‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





نهضت مقاومت ملی ايران
٢٩ فروردين ، سالروز ترور دكتر عبدالرحمن برومند
 
 
 
يكشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۲

روز ٢٩ فروردين ١٣٧٠ برابر ١٨ آوريل ١٩٩١ ، آدمكشان جمهوری اسلامی دكتر عبدالرحمن برومند ، رئيس هيئت اجرائی نهضت مقاومت ملی ايران را ، ميان روز در برابر ورودی خانه اش در پاريس ، بوسيله‌ی اسلحه سرد كشتند و سه ماه و چند روز بعد ، همين آدمكشان يا همكاران آنها ، شاپور بختيار رهبر نهضت را با همان وسيله به قتل رساندند.
در محاكمه قاتلان بختيار ، كه در ماه نوامبر ١٩٩٤ در درادگاه جنائی پاريس برگذار شد ، به موجب قرائن و شواهد متعددی كه از سوی دادستان ارائه گرديد ، روشن شد كه قتل بختيار و برومند جزء برنامه‌ای بوده كه در يك كميته عالی در جمهوری اسلامی طرح ريزی شده و به مرحله‌ی اجرا در آمده است. كميته‌ای كه متعاقباً در محاكمه قاتلان رهبران كرُد در برلن ، تركيبش بروشنی شناخته شد و به صراحت افشا كرديد كه تحت رياست سيد علی خامنه‌ای تشكيل می‌شده است. ترديدی نيست كه برنامه ريزان اين دو ترور به خوبی به نقش كار آمد و سازنده بختيار و برومند دست در دست ، در جمع آوری و اتحاد و اتفاق نيروهای مخالف ولايت فقيه ، پی برده بود. هر دو را كاملاً می‌شناختند و اعتقاد خلل ناپذير هر دو را به آزادی و حاكميت ملی از يك طرف و سرسختی و آشتی ناپذيری شان در مبارزه با ديكتاتوری را آزموده بودند و وجود آنها را خطری بلقوه برای ادامه سلطه خود می‌دانستند.
عبدالرحمن برومند كه متولد ١٣٠٦ بود و در سن ٦٤ سالگی ترور شد چهل و چند سال سابقه‌ی نعاليت سياسی داشت از هنگام تحصيل به عنوان يك معتقد پر جوش نهضت ملی ايران به رهبری دكتر مصدق ، شناخته شده بود. مراجعت او از سويس ، پس از اخذ ديپلم دكترای حقوق ، مصادف با دوران سياه بعد از كودتای ٢٨ مرداد ٣٢ بود كه ديگر فعاليت علنی در جهت نهضت ملی ايران ممكن نبود. لذا برومند به فعاليت مخفی در كنار بازماندگان جبهه‌ی ملی از جمله دكتر شاپور بختيار، پرداخت. جوش و خروش او و موقعيتش در اصفهان ، موجب شد كه در انتخابات دوره‌ی بيستم مجلس شورای ملی- كه وعده‌ی آزادی انتخابات داده بودند – به پيشنهاد دكتر بختيار و تصويب جبهه‌ی ملی ، نماينده اصفهان معرفی شد. ولی قبل از شروع انتخابات از طرف مقامات امنيتی دستگير و به زندان تهران منتقل گرديد. پس از آزادی از زندان ، در اولين كنگره جبهه‌ی ملی در ١٣٤٠ ، به عضويت شورای مركزی جبهه‌ی ملی انتخاب شد. در زمان نخست وزيری دكتر امينی و آزادی نسبی كوتاه مدت ، كه برگذاری ميتينگ معروف جلاليه امكان پذير شد ، باز برومند يكی از فعال ترين اعضأ جبهه ملی در اين جريان بود و در ماجرای دستگيری سران جبهه ملی كه به دنبال برگذاری ياد بود سی ام تير صورت گرفت ، همراه آنان بازداشت شد. از سال ١٣٤١ به بعد كه ديگرهيچ فعاليت سياسی ممكن نبود ، پنهانی به تماس مستمر خود با ياران جبهه ملی ادامه داد. در اواخر سال ١٣٥٦ كه جبهه ملی دوباره اجازه‌ی فعاليـت يافت ، دكتر برومند بعنوان عضو شورای مركزی جبهه ملی فعاليت آشكار را از سر گرفت و بخصوص درايام بحرانی انتصاب دكتر بختيار به نخست وزيری ، تمام انرژی خود را برای منصرف كردن عناصر مخالف جبهه ملی از روياروئی با بختيار و پرهيزاز تفرقه بكار گرفت كه متأ سفانه بی نتيجه ماند. پس از سقوط دولت ملی و سلطه‌ی آخوند ، دكتر برومند ازاولين كسانی بود كه درفرانسه ، برای ايجاد يك سازمان سياسی مبارز به دكتر بختيار كمك كرد ، پس ازآنكه درمرداد ١٣٥٩ ، نهضت مقاومت ملی ايران پايه گذاری شد ، او بعنوان رئيس هيئت اجرائی نهضت ، تمام كوشش خود را صرف جلب حداكثر نيروهای ملی به ، اين سازمان كرد. درايامی كه بسياری ازهموطنان پناهنده به خارج از كشور ، از وحشت آدمكشان بی پروای جمهوری اسلامی ، بطور پنهانی زندگی می‌كردند ، برومند با جرايد مصاحبه می‌كرد درمجالس و محافل سخنرانی ميكرد ، در تظاهرات عليه جمهوری اسلامی شركت ميكرد و درجواب دوستانی كه مرتباً خطر را به او يادآوری میكردند ، با وارستگی اين بيت خواجه شيراز را در جواب آنها ميخواند:
گر نثار قدم يار گرامی نكنم
گوهر جان به چه كار دگرم باز آيد
دوران مهاجرت صفحه‌ی پر افتخار ديگری بر صفحات حيات سياسی برومند افزود. البته هيچ ايرانی را نمی‌توان فارغ از درد وطن وخيال ايران تصور كرد. ولی تفاوت برومند با بسياری ديگرازهموطنان اين بود كه او سرود عشق ايران خواندن و مرثيه‌ی از دست رفتن ايران سرودن را كافی نمی‌دانست. با تمام وجود و با تمام قوا برای استقرار دمكراسی و حاكميت ملی ، كه آنرا لازمه سعادت ملت ايران ميدانست تلاش و مبارزه ميكرد. آدمی كه ميتوانست با ثروت موروثی ، بی هيچ دغدغه خاطر ، در گوشه‌ی آرامی از دنيای آزاد و آباد ، از لذايذ زندگی بهره ببرد، بی اعتنا به خطری كه بخاطر فعاليت سياسی پر تحرك در كنار شاپور بختيار، جانش را و جان خانواده و فرزندان دلبندش را تهديد ميكرد ، دمی از مبارزه برای آزادی و سر بلندی ايران از پا ننشست و عاقبت حيات گرانمايه را بر سر اين سودا گذاشت. درسی كه برومند از گذ شت و فداكاری در راه عزت و شوكت ايران داد ، بخاطرسپردنی و ياد گرفتنی است.
 
ايران هرگز نخواهد مرد
نهضت مقاومت ملی ايران
آوريل ٢٠٠٣
 
نهضت مقاومت ملی ايران
National Movement of Iranian Resistance
NAMIR
Founded by Chapour Bakhtiar
Poste Restante 1000 Lausanne 19 Switzerland
 
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de