هيچگاه به طور اصولي زير سوال نرفت و اقدام عملي آمريكا براي اجراي تعهداتش در توافقنامه مزبور هم، همين 3 ماه پيش بود كه با جديت بيشتري آغاز شد. از سويي  پيونگ‌يانگ نيزظرف ماه‌هاي اخير چه از طريق انجام برخي رفرم‌هاي اقتصادي و چه از رهگذر تلاش  براي تشنج‌زدايي با همسايگاني چون كره جنوبي و ژاپن كوشيده است هرچه بيشتر خود را از تيررس اتهامات و فشارهاي واشنگتن بيرون بكشد و از  امكانات بين‌المللي براي نجات اقتصاد بحران‌زده خود بهره گيرد. در همين راستا هنگامي كه ماه پيش كالين پاول،وزير خارجه آمريكا  در سلطان‌نشين برونئه‌اي با همتاي كره‌شماالي خود ديدار كرد و قول ديدارها و مذاكرات بعدي گذاشته شد اين تصور بيشتر قدرت گرفت كه قراردادن كره شمالي در شمار اعضاي ّمحور شرارتّ از سوي جرج بوش، بيش از پيش بي‌معنا مي‌شود و  با توجه به كم‌اهميت بودن اين كشور در معادلات نفتي و ژئوپلتيك آمريكا در قياس با ايران وعراق ،كاخ سفيد حداكثر به مذاكره و اعمال فشارهاي ديپلماتيك بر پيونگ يانگ بسنده خواهد كرد.
اذعان ساده كره شمالي به برنامه‌ تسليحات اتمي خود كه  ظاهرا پس از ارائه برخي اسناد و مدارك از سوي مقامات آمريكايي صورت گرفته است به نظر مي‌رسد كه تداوم شيوه‌اي باشد كه پيونگ‌يانگ در سال‌هاي اخير  با به كارگرفتن آن،بيش ازهر چيز  در صدد اعمال فشار متقابل به آمريكاو همسايگانش بوده است تا امتيازهاي اقتصادي و سياسي بيشتري از آنها كسب كند.جالب اينجاست كه مقامات كره شمالي در اين موارد معمولا از تلاش‌هاي تكميل‌نشده خود سخن مي‌گويند تا با ايجاد بيم و نگراني در طرف‌هاي ذيربط(آمريكا،ژاپن،كره‌جنوبي) آنها را به باج‌دهي جهت توقف اين تلاش‌ها وادار كنند.به ديگر سخن تلاش كره‌شمالي براي انجام برنامه‌هاي اتمي،  مثل پاكستان  صرفا در راستاي ايجاد توازن قوا با همسايه رقيبي همچون هند نيست ،‌بلكه در وجه عمده معطوف به برانگيختن بيم و دغدغه در سئول ، توكيو و واشنگتن است تا آنها را  در قبال توقف اين برنامه‌ها به خاصه‌خرجي و امتيازدهي وادارد. اين بار نيز آمريكا بيش از آن كه به تهديدات نظامي متوسل شود از  رويكرد به راه ‌حل‌هاي ديپلماتيك سخن گفته است و بعيد نيست كه بسان 8 سال پيش در چهارچوب يك پينگ‌پبنگ سياسي باز هم با قراردادي حاوي برخي امتيازها با  پيونگ يانگ  طرف شود.
واشنگتن 12 روز تمام  در باب آنچه كه مقامات كره شمالي در ديدار با معاون وزارت خارجه آمريكا بر زبان رانده‌اند سكوت اختيار كرده بود. در واقع گرچه اين اظهارات مستندات خوبي براي كاخ سفيد جهت توجيه برنامه دفاع  ضدموشكي خود به شمار مي ورد،‌اما برملا‌شدن آنها اين مشكل را نيز براي جرج بوش و دستيارانش پديد آورده است كه بايد به افكار عمومي جهان توضيح  دهند كه چرا  در برابر خطري بالفعل كماكان سياست مذاكره و فشارهاي ديپلماتيك را  ارجح مي‌شمارند ولي در مورد عراق كه هنوز خطر آن تحقيقا ثابت نشده از لزوم اعمال قهرسخن ميگويند؟و آيا در حمله احتمالي به عراق، چنان كه حتي  برخي از نمايندگان كنگره نيزگفته‌اند، انگيزه واقعي نه رفع خطر اتمي،بيولوژيكي و شيميايي مفروض آن بلكه  همانا دسترسي  بيشتر به منابع نفت،ايجاد نظمي مطلوب‌خود در منطقه و برهمزدن بيشتر توازن قوا به نفع اسراييل نيست؟ طرح نشدن چنين پرسش‌هايي آن هم هنگامي كه آمريكا در تلاشي سفت و سخت براي   قبولاندن لزوم حمله به عراق به جامعه جهاني است احتمالا بيشتر به نفع واشنگتن بود، اما  مي‌توان تصور نمود كه  بيم از آنكه مبادا افشاي  شنيده‌هاي جيمز كلي در پيونگ‌يانگ  توسط خود مقامات كره شمالي، پرسش‌هاي اجتناب‌ناپذيري در مورد سكوت عامدانه واشنگتن برانگيزد و به انتقادات شديدتري به سياست دوگانه آمريكا و طرح آن براي حمله به  عراق منجرشودكاخ سفيد راه فرار به جلو را برگزيده و خود پيشاپيش به ّافشاگريّ  دست زده است.
 
 
 
 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de