[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 
كارزار دموكراسی
* سيستم سياسي موجود ايران در اداره امور داخلي و خارجي بسيار ناتوان شده و حتي اگر به عمليات خشونت‌بارتري اقدام كند، قادر به كنترل اوضاع و اداره امور نخواهد بود

م.ح. صفورا
saforahm@hotmail.com
جمعه ٢٩ آذر ١٣٨١ 

در خلال چندماه گذشته و در فرايند مجادلات قلمي و كلامي نمايندگان جناح محافظه‌كار و اصلاح‌طلبان دولتي كه اوج آن نامه نگاري هاي تهديد و تحبيب آميز آقاي عسگراولادي از موتلفه و محمدرضا خاتمي از جبهه مشاركت بود، حوادث غريبي رخ داده است:
1ـ جنبش دانشجويي ايران كه از سرچشمه تجارب درخشان نيم‌قرن اخير سازمان‌يافته و سراسري شده است، مطالبات ابتدايي صنفي را به مطالبات اجتماعي و سياسي بي‌نظيري تبديل كرده كه هر دو جناح محافظه‌كار و اصلاح‌طلب دولتي از تعميق آن دچار وحشت شدند. به‌طوريكه محافظه‌كاران با ابزار چماق‌داران مسلح، دستگيري و زنداني كردن آنها و اصلاح‌طلبان دولتي با توقف نسبي و تحت كنترل درآوردن آن، تلاش‌هاي بسيار جدي به‌عمل آوردند تا جنبش دانشجويي را به سكوت و توقف كامل وادارند، اما بي‌ترديد جنبش دانشجويي بزودي گام بلند ديگري برخواهد داشت كه نحوه بروز آن بسيار غيرمترقبه خواهد بود.
2ـ پرچمدار علني‌سازي محافل قتل‌هاي زنجيره‌اي، ناصر زرافشان، يار ديرين جنبش آزادي‌خواهي ايران با پرونده‌سازي و محاكمه دادگاه‌هاي فرمايشي به زندان و شلاق محكوم شد و اينك بطور مكرر پيغام‌هاي اميدبخش او از پشت حصارهاي زندان اوين و از كنار هم‌بندان دلاوري چون گنجي، ياقي، اشكوري و دانشجويان زنداني قهرمان به گوش مي‌رسد. در عين‌حال در غياب ناصر زرافشان، مراسم بزرگداشت چهارمين سالگرد قتل‌هاي زنجيره‌اي با حضور فرزندان آنها و گروه كثيري از مردان و زنان و جوانان به تظاهرات بزرگ ضدديكتاتوري تبديل شد و پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي را به محافل بين‌المللي مسئول احاله كرد.
3ـ دستور كار اعدام آقاجري كه از محركه‌هاي اصلي جنبش دانشجويي اخير بود به تنهايي به يك پرونده ملي و بين‌المللي ناتمام تبديل شد و صداي پاي عين‌القضاه همداني از گام‌هاي استوار و معقول آقاجري از سالن كوچكي در همدان به گوش جهانيان رسيد. اينك آقاجري شهيد زنده‌اي است كه اعدام آن براي محافظه‌كاران پاداشي جز تباهي مطلق نخواهد داشت.
4ـ پرونده جنجالي مؤسسات نظرسنجي و محاكمه مديران آن به اتهام جاسوسي، نشانگر خلع‌سلاح از منظر منطق سياست و فقدان ابزارهاي رايج مبارزه در ميان محافظه‌كاران است كه نشان مي‌دهد كفگير كاملا به ته ديگ خورده است. روش پرونده سازي و توطئه براي سركوب كارآيي خود را از دست داده است.
در عصر انفجار اطلاعات و ماهواره‌ها كه ابزار تصويري و شنود جاسوسي مي‌تواند از راه دور صوت و تصوير جلسات بسيار محرمانه ارتش‌ها و دولت‌ها را ثبت و ضبط و بازسازي و انتشار دهد، اتهام جاسوسي به مؤسسات نظرسنجي، درماندگي بيش ازحد جناح محافظه‌كار را به منصه نمايش مي‌گذارد. عبدي، گرانپايه و قاضيان به هر اتهامي كه محاكمه شوند در شمار پيشتازان جنبش آزادي‌خواهي نوين ايران محسوب خواهند شد.
5ـ شايعه حكم اعدام 52 نفر از ملي مذهبي‌ها كه در مطبوعات ايران و در محافل سياسي بر سر زبان‌ها افتاده است، خاطره محكوميت گروه 51 نفري دكتر اراني و يارانش را در حكومت رضاشاه تداعي مي‌كند كه موجبات لرزش چهارستون كاخ‌هاي حكومت پهلوي را تشديد كرد. اگرچه حكومت جمهوري اسلامي از اين نوع حوادث بسيار پديد آورده است كه اعدام‌هاي گروهي سال‌هاي 60 و 62 و 67 نمونه‌هاي بارز آنست و به‌همين دليل است كه سرعت تحولات اين دوره با دوره پهلوي‌ها اصلاً قابل‌قياس نيست و موضوع از لرزش چهارستون حكومت فراتر رفته و شكاف در سقف افتاده است.
6ـ لوايح پيشنهادي رياست جمهوري به ‌منظور ايجاد دادگاه قانون اساسي و حذف نظارت استصوابي همراه با تعدادي ديگر از طرح‌هاي قانوني كه در مجلس شوراي اسلامي توسط نمايندگان، آخرين اقدامات قانوني اصلاح‌طلبان دولتي است كه با وعده اصلاحات و شايسته‌سالاري آراء ميليوني مردم را كسب كرده‌اند. لوايح رياست جمهوري و ديگر مصوبات اصلاح گرانه مجلس كه مي‌بايد از تصويب شوراي نگهبان نيز عبور كند، آخرين مصاف قانوني ممكن در بستر جريان اصلاحات دولتي است كه متأسفانه اميد چنداني به تصويب نهايي آنها وجود ندارد و لذا راه استعفاي خاتمي و نمايندگان مجلس يا ناتواني قطعي آنها در تحقق وعده‌هاي انتخاباتي است كه به هموار شدن مسير شعار خروج از حاكميت منجر خواهد شد. همه تلاش‌هاي جناح محافظه‌كار اعم از مذاكرات پشت‌پرده با آمريكا و گسترش سركوب و شايعه‌سازي و زمينه‌سازي براي كودتاي نظامي علني از سنخ اقداماتي است كه فروپاشي سياسي به شكل ديگري تحت كنترل درآيد.
7ـ ماجراي سرنگوني حكومت صدام و جانشين‌سازي آن از طريق كنفرانس لندن همانند كنفرانس بن براي افغانستان نگراني‌هاي جدي هر دو جناح محافظه‌كار و اصلاح‌طلب حكومتي را دامن زده و آنان را به پايان خط مسابقه مذاكره با آمريكا بسيار نزديك كرده است. اما از آنجائيكه آمريكا مذاكره مستقيم و علني با هريك از جناح‌ها را به‌دليل عدم هماهنگي با حقوق بشر و سياست هاي صلح خاورميانه و.. نمي‌پذيرد ،به احتمال زياد كنفرانس ناكجاآباد ديگري در خصوص ايران در پيش خواهد بود كه در آن علاوه بر نمايندگان گروه‌هاي مخالف داخل و خارج، به احتمال زياد نمايندگاني نيز از شاخه‌هاي ملايم جناح‌هاي محافظه‌كار و اصلاح‌طلب حضور خواهند داشت تا در تقسيم قدرت و دموكراتيزه كردن حكومت در ايران همه جناح‌ها و نمايندگان اپوزوسيون به مصالحه بپردازند. اگر چنين حادثه‌اي رخ دهد، بزرگترين شانس تاريخي براي گذار مسالمت‌آميز به وفاق ملي به ملت ايران روي كرده است كه نبايد آن را از دست داد.
8ـ اما محافظه‌كاران تندرو آلترناتيوهاي ديگري را نيز مطرح كرده‌اند كه مهمترين آنها حكومت نظامي علني و به خيابان كشيدن ارتش و سپاه همراه با تانك و توپ و سركوب گسترده‌اي است كه تندروهايي مثل آقاي شريعتمداري كيهان و همكارانشان به دنبال تئوريزه كردن آن هستند و از همين‌ حالا با تهيه ليست سياه، برنامه تعطيلي مجلس و خلع رياست جمهوري به پيشواز آن مي‌روند. ولي به‌ قول سعيد شريعتي در سايت «رويداد» اين تئوري شباهت زيادي به اشتلم‌هاي آلوده‌اي دارد كه قبلاً با گوشت‌هاي آلوده، خودكارهاي آلوده و سياست آلوده به تجربه ناكام مانده‌اند.
9ـ  پروسه سرنگوني صدام و ايجاد يك عراق فدراتيو كه شيعيان در جنوب آن به مركزيت كربلا و نجف منطقه خودمختاري در اختيار خواهند داشت، فرصت تاريخي ايجاد مركز مذهبي شيعه در جنوب عراق زمينه‌هاي انتقال رهبران مذهبي ـ سياسي تندرو ايران به آنجا را كه سابقه و قدمت ديرينه‌اي دارد، فراهم خواهد كرد. در عين‌حال راه گريزي به محافظه‌كاران تندرو حاكم است تا عبور مسالمت‌آميز به فضاي سياسي جديد در ايران را ميسر سازد.
10ـ ارزيابي وقايع ريز و درشت و حدس و گمان در مسير فرايند حوادثي كه احتمال امكان وقوع آنها پيش‌بيني مي‌شود، نشان مي‌دهد كه سيستم سياسي موجود ايران در اداره امور داخلي و خارجي بسيار ناتوان شده و با توجه به تعارضات دروني آن همراه با تعميق جنبش دموكراسي و فشارهاي داخلي و خارجي حتي اگر به عمليات خشونت‌باري اقدام كند، قادر به كنترل اوضاع و اداره امور نخواهد بود. از آنجائيكه همه اصلاح‌طلبان دولتي و غيردولتي و همه مخالفان داخلي و خارجي بر روي يك فصل مشترك دموكراسي و مردم‌سالاري وفاق كامل دارند، ايجاد جبهه‌اي گسترده از همه نيروهاي آزادي‌خواه داخلي و خارجي ايران امري الزامي و ضروريست كه مي‌بايد بعنوان تنها آلترناتيو پيشاپيش بر محتواي كلي ساخت سياسي ايران وفاق مقبولي صورت بگيرد.
اينك زمان آن فرا رسيده است كه با پرهيز از خشونت و با راي اكثريت و با تأكيد بر اصول دموكراسي ، حق تعيين سرنوشت اقوام ايراني وبا پي‌ريزي نظام جمهوري فدرال از بالكانيره شدن ايران پيشگيري شود. خطر در كمين تجزيه ايران است  وتنها با رعايت اصول دموكراتيك از تجزيه آن پيشگيري خواهد شد.

تهران. 28 آذر 81
 
 

 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de