[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





 
درآمدى بر وبلاگ‌نويسى و مسابقهء وبلاگ‌هاى برتر
 
 
حسين نوش آذر
چهارشنبه ٤ دى ١٣٨١ 
 
درآمد:
همزمان با سالگرد پيدايش شبكهء وبلاگ هاى فارسى زبان به ابتكار ماهنامهء خبرى، تحليلى، آموزشى و اطلاع رسانى "دنياى كامپيوتر و اطلاعات" كه به كوشش محمود اروج زاده در تهران منتشر مى شود مسابقه اى برگزار شد در دو مرحله براى گزينش وبلاگ هاى برتر از ميان 3700 وبلاگ فعال، نيمه فعال و غيرفعال كه در يك سال گذشته به تدريج در قلمرو روزنامه نگارى معاصر ايران پديد آمده است و با عنايت به ابعاد خبررسانى در اين شبكه و برخى ويژگى هاى ديگر تحولى بنيادين و يا شايد حتى بنيادى ترين تحول در تاريخ روزنامه نگارى معاصر ايران به شمار مى آيد. در اين جستار، به اختصار و در ادامهء جستارى كه پيش از اين در طليعهء وبلاگ نويسى و در تعريف و تدقيق اين ژانر با عنوان: تاملات، مطايبات، خاطرات و قلم اندازهاى ايرانيان در شبكه از نگارنده در ايران امروز منتشر شده بود، ابتدا به وبلاگ نويسى به عنوان يكى از انواع  ادبى و شيوه اى در روزنامه نگارى و خاطره نويسى مى پردازيم و سپس به اجمال به بررسى وبلاگ هايى خواهيم پرداخت كه داوران اين مسابقه در مرحلهء دوم به عنوان وبلاگ برتر برگزيده اند.
 
وبلاگ و وبلاگ نويسى در يك سال گذشته
از شانزده ماه پيش كه به پيشنهاد حسين درخشان، روزنامه نگار مقيم كانادا بر گرته وبلاگ هاى انگليسى زبان و با بهره گيرى از سيستم بلاگر، وبلاگ نويسى در بين فارسى زبانان و در حلقه اى سربسته از بيست نويسنده شكل گرفت، تاكنون كه بيش از سه هزار و هفتصد وبلاگ به وجود آمده است، وبلاگ نويسى چه از نظر كمى و كيفى و چه از نظر مناسبات نويسندگان با يكديگر تحولاتى بنيادين را از سر گذرانده است، چنان كه در اين مدت كوتاه از آن موج خودانگيخته نهضتى پديد آمده است در كار روزنامه نگارى و در قلمرو ادبيات معاصر با ابعادى بس گسترده كه مى تواند موضوع پژوهش هايى قرار گيرد در زمينه هاى جامعه شناسى، روانشناسى اجتماعى، ادبيات مينيماليستى تا زيباشناسى رسانهء اينترنتى و اطلاع رسانى در شبكه و جز اينها. پيشنهاد حسين درخشان در وبلاگ نويسى از همان آغاز تاكنون مبتنى است بر گشت و گذار در شبكه و جمع آورى كلمات پيوندى (لينك) در يك متن تازه، چنان كه در اين متن فرديت نويسنده، دلمشغولى ها و درگيرى هاى فردى و اجتماعى او آشكار شود. در اين معنا وبلاگ نويس يك وبگرد است و وبلاگ سفرنامهء اوست از گشت و گذار در وب و او در واقع يك ماجراجو است كه زواياى پنهان را از نو كشف مى كند و اينها همه هر روز يا هرچند روز يك بار و با اين قصد اتفاق مى افتد كه اطلاعات نهفته در شبكه عموميت يابد و كاربر در نقش يك مصرف كننده بتواند به اعتبار آن تلاش ها و وبگردى ها به بيشترين حجم ممكن از اطلاعات دست يابد. شيوهء ديگرى از وبلاگ نويسى كه مبتنى است بر خاطره نگارى و يادداشت هاى روزانهء يك فرد از همان آغاز با اقبال نويسندگان روبرو شد. در اين شيوه، وبلاگ دفترچهء خاطرات و به يك مفهوم روزنگارهاى نويسنده است كه عواطف و درگيرى هاى عاطفى اش را در جمع به نمايش مى گذارد. اين نوشته ها از ناپيراستگى نشان دارد و خواننده را به دنياى ذهنى نويسنده و حتى به محرميات او رهنمون مى شود و جذابيت متن مديون همان عامل وويريسم در معناى راه يافتن به حريم خصوصى و محرمانهء افراد است. به تدريج شاخه هاى ديگرى از وبلاگ نويسى پديد آمد: وبلاگ هاى تخصصى حاوى اطلاعاتى دربارهء تحولات در شبكهء اينترنت، آخرين نرم افزارها و چگونگى استفاده از آنها و جز اينها. وبلاگ عمومى و گروهى كه توسط چند نويسنده نوشته مى شود و نمايانگر درگيرى هاى يك جمع و دلمشغولى هاى آن جمع است. وبلاگ به عنوان يك نشريهء هنرى و ادبى يك نفره كه بيشتر از تنوع مطالب نشان دارد تا فرديت نويسنده. وبلاگ هاى حرفه اى كه توسط جمعى از روزنامه نگاران، داستان نويسان، شاعران و منتقدان هرچند گاه يك بار پيرامون موضوعاتى مانند اخبار و تفسيرهاى سياسى، اخبار ادبى و سينمايى و تفسير و تحليل هاى آن انتشار مى يابد. وبلاگ هاى دانشجويان كه بازتاب دهندهء اخبار دانشگاهها، نگرانى هاى دانشجويان و فعاليت هاى سياسى و اجتماعى و دلمشغولى هاى ادبى و هنرى و فردى آنان است. وبلاگ هاى مذهبى، وبلاگ هاى عاشقانه و وبلاگ هايى كه به آموزش جنسى مى پردازند و جز اينها. موضوعات و محورهايى كه بر پايهء آن وبلاگ شكل مى گيرد همانقدر متنوع مى تواند باشد كه كيستى و چيستى و انگيزه هاى پنهان و آشكار نويسندگان آنان. از اين نظر وبلاگ را نمى توان از نظر مضمون طبقه بندى كرد و تنها از نظر شيوهء و به يك مفهوم تنها از نظر فرم قابل طبقه بندى است و اين عامل، يعنى آنارشى در مضمون اما فرم پذيرى به نظر نگارنده محور مشترك همهء وبلاگ هاست و در يك مفهوم بر اين محور است كه از وبلاگ به عنوان يك ژانر يا يك نوع مى توان ياد كرد و مى توان از نظر زيباشناسى به آن پرداخت و مشخصات آن را بازنمود.
 
وبلاگ نويسى: يك نوع ادبى و شاخه اى از روزنامه نگارى
بر محور دو عامل آنارشى در مضمون و فرم پذيرى است كه از وبلاگ نويسى به عنوان يكى از انواع ادبى و شاخه اى از روزنامه نگارى معاصر ياد مى كنيم. در اين نوع ادبى و در اين شيوه از روزنامه نگارى تفاوتى ميان يك نويسنده يا روزنامه نگار حرفه اى و نويسنده يا روزنامه نگار غيرحرفه اى نمى تواند وجود داشته باشد. زيرا وبلاگ نويسى مبتنى است بر عدالت، در اين مفهوم كه هر نويسنده اى از اين امكان برخوردار است كه با حلقه اى از مخاطبان ارتباط بگيرد. اگر در رسانه هاى چاپى سلامت و شيوايى نثر و در يك كلام ادبيت اثر يا چگونگى ارايهء اخبار اهميت دارد، در اينجا تنوع كلمات پيوندى كه در مناسبات نويسندگان با يكديگر شكل مى گيرد و منجر مى شود به تردد در وبلاگ متضمن گستردگى يا محدوديت دامنهء مخاطبان است. يعنى آن معيارهاى زيباشناختى در رسانه هاى چاپى كه ارزش گذار است و شاخص است جاى خود را مى دهد به هيت به عنوان تنها عامل ارزش گذارى در نظام ارزش گذارى رسانه اى كه غايت آن دسترسى هر چه گسترده تر است به حلقه اى از مخاطبان. در اين رهگذر هر نويسنده به اندازهء استعداد و وقتى كه روزانهء هزينهء اين كار مى كند مى تواند به گروهى از مخاطبان دست يابد. هر چه ميزان آمد و شد به وبلاگ بيشتر، به همان اندازه دايرهء مخاطبان هم گسترده تر. از اين رو مى گوييم وبلاگ نويسى كه بر سنگ "عدالت" بنا شده است در حيطهء آرمان و آرزو شكل مى گيرد و از بنياد دموكراتيك است و با اين حال در اين چارچوب دموكراتيك از يك نظم طبقاتى كه از جابجايى ارزش ها نشان دارد برخوردار است. هرگاه در مقام مقايسه با رسانه هاى چاپى برآييم، در منطق اين رسانه، هيت در جايگاه ادبيت اثر قرار مى گيرد و به اعتبار هيت است كه نويسنده اى در راس يا در قاعدهء هرم گروهى از وبلاگنويسان قرار مى گيرد. به اين جهت نمى توان هر وبلاگ نويسى را نويسنده ناميد و هر نويسنده اى را وبلاگ نويس. چه بسا در حلقهء وبلاگ نويسان شاعر يا نويسنده و روزنامه نگارى يافت شود كه در شعر يا داستان نويسى و روزنامه نگارى برجسته است، اما در وبلاگ نويسى ناكام و برعكس. به اين جهت وبلاگ نويس اصولا نويسنده نيست، بلكه مطابق پيشنهاد رولن بارت و با توجه به تعريفى كه او از شيوه هاى نگارش در رسالهء "نقطهء صفر ادبيات" به دست مى دهد، وبلاگ نويس را مى توان يك نويسا خواند. تفاوت نويسنده و نويسا فقط در بهره گيرى از امكانات دو رسانهء چاپى و الكترونيكى نيست. بيش از آن كه فرد در رسانه تاثيرگذار باشد، رسانه در فرد تاثيرگذار است و به او جهت مى دهد. يعنى اگر تا پيش از اين نويسنده به قصد جاودانگى كتابى مى ساخت و مى پرداخت، اكنون نوشتن در نظر نويسا و به جبر رسانه ـ در اينجا وبلاگ ـ نوعى روزمرگى و يك وظيفهء روزانه است. تفاوت اين دو مانند تفاوتى ايميل با نامه نگارى ست. اگر نامه طولانى است و پيام آن در فاصلهء ميان سطور نهفته است، و گاه حتى يك حادثه است، ايميل مختصر است و در نهايت ايجاز و با صراحت و آميخته با طنز. پس نتيجه مى گيريم نويسا كسى است كه به جبر رسانه تن مى دهد و روزمرگى را به جاودانگى ترجيح مى دهد و كلام او از برهنگى و ناويراستگى نشان دارد و در اين مفهوم وبلاگ چركنويس افكار نويساست كه در معرض نگاه و قضاوت همگان قرار دارد. 
 
ادبيات در شبكهء وبلاگ ها
گفتيم ادبياتى كه در شبكهء وبلاگ ها پديد مى آيد يك متن نهايى نيست و قطعيت ندارد. بلكه بيشتر يك حادثهء روزمره است. از اين نظر در منطق رسانهء وبلاگ، هرچه متن نزديك تر باشد به زندگى روزانهء نويسا و زبان برهنه تر و ناپيراسته تر باشد، ادبيت آن بيشتر است. شاخص ادبيت اثر در اين منطق همان هيت است و واكنش عاطفى خواننده به متن كه در صفحات نظرخواهى و در قالب مناسبات درون رسانه اى نمود مى يابد. مبناى متن در اينجا كلمات پيوندى (لينك و هايپرلينك) است. در اين مفهوم وبلاگ برخلاف كتاب و كتابت كه تك رسانه اى است، در همنشينى و همجوارى چند رسانه با يكديگر شكل مى گيرد. كلمات پيوندى اين رسانه ها را به يكديگر مى پيوندد و در گره گاه اين پيوندهاست كه متن نهايى شكل مى گيرد. يعنى نوشتهء نويسا در همجوارى و همنشينى با نوشته هاى ديگران قطعيت مى يابد. از اين نظر در اينجا به جاى مناسبات درون متنى كه ساختارگرايان در مناسبات چند اثر قطعيت يافته كشف كرده بودند، مى توانيم از مناسبات درون رسانه اى ياد كنيم كه هر روز و در هر لحظه بر دو محور كلمات پيوندى و چندرسانگى اتفاق مى افتد. پس ادبيت وبلاگ را در گره گاه اين مناسبات بايد ديد و سنجيد. متن ناويراسته و برهنه تنها شاخص ارشگذارى نيست و نمى تواند باشد.
 
روزنامه نگارى در شبكهء وبلاگ ها
روزنامه نگارى ساده تر از ادبيات در قالب وبلاگ خود را گنجانده است و خود را ساده تر با منطق اين رسانه تطبيق داده است. زيرا خبر قطعيت ندارد و روزمره است و با اين حال هدف روزنامه نگار اطلاع رسانى است و كلمات پيوندى و چندرسانگى رسانهء وبلاگ اين امكان را براى روزنامه نگار فراهم مى آورد كه بر محور اطلاع رسانى با حلقه اى از مخاطبان در ارتباط قرار گيرد. به اين جهت اغلب وبلاگ را كه ژانرى ست مستقل شاخه اى از روزنامه نگارى در نظر مى گيرند كه نادرست است، يا دست كم نمايانگر همهء امكانات و استعدادهاى اين رسانه نيست و اين رسانه را در حد يك ابزار براى نوشتن خبر كاهش مى دهد. هرچند كه اين نوع نگاه "كاربردى" است و به آينده نظر دارد و به يك معنا متضمن آيندهء اين رسانه است. ممكن است در آيندهء نه چندان دور ادبيات خلاق از شبكه جدا شود و به همان راه ديرينهء كتابت و نشر برود. اما روزنامه نگارى و روزنامه نگاران مى توانند در كار خبررسانى همچنان از امكانات ابزارى وبلاگ بهره مند شوند.
 
وبلاگ هاى برتر
در دور دوم مسابقهء وبلاگ هاى برتر از ميان 3700 وبلاگ فارسى زبان داوران مسابقه شش وبلاگ را كانديد كردند: 
        - آدم و حوا 
        - آذر و آينه اش
        - خورشيد خانم 
        - كتابدار 
        - كاپيتان هادوك و هيچى
        - وب تگ
از اين ميان سه وبلاگ به عنوان برترين وبلاگ ها برگزيده مى شود و در روز جمعه ششم دى ماه در مراسمى كه ماهنامهء دنياى كامپيوتر و اطلاعات برگزار مى كند جوايزى به نويسندگان اهدا خواهد شد.  وبلاگ هاى "آدم و حوا" و "كتابدار" به قلمرو روزنامه نگارى ادبى، "كاپيتان هادو ك و هيچى" به قلمرو طنز، "وب تگ" به قلمرو اطلاع رسانى و خدمات رايانه اى و "آذر و آينه اش" و "خورشيد خانوم" به قلمرو ادبيات تعلق دارد. حسن محمودى نويسندهء وبلاگ "آدم و حوا" خبرنگار روزنامهء همشهرى است و در وبلاگش هر روز، يا هر چند گاه يك بار خبرهاى فرهنگى را همراه با شرح و تفسير در اختيار كاربران قرار مى دهد. از طريق وبلاگ محمودى مى توان به نانوشته ها و ناگفته ها پى برد و وبلاگ او در يك مفهوم بازتاب دهندهء تام و تمام حوادث فرهنگى در پايتخت است. پريسا بهراملو، نويسندهء وبلاگ آذر و آينه اش از مهاجران ايرانى و در شبكه از قديمى ترين وبلاگ نويسان است. در نامه اى مى نويسد:
 
"امروز صبح به عادت از خانه بيرون رفتم تا بدوم. کنار خانه ما يک پارک جنگلی هست، جايی که ميشود با خيال آسوده قدم زد يا دويد. هوا کمی سرد بود و ابری اما بسيار تميزو لذتبخش. همانطور که ميدويدم فکر کردم بايد امروز حادثه ای اتفاق بيافتد. اتفاقی که بهانه ای شود برای نوشتن. تا بتوانم در پشت آن اتفاق پنهان شوم و در نمايش شرکت کنم يا شرح واقعه بنويسم، بی آنکه نيازی به برهنه شدن باشد. نيم ساعتی دويدم و اتفاق قابل گزارشی نيفتاد. برگشتم. در خانه را که باز کردم، حس کردم حادثه خود من هستم که دری را باز ميکنم يا در ديگری را ميبندم. "
 
خورشيد خانم كه از قذيمى ترين و موفق ترين وبلاگ نويسان به شمار مى آيد زبان عاطفى و عاطفهء نسل پس از دوم خرداد است. در روزنوشت هاى او ما با درگيرى هاى عاطفى و دلمشغولى هاى نسلى آشنا مى شويم كه روزى چشم اميد داشتيم به آنان. در وبلاگ "كتابدار" تازه هاى نشر كتاب در ايران بازتاب مى يابد. از طريق وبلاگ او مى توان به آخرين خبرهاى نشر كتاب در پايتخت دست يافت. نويسندهء وبلاگ كايتان هادوك و هيچى با زبانى آميخته به طنز كل هستى را گاه در يك خط يا در چند جمله كاهش مى دهد و در همسايگى كاريكلماتور روزنوشت هايش شكل مى گيرد و به جهان شكل مى دهد. وب تگ در قالبى فوق العاده زيبا و دقيق از طريق وبگردى ما را در جريان آخرين تحولات نرم افزارها قرار مى دهد. در يك نگاه از طريق اين شش وبلاگ مى توان راهى جست به دنياى ذهنى بيش از 3700 وبلاگ نويس كه هر روز يا هر چند روز يك بار چركنويس افكار خود را در شبكه منتشر مى كنند. تلاش ماهنامهء دنياى كامپيوتر و اطلاعات را ارج مى نهيم.
 
 
 
 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de