[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




 
 
موسيقى راك و پاپ در عصر اصلاحات
 
 
حسين نوش آذر
جمعه ٤ بهمن ١٣٨١

اشاره:
از اين پس هر هفته، جمعه‌ها در اين ستون يادداشت هايى منتشر مى شود پيرامون رويدادهاى ادبى، فرهنگى و البته سياسى به اين قلم. افزون بر اينها تلاش خواهيم كرد، هرچند گاه يك بار داستان يا شعرى از مجموعه ادبيات معاصر در اين ستون منتشر كنيم. دوستان و خوانندگان علاقمند مى توانند پيشنهادها و نظرات خود را با تحريريهء ايران امروز در ميان بگذارند. فهرست جستارها و يادداشت هايى كه در اين ستون منتشر مى شود در نشانى زير موجود است: http://www.nushazar.de

پس از انقلاب بهمن هيچ شاخه اى از هنر به اندازهء موسيقى راك و پاپ مورد بى مهرى قرار نگرفت. از طليعهء انقلاب بهمن تاكنون اين شاخه از هنر مردمى كه مى توانست در سير تحول شعر معاصر تاثيرگذار باشد به حاشيه رانده شده است و در لس آنجلس هرچند نشانه هايى از آن باقى است، اما انگار با وقوع انقلاب تحول آن يكسر به تعويق افتاد و مختل شد. در اين فاصله نسلى ديگر برآمده است از جوانان علاقمند به موسيقى پاپ. آنها با وجود سلطه و نظارت ارشاد اسلامى متاثر از موسيقى پاپ و راك در مغرب زمين اشعار عرفانى را با ساز و كار موسيقى پاپ و راك تلفيق كرده اند. گروه "اوهام" در كنار گروه "آريان" از مهمترين گروه هاى موسيقى راك و پاپ است در ايران عصر اصلاحات. شهرام شعرباف و شاهرخ ايزدخواه و بابك رياحى از اعضاى اين گروه هستند و از آنان تاكنون از طريق اينترنت آلبوم "نهال حيرت" و "راز شب" به طور غيررسمى انتشار يافته است. در اين آلبوم هنرمندان گروه اوهام با درهم آميزى سازهاى سنتى (دف و سنتور و تار) با سازهاى غربى (گيتار برقى و جاز) در متن يك موسيقى جديد قرائت ديگرى از اشعار عرفانى به دست مى دهند. اگر موسيقى سنتى حزن انگيز است و آرامبخش و از افسردگى نشان دارد و در يك مفهوم شايد ما را دعوت كند به گوشه گيرى و تفكر در باب هستى، در تفسير "اوهامى" ها از اشعار عرفانى و در آن متن جديد موسيقيايى، شعر عرفانى متعارض است و آميخته است به خشم و به درد نسلى از جوانان ايران كه پرخون و مغرور و عصيانگر است و سهم خود از زندگى را طلب مى كند، اما به هر سو كه مى نگرد، خود را بيش از پيش در تنگناى عرف و تنگ نظرى مى يابد. از سوى ديگر و در يك نگاه ديگر اين موسيقى يك موسيقى دوگانه است و دوگانگى آن در ريتم و در پيام نمود مى يابد. موسيقى "اوهامى" ها هنوز معطوف است به شعر؛ و شعر و صداى خواننده (شهرام شعرباف) در مركز توجه قرار دارد و چون اين موسيقى بر محور شعر عرفانى شكل مى گيرد، در نتيجه وزن عروض بايد شكسته شود تا شعر با ريتم موسيقى پاپ جور درآيد. يعنى پيام همان پيام عرفانى موسيقى سنتى است، تنها چگونگى اداى آن دگرگون مى شود. دوگانگى در ريتم و پيام به نظر من نمودى است از دوگانگى رفتارى كه به جوانان تحميل شده است. از يك سو از آنان انتظار مى رود كه مودب باشند و تن بدهند به عرف و گردن بگذارند بر مصلحت روزگار و از سوى ديگر به اقتضاى سن و در واكنش به ناهنجارى هاى اجتماعى آن عرف و آداب را برنمى تابند. ماحصل اين كشاكش درونى دوگانگى رفتارى است. در ظاهر محجوب و تسليم؛ در باطن عاصى و بى قرار. آميخته اى از مصلحت انديشى و عصيان. چنين است كه در همين نمونه هاى اندكى كه از اين خيزش هنرى به دست داريم، صداى فرياد حافظ را مى شنويم كه به زبان جوانان امروز ايران از عشق و مى و حيرت در كار هستى سخن مى گويد.

تا انقلاب بهمن در ايران گروه موسيقى به مفهوم "بند" وجود نداشت. از نوازنده و خواننده و آهنگساز و ترانه سرا، هر كس كار خود مى كرد و در واقع ناشران موسيقى آنها را زير يك سقف گرد مى آوردند. احتمالا به دليل محدوديت هاى فرهنگى در شكل گيرى و انتشار موسيقى راك و پاپ، در اين سالها، در تهران به تدريج و مطابق بر الگوى "بند" هاى اروپايي و آمريكايى گروه هاى موسيقى زيرزمينى به وجود آمده است و آنها بى بهره از امكانات نشر به كار توليد موسيقى مشغولند. چندى پيش، در آبانماه 1381 تارنماى فرهنگى "تهران آونيو" كه اينگونه فعاليت هاى فرهنگى را بازتاب مى دهد، مسابقه اى برگزار كرد با عنوان "مسابقهء موسيقى زيرزمينى". تعداد راى دهندگان كه به دهها هزار نفر مى رسيد، نشان از محبوبيت اين گروهاى موسيقى دارد، هرچند كه موسيقى رسمى و پذيرفته شده همان شكل سنتى موسيقى است كه شركت بتهوون، مهمترين ناشر نوار و سى دى در ايران توليد مى كند و به بازار مى آورد.

گروه هاى موسيقى راك و پاپ بايد نسخه اى از آلبوم هاى خود را پيش از انتشار به وزرات ارشاد براى مميزى تحويل دهند. وظيفهء مميز اين است كه هر ترانه را از نظر شعر و پيام و آواز و موسيقى بسنجد. چنانچه اينها همه همخوان بود با موازين ارشاد، جواز انتشار صادر مى شود. بابك رياحى پور، نوازنده گيتار بيس و از اعضاى پيشين گروه اوهام در گفت و گويى با "تهران آونيو" مى گويد: "ارشاد دليل اصلى برگزار نشدن كنسرت اوهام را فالش بودن (از دستگاه خارج بودن) صداى شهرام (شعرباف) اعلام مى كند." (تهران آونيو). روزنامه "زوريخ نو" (NZZ ) در گزارشى كه دربارهء گروه اوهام در شانزدهم ژانويه منتشر كرده است به پيامدهاى تنگ نظرى ارشاد مى پردازد و مى نويسد: سرنوشت اين گروه موسيقى نوپا در ايران و مهاجرت هنرمندانش به كانادا نشاندهندهء پيامدهاى ويرانگر مميزى است. (زوريخ نو/ به نقل از مفهوم) با اين حال اين هم حقيقتى است كه اگر خوانندهء اين گروه جواز مى گرفت، ارشاد تن داده بود به دوگانگى پيام و ريتم و پذيرفته بود كه عصيان نيز مى تواند به فرهنگ عرفانى راه يابد و برانگيزاننده باشد. روزنامه زوريخ نو مى نويسد: "فرهنگ آفرينان ايرانى چاره يى ندارند جز كنار آمدن با ارشاد. (...) "اوهامى" ها هم بالطبع نمى توانند از اين قاعده مستثنى باشند. با اين حال همان جنبهء تحريض آميز از نگاه مميزان پوشيده نماند. وگرنه اگر ارشاد با موسيقى پاپ مساله داشت، گروه "آريان" با ترانه هاى رمانتيك و اميدبخشش كه با صداى شراره فرجاد اجرا مى شود اجازهء انتشار نمى گرفت. پس بحث بر سر نوع موسيقى يا صداى خواننده نمى تواند باشد. بحث بر سر پيام تحريض آميز موسيقى است كه در پوشش اشعار عرفانى به گوش مى رسد. در نهايت، اينها همه به مهاجرت دو تن از اعضاى گروه به كانادا و انشقاق گروه انجاميد. بابك رياحى پور در همان گفت و گو مى گويد: مشكل اصلى كه صداى شهرام (شعرباف) است هنوز پابرجاست. به همين دليل اگر بخواهيم (...)فعاليت را مجددا از سر بگيريم تنها راه اين است كه از يك خواننده مجوزدار دعوت به همكارى كنيم (...) (تهران آونيو) در مفهوم حذف و رفتن به قالب موسيقى سنتى با خرق عادت هايى كه در چارچوب عرف بگنجد. غافل از آن كه خودسانسورى و حذف ديگرى نمى تواند راهى باشد براى برگذشتن از سد سانسور. همانطور كه مهاجرت هم با توجه به ساز و كار توليد موسيقى در لس آنجلس بى پيامد نيست و مهمترين پيامدش نبود مخاطب است. در مجموع از سرگذشت و داستان يك گروه موسيقى راك مى توان به تاريخ اجتماعى عصر اصلاحات نيز راه برد. در واقع همهء آن تنش هاى سياسى و اجتماعى و دوگانگى هايى كه در كانون ستيز تجدد با سنت شكل مى گيرد به ادبيات و هنر يك دوره راه مى يابد و تاريخ هنر آن دوره را رقم مى زند و مى تواند بعدها موضوع پژوهش هايى قرار گيرد. در مورد موسيقى پاپ ايران ظاهرا تنها راه، پيوستن به سير تحول شعر فارسى است. اگر تا پيش از انقلاب ترانه هاى موسيقى پاپ و راك متاثر بود از شعر سفيد (براى مثال ن ك به آثار ايرج جنتى عطايى و شهريار قنبرى)، پس از انقلاب و در عصر اصلاحات موسيقى پاپ و راك اگر در ريتم يك گام به جلو برداشته، متاسفانه در ترانه سرايى هنوز نظر دارد به غزل فارسى. در اين مدت نحله هاى شعرى مانند شعر حجم و شعر سكوت از شعر سفيد منتج شده و به نظر مى رسد دستاورد ادبيات مهاجرت در شاخه اى از شعر فارسى كه همهء قالب ها را پشت سر مى گذارد و خود را تبديل مى كند به شعر عصيان (براى مثال نگاه كنيد به گفت و گوى وريا مظهر و حسين فاضلى در ايران امروز) بيشتر به كار موسيقى پاپ ايران مى آيد و ممكن است از اين طريق بتوان پيام اين موسيقى را را با ريتم همخوان كرد. بهاى آن البته از دست دادن مخاطبانى است كه از موسيقى تصورى رمانتيك و گاه مجلسى دارند.
 
براى آشنايى با گروه اوهام و شنيدن قطعاتى از آلبوم "نهال حيرت" خوانندگان علاقمند مى توانند به نشانى (URL) زير مراجعه كنند.
http://www.o-hum.com
 
 
 


[iran emrooz 1998 - 2003]         editor@iran-emrooz.de