[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



بيانيه مذاكره با آمريكا و روشنفكرى بى‌مسئوليت
سياست مذاكره، سياست ضدجنگ است و ما صلح مى‌خواهيم،
سياست مذاكره، سياست آزادى است و ما آزادى مى‌خواهيم.
هزينه فراوان سياست ضد مذاكره از كيسه ملت ايران پرداخت مىشود.
 
 
 
محمدحسن صفورا
saforahm@hotmail.com
جمعه ٢٥ مرداد ١٣٨١

روزي كه اين بيانيه را خواندم و با تمام وجود پاي آنرا امضاء كردم، شعارها و سخنان ضدآمريكايي برعليه امضاء‌كنندگان را انتظار كشيدم. وحالا پس ‌از آنكه گروهي از آنان اعلاميه‌هاي جداگانه‌اي صادر كرده و امضاء‌كنندگان ذيل بيانيه را به همكاري سياسي با آمريكا و جمهوري اسلامي متهم كرده‌اند، اجازه مي‌خواهم چند نكته را خاطرنشان سازم:

يكم؛ چنانكه در يادداشت «استراتژي نابسامان آمريكا و نگراني‌هاي حكومت ايران» منتشره در سايت ايران‌ امروز تشريح كردم؛ 23 سال است كه حكومت جمهوري اسلامي، آمريكا را به‌عنوان لولوي سرخرمن و شمشير داموكلس هر آزاده و آزادي‌خواه ايراني كرده است و با تمسك به آن تحقيقاً هر متفكر منتقد حكومت ايران حتي نوع ضد امريكايي آن را يا از ميان برداشته يا خفه كرده است و هر روز از سحر تا شام و از شام تا سحر با كوبيدن به طبل ضدآمريكايي فقط و فقط ايرانيان مخالف و منتقد و دگرانديش و ميهن پرست را به صلابه مي‌كشد.

دوم؛ در سايه سياست ضدآمريكايي و تحميل ناتواني‌هاي اداره امور كشور بر مردم، انواع فسادهاي فراگير اجتماعي از قبيل: اختلاس، رشوه، دزدي هاي كلان، فحشاء، بيكاري، قاچاق، ترور و سركوب آزادي مطبوعات، احزاب، آزادي‌خواهان و زنداني كردن آنها و صدها درد بي‌درمان ديگر گسترش يافته است و مدام چون غدد سرطاني گسترش مي‌يابند. 

سوم؛ خانم‌ها و آقايان محترم، شما كه حتي يك ‌روز تحمل حضور و زندگي در ايران را نداريد، چگونه قبول مي‌كنيد كه ملتي با بيش از 70 ميليون نفر در سايه سياست ضدآمريكايي كه متأسفانه پيوند ناگفته عميقي با نظام مستبدانه اداره كشور و حكومت اسلامي يافته ، تاحدي كه در ضديت با يكديگر استحكام بيشتري نيز مي‌يابند، به‌طور مداوم هزينه‌هاي بسيار سنگيني بپردازند و مدام سركوب شوند؟ تا شما بتوانيد به‌جاي راه‌حل مشكلات شعار بدهيد و شعار بدهيد و شعار بدهيد.

چهارم؛ تعجب‌آور است كه به‌نام آزادي و عدالت، اداي حزب‌الهي‌ها و شاه‌الهي‌ها را در سركوب دوستان و همفكران خود مصرانه پي مي‌گيريد، به‌طوريكه در خانه و در صندوق ‌پستي‌ آقاي مرتضي نگاهي اين روزنامه‌نگار فعال مسؤل ايراني را از جا كنده‌ايد، آيا از نظر شما ديگر روشنفكران ايراني حق انتخاب فكر و انديشه و عمل خود را ندارند؟ كجاي اين طرز تفكر آزاديخواهانه است؟ چرا در نقد خود نمي‌كوشيد كه صداي پاي فاشيسم از در خانه شما نيايد؟ خانم‌ها و آقايان، تحميل هر طرزتفكري به ديگري اگر صداي پاي فاشيسم نيست پس چيست؟ شما هم با استدلال هاي خودتان اعلاميه ديگري امضا كنيد، چرا ديگران را متهم مي كنيد؟

پنجم؛ حيرت‌آور است كه طنزنويس آواره‌ ايراني ساكن لندن بدون هرنوع مسئوليت و تعهدي كه خيلي هم مدعي آن است،‌ طرفداران مذاكره با آمريكا را عمله و اكره سيا، ساواما و امثالهم مي‌داند و از عنوان «بادمجان» كه ظاهراً علاقه شديدي نيز به آن دارد به‌طور مكرر استفاده مي‌كند. آقاي محترم از هادي‌سراي شما بوي ناخرسند بادمجان گنديده مي‌آيد، بهتر است آشپزخانه انگليسي خودتان را كمي تميز كنيد تا همسايه‌ها از سوسك‌هاي آن در امان باشند.

ششم؛ ما در ايرانيم‌ و متخصص شعارهاي ضدآمريكايي فراوان داريم و لازم است به اطلاع خانم‌ها و آقايان مخالف مذاكره با آمريكا ـ كه هنوز نه به‌دار است و نه به‌بار ـ برسانم؛ من فكر مي‌كنم ملت ايران به‌شدت نيازمند متخصصان مذاكره با آمريكاست كه در برابر افكار عمومي و به‌طور علني و شفاف پاسخگو باشند و به‌نظر مي‌رسد كه كار بسيار دشوار و سختي است به‌خصوص براي كسانيكه حتي مذاكره با دوستانشان را ياد نگرفته‌اند و هرروز از گوشه‌اي از اين عالم سخنان ضدمذاكره سر مي دهند و متأسفانه مسئوليتي هم درقبال گفته‌هاي خود ندارند.

هفتم؛ خانم‌ها و آقايان محترم يادتان باشد سياست مذاكره، سياست ضدجنگ است و ما صلح مي‌خواهيم، سياست مذاكره، سياست قبول طرفين در عين اختلاف است و اين يعني يك قدم به‌سوي آزادي و ما آزادي مي‌خواهيم، سياست مذاكره، سياست آشكارسازي روابط پنهان و  ضدمافيايي است و ما نيازمند روابط علني و آشكار با يكديگر و با ديگران هستيم تا نهادهاي مدني سالمي پديد آيند و گسترش يابند و بر اعمال حكومت ها نظارت كنند و ما خواهان خيلي چيزهاي انساني ديگري هستيم كه فقط در سايه صلح و آزادي و عدالت به‌دست مي‌آيد. اگر با اين نوع افكار و خواسته‌ها بازهم مخالف‌ايد، بازهم بنويسيد ولي مستدل تا نقطه توافقي پديد آيد. انشاءالله.

تهران. مرداد81
 

 

[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de