| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
کسی برای ديکتاتور گريه نمیکند!
صدام چه زنده باشد و چه مرده، رژيمش به پايان رسيد. سرنگون شد. نظام سفاک و بيرحم و خونخوارش برای ملت عراق سه جنگ خانمانسوز و صدها هزار کشته و زندانی و مجروع و معلول و تبعيدی به جای گذاشت. حالا حتی دوستان ديروزش نيز جرات نمیکنند کلمهای در مدحش بنويسند يا بگويند. انگار آن روح و جان ملت عرب و آن قائد عظیم الشان و آن رهبر کبير و آن بنا کنندهی بزرگ ترين مسجد و کاتب بزرگ ترين قرآن (با خون خود) و آن فرزند برومند تکريت و آن رهرو واقعی ميشل عفلق و.... یک روزه دود شد و به هوا رفت. حتی "ژاک شيراک" که اين اواخر به "ژاک ايراک" مشهور شده بود، از سرنگونی صدام شادمان است و گفته که "اين جنگ نتايج خوبی برای ملت عراق به بار خواهد آورد!" شرودر صدراعظم آلمان هم همچنين و البته در کنارش ولاديمر پوتين هم! از سوی ديگر رهبران جمهوری اسلامی نيز شادی خود را از سرنگونی صدام پنهان نکرده اند. حتی اگر اين شادی به مصلحت روز و ریاکارانه باشد. زمامدان داران ايران که اکنون ناخواسته همسايهی آمريکايی پيدا کرده اند دست و پايشان را حسابی گم کرده اند. حرفهای ضد و نقیض میزنند! ترس و هراس شان آشکار است. گاه از مراجعه به آرای ملت سخن میگويند و گاه از ايجاد يک لبنان تازه برای آمريکا. شيعيان عراق مقيم ايران که دولتی در دولت ايران تشکيل داده اند خواستار سهم خود از سقوط صدام هستند. از سوی ديگر مجاهدين خلق هم هستند که اکنون به نظر میرسد همان نقش سابق شان در عراق ادامه بدهند! يعنی چماقی باشند در دست دولت متمايل به آمريکای عراق، بالای سر جمهوری اسلامی ايران. راستی آقای رجوی کجاست و چه میکند که روزگاری با صدام و طارق عزيز عکس يادگاری میگرفت و روزنامهی مجاهد با چاپ صفحات رنگی پز میداد! خيلیها که ناگهان رگ ضد آمريکائی شان جنبيده بود، در این رويا بودند که عراق باتلاق آمريکا خواهد شد و مانند چه گوارا در پی ايجاد ويتنام ديگری بودند. غافل از این که ويتنام با وجود نيمی از جهان که به شيوه کمونیستی اداره میشدند، ويتنام شد. اکنون فرزندان آن ويت کنگها سخت به مدار سرمايه افتاده اند و اتفاقا هم موفق شده اند که ويتنام را به صورت يک کشور شکوفا با رشد اقتصادی عالی در بياورند. صدام سرنگون شد ولی روسياهی به صدا و سيمای جمهوری اسلامی ماند که سه هفته خود را سخنگوی صدام و حزب بعث کرد و... این شبکه در تمام روز و شب از پيروزی و پيشروی خلق قهرمان عرب و ارتش ظفرنمون گارد رياست جمهوری و "فدائيان صدام" اخبار پخش میکرد و البته از جنايات آمريکا و عقب نشينیهای مفتضحانه شان! صدام سرنگون شد و روسياهی به کيهان تهران ماند که ناگهان صدام پرست شد! دلم برای بازماندگان جنگ ايران و عراق میسوزد. دلم به شهدای جنگ ایران و عراق میسوزد که خالصانه و ناآگاهانه به قتل گاه صدام گسيل میشدند تا رهبران ايران از امدادهای غيبی سخن بگويد و از زیبائیهای بهشتی که در انتظار فرزندان خردسال ايران زمين بود! دلم برای بچههای فلسطين میسوزد که با طناب صدام و صداميان به چاه رفتند. حال نمیدانم آن خيل محنت کشيده با تماشای مردم از بند رسته عراق و شادی لجام گسيخته شان چه فکر میکنند! صدام اگر مرده باشد در زباله دانی تاریخ دفن شده و اگر هنوز زنده باشد تنهاترين و منفورترين شخص عالم است. صدامی که به تعداد مردم عراق مجسمه و تصویر از خود ساخت و گمان میکرد مردم عراق همين مجسمهها تصاوير گوناگون اند. او از اين مجسمهها رای "صد در صد" میگرفت و خود را تنها فاتح جنگهای کرده و ناکردهی تاريخ اعراب میانگاشت. شايد بتوان به سونوشت اين مرد تنها گريه کرد و سرنوشتش را چون آيينه در برابر تمام ديکتاتورها و مستبدان عالم گذاشت که عبرت بگيرند! |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |