[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



جنون رهبرى!
در باب خود بزرگ بينى رهبران!
 
 
مرتضى نگاهى
www.negahi.com
جمعه ٢٥ مرداد ١٣٨١
 
رهبران يكه تاز دنيا در كشورهايى كه دموكراسى و مردم سالارى محلى از اعراب ندارد، ناگهان يابو برشان مىدارد و خود را نماينده تام الاختيار خدا و خلق مىدانند و كم كم كار به جايى مىرسد كه خداى خودشان را نيز بندگى نمىكنند و حتى گاهى خدا را بنده خود مىدانند! تاريخ گذشته و حال سرشار از رهبران مجنون است. از نرون و كاليگولا گرفته تا اغلب شاهان و شاهنشان و رهبران خلقى و سلاطين و واليان و غيره .... اين جنون كه البته يك بيمارى بالينى است و خود بزرگ بينى نام دارد، معمولا به رهبرانى سرايت مىكند كه اولا انتخاب نمىشوند و ثانيا دوره رهبري شان به طول مىانجامد. يعنى خيلى به طول مىانجامد! كور كردن پسر و كشتن همسر و دستور قتل عام و سرودن شعر و آواز خواندن و نمايشنامه نويسى و افراط در سكس و سادو مازوخسم و حتى خوردن دل و جگر مخالفان و كباب كردن بچه ها از اعمال خيلى طبيعى اين گونه رهبران مجنون است.
اما در عصر حاضر كه به هر حال سازمان مللى هست و دوربين ماهواره و اينترنت و غيره ... اين گونه رهبران بسيار زجر مىكشند كه مانند اسلافشان نمىتوانند دل و جگر انسان تناول كنند و از پوست تن شان دايره و تنبك درست كنند. با اين همه بوكاسا، رهبر زئير بچه خورى مىكرد و ايدى امين اوگاندا سوار انگليسيان مىشد و مائو كتاب سرخ راهنما مىنوشت و قذافى كتاب سبز. اسكندر و چنگيز و آتيلا و تيمور و ناپلئون و آقا محمد خان قاجار و اغلب رهبران معاصر ما هم به اين بيمارى مبتلا بودند. بين خودمان بماند، من از خواندن سرگذشت و ماجراهاى اين نوع رهبران بدم نمىآيد! مدت ها كتاب چنين كنند بزرگان ويل كاپى به ترجمه و تاليف! نجف دريابندرى از كتاب هاى بالينى من بود. البته هرگز نفهميدم كه ويل كاپى نامى واقعا وجود خارجى دارد يانه! اين جنون با اين كه معمولا براى رهبران اتفاق مىافتد ولى گاهى براى آدم هاى عادى هم ممكن است اتفاق بيفتد. البته نه خيلى عادى! مثلا يك گوينده راديو كشور زنگبار كه تا ديروز از طرز پخت ماماليگا (ماماليگا خوراك ملى رومانى است و معمولا با ذرت درست مى شود.) مى گفت امروز يابو برش مىدارد كه رهبر بلامنازع اپوزيسيون كشور زنگبار شده است! در فيليپين يك هنزپيشه سينما كه رئيس جمهور شده بود ناگهان يابو برش داشت و داشت مىرفت كه به اين جنون مبتلا شود كه نمايندگان مجلس به گوشه زندانش فرستادند كه شكر زيادى نخورد. رهبران مبتلا به اين بيمارى به شكر و نيشكر و گاهى فقط به نى شكر علاقه زيادى پيدا مىكنند و زيادى مىخورند يا مىكشند. (منظور از نى همان نى قليان است كه اينجا براى جور شدن قافيه به جاى وافور به كار رفته است. در هرحال نى قليان با قلقلى و قلفور هم هم قافيه نيست!)
حالا بگذريم....
يكى دو ماه پيش، از نمايشنامه نويسى صدام نوشتم. يادتان كه هست؟ اما امروز از يك چهره شهير شرقى مىنويسم: صفر مراد نياز اف، رهبر كبير تركمن، تركمن باشى، افتخار خلق تركمن، سايه خدا در زمين، فرمانده بزرگ باد و توفان، سير كننده ى منظومه شمسى و قمرى، صاحب ديوان كبير تراكمه، مقام كبير رهبرى تركمنستان و صدها عنوان ديگر.
من عاشق اين بزرگمرد كبير هستم! تا چند ماه پيش موهايش يكدست نقره اي و سفيد بود. حالا مشكى مشكى است. من حدس مىزنم كه ده ها نفر ژورناليست تركمنستان به خاطر چاپ عكس رهبر كبير با موهاى سفيد در بند سياسي زندان عشق آباد در بند باشند! تازه عشق آباد شهر عشق نيست. اين اشك آباد كه اشكانيان ساختند و بعد ها تلفظ تركى و تركمنى "عشق" كه "اشگ" است، به زبان فارسى كه برگردانده شد، اشك آباد شد عشق آباد. بى هيچ عشق و حالى!
اين صفر مراد نيازاف كه دوستى صميمانه اى نيز با «على اكبر بهرمانى» خودمان دارد و اين آقاى رفسنجانى يكى از خاطرات شيرين اش اين است كه يكبار از اسب اهدائى نيازاف سقوط كرده و زمين خورده، تازگى ها براى ايام عمر انسان تعريف هاى جديدى وضع كرده است كه تمام پژوهشگران هاروارد و پرينستون و استانفورد را انگشت به دهان كرده است. شايد هم به خاطر اين كشف بزرگ به دريافت جايزه نوبل نايل بشود.
ايشان كه صاحب بزرگترين مجسمه جهان است و اين مجسمه بر فراز عشق آباد مدام در حال چرخش است و اغلب شهرها و خيابان ها و هتل ها و بيمارستان و باشگاه هاى ورزشى و حتى باران هاى موسمى و توفان و باد هم به نام نامى اش نام گذارى شده، اخيرا ايام كودكى و نو جوانى و جوانى و پيرى را از نو تعريف كرده است:
بنا به دستور او كه از روز سه شنبه (پريروز) در تمام تركمنستان قابل اجرا است، عمر انسان دوازه دوره را شامل مىشود: دوران كودكى، از بدو تولد تا دوازده سالگى، نوجوانى از دوازده سالگى تا بيست و پنج سالگى، جوانى از بيست و پنج سالگى تا سى و هفت سالگى.
از 37 تا 49 دوره بلوغ و رسيدگى، از 49 تا 61 دوران پختگى و از 62 تا 85 سالگى، كه خود شامل دو دوره 12 ساله بسيار مهم عمر است، بنا به دستور مقام كبير رهبرى تركمنستان دوران شكوفايى و خردمندى نام گذارى شده است. نكته بسيار مهم در اين است كه صفرمراد نيازاف همين چندى پيش وارد 62 سالگى شد!
دوره ى سالمندى و پيرى تازه از 85 سالگى آغاز مىشود و تا 97 سالگى ادامه پيدا مىكند. او 97 سالگى تا 109 سالگى را به نام بنيان گذار قوم تركمن اوغوز خان نام گذاشته است. اوغوز خان در 109 سالگى وفات كرد.
بد نيست بدانيد كه بنا به آمار سازمان بهداشت جهانى متوسط طول عمر تركمن ها براى مردان 60 سال و براى زنان 65 سال مىباشد و تركمنستان يكى از فقيرترين كشور هاى آسياى ميانه است.
 

[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de