| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
نگاهی ديگر به جنگ احتمالی آمريکا و عراق مرتضی
نگاهی
www.negahi.com يكشنبه 11 اسفند
۱۳۸۱
شبانگاه امشب با تلويزيون 24 ساعته آپادانا که در
آمريکا و کانادا و مکزيک قابل تماشا است، مصاحبهای داشتم پيرامون جنگ و پيامدهای
احتمالی آن در منطقه. خانم ويدا شهامت هم بود که از تظاهرات سرتاسری ضد جنگ سخن گفت
و ايرانيان را برای تظاهرات آتی ضد جنگ دعوت کرد. این بانو با هر نوع جنگی مخالف
بود و عقيده داشت که جنگ فقط نکبت بار است. ايشان حتی جنگ با طالبان افغانستان و
جنگ با رژیم اشغالگر عراق را در 12 سال پيش نيز محکوم کرد و صريحا گفت که هر دو این
جنگ ها جز کشت و کشتار بيشتر حاصل ديگری نداشته است. من در پاسخ پرسيدم که در این
صورت اگر طالبان و القاعده در افغانستان می ماند و رژیم عراق هم کويت را در اشغال
نگاه می داشت، بهتر می بود؟ که ايشان باز از جنايات آمريکا سخن گفت و گفت که تاريخ
نشان داده هرجنگی در هر نوعش بد است و ....
من از جنگ دوم جهانی گفتم و از ژاپن و آلمان مثال آوردم که در حقیقت پس از رهایی از چنگال فاشیسم به دموکراسی رسيدند و اين رهائی با ياری آمريکا انجام پذيرفت و این دو کشور و بعدها کشورهای ديگری مانند یوگوسلاوی و غيره نيز با ياری آمريکا و ناتو بود که به قوم زدائی و کشتار همگانی رهبرانی مانند میلوسويچ پايان داد و گرنه اگر صدام ها و ميلوسويچ ها در کويت و يوگوسلاوی بر سرير قدرت باقی می ماندند چه بسا که اقوام و کشورهای دیگری را نيز به کام مرگ و نیستی می کشيدند. متاسفانه جنگ ها همزاد انسان بوده و از نخستين دوران بشر اولیه تا به امروز ادامه داشته است. هر دوره ای جنگ های ويژه خود را داشته و گاه دوره هايی با نام جنگ آن دوره شتاخته می شود و همين جنگ ها گاه سبب ساز برخی از اختراعات و کشف های عظیم شده است. اين سخنان در ستايش جنگ و خونريزی گفته يا نوشته نمی شوند، بلکه می کوشم نگاه فيلسوفانه ای به این پديده نازيبای بشری یا ضد بشری بيندازم. هرچند بر اين باورم که گاه بعضی از جنگ ها گريز ناپذير و حتی ضروری هستند. مانند جنگ های آزادی بخش و جنگ علیه فاشیسم هيتلری و نيز جنگ عليه نطام نژاد پرست يوگوسلاوی ميلوسویچ و نظام جبار و بربر و قرون وسطايی طالبان در افغانستان. اغلب ايرانيان در داخل و خارج نسبت به اين جنگ احتمالی نيز به نوعی خوشبين اند و کنار رفتن صدام را به نوعی تولد دموکراسی در منطقه می دانند. البته من آرزو دارم که صدام _ که اين همه سنگ ملت عراق و عرب را بر سينه می زند _ داوطلبانه از قدرت کنار بگيرد تا يک نطام مردم سالار با انتخاب خود مردم عراق تحت نظر سازمان ملل متحد انجام بگيرد و صدام نيز با اعوان و انصارش و با پول مکفی حتی، به يکی از کشورهای دور دست برود و مانند عيدی امين آسوده و فارغ بال کتاب بنويسد و شعر بسرايد. ( آخر صدام نمايشنامه نويس و رمان نويس هم هست. من چندی پيش مطلبی در اين باب نوشتم.) کنار رفتن صدام شايد سبب شود که آمريکا به اسرائيل فشار بياورد تا دوباره طرح صلح را پی گيرد و گروه های تندرو حماس و جهاد را در انزوا قرار دهد. جورج بوش در سخنرانی پريشب خود به اين موضوع اشاره کرد و گفت: "... کنارگذاشتن صدام حسين از يک سو شبکه های تروريستی را از حامی ثروتمندی محروم خواهد کرد که هزينه پرورش تروريستها را تأمين می کند و به خانواده بمبگذاران انتحاری پاداش می دهد و از سوی ديگر به ساير حکومتها هشدار صريح خواهد داد که پشتيبانی از تروريسم قابل تحمل نيست. آقای بوش همچنين گفت از دولت تازه اسرائيل انتظار می رود در کنار از ميان برداشتن خطر تروريسم و بهبود وضعيت امنيتی از تشکيل دولتی پايدار در فلسطين پشتيبانی کند و با سرعت هرچه بيشتر برای دستيابی به توافق نهايی با فلسطينيان بکوشد؛ "در حالی که به سوی صلح پيش می رويم، شهرک سازی در مناطق اشغالی بايد پايان يابد". وی همچنين از طرحی خبر داد که آمريکا و چند کشور ديگر برای صلح ميان اسرائيل و فلسطينيان در دست تدوين دارند که در آن تمامی شروط لازم برای اينکه هر دو دولت فلسطين و اسرائيليها بتوانند در صلح و آرامش کنار يکديگر به سر برند در نظر گرفته می شود." (تاریخ به قلم جورج بوش، نقل از بی بی سی 27 فوريه) به نظر من کنار رفتن صدام سرآغاز یک سلسله تغییرات اساسی در خاورميانه خواهد بود و سرانجام این گوشهی بحرانی از جهان نيز مانند کشورهای آمريکای لاتين و آفريقای جنوبی و اروپای شرقی به سوی دموکراسی و آزادی و تجدد گام خواهد گذاشت. تا حالا چيزی که در شعارهای روشنفکر کشورهای عربی غايب بود مردمسالاری و آزادی بود. اما همین سه چهار روز پيش دولت عربستان سعودی سرانجام اجازه داد که روزنامه نگاران اتحادیه تشکیل بدهند که در آن کشور واپس گرا و مذهبی گامی ست به سوی آزادی. و اين از نتايج سحر است هنوز! جهان وارد عصر جديدی شده که مشخصات و مختصات ويژه خود را دارد. ما به عنوان انسان های روشنفکر و آزادیخواه نمی توانیم مانع وقوع و بروز جنگ بشويم ولی می توانیم حتی از چنين جنگ هايی نيز دستاوردهائی به سود مردمسالاری داشته باشيم. مردم ايران با علم به اين موضوع بود که با مردم ديگر نقاط جهان در تظاهرات ضد جنگ همگام نشدند و اغلب بر اين اميدند که کنار رفتن صدام از قدرت در نهايت ممکن است سبب به حاشيه راندن نیروهای ضد دموکراسی در ايران بشود و ايران در چنين اوضاع و احوالی گام بزرگی به سوی مردم سالاری و آزادی بردارند. 28 فوریه 2003، سانفرانسيسکو |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |