[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 
اسطوره مقاومت
قلب بزرگ صفر و دست‌های كوچك من
متاسفانه تلاش‌هاي مجدانه ناصر زرافشان و ديگر دوستان براي برپايي مراسم بزرگداشت او ناكام ماند. با كمال تأسف در فرصت بزرگداشت و بدرقه او خود او حضور ندارد.
 
 
م.ح. صفورا
saforahm@hotmail.com
سه شنبه ٢١ آبان ١٣٨١
درباره صفر قهرمانيان سخن بسيار گفته‌اند، اما او خود بسيار كم‌سخن بود، كم مي‌گفت و گزيده. تنها سخنان مكتوب و ماندگار او، همانا كتاب خاطرات اوست. 82 سال زندگي و مبارزه، 33 سال زندان در سياه‌چال‌هاي يادگار قاجار و رضاخان و محمدرضا، همراه با زندانيان گوناگون مشهور و گوشه‌گير كه گروهي از آنان همانند خود صفرخان، بخش مهمي از تاريخ و ادبيات سياسي عدالت‌خواهانه معاصر ايران را پديد آورده اند، واز اين‌رو بسيار سخن‌ها باقي مانده است كه صفرخان اندكي از آن‌ها را به رشته كلام درآورده است. سهم ديگراني كه در زندان‌هاي اربيل، اروميه، تبريز، برازجان، قزل‌حصار، قصر، اوين و … هم‌سلول و هم‌بند او بوده‌اند، هنوز باقي است. و لذا، از همه آنان انتظار مي‌رود كه هرآنچه را درباره صفر مي‌دانند حتي يك خاطره، آنرا بنويسند تا شايد به شناختن زواياي تاريك روح ماندگاري مردم ايران كه صفر يكي از درخشان‌ترين نمونه‌هاي پايداري و مقاومت آن است، ياري رسانند.
حقيقت آن است كه فقط زندانيان مي‌دانند زندان چيست و زنداني چه مي‌كشد و نيز زندانيان مي‌توانند درباره هم‌بندان خود سخن بگويند و حقيقت ديگر آنكه صفرخان يكي از شايسته‌ترين شخصيت‌هاي زنداني‌هاي سياسي تاريخ معاصر ايران است و سخن گفتن از او نه‌تنها نشانه مباهات به مقاومت مبارزات آزادي‌خواهانه و عدالت‌خواهانه ملي است، نشانه درس‌هاي بزرگي از وقايع ريز و درشت دوران مبارزات سرسختانه كساني است كه ذره‌ذره يا يكباره در راه آرمان‌هاي والاي انساني جان باختند كه اينك آگاهي از تجربيات تلخ و شيرين آنها، راه و روش‌هاي دستيابي به آرمان‌هاي پيشارو را ممكن است اندكي آسان‌تر كند. من نيز با همين احساس خاطره كوچكي از صفر را نقل مي كنم:

زندان اوين 1355
ساعت 12 ظهر پچ‌پچ‌ها به صداي رسايي تبديل شده بود، پروژه حقوق بشر جيمي كارتر كه دوستان آن‌را به طنز و كنايه جيمي كراسي لقب داده بودند، آغاز شده بود. در چارچوب همين پروژه نيز پنهان‌كاري هاي رايج حكومتي در برابر ناظران بين‌المللي و مأموران حقوق بشر سازمان ملل نيزهمچنان ادامه داشت.
يكي از راه‌هاي پنهان‌كاري حكومتي، جابجايي زندانيان قديمي وآسيب بدني از زنداني به زندان ديگر و مخفي كردن آنان از چشم ناظران بين‌المللي حقوق بشر بود. صفر قهرماني را نيز كه آن روزها با تعاريف جرم سياسي، در واقع اصلاً جرمي نداشت، به زندان اوين منتقل كرده بودند. خبري در راه‌روها، دستشويي‌ها و در اطاق‌هاي دربسته زندان پيچيده بود، صفر قهرماني اينجاست. نام قهرماني او چنان ادا مي‌شد كه يعني قهرمان زندانيان اينجاست.  واز اين رو همه زندانيان مشتاق ديدار او بودند وبه نوبت در گروه‌هاي چند نفره به ديدار صفر مي‌رفتيم.
ساده‌پوش بالابلندي با موهاي جوگندمي كه پس از 31 سال آوارگي زندان به زندان، بند به بند، سلول به سلول، هنوز برق زندگي و عشق به انسان در نگاه وچهره او مي‌درخشيد. صفر به احترام همه زندانيان چون سرو بلندي ايستاده بود وچون ميزبان شايسته اي ميهمان‌هاي پير و جوان خود را در آغوش مي‌كشيد. من آن روزها 24 ساله بودم، لاغر اندام و ريز و خسته از دو سال زندان سال‌هاي سخت سركوب، دست‌هاي كوچك من در ميان دست‌هاي بزرگ صفر گم شد و هيكل لاغر اندام من در آغوش مهرآميز صفر جان گرفت. صفر از سرزمين آذربايجان بود و از فدائيان جنبش آزادي‌خواهي مردم آذربايجان كه با آذري‌ها راحت‌تر بود وگاهي نيز مهربان‌تر زيرا كه دلتنگي‌هاي سرزمينش را با همزبانانش تقسيم ميكرد. با ورود صفر به زندان اوين نه‌تنها روحيه زندانيان بهبود يافت بلكه صفوف آنان نيز مستحكم‌تر شد و بالاخره با صفوف مستحكم مردم، انقلاب زندان‌ها را گشود.
چند صباحي بعد صفر در كوچه‌اي از خيابان تخت‌طاووس تهران اقامت گزيد و زندگي بسيار ساده‌تري آغاز كرد. ديدارهاي ما به دليل مشغله زياد و دوندگي‌هاي فراوان من كم بود ولي طولاني. در تمام طول اين سال‌ها گويي صفر همان جوان 24 ساله‌اي بود كه با آرمان‌ها و با آرزوهاي عدالت‌خواهانه و آزادي‌خواهانه به جنبش فرقه دموكرات آذربايجان پيوسته بود.
يادش گرامي باد وخاطره‌اش ابدي.
اينك او از ميان ما رفته است و همه زندانيان زنده آن سال‌ها و همه مبارزان راهي كه صفرپاي در آن نهاده بود،عزادارند. او براي گروهي پدر بود، براي گروهي برادر و براي گروهي رفيق و براي گروهي ديگر هم رزم و هم نبرد. همه اينان مانند همه مردم ايران شريك زندگي دلاورانه و قهرمانانه صفر قهرماني بوده‌اند وهستند. همه آنها مي‌دانند كه صفر مانند همه شهيدان راه آزادي ايران زنده است.
متاسفانه تلاش‌هاي مجدانه ناصر زرافشان و ديگر دوستان او براي برپايي مراسم بزرگداشت صفر قهرماني در ماه هاي پاياني زندگي او مثل خيلي از آرزوهاي كوچك ديگر ناكام ماند. اينك با كمال تأسف در فرصت بزرگداشت و بدرقه او خود او حضور ندارد.

وعده ما ساعت 9 صبح چهارشنبه 22 آبان‌ماه، بيمارستان ايران‌مهر ـ تهران.

آنانيكه در آن‌سوي اقيانوس‌ها هستند خود وعده‌گاهي بيابند. صفر قهرماني اسطوره مقاومت و قهرمان همه ايرانيان است. بزرگداشت او بزرگداشت جنبش آزادي خواهي ايران است.
 
 



 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de