| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
قطعنامه پايانی نشست شـورای عمـومی دفتـر تحكيم
وحدت
(دانشگاه علامه طباطبايی خرداد٨٢)
• مشکل اصلی کشور در حال حاضر مهمتر از
تهديدات خارجی و قشونکشی آمريكا به منطقه قدرتطلبی بخشهايی از حاكميت و کشاندن
نظام به سمت و سوی اقتدارگرايی و جدايی از مردم میباشد
• به نظر ما آنچه امروز محل نقد جدی است و به سبب ساز اصلی نا رضايتی مردم میباشد سياستهای کلی نظام است که مسؤليت مستقيم آن با مقام محترم رهبری و عملکرد نهادهای زير نظر ايشان مانند قوه قضائيه، شورای نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام و صداو سيما میباشد • به نظر ما زمان انتخاب برای همه مسؤلين بويژه آقای خاتمی فرا رسيده است. ما از آقای خاتمی میخواهيم كه به وظيفه تاريخی خود در قبال اعتماد مردم عمل نمايند وگرنه سرنوشت انتخابات شوراهای شهر در انتظار تمامی انتخاباتهای آتی خواهد بود سهشنبه ٢٠ خرداد ١٣٨٢ نشست شورای عمومی دفتر تحكيم در حالی در دانشگاه علامه طباطبايی تشكيل شد كه فشار بر جريان دانشجويی بيش از هميشه شدت گرفته است ، صدور احكام قضايی و محكوميت اعضای انجمنهای اسلامی دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز ، ياسوج ، تربيت معلم سبزوار، يزد و... حمله به جلسات انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اصفهان و همدان ، به گروگان گرفتن رياست محترم دانشگاه علامه طباطبايی، برخورد شبه قانونی هيات نظارت با انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اروميه و همدان ، همه و همه حكايت از تنگتر شدن دايره فعالييتهای مستقل دانشجويی دارد. شركت كنندگان در نشست ضمن بررسی اين مسايل و مشكلات ، توجه خود را بيشتر به شرايط پيچيده وحساس كشور و تهديدات خارجی و داخلی روياروی آزادی ومنافع ملی معطوف نموده و مواضع مشترك خود را به اين شرح اعلام میدارند: الف) انجمنهای اسلامی دانشجويان و دفتر تحكيم وحدت به عنوان تنها تشكل سراسری مستقل و منتقد حاكمييت در دانشگاه فعالييت مینمايد، اعضای انجمنهای اسلامی معتقدند عملكرد مجموعه نظام در زمينههای مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سياسی نواقص و كاستیهای بسيار دارد و از مطالبات و خواستههای ملت فاصله زيادی گرفته است و بويژه در مورد عملكرد سياسی مجموعه نظام انتقادات جدی دارند و معتقدند مجموعه نظام زمينه و ظرفيت لازم برای گسترش مردم سالاری و دمكراتيزه شدن ساخت قدرت از خود نشان نداده و حق و وظيفه خود ميدانند با نقد مستمر و مداوم سياستهای حاكمييت زمينه تغييرات اساسی در اين رويكردها و كاهش زاويه اين سياستها با مطالبات و منافع ملی را فراهم آورند اما متاسفانه در ساليان اخير نه تنها توجهی به اين نقد و انتقادات دلسوزانه صورت نگرفته است كه روز به روز فشار به انجمنهای اسلامی فزونی گرفته است. حمله به كوی دانشگاه و دستگيری فعالان دانشجويی ، بر هم زدن تجمعات وبرنامههای دانشگاهی و مهمتر از همه متصلب شدن سياستها و مقررات دانشگاهی و مخالفت هياتهای نظارت بر تشكلها با فعاليتهای انجمنهای اسلامی دانشجويان و كار شكنی در برگزاری نشستهای دفتر تحكيم وحدت همگی نشانگر مخالفت روز افزون كانونهای قدرت با حضور و فعاليت انجمنهای اسلامی دانشجويان ميباشد سخن روشن و آشكار ما با همه مسولان محترم نظام به ويژه وزير محترم آموزش عالی اين است كه اگر ظرفيت تحمل فعاليتهای انتقادی انجمنهای اسلامی دانشجويان وجود ندارد و اگر در هياتهای نظارت بر تشکلها ، رئيس دانشگاه و نماينده وزير علوم و تحقيقات و فناوری تحت ولايت و قيوميت نمايندگان نهاد رهبری میباشند صريحا" اعلام فرمائيد تا ما هم تکليف خود را بدانيم در غير اينصورت حداقل در روند برگزاری نشستها و برنامههای انجمنهای اسلامی دانشجويان و دفتر تحکيم وحدت ايجاد اخلال صورت نگيرد، ما چندان اشتياقی به ادامه فعاليت در اين چارچوب نداريم كه در اکثر دانشگاهها تصميم گيرنده اصلی مسائل سياسی و فرهنگی مسؤلين دفاتر تحميلی نهاد رهبری به دانشگاهها میباشند و تمامی فعاليتهای رسمی دانشجويان را از زاويه تنگ سلايق خود که عموماً تناسبی با فضای دانشگاه ندارد مینگرند و حکم به ممنوعيت آن میدهند و اين برخوردها در ساليان اخير رفته رفته فضای منع و سرکوب را در دانشگاهها حاكم نموده است. به طوری که برای اخذ مجوز برگزاری يک نشست ساده دفتر تحکيم وحدت ماهها وقت صرف تقاضای مجوز از چندين دانشگاه میگردد و اگر نبود شجاعت برخی از رؤسای محترم دانشگاهها شايد اين زمان مطولتر نيز میشد. طبيعی است ادامه روند متصلب فعلی حتی خوشبينترين دانشجويان را نيز به اين نتيجه برساند که در ساختارهای فعلی موجود درون دانشگاه جايی برای ادامه فعاليت به شکل کنونی باقی نمانده است ب) به نظر ما مشکل اصلی کشور در حال حاضر مهمتر از تهديدات خارجی و قشون کشی آمريكا به منطقه قدرت طلبی بخشهايی از حاكميت و کشاندن نظام به سمت و سوی اقتدارگرايی و جدايی از مردم میباشد. انتخابات شورای شهرها در کلان شهرها هشدار بسيار جدی مردم به مجموعه حاکميت بود و درصورتی که تغيير جدی در عملکردهای نظام صورت نگيرد و شکاف ميان حاکميت و مردم ترميم نشود رويگردانی مردم از نظام و سرکوب نيروهای اوپوزيسيون ملی و وطن دوست همراه با تضعيف جريانهای اجتماعی مانند جنبش دانشجويی و جنبشهای صنفی معلمين و کارگران زمينه را برای دخالت قدرتهای خارجی در امور داخلی کشورمان فراهم میآورد، به نظر ما آنچه امروز محل نقد جدی است و به سبب ساز اصلی نا رضايتی مردم میباشد سياستهای کلی نظام است که مسؤليت مستقيم آن با مقام محترم رهبری و عملکرد نهادهای زير نظر ايشان مانند قوه قضائيه، شورای نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام و صداو سيما میباشد. از نظرما اينک به طور مشخص مقام رهبری در جايگاه اتخاذ يک تصميم سرنوشت ساز قرار گرفته اند: گزينه نخست ، ادامه روند فعلی يعنی بی توجهی به رأی و نظر مردم، سرکوب نهادهای مدنی ، بستن مطبوعات، سرکوب و زندانی نمودن اپوزيسيون قانوني، دانشجويان و روزنامه نگاران میباشد كه حتی گشودن باب مذاكرات و روابط پنهانی با امريکا نيز در خوشبينانهترين شکل آن همانگونه که نمايندگان محترم مجلس نيز به درستی تذکر دادهاند منجر به وابستگی و نهايتا" فروپاشی ميگردد و گزينه دوم که مستلزم تغيير رويكرد اساسی در نگرشها و عملکردهاست اتخاذ رويکرد همگرايی با ملت و پذيرش مردم سالاری به معنای واقعی آن يعنی نزديک شدن سياستهای نظام به نظر اکثريت مردم و حفظ حقوق اقليت، نه پنهان شدن پشت واژههايی مانند مردم سالاری دينی و حاکم نمودن يک اقليت پنج درصدی بر مال و جان و ناموس ملت و اعطاء مصونيت آهنين به آنها می باشد. همانگونه که مقام رهبری از حق تعيين سرنوشت ملت عراق توسط مردم اين کشور دفاع میکنند و به درستی از امريکا میخواهند به نظر ملت عراق در مورد سرنوست اين کشور تن در دهد، به دور از منطق نيست اگر انتظار داشته داشته باشيم حق حاکميت ملت ايران بر سرنوشت خويش نيز از سوی ايشان پذيرفته گردد. مسلماً اگر چنين رويكردی از سوی عالیترين مقام رسمی كشور اتخاذ گردد كشور ما میتواند ضمن عبور از اين گردنه سخت به جايگاه شايسته خويش در منطقه و جهان نيز نائلايد. حفظ استقلال و تماميت ارضی كشو ، دفاع از هويت، تاريخ و تمدن چند هزار ساله ايرانی و قائل بودن به حق ايران برای تقويت بنيه دفاعی خويش در مقابل دشمنان سراپا مسلحی مانند اسرائيل كه مجهز به سلاحهای پيشرفته كشتار جمعی و اتمی نيز میباشند. وجه اشتراك تمامی جريانهای وطن دوست و تك تك جوانان برومند اين مرزوبوم است و در صورتی كه حكومت بتواند اعتماد نسبی ملت را به همراه داشته باشد نه تنها اكثريت مردم حاضرند قصورهای گذشته را ناديده بگيرند بلكه همه پشت سر حاكميت از استقلال و تماميت ارضی كشور در مقابل مخاطرات خارجی دفاع خواهند كرد. ملت ايران ملت بزرگی است و بارها نشان داده است به دنبال انتقام جويی و كينه كشی نيست و هرجا صداقت و شجاعت نقد خود و پذيرش منافع ملی را مشاهده كند ظرفيت عبور از گذشته و ناديده گرفتن بسياری از قصورها و تقصيرها را دارد لذا با توجه به اين مطالب و در نظر گرفتن شرايط خطير موجود پيشنهاد مینماييم گامهای اساسی ذيل برای برقراری آشتی ملی و ترميم اقتدار كشور تا دير نشده برداشته شود: 1. زمينه تغيير در قانون اساسی و ساير قوانين كشور برای نزديكتر شدن نظام به معيارهای مردمسالارانه و حقوق بشر فراهم گردد. 2. تمامی موانع موجود بر سر اعمال نظرات مردم و حفظ جمهوريت نظام بويژه مقاومتهای بدون مبنا وتماميت خواهانه شورای نگهبان ومجمع تشخيص مصلحت نظام در مقابل تصميمهای مجلس به عنوان خانه ملت برداشته شود وبه عنوان اولين گام لااقل لوايح دوگانه ارسالی از سوی ريست جمهوری پذيرفته گردد. 3. روند سركوبگرايانه فعلی قوه قضاييه در مقابل اپوزيسيون درونی ، روزنامه نگاران، دانشجويان وروشنفكران متوقف گردد وتمامی زندانيان سياسی و عقيدتی بدون قيد و شرط آزاد شوند. 4. نگرش نسبت به اقليتهای قومی و مذهبی اصلاح شود و تمام ايرانيان از حقوق فردی و جمعی يكسان بهرهمند گردند وبه طور مشخص روند تبعيض آميز موجود در مديريت كشور نسبت به اقليتهای قومی ومذهبی پايان پذيرد. 5. حق نظارت مردم بر تمامی نهادها ومسؤلين بويژه مقام محترم رهبری به عنوان مقامی كه از اختيارات بسيار زيادی در قانون اساسی برخوردار است به رسميت شناخته شود ومكانيسمهای اعمال نظارت ملی بر تمامی مسؤلين واركان كشور ايجاد گردد. پذيرش مطالبات ملی كه بخشی ازآن در فوق آمد از سوی مقام رهبری میتواند سبب ساز عبور مسالمت آميز و كم هزينه كشور از شرايط خطير موجود و بر خورد مقتدرانه با زياده طلبیهای آمريكا در منطقه و مهمتر از ان زمينه ساز تحقق آرمانهای آزادی خواهانه و استقلال طلبانه مردم ايران در جنبشهای سده اخير بويژه انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت ، انقلاب شكوهمند بهمن 57 و خيزش ملی دوم خرداد 76 باشد. پ) 6 سال از سر فصل خجسته خرداد 76 میگذرد و مجموعه جريان اصلاح طلبی و شخص آقای خاتمی دستاوردها و ناكاميهای قابل احصاء وشمارش فراوانی دارد كه میتوان بادقت به تحليل و تفسير آن پرداخت اما به نظر ما اينك جريان اصلاح طلبی به يك پيچ تند نزديك ميشود قطعاً افراد و جريانهای اصلاح طلب نيز به مرور انتخابهای استراتژيك خود را صورت خواهند داد و هر يك راه خود را از نو بر خواهند گزيد در اين ميان موضع شخص آقای خاتمی مسلماً از اهميت بسياری برخوردار است .به نظر ما در شرايط كنونی كيان اصلاح طلبی مردم سالار از دو سو به شدت تهديد میگردد: نخست جريان اقتدار گرای حاكميت كه تنها صدای سركوب آزاديهای ملی و توطئه چينی برای بريدن هر صدای مخالف از حلقوم آن به گوش میرسد و ديگری جريان سلطه طلب جهانی است كه با محوريت جرج بوش و نومحافظه كاران حاكم بر كاخ سفيد لگام گسيخته و بدون پايبندی به هيچ قانون بين المللی در انديشه تصاحب ايران عزيز میباشند. تاييد و تقويت جريانهای ارتجاعی سلطنت طلب كه نه در فرهنگ و ادبيات آنان نشانهای از اعتقاد به دموكراسی و حقوق بشر ديده میشود و نه در كارنامه آنان چيزی جز سركوب و شكنجه و اعدام مبارزان راه ازادی و استقلال برای ارائه وجود دارد از سوی نومحافظه كاران دليل قاطعی است براحساس خطر جدی نيروهای ملی و آزادی خواه از برنامههای آتی امريكابرای منطقه و بويژه ايران . در اين شرايط حساس و پيچيده و با توجه به تهديدهايی كه ذكر شد شكل گيری همگرايی نيروهای ملی و آزادی خواه داخل و خارج كشور كه قائل به حفظ استقلال و تماميت ارضی كشور و گسترش دموكراسی و حقوق بشرمی باشند در مقابل اقتدار گرايان داخلی وسلطه طلبان خارجی يك ضرورت ملی است. آقای خاتمی به عنوان فردی كه در دو انتخابات موفق شده است در جايگاه اعتماد عمومی قرار گيرد و هنوز هم از جايگاه و زمينه قابل توجهی در ميان افكار عمومی برخوردار است ميتواند نقش مهمی در اين راستا ايفا نمايد. به نظر ما زمان انتخاب برای همه مسؤلين بويژه آقای خاتمی فرا رسيده است. ما ضمن حمايت قاطع از موضع اخير ايشان در مورد لوايح دوگانه و مقاومت در مقابل عملكرد اقتدارطلبانه اعضای شورای نگهبان از آقای خاتمی میخواهيم كه به وظيفه تاريخی خود در قبال اعتماد مردم عمل نمايند وگرنه سرنوشت انتخابات شوراهای شهر درانتظار تمامی انتخاباتهای آتی خواهد بود و مهم تر از آن تمامی كنشهای اصلاح طلبانه درونی با بی تفاوتی مردم روبرو خواهد شد و خلا ناشی از عملكرد ضعيف اصلاح طلبان و نيروهای آزادی خواه ملی ميتواند بزرگترين ضربه را به مردمسالاری ، منافع ملی و تماميت ارضی كشور وارد نمايد. ت) حضور نيروهای امريكايی در كشور عراق و بی توجهی امريكا نسبت به قوانين و مقررات بين المللی و تهاجم نظامی به كشور عراق هرچند كه قابل توجيه و دفاع نمیباشد اما همانگونه كه در بيانيه اخير برخی از انجمنهای اسلامی دانشجويان نيز گفته شده است نفس فروپاشی رژيم ديكتاتور و جلاد صدام حسين در عراق اينك فرصتی هر چند محدود را در اختيار مردم و نيروهای سياسی عراقی قرار داده است تا در وهله اول تلاش نمايند اداره امور كشور خود را در اختيار بگيرند وپس از آن در راستای ايجاد يك نظام مبتنی بر قواعد مردمسالارانه و منافع ملت مظلوم عراق تلاش نمايند والسلام شورای عمومی اتحاديه انجمنهای اسلامی
دانشجويان دانشگاههای سراسر كشور
(دفتر تحكيم وحدت ) خرداد 1382 |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |