‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





«پنجره‌های بسته و چارشنبه‌سوری»
 
م.ح.صفورا
saforahm@hotmail.com
جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۸۱
 
(1)
اينجا
همه پنجره‌ها بسته‌اند
صدها، هزارها سال است
پنجره‌ها بسته‌اند
شادي زنداني ست.
 
نسلي مي‌آيد
 نسلي مي‌رود
پنجره‌اي شكسته مي‌شود
خوني در شيشه‌هاي شكسته
شتك مي‌زند
پنجره ها گشوده مي شوند
اما دوباره بسته مي‌شوند
شادي صد باره زنداني ست.
 
مادران
از خانه بيرون نمي‌آيند
الا به دفن فرزندان
زنان
از خانه بيرون نمي‌زنند
الا به دفن شوهران
اينجا
همه پنجره‌ها بسته‌اند
صدها، هزارها سال است
پنجره‌ها بسته‌اند.
 
اينجا
حتي
پنجره‌هاي صد سال آينده نيز
بسته‌اند
آري…
پنجره‌هاي
صد سال آينده نيز بسته‌اند.
 
 (2)
راهي نيست
پنجره‌هاي بسته را
بايد شكست
بر كوبه‌هاي زنگ‌آلود
بايد كوبيد
حصار بلند ستم را بايد ريخت
زنجير ها را بايد گسست
 
راهي نيست
زندان اوين را
بايد ويران كرد
زندان قصر را
بايد گلستان كرد
زندان تبريز، زندان وكيل آباد
و زندان هاي ديگر را
به ميدان‌ چارشنبه‌سوري
بايد بدل كرد
 
آري
 ميدان چارشنبه سوري
تا شعله‌هاي شادي كودكان
بر آسمان خيزد
تا زردي شهر
رخت بربندد
و همه پنجره‌ها
به‌سوي شادي گشوده شود
و اهل خانه در هلهله سرخ كودكان
گُر بگيرد.
 
آري…
پنجره‌ها
گشوده خواهند شد
شادي
شعله خواهد كشيد
پنجره‌ها
گشوده خواهند شد
نوروز خنده خواهد زد
اگر
نسل‌ها اراده كنند
اگر
نسل‌ها اراده كنند.       
 
 تهران. اسفند 81


 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de