| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
چرا پاى اعلاميه رابطه ايران و آمريكا امضاء گذاشتم؟
گفته مىشود اگر شاه سفير آمريكا و
انگليس را از ايران اخراج كرده بود
شايد با آن سرعت سقوط
نمىكرد!
در ايران فقط رهبر و باند رسالت و
كيهان و ارتجاعى ترين جناح حكومتى
مخالف گفت و گو و ايجاد رابطه با
آمريكا هستند
مرتضي نگاهي
www.negahi.com جمعه ١٨ مرداد ١٣٨١
اين روزها گويا راديو و تلويزيونهاى لوس آنجلس پيرامون
اعلاميهاى كه توسط برخى از روشنفكران ايرانى خارج از كشور صادر شده، غوغا به راه
انداختهاند كه ما چند ده تن امضاء كننده اعلاميه كذايى از سقوط حتمى و قريبالوقوع
رژيم اسلامى ايران جلوگيرى كردهايم! امشب مادر سالمند يكى از دوستان خوبم با صداى
لرزان و در عينحال خشمگين مرا مورد عتاب و سرزنش قرار داد كه: تو چرا؟ از تو بعيد
است! دوست خوب ديگرى نيز پيامى به شرح زير برايم ارسال كرد:
نگاهي گرامي، به عنوان هموطني كه نوشته هاي شما را ميخوانم بخود حق ميدهم تا اگر پرسشي هم دراين باره داشتم، مطرح كنم. چند روزي است نام شما را در پاي اعلاميهاي ميخوانم كه مشتاق و علاقمند به ايجاد رابطه ميان دولتين ايران و آمريكاست!. همين طور ، امروز، در تلويزيون پارس، شاهد انتقادات تند و تيزي از ناحيه گوينده، نسبت به امضاء كنندگان اين اعلاميه بودم. اكنون براي من كه نديده و نشناخته، تنها با مرور مطالبتان، برايتان احترام قائل هستم- اين پرسش پيش آمده است كه: علاقمندي شما به ايجاد (اين رابطه) با در نظر گرفتن تمام زواياي منفي هر دو حكومت، چه تاثير مثبتي براي ايرانيان دارد و چقدر سبب تجديد نظر حاكمان نسبت به رفتارشان ميشود؟. اگر خواستيد، پرسش من و پاسخ خودتان را در سايت، مطرح كنيد. فكر ميكنم براي بسياري از هموطنان علاقمند، جالب باشد. .......... من چون متاسفانه قادر نيستم تلويزيون پارس را ببينم، نمىتوانم به اين رسانه يا رسانههاى ديگر لوس آنجلس پاسخ بگويم. شايد بهتر مىبود كه اين رسانهها با برخى از اين امضا كنندگاه گفت و گو مىكردند تا دست كم كسانى مانند مادر عزيز دوست من اين چنين عتاب آميز سخن نمىگفتند. بنابراين فقط به احترام خوانندگان محترم مطالب من و ديگر عزيزان چند نكته را توضيح مىدهم. هرچند عقيده دارم كه من به عنوان يك شهروند حق دارم كه پيرامون هر موضوعى اظهار نظر كنم بدون اينكه نيازى به توضيح و توجيه و تفسير داشته باشم! ـ در ايران فقط رهبر و باند رسالت و كيهان و
ارتجاعىترين جناح حكومتى مخالف گفت و گو و ايجاد رابطه با آمريكا هستند. اكثريت
مردم ايران، چه آنان كه طرفدار اصلاحاتاند و چه آنان كه طرفدار تغييرات اساسي و
بنياديناند، موافق رابطه با آمريكا هستند. آمارى كه اخيرا در مطبوعات ايران منتشر
شد هواخواهان ايجاد رابطه را حدود 85 درصد ذكر كرده است. به نظر مىرسد كه رسانههاى
لوس آنجلسى با ارتجاعىترين باندهاى حكومتى همصدا شدهاند!
ـ در صحنه جهانى، حكومت اسلامى ايران در حال حاضر از آن همه شعارهاى رنگارنگ فقط شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل را حفظ كرده است. چون اين نظام نه توانسته عدالت اجتماعى برقرار كند و نه آزادى و دموكراسي به ارمغان آورد. فساد و ارتشاء و فحشا و نا هنجارىهاى اجتماعى بيداد مىكند. اين نظام فقط با شعار مرگ بر آمريكاست كه مىتواند در برابر "مستضعفان" و چپگرايانى از قبيل فيدل كاسترو و چهرههايى چون صدام حسين و بنلادن اندكى "پز" بدهد و براى خود مشروعيت كسب كند. واضح و مبرهن است اين پز خالى از جيب خالى مردم ايران هزينه مىشود. آقاى خامنهاى رهبر ايران شايد به درستى (از نقطه نظر منافع خود و هواخواهانش) اعلام كرده كه هركس حتى حرف گفت و گو با آمريكا بزند خيانت كار است و قابل تعقيب قضايى! چون اگر اين سلاح ضديت با آمريكا هم از دست حكام اسلامى ايران گرفته شود ديگر چيزى براى پز دادن باقى نمىماند و شهادتطلبان انتحارى فلسطين و حزبالله تصاوير حضرات را پاره پوره مىكنند. تصور بكنيد اگر فردا ايران اسلامى با اسرائيل رابطه برقرار كند، آيا اين رابطه براى ايران پيروزى به حساب مىآيد يا براى اسرائيل؟ رابطه با آمريكا هم شكست بزرگى براى ارتجاع و جناح تماميتخواه است. رابطه يا عدم رابطه هيچ تاثيرى در فروپاشى نظامها ندارد. ما در اين عصر شاهد بوديم كه بهترين دوستان آمريكا در اوج دوستى با آمريكا نظام سياسىشان از هم پاشيد يا تغيير كرد. ايران سلطنتى، نيكاراگوئه، فليپين، شيلى، اروگوئه، آراژانيتن، برزيل و خيل كشورهاى ديگر كه به نوعى زير چكمه استبداد بودند، همه و همه در هنگام فروپاشى و تغييرات اساسى با آمريكا رابطه صميمانه داشتند. بنابراين اگر ملت ايران عزم جزم كرده كه تغييرات بنيادين انجام دهد رابطه يا عدم رابطه تاثير چندانى بر اين روند نخواهد داشت. شايد هم تغييرات را شتاب بخشد. گفته مىشود اگر شاه سفير آمريكا و انگليس را از ايران اخراج كرده بود شايد با آن سرعت سقوط نمىكرد! ـ ملت ايران بويژه نسل جوان با اينكه در هر فرصتى نارضايتى و انزجار خود را از اوضاع و احوال موجود نشان داده ولى برخلاف نسل پيشين نمىخواهد به هرقيمتى كه شده انقلاب كند. آن هم انقلابى خونين! انقلابى ترين و پرشورترين جوانان ميهن ما از خون و خونريزى متنفرند. مىگويند رژيم شاه (پدر و پسر) فوقش پنج هزار نفر را كشت، رژيم انقلابى براي انتقامگيرى از اين پنج هزارتن پانصد هزار تن را كشت، حال اگر يك نظام انقلابى ديگرى ظهور كند دست كم بايد پنج ميليون نفر را بكشد! خدا آن روز را نصيب نكند!! |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |